Dollhouse

Dollhouse (ドールハウス)

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Väljalaske info

Dollhouse 2025
Kommenteerib Don Milo

Sildid

webdl
Avaldatud: 2025-12-21
Allalaadimised: 133
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

‏‫جوسوکه، مراقب باش. یه دوست اونجاست.‬

‏‫به ماشین‌ها هم توجه کن.‬

‏‫بس کن! من می‌برم!‬

‏‫می، نباید مامان رو اذیت کنی!‬

‏‫می‌دونم!‬

‏‫بابت سرزده اومدنم ببخشید. فردا ما میزبانیم.‬

‏‫اشکالی نداره.‬

‏‫– دختر خوبی باش. – باشه.‬

‏‫تا عصر برگردین.‬

‏‫– باشه! – خداحافظ!‬

‏‫– همه چی مرتبه؟ – بله.‬

‏‫عالیه!‬

‏‫بیاین تو.‬

‏‫می!‬

‏‫میرم یه چیزی بخرم.‬

‏‫داخل بازی کنین، باشه؟ بیرون نرین.‬

‏‫– باشه. – باشه.‬

‏‫باشه، خوبه.‬

‏‫سنگ، کاغذ، قیچی!‬

‏‫سنگ، کاغذ، قیچی!‬

‏‫…هشت، نه، ده.‬

‏‫حالا می‌تونم؟‬

‏‫هنوز نه!‬

‏‫حالا می‌تونم؟‬

‏‫– هنوز نه! – اینجا نه. برو یه جای دیگه!‬

‏‫می‌تونم؟‬

‏‫هنوز نه!‬

‏‫میام خونه می‌بینم یه بسته پنج‌تایی، چهار تا شده.‬

‏‫باورم نمیشه.‬

‏‫شنیدی؟ دیروز یه نفر مشکوک اینجا دیده شده.‬

‏‫آره، مدرسه برام ایمیل زده.‬

‏‫– آره. – وحشتناکه، نه؟‬

‏‫آره.‬

‏‫نفر بعدی لطفاً.‬

‏‫می؟‬

‏‫همه هستن؟‬

‏‫می؟‬

‏‫بله، سوزوکی؟‬

‏‫ببخشید، یوکا...‬

‏‫داره همین جاها پرسه می‌زنه.‬

‏‫می هم اونجا نیست؟‬

‏‫چی؟!‬

‏‫وقتی قایم‌موشک بازی می‌کردن، غیبش زده.‬

‏‫گفتن شاید دنبال تو اومده. درسته؟‬

‏‫بله، دقیقاً.‬

‏‫همین طوری رفته...‬

‏‫– به همه خبر دادم. – باشه.‬

‏‫متأسفم.‬

‏‫میگن هیچ‌کس ندیدتش.‬

‏‫دور و بر رو می‌گردم.‬

‏‫- متشکرم.‬ ‏‫- من هم همینطور.‬

‏‫متشکرم.‬

‏‫- حتماً به زودی ظاهر میشه.‬ ‏‫- واقعاً متأسفم...‬

‏‫بدوید برید تو.‬

‏‫ببخشید. معذرت می‌خوام.‬

‏‫- همسرتون.‬ ‏‫- ممنونم.‬

‏‫الو؟ چی شده؟‬

‏‫چی؟!‬

‏‫ببخشید.‬

‏‫ببخشید!‬

‏‫- حالت خوبه؟‬ ‏‫- آره.‬

‏‫مِی کجاست؟‬

‏‫اگه چیزی دستگیرمون بشه،‬ ‏‫سریع بهتون اطلاع می‌دیم.‬

‏‫بفرمایید.‬

‏‫ممنون.‬

‏‫حالت خوبه؟‬

‏‫- ببخشید.‬ ‏‫- اشکالی نداره.‬

‏‫خانه عروسکی‬ ‏‫ترجمه: هانزوبورشی‬

‏‫یک سال بعد‬

‏‫مهم نیست کجا می‌رم یا چی کار می‌کنم.‬ ‏‫احساس می‌کنم یه سوراخ توی قلبمه.‬

‏‫انگار همه‌چیز از دستش می‌رفت.‬

‏‫روزی نیست که به‬ ‏‫بچه‌ام فکر نکنم.‬

‏‫اما اگه تا ابد ناراحت باشم،‬ ‏‫احتمالاً بچه‌م سرزنشم می‌کنه.‬

‏‫به همین خاطر سعی می‌کنم‬ ‏‫حداقل روزی یه بار لبخند بزنم.‬

‏‫خیلی ممنونم.‬

‏‫خب، نفر بعدی سوزوکیه.‬

‏‫زحمت نکشید، اما اگه‬ ‏‫می‌خواهید در مورد چیزی صحبت کنیم...‬

‏‫من...‬

‏‫من...‬

‏‫اون لباسشویی...‬

‏‫عجله نکنید، اشکالی نداره.‬

‏‫من بودم.‬

‏‫اون لباسشویی قدیمی رو‬ ‏‫هیچوقت عوض نکردم...‬

‏‫مِی...‬

‏‫نمی‌تونست نفس بکشه...‬

‏‫سفر نرفته بودی یا چیزی شبیه این؟‬

‏‫جاروبرقی رباتیک نداری.‬ ‏‫می‌خوای مال خودم رو بیارم؟‬

‏‫شاید زیادی دارم دخالت می‌کنم، ولی...‬

‏‫یه معبد اون نزدیکی هست‬ ‏‫که مراسم آتش‌سوزی برگزار می‌کنن.‬

‏‫می‌گن جای خوبیه. نظرت چیه؟‬

‏‫آره...‬

‏‫من رسیدم خونه.‬

‏‫خوش اومدی.‬

‏‫یه بازار عتیقه‌جات‬ ‏‫توی پارک برگزار شده بود.‬

‏‫با اینکه قیمتش بالا بود،‬ ‏‫آخرش خریدمش.‬

‏‫بابت معطلی ببخشید.‬

‏‫بفرمایید.‬

‏‫- اینو...‬ ‏‫- چی؟‬

‏‫هیچی.‬

‏‫اینجاست.‬

‏‫بگیرش.‬

‏‫باشه.‬

‏‫اینو؟‬ ‏‫- آره.‬

‏‫عالیه! تموم شد.‬

‏‫باشه.‬

‏‫عروسک من یه عروسک زیباست.‬

‏‫با چشمانی روشن و پوستی شفاف.‬

‏‫دهان کوچولو و دلنشینی داره.‬

‏‫عروسک من یه عروسک زیباست.‬

‏‫سلام.‬

‏‫من خونه‌ام...‬

‏‫شب‌ها خوب می‌خوابید؟‬

‏‫بله.‬

‏‫بعد از بیدار شدن چه حسی دارید؟‬

‏‫خوبم.‬

‏‫اشتها دارید؟‬

‏‫بله، دارم.‬

‏‫در نگاه اول ممکنه‬ ‏‫عجیب به نظر بیاد.‬

‏‫بهش میگن عروسک‌درمانی.‬

‏‫عروسک‌ها واقعاً می‌تونن در‬ ‏‫بهبود عاطفی خیلی کمک کنن.‬

‏‫عروسک‌درمانی...‬

‏‫حیوانات عروسکی گاهی به‬ ‏‫مردم کمک می‌کنن با از دست دادن حیوان خانگی کنار بیان.‬

‏‫و عروسک‌های نوزاد واقع‌گرا‬ ‏‫حتی می‌تونن علائم زوال عقل رو بهبود بدن.‬

‏‫این در سراسر جهان‬ ‏‫به رسمیت شناخته شده و مؤثره.‬

‏‫نگران نباشید.‬

‏‫مدتی به همین حال بمونید‬ ‏‫و کنار همسرتون باشید.‬

‏‫دارم به کم کردن تدریجی داروها فکر می‌کنم.‬

‏‫خوبه.‬

‏‫پیداش کردیم.‬

‏‫خوش اومدید! چند سالشه؟‬

‏‫پنج سالشه.‬

‏‫این بزرگه...‬

‏‫بیا بریم اون طرف.‬ ‏‫- باشه.‬

‏‫نگاه کن! دریا!‬

‏‫عالیه.‬

‏‫بلدی؟‬ ‏‫- خوبم.‬

‏‫دارم عکس می‌گیرم.‬ ‏‫- باشه.‬

‏‫اینجا رو نگاه کن.‬

‏‫بگو سیب!‬

‏‫رسید؟‬

‏‫سلام بر تو.‬ ‏‫- سلام.‬

‏‫این انقدر امکانات داره که‬ ‏‫به سختی می‌تونم عادت کنم.‬

‏‫داره کار می‌کنه!‬ ‏‫- خدای شکر.‬

‏‫خوبه. پیچیده‌ست.‬

‏‫آقای سوزوکی.‬

‏‫چی؟ امروز رفتید معاینه؟‬

‏‫نه. رفتم پیش متخصص زنان.‬

‏‫متخصص زنان؟ چرا؟‬

‏‫چی؟ نگو که...‬

‏‫این رو بیار اینجا. باشه...‬

‏‫هنوز آماده نیست.‬

‏‫به زودی خواهد شد.‬

‏‫فقط این رو وصل کنم.‬

‏‫می‌خوای بشینی؟‬

‏‫بله، لطفاً.‬

‏‫ممنونم.‬

‏‫خوابه. چقدر نازه.‬

‏‫مای! مای!‬

‏‫مامان، بیا اینجا رو نگاه کن.‬

‏‫چه قدر عکس...‬

‏‫باشه مای. بیا اینجا، نگاه کن.‬

‏‫از نزدیک...‬

‏‫مامان، تو هم توی کادر هستی!‬

‏‫بریم.‬

‏‫باشه!‬

‏‫- راه میفتیم! - باشه.‬

‏‫مای کلی داره می‌خنده.‬

‏‫اینو؟ یا اینو؟‬

‏‫باشه.‬

‏‫امروزه همه چیز چقدر راحت شده.‬

‏‫چی میگی؟ این چند وقته هست.‬

‏‫واقعاً؟‬

‏‫بازم خوشحالم.‬

‏‫یه مدتی این عروسک رو همه جا با خودت می‌بردی.‬

‏‫می‌ترسیدم که یه مشکلی پیش بیاد.‬

‏‫ببخشید که نگرانت کردم.‬

‏‫حالا که نگاه می‌کنم، انگار واقعاً داشتم کم می آوردم.‬

‏‫آها، اینو؟‬

‏‫باشه، بیا اینجا.‬

‏‫چی؟‬

‏‫چی گفتی؟‬

‏‫باشه، بیا اینجا.‬

‏‫چیزی نیست.‬

‏‫نه بابا...‬

‏‫این ژاپنیه؟ چی نوشته اونجا؟‬

‏‫چی؟‬

‏‫این رو.‬

‏‫چی؟‬

‏‫درباره چی حرف می‌زدیم؟‬

‏‫اون موها...‬

‏‫بهش میگن خفگی ناشی از مو.‬

‏‫مو دورش می‌پیچه و جریان خون رو قطع می‌کنه، ممکنه بافت بمیره.‬

‏‫ظاهراً موی مادر یا چیزی دورش می‌پیچه و کسی متوجه نمیشه.‬

‏‫این موی من نبود.‬

‏‫باشه.‬

‏‫خوبه.‬

‏‫پنج سال بعد‬

‏‫مامان!‬

‏‫چی؟! باید بغلت کنم؟‬

‏‫باشه، بیا اینجا.‬

More Farsi Persian subtitles for Dollhouse

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left