Psychokinesis (Yeomryuk / 염력)

Psychokinesis (Yeomryuk / 염력) (염력)

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Väljalaske info

Psychokinesis 2018 KOREAN 720p NF WEBRip DD5 1 x264-NTG
Psychokinesis 2017 1080p FHDRip H264 AAC-NonDRM
Psychokinesis 2018 1080p NF WEB-DL DD5 1 x264-NTG
Psychokinesis 2018 1080p(@Mehdi Rain)
Psychokinesis 2018 480p 720p(@Mehdi Rain)
Kommenteerib Mehdi_Rain
➤➤➤Translator : Mehdi_Rain ➨ ➨ ➨ Telegram : @Mehdi_Rain

Sildid

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
1080
hdrip
HDRip
HD
webrip
720p
720
BRip
Avaldatud: 2018-06-06
Allalaadimised: 29
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

‫غذایِ افسانه ای امروز مرغ سوخاریه!

‫اوه خدای من. دهنم آب افتاد

‫خب، کی صاحب این رستورانه ‫که این غذای خوشمزه رو درست میکنه؟

‫رئیس، کجایی؟

‫من صاحب این رستورانم

‫خدای من!

‫صبر کن، این خانم جوون ‫یه کارکن پاره وقت نیست؟

‫در واقع صاحب اینجاس؟

‫رازِ ما روش سرخ کردنِ عمیقه

‫دمای روغن باید 170 درجه باشه

‫مزه مرغ زمانی عالی میشه که ‫دقیقا 11 دِیقه به صورت عمیق سرخ شده باشه

‫و حالا، فقط باید منتظر بمونیم ‫خب، رئیس شین

‫به نظرتون الان به جای اینکه اینجا مرغ سرخ کنید ‫نباید با دوست پسرتون برید سر قرار؟

‫وقتی تقریبا 10 سالم بود،

‫پدرم یهویی خونه رو ترک کرد

‫از اون موقع، مادرم،

‫دوران سختی رو پشت سر گذاشت

‫با زیور آلات دخترونه مثل گیره مو ‫که خانوما استفاده میکنن حتما آشنایی دارین

‫من اونا رو به طور عمده ‫از بازار دونگ دِمون میخریدم

‫و تو ایستگاه های مترو می فروختم

‫مادرم هنوزم بهم میگه که ‫من بهترین مرغ سوخاری رو درست میکنم

‫این رئیس جوون برای رسیدن به رویاهاش ‫خیلی سخت کار میکنه

‫مطمئنا شین رومی آینده درخشانی داره!

‫مرغ سوخاری با فلفل قرمز چونگیانگ، ‫فوق العاده ـس

‫فوق العاده ـس ‫فوق العاده ـس

‫ ،مرغ سوخاری با فلفل قرمز چونگیانگ ‫فوق العاده ـس

‫ کارآفرین جوان با استعداد ‫شین رومی، رستوران مرغ مایم مایم

‫بله، رومی؟

‫هی، آجوشی ‫ آجوشی : به مرد میانسال گفته میشه

‫حتما اولین جا رستوران منه ‫چی؟

‫اونا اومدن اینجا ‫آها، باشه. الان میام اونجا

‫هی، عوضیا ‫هل بدین

‫چطور جرات میکنین بیاین اینجا؟ ‫بیا اینجا بینم

‫شما اصلا مجوز دارین؟ ‫بی شرفا!

‫از سر رامون برو کنار! ‫حرومزاده ها!

‫بیارینش بیرون!

‫آدم باش، فهمیدی؟

‫ولم کنین! حرومزاده ها ‫بِکشینش بیرون

‫خدای من...

‫گمشو!

‫آهای، ولم کنین

‫از اینجا ببرینش ‫ولم کنین!

‫رومی! ‫بِکشین ببرینش

‫نمیتونم برم. من هیچ جا نمیرم ‫ای بابا

‫رومی! ‫دخالت نکن!

‫عوضیا ‫از اینجا ببرینش!

‫بیاین زود تمومش کنین

‫زود باشین، خودتونو بجنبونین ديگه ‫ولم کنین!

‫ولم کنین. من هیچ جا نمیرم! ‫ولم کنین!

‫مامان! ‫تکون نخور

‫مامان! ‫ای وای. دختره یِ هرزه

‫ رستوران مرغ مایم مایم

‫بیا اینجا کمکم کن

‫مامان! حرومزاده ها... ‫دختره ی هرزه...

‫ای بابا، تکون نخور ‫مامان!

‫از اینجا ببرینش ‫حق ندارین بهش دست بزنین!

‫لعنتی، خراب کردیم

‫مُرده؟

‫نفس میکشه؟ ‫همین الان زنگ بزن به رئیس

‫وای، لعنتی

‫اون زن اصلا تکون نمیخوره

‫بذارین رَد بشیم ‫ای بابا، این دیگه چیه؟

‫مامانِ رومی ‫خدای من

‫مامانِ رومی! ‫رومی!

‫نه... ‫رومی...

‫حرومزاده ها! کی اینکارو کرد؟ ‫لعنتی

‫میشه یکی زنگ بزنه اورژانس؟

‫به پلیس زنگ بزنین!

‫حرومزاده ها ‫زنگ بزن اورژانس

‫ در حال جراحی

‫چه بلایی سر آبِ چشمه اومده؟

‫فکر کنم این آب کثیفه

‫بذارین یه کم بردارم

‫آیگو...

‫مزش عجیب بود

‫این آب خراب شده

‫عجبا، چطوریه که هیچکی حرفمو باور نمیکنه؟

‫سلام

‫ دورجنبی

‫ تا زمانی که منتظرید ‫یک فنجان قهوه نوش جان کنید

‫آیگو، واقعا که

‫اگه کارت تموم شده، یه کم قهوه بخور

‫قهوه؟ ‫آره

‫قهوه خیلی خوبه

‫بذار ببینم

‫سوکهون، چرا انقدر قهوه فوری میخری؟

‫من اینا رو نخریدم

‫وقتی کُلی از اینا تو بانک پیدا میشه ‫چرا باید بخرمشون؟

‫اما، اینا رو برای مشتریا گذاشتن

‫من اینجا فقط یه خدمتکارم، ‫واسه همین فکر نکنم بتونم

‫از این قهوه مجانی بخورم

‫ای بابا، اینطوری نباش

‫هیچکس چیزی نمیگه

‫من حتی دستمال توالت رو از اینجا برمیدارم

‫ببین!

‫خیلی جرات داریا

‫باید بذاری سر جاش ‫نه، اینکارو نمی کنم

‫عجبا

‫قهوه نمیخوری؟

‫ای وای

‫دلم درد میکنه. حتما بخاطرِ ‫آب چشمه ایه که امروز صبح خوردم

‫این روزا حتی باید حواست به آب چشمه هم باشه

‫شنیدم آب لوله کشی بهتر از آب کثیفه

‫نگران نباش. وقتی دارم میرم خونه ‫سر راهم یه لیوان سوجو میخورم که کاملا خوب بشه

‫آیگو، انقدر نخور

‫تو دیگه جوون نیستی ‫باید مواظب سلامتیت باشی

‫حتی کسی رو نداری که ازت مراقبت کنه

‫خواهشا شکمَم رو ماساژ بده

‫اوه، آقا

‫خب... بذار ببینم

‫هیونگ نیم، خدافظ

‫ دفتر نگهبانی

‫فردا دیر نکنیا

‫روزای قبل نیم ساعت دیر کرده بودی

‫باشه، خیلی خب ‫ای خدا، خیلی نق میزنه

‫آجوما، این بسته های قهوه مال مشتری هامونه ‫ آجوما : به زن میانسال گفته میشه

‫کی گفته میتونی اونا رو برداری؟

‫تو همونی هستی که اینا رو می دزدید، نه؟

‫نه، این اولین بارمه

‫ببین، فکر میکنی اینا رو میذارم اینجا ‫که تو اینطوری برشون داری؟

‫عقل تو سرت نیست؟

‫فکر میکردم وقتی هوس خوردن ‫یه چیز شیرین میکنم، میتونم اینا رو بخورم...

‫منم دارم میگم که چرا اینطوری فکر میکردی!

‫آجوما؟

‫میشه حداقل بهم نگاه کنی؟ ‫الان دارم با تو حرف میزنم

‫معذرت میخوام

‫آجوما، باید اینو از حقوقِت کم کنیم

‫ای خدا، زنِ احمق ‫اگه یهویی...

‫اونقدر زیاد برداری ‫معلومه که میفهمن و مُچتو میگیرن

‫آیگو، دارم خفه میشم

‫ای خدا. خیلی بی فکره

‫معده ـم...

‫درد میکنه...

‫نه

‫نه!

‫ای بابا

‫آجوشی؟ آجوشی!

‫نمیتونی به اندازه کافی مشروب بخوری؟

‫ببین چه گندی زدی!

‫متاسفم ‫همین الان برو خونه

‫زود باش بلند شو برو خونه

‫آیگو...

‫ای خدا مُردم

‫الو؟

‫الو؟

‫بابا

‫منم، رومی

‫مامان فوت کرده

‫فکر کردم باید بدونی

‫آیگو، رومی...

‫بهت تسلیت میگم

‫بچه بیچاره...

‫رومی، قوی باش. باشه؟

‫متاسفیم که نمیتونیم بمونیم

‫مشکلی نیست ‫دیگه باید برید

‫خدای من...

‫عزیزم، بیا بریم

‫آیگو...

‫آیگو...

‫آروم باش

‫من مشکلی ندارم

‫مواظب باش ‫برو تو

‫خدافظ ‫بیا بریم

‫خدافظ ‫خدافظ

‫ای خدا...

‫ببخشید یهویی بهت زنگ زدم

‫اون مریض بود؟

‫خیلی یهویی اتفاق افتاد

‫چون شماره ـت رو تو گوشی مامان پیدا کردم ‫بهت زنگ زدم

‫منظورم اینه...

‫همونطور که میدونی تو بابامی

‫یه کم غذا بخور

‫رومی ‫عوضیا!

‫چطور جرات میکنین پاتونُ اینجا بذارین؟

‫ای وای ‫خجالت بکش

‫لطفا آروم باش ‫ولم کن!

‫ما اومدیم اینجا تسلیت بگیم ‫چرا اینجوری میکنی؟

‫آجوما، لطفا آروم باش ‫ولم کن. گفتم ولم کن

‫اون عوضی... ‫چرا اینجوری میکنی؟

‫چه مرگت شده؟ ‫لطفا بس کن

‫این دیگه چیه؟ ‫عجبا

‫رومی

‫هی، موهاتُ فر کردی؟

‫حتی ترمیم کننده هم زدم ‫آیگو، عجب احمقيه

‫چی؟ احمق؟

‫آقای مین

‫فکر میکردم تو دادگاه می بینمت

‫چرا باید تو دادگاه همدیگه رو ببینیم؟

‫رومی، تو زندگی رو برام سخت میکنی ‫بدجور تحت فشار و استرسم

‫چرا تو باید... ‫هی

‫مامانت موقع رانندگی فوت کرد

‫چرا ما رو مقصر نشون میدی؟

‫معلومه چون تَوَهم بَرِت داشته ‫اینطوری فکر میکنی

‫چی؟ توهم؟ هی، ولم کن ‫هی، تمومش کن

‫چی شده؟ ‫ولم کن!

‫بهت گفتم ولم کن!

‫خدای من! ‫چطور جرات میکنی بهم بگی توهم زدم؟

‫بسه دیگه ‫این چیه؟

‫عجبا! ‫آقای مین

‫این کشور قانون داره ‫چرا طبق قانون پیش نریم؟

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left