نخستین 164 خط.
راز دو " دم"
چیزی نیست... چیزی نیست...
اینجا دنیای مردگانه!
باید بتونم از کلمات برای برقراری ارتباط با یه یوکای استفاده کنم!
عصر بخیر...
آبنو-سان!
سلام؟ اس او اس! اس او اس!
مونونوکیان رو احضار کن!
فوری باید از اینجا برم بیرون! خوردم به یه هیولای وحشی!
لامصب غول پیکره!
بجنب، قبل اینکه برسه به...
ها؟
تعقیبم نمی کنه؟
رفت؟
عجب. اتفاقا دیگه پاهام نا نداشتن...
هی، زنکو...
تکون نخور یاهیکو.
می خوام با هارویتسوکی بازی کنم ولی نمی تونم پیداش کنم.
چرا با هانائه بازی نمی کنی؟
از آشیا خوشم نمیاد.
خوبه دیگه. به جاش با اوکینا بازی می کنم.
اوکینا؟
کامی-ساما معبد کوهستانه؟
آره! خیلی با هم صمیمی شدیم!
ولی اول حیاط رو تمیز کن.
عه!
گذاشتم اینجا بمونی چون قول دادی تو کارای معبد کمک کنی.
نه! نه!
می خوام با اوکینا بازی کنم!
نه! می خوام بازی کنم!
پس از شیرینی ای که خریدم بهت نمی دم.
شیرینی؟
ترتیبش رو یم دم! حیاط رو تمیز می کنم!
شیرینی بهم بده.
وقتی کارت تموم شد.
گرفتم!
سه تا. قبوله؟
دو تا.
ای خسیس!
اینو انداختی.
ها؟
صندلت رو انداختی.
ها؟
این حیوون الان به حرف اومد؟!
تو یکی از خط های بچه وزغ های قانون گذاری.
واسه قانون گذار کار می کنین؟
می خواین به قفس پرنده برین؟
منم مسیرم همون طرفه.
این حیوون مسول اجرایی رو می شناسه؟
یعنی واسش کار می کنه؟
ولی این دور و برا یه چیزی گم کردم.
عجب گرفتاری شدما.
اون اصلا حیون وحشی ای نیست!!
کمک می کنی دنبالش بگردم؟
متاسفم. ولی ما واسه تحویل یه چیزی عجله داریم، پس، خب..
نمی تونی؟
وایی
طلایی و درخشانه واسه همین راحت میشه جاش رو پیدا کرد.
فکر می کردم زودی پیداش می کنم.
طلایی و درخشانه؟
هی، اوم...
ببینم چیزی که گم کردی از فلز ساخته شده؟
هوم؟
فلزیه؟
فکر کنم اونجا باشه.
یاد وقتی افتادم که دنبال حلقه مانجیرو می گشتم.
پیداش کردم!
بفرما، بستمش بهت.
وایی، حرف نداری.
تو یه چشم بهم زدن حلقه دمم رو پیدا کردی.
من چیزای فلزی رو زود پیدا می کنم.
حالا بیا برگردیم به راهی که داشتیم می رفتیم و بریم سمت قفس پرنده.
هی...
بله؟
چرا سوار پشتم نمی شی؟
می رسونمت به قفس پرنده.
سریع السیر گورو، برو!
ظاهرا گورو امروز خیلی خوشحاله.
هانائه، سوار اون سگ نشو!
سریع السیر گورو...
مطمئنی اشکالی نداره؟
البته.
خیلی پرز پرزیه.
الان راه میوفتیم.
باشه!
خیلی سرعتیه!
این جور که پیداست سواری ترسناکیه!
حالم داره خراب میشه...
محکم بچسب تا نیوفتی.
حالا اینو بهم می گی؟!
ها؟
چی؟!
اوه، زیادی دور پریدم.
تاتی، تاتی...
رسیدیم.
دست و پنجه ات درد نکنه.
کیه؟
از طرف قانون گذار اینجام.
آه، قانون گذار؟
نمی خورمت.
اجازه ندارم گوشت بخورم.
الان گیاه خوارم.
این با مدارک قانون گذار قاتی شده بود...
واسه همین ازم خواست تا بگردونمش پیش مسئول اجرایی.
واسه طومار و پیغام رسانیت ممنونم.
ازتون ممنونم که مراقبش هستین.
رنگت پریده.
چرا نمیای داخل استراحت کنی؟
طوری نیست.
حالت خوب نیست؟
می خوای برگردونمت؟
اوه، چیزی نیست. خوبم. خودم می تونم برگردم.
می تونی سوارم بشیا.
می تونم پیاده برگردم.
نمی خوای سوارم شی، ها؟
شکمش داره غار و قور می کنه!
خب، گشنمه، گمونم این خدافظی مون باشه.
آره.
این همه راه رو پیاده برگشتن تا دریاچه سمندر آبی کار آسونی نیست.
می خوای برسونمت اونجا؟
نه، راستش، نگران من نباشین.
وسط راه مونونوکیان منو می بینه.
حله.
مونونوکیان؟
داره میاد ایتسوکی رو ببینه؟
لطفا منو ببخشید.
واسه سواری ممنونم.
بر عکس یوکای کاپی بارا، این حیون وحشی با ملاحظه بود.
بچه وزغ لطفا راه برگشت رو نشونم بده.
بببینم می تونی دوباره باهاشون تماس بگیری؟
باید به آبنو-سان بگم بیاد دنبالم.
نوازشم کرد. چه خجالت آور.
تا حالا پیش قانون گذار ندیده بودمش.
خیلی صمیمی به نظر میومدین.
همدیگه رو می شناسین؟
تازه همدیگه رو دیده بودیم.
بین راه اینجا به پست هم خوردیم.
که اینطور.
ممکنه جدید باشه.
حالا که فکرش رو می کنم می بینم نفهمیدم اسمش چیه.
در این صورت قانون گذار باید بدونه دادگستر-ساما
برادر چایی درست کردم.
ممنون.
تموم شد.
خسته نباشی.
خیلی تند نوشتی.
فکر نمی کردم همه اش رو یه روزه تموم کنی.
حتما خسته شدی.
یه چایی بخور.
میل ندارم.
می خوام اینو قرض بگیرم.
ها؟
مشکلی نداره.
مونونوکیان بیا
کجا داری می ری؟
می رم آشیا رو از جایی که ولش کرده بودم بیارم.
به این زودی می ری؟
باید همینجا منتظر بمونی تا ازت بخواد بری دنبالش.
رفت.
ایتسوکی همیشه عجله داره.
می تونست قبل رفتن یه چایی بزنه.
خوش اومدی، آشیا-کون.
سربه سرم نذار! لااقل طومار رو تحویل دادم!
چی؟
No comments yet. Be the first to leave one.