Esimesed 154 rida.
www . AnimeSubtitle . ir | instagram.com/animesubtitle.ir | t.me/animesubtitle
همرنگِ جماعت میشوند و از گوشتِ آنها میخورند.
شبیهِ آدمها هستند ولی مانندشان نیستند.
مردم به آنها
غول میگویند.
ما مقر آئوگیری رو پیدا کردیم.
که در روشیما واقع در خلیج توکیو قرار داره.
قراره کلی خون ریخته بشه و افراد زیادی جونشون رو از دست میدن...
ولی!
تاکیزاوا!
اگر آئوگیری رو از بین نبریم، هیچوقت به صلح واقعی که دنبالشیم نخواهیم رسید.
وای نزدیک بودا!
این نبردی است که سرنوشت ما رو رقم خواهد زد.
وظیفهی رهبری نیروهای دفاعی توکیو با آریما کیشو خواهد بود،
و بنده هدایت نیروها به روشیما رو به عهده خواهم داشت!
هماکنون، نقشهی از بین بردن کامل آئوگیری رو شروع میکنیم.
حالا! همه به پیش!
انگار گیرمون انداختن، نه؟
آره.
بیشتر پایگاههای ما توی ۲۳ ناحیه همهشون نابود شدن.
انگار کفترها بالاخره تصمیم گرفتن جدی بشن.
یه کاری دارم که باید بهش برسم.
من، کاری که دوست دارم، دارم انجامش میدم.
تو هم باید هرکاری که دوست داری بکنی.
من آیاتو رو همراهت میفرستم.
خیلی مهربونیها، تاتارا-سان.
خب پس...
تا بعد، تاتارا-سان.
تا بعد
SolmaZ & XANIAR : ترجمه و زیرنویس www . AnimeSubtitle . ir instagram.com/animesubtitle.ir t.me/animesubtitle
NightMile زمانبندي مجدد از
آیی!
اگه تاکاتسوکی سن یه غول بوده و تو ازش خبر داشتی...
ما اون رو پناه دادن و مخفی کردنِ غول در نظر میگیریم،
که خودش، تخطی از قوانین ضد غول بند ۱۱۹ ـه.
شدیدترین مجازات برای این اقدام
مجازات مرگـه.
خب، چیزی ازش درآوردی؟
آره.
خب، با یه لقمهی ناچیز که نمیشه جغد رو گرفت
ولی بهتر از هیچیـه.
کجا میری؟
ظاهرا یه کنفرانس خبری داره برای همینم میرم ببینم چه خبره.
تو هم خیلی جدی میگیریها. تو فکر کن یه درصد پیداش شه.
اه راستی، اسمش فوئگوچی بود آره؟
ظاهرا به زودی میخوان از شرش راحت بشن.
که اینطور.
ائـ، اون تاکاتسوکی سن نیست؟
واقعا؟
جدی خودشه؟
امروز به همهی شما عزیزان باید یه چیزی رو عرض کنم.
بنده...
بنده یه غول هستم.
و یک بار دیگر
شما چند سالتونـه؟
کافکای عزیز
چهارده سالمـه...
به نظرم با این سنی که تو داری، این یه شاهکاره.
خب، بازم اگه چیزی داشتی، با من تماس بگیر.
آخ دردم اومد بچهی احمق.
حواست رو جمع کن پدرسوخته. ای بابا.
مگه تو کوری؟!
کافکای عزیز
زودباش برو دنبال بچهای که این رو نوشته یالله!
چـ چشم!
حالا باید چیکار کنم...
هی!
هی!
چرا... شمارهی تماسی چیزی روی نوشتههات نذاشته بودی؟
چون آخه شمارهی تماس ندارم.
هه؟ آهان که اینطور...
چیزه... چیزی شده؟
من... زاده شدم تا تو رو به بهترین نویسندهی دنیا تبدیل کنم.
اسمت چیه؟
اتو...
یوشیمورا اتو.
کافکای عزیز
آنتیکو
یوشیمورا-سان، باید دل به دریا بزنی و بگی!
کدوم قهوه...
اون مال منه دیگه.
نه نه. من ترکیب میمون جهنمیام رو دارم!
یعنی چی؟
یوشیمورا-سان! بهش بگو حق با منه دیگه!
کافکای عزیز
آنتیکو.
آنتیکو
تخمِ بزِ مشگین
سنسه...
تاکاتسوکی-سنسه، یالله ما داریم میایم تو.
سنسه، برات خوراکی آوردم...
بازم خوابید.
خوراکی رو تو یخچالت میذارم.
شیونو-سان.
چرا رنگت پریده.
دنیایی بهتر برای هردوی انسانها و غولها.
دنیایی که هم غولها و هم آدمها اجازه دارن تا در صلح و آرامش زندگی کنن.
اون دنیاییـه که بنده آرزوش رو دارم.
کارِ آخرم، شاه بیلیگر،
داره به چی فکر میکنه؟
در اصل برای برادران و خواهران هم جنسم نوشتم که به اشتباه
من باید از کجا بدونم؟
به این دنیا زاده شدن و از گوشت و خون آدمها تغذیه میکنن.
هینامی-چان رو تصمیم گرفتن تا از بین ببرن.
امیدوارم این کتاب، به دست و قلبِ آدمها و غولهای بسیاری برسه.
یه لحظه لطفا، تاکاتسوکی-سنسه!
میشه نظرتون رو لطفا بگید!
عقب وایسا!
خواهش میکنم!
اتو...
تا اینجا کافیه.
حالا میتونی هرجوری که میخوای زندگی کنی.
شرمنده، براتون زحمت ایجاد کردم.
تـ تاکاتسوکی-سنسه...
شرمندهم! شرمندهم! به خدا شرمندهم!
من... من...
شیونو-کون، سرت رو بالا بیار.
من که ازت بدم نمیاد.
مطمئن نیستم که بهترینم،
ولی میدونم که تو من رو یه نویسنده کردی.
بازم تکرار میکنم، تاکاتسوکی سن...
نه، یوشیمورا اتو،
بنده شما رو به ظن غول بودن دستگیر میکنم.
چشمهات الآن خیلی بهتر بهت میاد، مرد جوان.
در کنفرانس خبری راجع به آخرین کتابش اعلام کرد که یک غول بوده...
خبرگزاریها فکر میکنن که اون فقط یه کار تبلیغاتی بوده
خبر مهم امروز کتاب شک آور جدیدش معرفی شد! یک کارشناس از محتمل بودن آن چیزی که تاکاتسوکی سن ادعا میکند میگوید!
ولی من فکر میکنم ماجرای عمیقتری در پسش هست.
تاکاتسوکی سن: غول
انگار یکی از ما جلو افتاده، نه؟
تلفنهای سیسیجی از دیروز مدام در حال زنگ خوردن هستن.
انگار کلی از آدمها دارن ازش طرفداری میکنن.
خب ماهم بیکار نبودیم و خبرگزاریها رو تحت فشار گذاشتیم، پس فعلا باید خفه خون گرفته باشن.
شاه بیلیگر
تاکاتسوکی سن
اوه، اون کتاب جدیدشـه...
شاه بیلیگر. بیلیگر به معنیـه کسیـه که یک چشم نداره.
پس میشه اینطور برداشت کرد که این عنوان اشاره به پادشاه یکچشم داره.
چیزی که من رو نگران کرده، انسانهاییـه که در این کتاب به تصویر در اومدن...
اونها بدون شک از روی خاندان واشو مدلسازی شدن.
در حقیقت داره میگه که اونها جانبِ غولها رو میگیرن.
تخیلیـه دیگه.
دیر کردی، نیمورا.
درگیر صحبتی طولانی با اون بچه بودم.
شنیدیم اون بچه جغدِ یکچشم رو هم اسیر کرده.
بله.
آیا تاکاتسوکی همون جغد یکچشمـه؟
به احتمال بسیار، ایشون باشن.
حواستون حسابی جمع باشه.
کیشو، جای شاچی رو پیدا کردیم.
باقی رو به تو میسپرم
بعدش مجبورش کن بگه ریزه کدوم گوریـه.
محتویات اون کتاب...
همهش درسته.
No comments yet. Be the first to leave one.