Bagdad

Bagdad

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

bagdad1949
ناشر mortaj

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2024-01-19
تعداد دانلود: 20
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

ترجمه وزیرنویس-مرتضی تاج الدینی خرداد1400

بغداد.شهرشگفت انگیز برای5000سال خفته دربیابان

بین غرب متمدن و شرق وحشی

افسانه ها می گویند که آدم و حوا آن را ساخته اند

وقتی از باغ عدن اخراج شدند

شاید این در مورد بغداد درست باشد

همه چی ممکنه

بغداد ، مسکن امن عربها

در حالی که برای هفت قرن آرامش برقرار نبود

اما پنج بار در روز باایمان نمازمیخونن

یاوقتی شرایط مناسب نیست برای صلح دعامیکنن

دعاهاشون مستجاب میشه - ورهبران ارتش عثمانی هم پاسخی نمیدن

شاید دعا و مبلغین قدرت خود را داشته باشند

اما نه در مقابل قبایل مهاجم در صحرا

علی ندیم پاشافراموش نکن

من در مورد همه قبایل بادیه نشین صحبت نمی کنم ، خانم ، فقط جماعت سیاهپوش

شماازجوانی توانگلیس بودی چیزی درمورداونانمیدونی

سیاهپوشها! اونم وسط ظهر

حالاباورکردی که اغراق نمیکردم؟

یکی از آداب و رسوم قدیمی مردم بادیه نشین

اونامیدونن تعدادمازیاده وقادربه مقابله نیستن

پس قبل ازاینکه مبارزه شروع بشه باآتش بس موافقت میکنن

متاسفانه باید شماروترک کنم وکارم روانجام بدم

نگران پاشا نباشید ، اون خطری نداره

قصدش فقط سلاح ومهمات واموال کاروانه

ایناروازکجامیدونی؟

معمولا ساربانها همه چی رومیدونن خانم

ویادمیگیرن انگلیسی روبالهجه فرانسوی صحبت کنن؟

شما کی هستید؟ - اونابه من میگن حسن

و لهجه من اطریشیه ، نه فرانسه

فرمانده ارتش ما وظیفه خودش رو با فداکاری انجام میده

اماطبق معمول بحساب گروه سیاه تموم میشه

قسطنطنیه اینوقبول نمیکنه منم دوست ندارم

بادزدوقاتل مذاکره کنم

واقعا اونهااینقدرخطرناکن؟ بنظرت اینجاانگلیسه؟

هیچی جلوی این وحشی ها را نمیگیره

تاوقتی به خواسته هاشون برسن

شاید خانم فکر میکنن من ترسوهستم

اوه، من فکر می کنم فرماندار نظامی یه دیپلمات باهوشه

اما شما یه مرگ قهرمانانه و احمقانه را ترجیح میدی

یه احساساتی رقیق القلب بله من هستم

سربازاتامقصدشماروهمراهی میکنن

لازمه قبل ازرسیدن پست به قسطنطنیه برگردم

این آخرین انقلاب سیاهه بایدفورا گزارش بشه

البته بعداً تومراسم رژه شمارومیبینم

من تنها اونجانیستم ، اگه پدرم منتظرباشه صبح حرکت میکنیم

هنوز امیدم رو از دست ندادم

قرآن میگه:هرچی سرنوشته همون میشه

خانم ازورودشما اطلاع نداشتیم

همه اتاقهاپرهستن اماسعی میکنم جای راحتی بشمااختصاص بدم

من اینجابرای ملاقات باپدرم نیامده ام

ماآقای انگلیسی در هتل نداریم

پدر من شیخ "قاسم بن باراک" استاد "الارمک" در "بارناجا" است

آه..پس شما پرنس مرجانه هستین بله شاید

خواهش میکنم عذرخواهی منوبپذیرید پرنسس

من در جریان نبودم ، انتظار نداشتم شما عرب باشید

خوب حالامیدونید

بعضی افرادمادنبال شما میگشتن

بعضی هم میگفتن شماخارج ازدیوارهای شهراردوزده اید

مواردنیازشون روفورابفرستید بله حتما

تو شتربان..

دزدان بادیه نشین

قربان درحالی که منتظرشمابودیم اونامارودنبال کرده وپیدامون کردن

اونامیگن پسرعموی شمااکنون دربغداده وخبرهاروفوری ارسال میکنه

ایشون درقلعه حاکم ترک منتظره

چه مقدارتو بغدادباقی مانده؟ - نمیدونم

چقدر مانده؟ - شاهزاده قاصد به شما اطلاع میده -

باید سریع بیایی

برگردپیش اربابت وبگو هروقت لازم شدمیام

خوب نیست اما بد هم نیست ، همینومیگیرم

اینوامتحان میکنم

خان التماس میکنم من مردی فقیروعائله مندهستم

من فقط می پرسم ، پدرت پول اینارومیده یانه؟ - بله میده

ساکت شو ، بشکه دوقلو -

محمد جاد!

شمابی حجاب هستین

ازکودکی چشمم به زن بی حجاب نخورده

افراد زیادی این کار را کردند

پدرت خیلی ناراحت میشه

دراین موردباهاش صحبت میکنم اخلاقش رومیدونم

اون کجاست؟ چراباشما نیامده؟

ببخشیدمن بدون فکرصحبت کردم

پدرم همیشه می گفت این جسورانه ترین نقطه ضعف تو است

اون کجاست؟ - پدر شما.. -

درحضوراینا نمیتونم حرف بزنم

وسایل را بردارید و سریع حرکت کنید

صبر کن

آیاخیلی دیرنکردی تاوقتی که من آمدم؟

پدرم سفارش اوناروبه من کرده؟

کی هزینه این وسایل رومی پردازه؟

گفتن که شیخ بزرگ قراره بپردازه

اون میپردازه هیچ پولی پرداخت نمیشه

الارملک

شغال ها از بقایای دریاچه ما تغذیه میکنن

پدرت فوت کرده

باورنمیکنم - پدرت فوت کرده.

باخیانت اونوکشتن قبیله اش نابودشده

به سرعت برو

اجازه نمیدم اموال من به سرقت بره

من مردی فقیر و زن وبچه دارهستم

این 200پوندتولندن ارزش داره کسی نمیخوادازتوسرقت کنه

حالا وسایلت را بردار و برو

به من بگو

"شاهزاده احمد کبیر از جازیر ، سرسخت ترین دشمن" الارملک"، با ارسال پیام هایی از پدر من خواست

تادر یک برخورد مخفیانه با سیل خون پایان یابد

شاهزاده جان خود را به عنوان امنیت پدرشماتعهدکرد

درحالی که پدرشما قادربه تامین هزینه های قبیله نبود

بنابراین مایل به صلح بود

وعلیرغم هشدارهای من به اون جلسه رفت

سیاهپوشهاکمین کرده بودن

اوناشب به بیرالنجازاومدن وسرشوانداختن جلوما

وجسدشو درحالی که سوزانده شده بودمسخره میکردن

خدامنوببخشه که ازاین قتل عام جان بدربردم

دیدن که امیرسیاهپوشها اسب پدرت رویدک میکشید

آیا شاهزاده "احمد کبیر" فرمانده بود؟

فقط اوازمحل جلسه اطلاع داشت

وفقط یه شاهزاده جرات سوارشدن اسب پدرت روداره

آیاشواهدبیشتری لازمه؟

زندگی دربرابرزندگی

زندگی شاهزاده دربرابرزندگی پدرم

کی میخوادانتقام بگیره؟ یه زن بیچاره انگلیسی؟

اگه دوست داری میتونی برگردی پیش اونا

یاشایدیه مردپولدار توبغدادپیداکنی

وساکن حرمسراش بشی

تونمیتونی الارملک رونجات بدی

مانمیتونیم بشماکمک کنیم میریم پیش فرماندارنظامی

به لطف بچه های ما

قبل ازرفتن پاشا به دمشق ازداستان مااطلاع داشت

پس درتمام مدت میدونست پدرم مرده

بله ، و او هیچ کاری نکرد

وقتی شاهزاده را متهم کردم منو دیوانه خطاب کرد

ومتهم به همدستی باسیاهپوشها کرد

حالاهم پسرعموش توقلعه مهمون پاشا است

وتومیگی برای اجرای عدالت بریم پیش پاشا

ماازدروازه هابیرون خواهیم آمد

من دختر پدرم و پرنسس او هستم

آنها از دستورات من پیروی می کنن

پاشا ما رامی پذیره ، اینوبهت قول میدم

شما کجادارین میرین؟ - مامیخوایم باعالیجناب علی ندیم پاشا ملاقات کنیم

نصف مردم بغدادهمین درخواست رودارن عالیجناب درخواب هستن وکسی نبایدمزاحم بشه

حالادیگه بیدارن بنابراین مزاحمتی نیست

زنگ هشداربرای چیه؟

من می خواهم عالیجناب روببینم

غیرممکنه

اطلاع بدین پرنسس الارمک میخوادفوری ایشان روببینه

عالیجناب منتظر شما هستند

حسن ، شتربان؟

پدرت اگه الان ببینه بهت افتخارمیکنه

شک دارم پسرعمو که شماهم خوشحال شده باشین

منواینجافرستاده تاتوروببرم خونه

رابطه شماباسیاهپوشها باعث شرمساری مردم ماشده

اماپدرت مورداحترام بزرگان قبیله است

واین حق شماست شاهزاده الجزیر

اینوپدرت سفارش کرد که بشمابگم

شمادرحضورشاهدان بخوبی اداکردین

اما در میان فرزندان اهل عمل ، یک پیام رسان "به من گفت"

فکر می کنی من رهبرساهپوشهاهستم؟

حدس میزنم امامهم نیست

با ما میای؟

من هنوز آماده نیستم ، اما درموردرهبری سیاهپوشها

ازخودم دفاع میکنم

چون همه چی رودرباره اونهامیدونم

پس شماباشاهزاده مخالفید این یه تفسیریک طرفه است

من یه پیشنهادشخصی دارم

برای امنیت خودت ومردم برگردیداروپا جائی که چیزهای زیادی یادگرفتی امافراموش کردی

اونجابمونید تاپدرتون فرض کنه که مردین

آقا..نگرانی شمادراین مورد منوتحت تاثیر قرارمیده

شما بسیار سخاوتمند هستید

ازشمامتشکرم که منو ثروتمندترین ساربان بغدادکردین

این چیزیه که مدتهادنبالش بودم

این برای یه نظامی خوبه باعث آرامش اعصاب میشه

من با شاهزاده احمد کبیر صحبت کردم

بله ، میدونم

میدونستی که بالباس مبدل همراه قافله شماازدمشق آمده؟

اسم خودشوگذاشته:حسن ساربان

پس پسرعموت هنگام حمله سیاهپوشها به ماحضورداشته

جالبه

او حاضر به ترک بغداد نشد

اون احمقه اینجاخطرات زیادی منتظرش هست

و شما چکارمیکنید؟ هرچی که لازمه

حالابذارخانم منتظرباشه

زیباترین و کم صبرترین

دنبال حس ساربان باشید

وقتی پیداش کردین بکشینش

خیلی معذرت میخوام که منتظرشدید یه جلسه دولتی بود

خانم عصبانی هستن؟ - چرا به من نمیگی؟ -

بگو؟بله درموردت پدرت بله پدرم

این کارت باعث میشه دوباره زنده بشه؟

برای خودت میگم که بیشترازاین خوشبختی ات روخراب نکنی

اگه قلبت بشکنه خوشبختی منهم خراب میشه

شمامیدونی پدرمن کشته شده وهمچنین میدونی کی اونوکشته

حرفت منطقی نیست ومدرکی هم نداری

دولت مسئول گرفتن انتقام خون ازقبایل نیست

شاهزاده احمد امنیت پدرم راباجان خودش تضمین کرد

من حق ادعای خون پدرم رادارم

متأسفانه این "خواست شاهزاده" الجزیر بود

و قسطنطنیه به من گفته کاری نکنم

چون باعث میشه شاهزاده پیمان رونقض کنه

بهت گفتم که مااینجا عدالتی پیدانمیکنیم

شما به دنبال انتقام گیری هستید ، نه عدالت

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left