Fukigen na Mononokean Tsuzuki

Fukigen na Mononokean Tsuzuki

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

The Morose Mononokean - S02E02
ناشر talismannight

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2019-03-23
تعداد دانلود: 13
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 164 خط.

راز دو ‏"‏ دم‏"‏

چیزی نیست‏.‏‏.‏‏.‏ چیزی نیست‏.‏‏.‏‏.‏

اینجا دنیای مردگانه‏!‏

باید بتونم از کلمات برای برقراری ارتباط با یه یوکای استفاده کنم‏!‏

عصر بخیر‏.‏‏.‏‏.‏

آبنو‏-‏سان‏!‏

سلام؟ اس او اس‏!‏ اس او اس‏!‏

مونونوکیان رو احضار کن‏!‏

فوری باید از اینجا برم بیرون‏!‏ خوردم به یه هیولای وحشی‏!‏

لامصب غول پیکره‏!‏

بجنب‏،‏ قبل اینکه برسه به‏.‏‏.‏‏.‏

ها؟

تعقیبم نمی کنه؟

رفت؟

عجب‏.‏ اتفاقا دیگه پاهام نا نداشتن‏.‏‏.‏‏.‏

هی‏،‏ زنکو‏.‏‏.‏‏.‏

تکون نخور یاهیکو‏.‏

می خوام با هارویتسوکی بازی کنم ولی نمی تونم پیداش کنم‏.‏

چرا با هانائه بازی نمی کنی؟

از آشیا خوشم نمیاد‏.‏

خوبه دیگه‏.‏ به جاش با اوکینا بازی می کنم‏.‏

اوکینا؟

کامی‏-‏ساما معبد کوهستانه؟

آره‏!‏ خیلی با هم صمیمی شدیم‏!‏

ولی اول حیاط رو تمیز کن‏.‏

عه‏!‏

گذاشتم اینجا بمونی چون قول دادی تو کارای معبد کمک کنی‏.‏

نه‏!‏ نه‏!‏

می خوام با اوکینا بازی کنم‏!‏

نه‏!‏ می خوام بازی کنم‏!‏

پس از شیرینی ای که خریدم بهت نمی دم‏.‏

شیرینی؟

ترتیبش رو یم دم‏!‏ حیاط رو تمیز می کنم‏!‏

شیرینی بهم بده‏.‏

وقتی کارت تموم شد‏.‏

گرفتم‏!‏

سه تا‏.‏ قبوله؟

دو تا‏.‏

ای خسیس‏!‏

اینو انداختی‏.‏

ها؟

صندلت رو انداختی‏.‏

ها؟

این حیوون الان به حرف اومد؟‏!‏

تو یکی از خط های بچه وزغ های قانون گذاری‏.‏

واسه قانون گذار کار می کنین؟

می خواین به قفس پرنده برین؟

منم مسیرم همون طرفه‏.‏

این حیوون مسول اجرایی رو می شناسه؟

یعنی واسش کار می کنه؟

ولی این دور و برا یه چیزی گم کردم‏.‏

عجب گرفتاری شدما‏.‏

اون اصلا حیون وحشی ای نیست‏!‏‏!‏

کمک می کنی دنبالش بگردم؟

متاسفم‏.‏ ولی ما واسه تحویل یه چیزی عجله داریم‏،‏ پس‏،‏ خب‏.‏‏.‏

نمی تونی؟

وایی

طلایی و درخشانه واسه همین راحت میشه جاش رو پیدا کرد‏.‏

فکر می کردم زودی پیداش می کنم‏.‏

طلایی و درخشانه؟

هی‏،‏ اوم‏.‏‏.‏‏.‏

ببینم چیزی که گم کردی از فلز ساخته شده؟

هوم؟

فلزیه؟

فکر کنم اونجا باشه‏.‏

یاد وقتی افتادم که دنبال حلقه مانجیرو می گشتم‏.‏

پیداش کردم‏!‏

بفرما‏،‏ بستمش بهت‏.‏

وایی‏،‏ حرف نداری‏.‏

تو یه چشم بهم زدن حلقه دمم رو پیدا کردی‏.‏

من چیزای فلزی رو زود پیدا می کنم‏.‏

حالا بیا برگردیم به راهی که داشتیم می رفتیم و بریم سمت قفس پرنده‏.‏

هی‏.‏‏.‏‏.‏

بله؟

چرا سوار پشتم نمی شی؟

می رسونمت به قفس پرنده‏.‏

سریع السیر گورو‏،‏ برو‏!‏

ظاهرا گورو امروز خیلی خوشحاله‏.‏

هانائه‏،‏ سوار اون سگ نشو‏!‏

سریع السیر گورو‏.‏‏.‏‏.‏

مطمئنی اشکالی نداره؟

البته‏.‏

خیلی پرز پرزیه‏.‏

الان راه میوفتیم‏.‏

باشه‏!‏

خیلی سرعتیه‏!‏

این جور که پیداست سواری ترسناکیه‏!‏

حالم داره خراب میشه‏.‏‏.‏‏.‏

محکم بچسب تا نیوفتی‏.‏

حالا اینو بهم می گی؟‏!‏

ها؟

چی؟‏!‏

اوه‏،‏ زیادی دور پریدم‏.‏

تاتی‏،‏ تاتی‏.‏‏.‏‏.‏

رسیدیم‏.‏

دست و پنجه ات درد نکنه‏.‏

کیه؟

از طرف قانون گذار اینجام‏.‏

آه‏،‏ قانون گذار؟

نمی خورمت‏.‏

اجازه ندارم گوشت بخورم‏.‏

الان گیاه خوارم‏.‏

این با مدارک قانون گذار قاتی شده بود‏.‏‏.‏‏.‏

واسه همین ازم خواست تا بگردونمش پیش مسئول اجرایی‏.‏

واسه طومار و پیغام رسانیت ممنونم‏.‏

ازتون ممنونم که مراقبش هستین‏.‏

رنگت پریده‏.‏

چرا نمیای داخل استراحت کنی؟

طوری نیست‏.‏

حالت خوب نیست؟

می خوای برگردونمت؟

اوه‏،‏ چیزی نیست‏.‏ خوبم‏.‏ خودم می تونم برگردم‏.‏

می تونی سوارم بشیا‏.‏

می تونم پیاده برگردم‏.‏

نمی خوای سوارم شی‏،‏ ها؟

شکمش داره غار و قور می کنه‏!‏

خب‏،‏ گشنمه‏،‏ گمونم این خدافظی مون باشه‏.‏

آره‏.‏

این همه راه رو پیاده برگشتن تا دریاچه سمندر آبی کار آسونی نیست‏.‏

می خوای برسونمت اونجا؟

نه‏،‏ راستش‏،‏ نگران من نباشین‏.‏

وسط راه مونونوکیان منو می بینه‏.‏

حله‏.‏

مونونوکیان؟

داره میاد ایتسوکی رو ببینه؟

لطفا منو ببخشید‏.‏

واسه سواری ممنونم‏.‏

بر عکس یوکای کاپی بارا‏،‏ این حیون وحشی با ملاحظه بود‏.‏

بچه وزغ لطفا راه برگشت رو نشونم بده‏.‏

بببینم می تونی دوباره باهاشون تماس بگیری؟

باید به آبنو‏-‏سان بگم بیاد دنبالم‏.‏

نوازشم کرد‏.‏ چه خجالت آور‏.‏

تا حالا پیش قانون گذار ندیده بودمش‏.‏

خیلی صمیمی به نظر میومدین‏.‏

همدیگه رو می شناسین؟

تازه همدیگه رو دیده بودیم‏.‏

بین راه اینجا به پست هم خوردیم‏.‏

که اینطور‏.‏

ممکنه جدید باشه‏.‏

حالا که فکرش رو می کنم می بینم نفهمیدم اسمش چیه‏.‏

در این صورت قانون گذار باید بدونه دادگستر‏-‏ساما

برادر چایی درست کردم‏.‏

ممنون‏.‏

تموم شد‏.‏

خسته نباشی‏.‏

خیلی تند نوشتی‏.‏

فکر نمی کردم همه اش رو یه روزه تموم کنی‏.‏

حتما خسته شدی‏.‏

یه چایی بخور‏.‏

میل ندارم‏.‏

می خوام اینو قرض بگیرم‏.‏

ها؟

مشکلی نداره‏.‏

مونونوکیان بیا

کجا داری می ری؟

می رم آشیا رو از جایی که ولش کرده بودم بیارم‏.‏

به این زودی می ری؟

باید همینجا منتظر بمونی تا ازت بخواد بری دنبالش‏.‏

رفت‏.‏

ایتسوکی همیشه عجله داره‏.‏

می تونست قبل رفتن یه چایی بزنه‏.‏

خوش اومدی‏،‏ آشیا‏-‏کون‏.‏

سربه سرم نذار‏!‏ لااقل طومار رو تحویل دادم‏!‏

چی؟

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left