Maixabel

Maixabel

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Maixabe [SARVFILM COM]2021
ناشر sarvsub_com
ترجمه توسط sarvsub.com

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2022-04-28
تعداد دانلود: 42
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

ترجمه اختصاصی سروفیلم - سرو ساب ** **

‫این فیلم از رویدادهای واقعی الهام گرفته شده، بعضی عناصر تخیلی میباشد.

‫هی، گمشو

‫تولوسا، جولای ۲۰۰۰

‫-نه، ولی تاثیر گذاره ‫-رسیدیم!

‫-تازه میز رو تمیز کردم، بشین، ‫-عالیه

‫پنج ساعت از اینجا راهه

‫در مقایسه با شیلی که ۱۱ ساعته...

‫-مال انباری یه دوسته، ‫-میشه شرابم رو بخورم؟

‫احمق!

‫-خیلی سرد نمیشه، یا چی؟ ‫-بین ۱۵

‫خوان ماری!

‫لطفا، کنار وایسین، لطفا، راه رو باز کنین، لطفا

‫(تو قلب مایی)

‫-دیگه نیست؟ ‫-آبجومون تموم شده

‫دخترا، میرم آبجو بیاریم، چیز دیگه‌ای میخواین؟

‫-ساندویچ؟ ‫-باشه؟

‫دخترا، جواب بدین!

‫-زیتون ‫-شکر

‫-ماریا، چی میخوای؟ با الان بگو یا هیچ وقت ‫-نه، نه

‫-بی خیال، یه پیک میخوای؟ ‫-نه

‫-برای تولدت! ‫-نه!

‫فقط یکی!

‫-نه! ‫-خیلی حوصله سر بری!

‫باشه، باشه

‫یه ماشین مشکی با حداکثر سرعت از مرکز تولوسا داره حرکت میکنه

‫دو تا مرد تو اون ماشینن، مسلحن

‫خدایا! لعنت...

‫-آروم باش ‫-دو مرد ۲۵ و ۳۵ ساله

‫یه سیتروئن مشکی تو موقعیته

‫زود باش، لعنتی

‫سیتروئن مشکی، تکرار میکنم، سیتروئن مشکی

‫-از گذرگاه برگرد ‫-نه از بزرگراه میریم

‫-برگرد! لعنتی! ‫-دهن لعنتیت رو ببند

‫از بزرگراه میریم، دنبال ما نیستن

‫چه غلطی میکنی؟! ازشون سبقت نگیر

‫خفه شو

‫-ازشون سبقت نگیر ‫-خفه شو!

‫اطلاعاتی درمورد سیتروئن مشکی هست؟

‫اطلاعاتی درمورد سیتروئن مشکی هست؟

‫-واحدها، توجه ‫-سیتروئن مشکی نیست

‫تکرار میکنم، سیتروئن مشکی نیست

‫تو کازینو تولوسا سه تا مرد حمله کردن، رنو سفیده

‫همه واحدها فهمیدن؟

ترجمه اختصاصی سروفیلم - سرو ساب ** **

‫-سلام! ‫-سلام

‫-آبجو، درسته؟ ‫-چند تا؟

‫-۲۴ تا؟ ‫-باشه

‫و ۸ تا ساندویچ املت

‫فرماندار مدنی سابق گیپوسکوا، خوان ماریا جرگویی

‫-یه تکه املت با فلفل ‫-آره

‫وقتی با یکی از دوستانش در یک کافه معروف در مرکز شهر بود

‫طبق شواهد، دو مرد ناشناس حمله کردن

‫و دو گلوله به پشت سرش شلیک کردن

‫و بعدش فرار کردن

‫خوان ماریا جرگویی به بیمارستان مرکزی تولوسا منتقل شد

‫تا دو بعد از ظهر، یکی در جزیره قناری‌...

‫انقدر دردسر درست نکن!

‫-بریم تو آب! ‫-داری شوخی میکنی!

‫بریم تو آب! زود باشین، بریم، بریم، بریم

‫بریم!

‫مایکسابل

‫هنوز خبری نشده

‫دکترها کنارشن، باید صبر کنیم

‫-جیمی ‫-تازه رسیدن

‫-باشه ‫-ولی طبقه بالان

‫میری بالا، یا باید بیان پایین؟

‫-یه لحظه ‫-جوسو

‫مایکسابل، بیا اینجا

‫بقیه هم قراره بیان، اینجا ساکت‌تره

‫اینجا منتظر بمون، الان دیگه دکترا میان

‫همسر خوان ماریا جرگویی؟

‫به سرش گلوله خورده

‫وقتی رسید اینجا زنده بود ولی نتونستیم نجاتش بدیم

‫خیلی متاسفم

‫اگه میخواین میتونین چند لحظه برین داخل و ببینینش

‫ماریا!

‫عمه جون!

‫نه

‫عوضیا!

‫بریم پسرا! لعنتی، تمومه!

‫-گندش بزنن! بریم! ‫-بریم!

‫فکر کردم نمیتونیم از تولوسا در بریم! لعنتی!

‫-بیا یه جهنمی بریم! ‫-گندش بزنن، نمیتونیم

‫باید یه جهنمی بریم، زود باش

‫بریم، سرباز!

‫اه، مایکسابل

‫برای خودت یه بادیگارد جور کن وگرنه نفر بعدی تویی، لطفا

‫عزیزم

‫عزیز دلم

‫فقط به فاصله چند ماه کشته شدن

‫مراسم تشییع جنازه‌شون تو

‫مرکز فرماندهی تو پایتخت گیپوسکوا برگزار شده

‫و صدها نفر به اونجا رفتن

‫تا به خوان ماریا جرگویی بدرود بگن

‫نخست وزیر خوزه ماریا اسنار

‫و نمایندگان اکثر حزب‌های سیاسی

‫به همسرش مایکسابل لاسا و دخترش تسلیت گفتن

‫گروه جدایی طلب، خ. م جرگویی را کشت ‫مدافعان سخن

‫بعدا تابوت به زادگاهش لگورتا فرستاده شد

‫جایی که دوستان و خانواده‌اش با او وداع گفتن

‫-چی شده، رفقا؟ ‫-هی، پتسی

‫چیزی پیدا نکردن، خوبه

‫غذا آوردم

‫-بیاین بخوریم، باشه؟ ‫به سلامتی اولین بارتون

‫راست میگیا

‫-لعنتی، تموم شد ‫-آره

‫-چرت و پرته! ‫-ساختگیه!

‫همه‌تون یه مشت آشغالین!

‫آیا متهم پتسی خاویر ماکازاگا، آزورمندی، ایبون اتگزارتا اتکسانیز

‫و لوییس ماریا کاراسکو واحدی از سازمان مسلح گروه جدایی طلب تشکیل دادن

‫و تایید میکنین که اون واحد بورونتزا نام داشته؟

‫مسخره بازیه! همش چرت و پرته

‫درسته که رهبر گروه جدایی طلب

‫خوان ماریا جرگویی آپالاتگی رو هدف قرار داده بوده؟

‫همش مسخره بازیه

‫این دادگاه حق محاکمه نظامیان باسک رو نداره

‫درک میکنم که دارین از حق سکوتتون استفاده میکنین

‫-میتونی از وکیل مدافع بپرسین ‫-شما تروریستین!

‫-سوالی نیست ‫-پس برای بیانیه نهایی

‫عالیجناب، طبق خواسته موکلانم بیانیه نهایی نمیدم

‫کسی که اختیارات این دادگاه رو نمیدونه

‫همش ساختگیه!

‫جمعشون کن!

‫شما قاضیا قاتلین!

‫قاتل‌ها! دولت ظالم اسپانیا!

‫مرگ بر دولت اسپانیا!

‫-درود بر گروه جدایی طلب! ‫-درود!

‫جمعشون کنین!

‫عوضیا

‫-شما قاتلین! ‫-لطفا، سکوت کنین، لطفا!

‫دادستان، با بیانیه نهاییت ادامه بده

‫اتگزارتا!

‫پدربزرگت

‫بازداشتگاه باداجوز، ۲۰۱۰

‫حق ملاقات داری

‫اگه قبول کنی، فردا به نانکلرس دِ لا اوکا فرستاده میشی

‫نزدیک‌ترین زندون به لاسارته هست

‫انتخاب کن ببین میخوای تو مراسم تشییع جنازه تو کلیسا شرکت کنی

‫یا با خانواده‌ات تو خونه باشی، کدومش؟

‫با مامانم

‫فردا میری. تو راه دنبال یکی از افرادت

‫که اونجا محاکمه میشه میرن

‫تو دو روز برمیگردی

‫آره، خیلی خب، جمعه میبینمت، مگه نه؟

‫نه عزیزم. این هفته نمیام

‫-ولی حالت خوبه؟ ‫-آره، مثل همیشه

‫فقط این هفته نمیتونم ببینمت

‫چون یکشنبه قراره برای مراسم یادبود آماده بشیم

‫و ارزش نداره یه روزه بیام اوئلوا، مگه نه؟

‫-دو تا رو از دست دادی، چی شده؟ ‫-یادته بهت درمورد

‫همه قربانی‌های تروریسم نه فقط قربانی‌های گروه جدایی طلب گفتم؟

‫-آره ‫-یکشنبه اعلامش میکنیم

‫میدونی که هیچکس قرار نیست خوشش بیاد، درسته؟ از همه جهت

‫-البته، خب؟ ‫-هیچی

‫دارم بهت میگم که بیشتر روش فکر کنی

‫چون قراره جوری ازت انتقاد بشه که قبلا هیچ وقت انتقاد نشده بوده

‫خب، نگران نباش. من خوبم، همه چی خوب پیش میره

‫برای ادای احترام به بابا بیای، باشه؟

‫-باشه ‫-خب پس...

‫به جای من اون کوچولو رو بغل کن

‫خداحافظ، خداحافظ

‫نمیری که اونجا بمونی، آره؟

‫بازداشتگاه نانکلرس دِ اوکا

‫اونجایی، سمت راست

‫سلام، ایبون

‫به خاطر پدربزرگت متأسفم

‫خوزه لوییس آگویر هستم، نگهبانم

‫-چقدر وقت تو باداخوس بودی؟ ‫-شش سال

‫حالا خودت میبینی، ولی اینجا همه چی راحت‌تره

‫این دو روز مثل زندانیان اینجا باهات رفتار میکنم

‫با دوستات حرف بزن، مطمئنم یکی دو تاشون رو میشناسی

‫پس، اگه میخوای درمورد موندن حرف بزنی، بهش رسیدگی میکنیم

‫نه، میخوام زود برگردم

‫شاید اشتباه میکنم، ولی سال‌ها بهت گوش کردیم

‫و فکر می‌کنیم اینجا برات مناسب‌تره

‫میدونیم مثل کسایی که اینجان، مدت طولانی مخالف خشونت بودی

‫نه، مثل این‌هایی که اینجان نیستم

‫نه، چون علنیش کردن

‫ولی تو گفت‌وگو‌های خصوصیتون، همه‌تون یه چیز میگین

‫خب، فعلا مستقر شو، چند روز وقت داریم صحبت کنیم

‫لعنتی، نمیتونم اینا رو تحمل کنم، میرم تو

‫لوییس

‫-یه لحظه ‫-چیه

‫سلام

‫به خاطر پدربزرگت متأسفم

‫باشه

‫-اخیرا دیدیش؟ ‫-نه، اهل سفر نبود

‫اینجا چیکار میکنی، لوییس؟

‫لعنتی، باورم نمیشه

‫-چرا این کارو میکنی؟ ‫-چرا نه؟

‫شماها خیلی زیاده‌روی کردین، با این روش فقط ضرر میکنین

‫ایبون، یکم فکر کن، کی ضرر میکنه؟

‫همه‌مون لوییس، همه‌مون. همه

‫نمیتونی همکاری کنی، باید بچسبیم به همدیگه

‫-وگرنه همه‌مون رو نابود میکنن ‫-نابود میکنن، درسته؟

‫چون خیلی قدرت داشتیم، تو آستانه پیروزی بودیم

‫ایبون، قبلا تو زندون بودم، دیگه نمیخوام بیوفتم گوشه زندون

‫فکر کردی با همه چی موافقم؟ تقریبا هیچی رو قبول ندارم، لعنتی

‫مگه هزاربار درمورد چیزی که دوست نداریم حرف نزدیم؟

Maixabel subtitles in other languages

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left