Esimesed 200 rida.
غذایِ افسانه ای امروز مرغ سوخاریه!
اوه خدای من. دهنم آب افتاد
خب، کی صاحب این رستورانه که این غذای خوشمزه رو درست میکنه؟
رئیس، کجایی؟
من صاحب این رستورانم
خدای من!
صبر کن، این خانم جوون یه کارکن پاره وقت نیست؟
در واقع صاحب اینجاس؟
رازِ ما روش سرخ کردنِ عمیقه
دمای روغن باید 170 درجه باشه
مزه مرغ زمانی عالی میشه که دقیقا 11 دِیقه به صورت عمیق سرخ شده باشه
و حالا، فقط باید منتظر بمونیم خب، رئیس شین
به نظرتون الان به جای اینکه اینجا مرغ سرخ کنید نباید با دوست پسرتون برید سر قرار؟
وقتی تقریبا 10 سالم بود،
پدرم یهویی خونه رو ترک کرد
از اون موقع، مادرم،
دوران سختی رو پشت سر گذاشت
با زیور آلات دخترونه مثل گیره مو که خانوما استفاده میکنن حتما آشنایی دارین
من اونا رو به طور عمده از بازار دونگ دِمون میخریدم
و تو ایستگاه های مترو می فروختم
مادرم هنوزم بهم میگه که من بهترین مرغ سوخاری رو درست میکنم
این رئیس جوون برای رسیدن به رویاهاش خیلی سخت کار میکنه
مطمئنا شین رومی آینده درخشانی داره!
مرغ سوخاری با فلفل قرمز چونگیانگ، فوق العاده ـس
فوق العاده ـس فوق العاده ـس
،مرغ سوخاری با فلفل قرمز چونگیانگ فوق العاده ـس
کارآفرین جوان با استعداد شین رومی، رستوران مرغ مایم مایم
بله، رومی؟
هی، آجوشی آجوشی : به مرد میانسال گفته میشه
حتما اولین جا رستوران منه چی؟
اونا اومدن اینجا آها، باشه. الان میام اونجا
هی، عوضیا هل بدین
چطور جرات میکنین بیاین اینجا؟ بیا اینجا بینم
شما اصلا مجوز دارین؟ بی شرفا!
از سر رامون برو کنار! حرومزاده ها!
بیارینش بیرون!
آدم باش، فهمیدی؟
ولم کنین! حرومزاده ها بِکشینش بیرون
خدای من...
گمشو!
آهای، ولم کنین
از اینجا ببرینش ولم کنین!
رومی! بِکشین ببرینش
نمیتونم برم. من هیچ جا نمیرم ای بابا
رومی! دخالت نکن!
عوضیا از اینجا ببرینش!
بیاین زود تمومش کنین
زود باشین، خودتونو بجنبونین ديگه ولم کنین!
ولم کنین. من هیچ جا نمیرم! ولم کنین!
مامان! تکون نخور
مامان! ای وای. دختره یِ هرزه
رستوران مرغ مایم مایم
بیا اینجا کمکم کن
مامان! حرومزاده ها... دختره ی هرزه...
ای بابا، تکون نخور مامان!
از اینجا ببرینش حق ندارین بهش دست بزنین!
لعنتی، خراب کردیم
مُرده؟
نفس میکشه؟ همین الان زنگ بزن به رئیس
وای، لعنتی
اون زن اصلا تکون نمیخوره
بذارین رَد بشیم ای بابا، این دیگه چیه؟
مامانِ رومی خدای من
مامانِ رومی! رومی!
نه... رومی...
حرومزاده ها! کی اینکارو کرد؟ لعنتی
میشه یکی زنگ بزنه اورژانس؟
به پلیس زنگ بزنین!
حرومزاده ها زنگ بزن اورژانس
در حال جراحی
چه بلایی سر آبِ چشمه اومده؟
فکر کنم این آب کثیفه
بذارین یه کم بردارم
آیگو...
مزش عجیب بود
این آب خراب شده
عجبا، چطوریه که هیچکی حرفمو باور نمیکنه؟
سلام
دورجنبی
تا زمانی که منتظرید یک فنجان قهوه نوش جان کنید
آیگو، واقعا که
اگه کارت تموم شده، یه کم قهوه بخور
قهوه؟ آره
قهوه خیلی خوبه
بذار ببینم
سوکهون، چرا انقدر قهوه فوری میخری؟
من اینا رو نخریدم
وقتی کُلی از اینا تو بانک پیدا میشه چرا باید بخرمشون؟
اما، اینا رو برای مشتریا گذاشتن
من اینجا فقط یه خدمتکارم، واسه همین فکر نکنم بتونم
از این قهوه مجانی بخورم
ای بابا، اینطوری نباش
هیچکس چیزی نمیگه
من حتی دستمال توالت رو از اینجا برمیدارم
ببین!
خیلی جرات داریا
باید بذاری سر جاش نه، اینکارو نمی کنم
عجبا
قهوه نمیخوری؟
ای وای
دلم درد میکنه. حتما بخاطرِ آب چشمه ایه که امروز صبح خوردم
این روزا حتی باید حواست به آب چشمه هم باشه
شنیدم آب لوله کشی بهتر از آب کثیفه
نگران نباش. وقتی دارم میرم خونه سر راهم یه لیوان سوجو میخورم که کاملا خوب بشه
آیگو، انقدر نخور
تو دیگه جوون نیستی باید مواظب سلامتیت باشی
حتی کسی رو نداری که ازت مراقبت کنه
خواهشا شکمَم رو ماساژ بده
اوه، آقا
خب... بذار ببینم
هیونگ نیم، خدافظ
دفتر نگهبانی
فردا دیر نکنیا
روزای قبل نیم ساعت دیر کرده بودی
باشه، خیلی خب ای خدا، خیلی نق میزنه
آجوما، این بسته های قهوه مال مشتری هامونه آجوما : به زن میانسال گفته میشه
کی گفته میتونی اونا رو برداری؟
تو همونی هستی که اینا رو می دزدید، نه؟
نه، این اولین بارمه
ببین، فکر میکنی اینا رو میذارم اینجا که تو اینطوری برشون داری؟
عقل تو سرت نیست؟
فکر میکردم وقتی هوس خوردن یه چیز شیرین میکنم، میتونم اینا رو بخورم...
منم دارم میگم که چرا اینطوری فکر میکردی!
آجوما؟
میشه حداقل بهم نگاه کنی؟ الان دارم با تو حرف میزنم
معذرت میخوام
آجوما، باید اینو از حقوقِت کم کنیم
ای خدا، زنِ احمق اگه یهویی...
اونقدر زیاد برداری معلومه که میفهمن و مُچتو میگیرن
آیگو، دارم خفه میشم
ای خدا. خیلی بی فکره
معده ـم...
درد میکنه...
نه
نه!
ای بابا
آجوشی؟ آجوشی!
نمیتونی به اندازه کافی مشروب بخوری؟
ببین چه گندی زدی!
متاسفم همین الان برو خونه
زود باش بلند شو برو خونه
آیگو...
ای خدا مُردم
الو؟
الو؟
بابا
منم، رومی
مامان فوت کرده
فکر کردم باید بدونی
آیگو، رومی...
بهت تسلیت میگم
بچه بیچاره...
رومی، قوی باش. باشه؟
متاسفیم که نمیتونیم بمونیم
مشکلی نیست دیگه باید برید
خدای من...
عزیزم، بیا بریم
آیگو...
آیگو...
آروم باش
من مشکلی ندارم
مواظب باش برو تو
خدافظ بیا بریم
خدافظ خدافظ
ای خدا...
ببخشید یهویی بهت زنگ زدم
اون مریض بود؟
خیلی یهویی اتفاق افتاد
چون شماره ـت رو تو گوشی مامان پیدا کردم بهت زنگ زدم
منظورم اینه...
همونطور که میدونی تو بابامی
یه کم غذا بخور
رومی عوضیا!
چطور جرات میکنین پاتونُ اینجا بذارین؟
ای وای خجالت بکش
لطفا آروم باش ولم کن!
ما اومدیم اینجا تسلیت بگیم چرا اینجوری میکنی؟
آجوما، لطفا آروم باش ولم کن. گفتم ولم کن
اون عوضی... چرا اینجوری میکنی؟
چه مرگت شده؟ لطفا بس کن
این دیگه چیه؟ عجبا
رومی
هی، موهاتُ فر کردی؟
حتی ترمیم کننده هم زدم آیگو، عجب احمقيه
چی؟ احمق؟
آقای مین
فکر میکردم تو دادگاه می بینمت
چرا باید تو دادگاه همدیگه رو ببینیم؟
رومی، تو زندگی رو برام سخت میکنی بدجور تحت فشار و استرسم
چرا تو باید... هی
مامانت موقع رانندگی فوت کرد
چرا ما رو مقصر نشون میدی؟
معلومه چون تَوَهم بَرِت داشته اینطوری فکر میکنی
چی؟ توهم؟ هی، ولم کن هی، تمومش کن
چی شده؟ ولم کن!
بهت گفتم ولم کن!
خدای من! چطور جرات میکنی بهم بگی توهم زدم؟
بسه دیگه این چیه؟
عجبا! آقای مین
این کشور قانون داره چرا طبق قانون پیش نریم؟
No comments yet. Be the first to leave one.