Mafia (Il giorno della civetta)

Mafia (Il giorno della civetta)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Mafia (Il giorno della civetta) 1968 Persian
ناشر Bardia13
آیدی تلگرامی من برای درخواست زیرنویس Mrmovie13

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2020-11-09
تعداد دانلود: 17
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

مستر مووی ۱۳ هستم مترجم این فیلم. من فیلمهای کمیاب و غیر معروف رو ترجمه میکنم تا علاقه مند های سینما بتونن ببینن. اگر زیرنویس کم و کاسی داره عذر میخوام و بگم که هیچ ارتباطی با سایت مسترمووی ندارم. صرفا یک تشابه اسمه. برای ارتباط با من ودرخواست زیرنویس به آیدی من در تلگرام پیام بدید Mrmovie13

کمک

وایسا. همین الان وایسا چی شده؟

درو باز کن چرا وایسادیم؟

میگم باز کن در گیر کرده

یه مرد مرده اونجاس مرده؟ کی مرده؟

نمیشناسمش فکر میکنم از یه جایی میشناسمش

واقعا؟

چرا وقتی دیدی مرده توقف نکردی؟

ندیدمش دروغگو. سرعتت کم‌ شد

نه، نشد برو به جهنم

کامیون از محل ساختمون سازیه

ولی اونجا خونه بهم یه پتو یا پارچه بدین

بفرمایید، گروهبان توی شیب بعدی به کلانتر توی شهر زنگ بزنید

بهش بگو نزدیک فیوره به سالواتوره کولاسبرنا شلیک شده

فهمیدی؟ پس برو سوار شین. سریع

میدونستم اینجوری کارش تموم میشه. بعضی آدما با اینکه زندن، ولی مردن

اون گفت میتونه بدون دوست زندگی کنه حالا نگاش کنین

‌کی تو اون خونه زندگی میکنه؟ یکی به اسم نیکولوسی. اون تو خونه نیست

امروز صبح رفت سرکار

با زنش حرف زدم. اون گفتش که صدای تیراندازیو نشنیده

صدای کسیو نشنید، کسیو ندید، کسیو نمیشناسه، جایی نمیره

سلام. گرگ صدا میزنه. گرگ راجر. گرگ صحبت میکنه. بگو چی شده ، کلانتر

کاپیتانو بیار همین الان کلانتر

کِی پیداش کردین؟ ۷:۱۵

اینجا توی سیسیل مردا برای یه شروع خوب همدیگرو قبل از طلوع میکشن

بعدازظهر فقط یه نفرو کشتن پیستیلی ، سردفتر اسناد رسمی.

ولی اون عادت داشت تا دیر بخوابه

راجیر. کاپیتان اونا نزدیک فیوره، سالواتوره کولاسبرنا رو کشته شده پیدا کردن

کولاسبرنا؟ اون یارو از شرکت ساختمانی؟ آره، صاحبش

حدسی داری که انگیزه ی قتل چی بوده، کلانتر؟

شاید برای جاده ی جدید؟ اخیرا توجه و سود زیادی جلب کرده

این شرکت ساخت و ساز لا استلاس لا استلا اون خیکیه هستش

اون همونیه که خونه های کشاورزیو توی زمینای باتلاقی ساخته

خونه ای که توسط یه گاو نابود شد توسط شرکت اون ساخته شد

...اون یه جلسه با همه ی افراد برگزار کرد و گفت

میدونم. گفتش که: هر کسی که به جای شن و ماسه با بتن خانه می سازه احمقه

یا یه پلیس نه، نه. یه احمق. احمق به نظر نرسیدن خیلی مهمه

یه احمق تقریبا به اندازه ی یه جاکش بده ولی جاکش بدترینه

اونا مثل مگسای روی جسدن هیچی پیدا نمیکنن

اون پیتزوکوئه اون یه پسر عمو توی مجلس داره

و سابقه ی کیفریش به اندازه ی جاده ای که داره میسازه طولانیه

اون این اطراف قدرت زیاد داره یه مرد قابل احترام، ها؟

دقیقا، کاپیتان و اون دیروز صبح ساعت ۶ کجا بود؟

توی خونه. مثل بقیه خوابیده بود پیتزوکو، لا استلا، لانکیا، کولوسیمو

همه ی کسایی که موفق شدن شهروندای محترمی که دیگه قتل نمیکنن

شاید سفارش یه گوشمالی بدن و پرداخت کنن خیلی نه. ولی پرداخت میکنن

وایسا. ببین کی داره از اینجا رد میشه: روزا نیکولوسی

اون زنیه که نزدیک محل وقوع جرم زندگی میکنه

اینجا چیکار میکنی، روزا نیکولوسی؟ یه کم کاسنی و کلم پیچیدم

این همه جا چرا اینجا؟

چرا باید دقیقا اینجا دنبال کاسنی و کلم بگردی؟

و چرا نه؟ دارم کار اشتباهی میکنم؟

کاسنی مال کسی نیست فقط کاسنیه

هرچیزی مال یکیه. حتی کاسنی

بیا. سوار ماشین شو میرسونیمت خونت

نترس نمیخوایم ببریمت پادگان

اون داره با تو حرف میزنه تکون بخور

برو راه بیوفت

تیرا باید از اونجا شلیک شده باشه درست بعد از اون پیچ

از اونجا، کولاسبرنا زخمی شده ...و کامیون

احتمالا صد متر دیگه در جهت دیگه به سمت جایی که جیپ هست رفته

همونجا قاتل با کولاسبرنا درگیر شد و همش تموم شد

از اونجا، یکی باید چیزی دیده باشه یا حداقل صدای شلیکارو شنیده باشه

و شوهرت کجا کار میکنه؟ هرجایی که بتونه

اون هر روز کار میکنه؟ نه. فقط وقتایی که شانس بیاره

صبح چه ساعتی خونه رو ترک میکنه؟ نمیدونم. بستگی دازه

و چه ساعتی توی عصر بر میگرده؟ اون برنامه ی کاری نداره

و این صبح؟ کِی رفت؟

ببین روزا لازم نیست بترسی

من شوهرتو متهم‌ نمیکنم اگه میخواست کسیو بکشه

این کارو نزدیک خونش نمیکرد این دیگه خیلی واضحه

من فقط دنبال اطلاعاتم بیخیال‌. کمکم کن

ببخشید... ولی تو اهل کجایی؟

اهل پارما هستم نزدیک میلان؟

آره. نزدیک میلان و اونجا قتلی اتفاق نمیوفته؟

معلومه که میوفته ولی به یه روش دیگه

و مردم‌ اونجا بدون ترس شهادت میدن؟

نه. برای مائم‌ همینجوریه کم‌حرف مثل بقیه. ولی نه از روی ترس

برای اینکه مردم مزاحمت یا هدر دادن وقت تو محاکمه رو نمیخوان

ما اینجا زیاد وقت داریم

و همینطور کاسنی زیادی دارین چرا دم محل ساختمون سازی رفتی دنبالشون؟

چون اونجا بهتره

کاسنی کاسنیه کلم کلمه. همه جا رشد میکنن

دیشب شوهرتو دیدی؟ شنیدی برگرده؟

پس ممکنه اصلا برنگرده؟

پس بگو اون برنگشت

بگو اون دیروز صبح رفت و برنگشت

بعضی وقتا برنمیگرده

بیا بگیم برنگشت چرا برنگشت؟

چون نمیخواد ازش بازجویی کنن

چون نمیخواد صحبت کنه چون‌ نمیخواد گرفتار شه

خب... لطفا وقتی برگشت بهش بگو بیاد کلانتری(ایستگاه پلیس)

یا حداقل میتونه بهمون زنگ بزنه فقط تشریفاته

دامینیکی بیا. باید بریم

اینجا محل ساختمون سازی کولاسبرنائه برای تشبیع جنازه تعطیلن

کولاسبرنا با بقیه دوست بود؟ پیکوتزو، لانکیا، لا استلا؟

نه. فقط در حد سلام و خداحافظی کولاسبرنا از نوع رزرو شده بود

فقط با برادراش کنار میومد اون یه کارگر بود. یه کارگر صادق

نمیتونی تنهایی از دولت پول بدزدی

و اون موافقت نکرد فهمیدی؟

اون همچنین پیش پلیس سابقه داشت

از یه سری از راننده کامیونایی که همیشه توی این جاده هستن پرسیدم

هیچکس چیزی ندیده و نشنیده

به جمعیت کر و کور. ولی وقتی شلیک میکنن میتونن ببینن

هی. چرا هنوز از کیسه استفاده میکنین؟ بهتر نیست مثل بقیه از تانکر استفاده کنین؟

نمیتونیم اجاره کنیم چرا؟

چون که‌ نمیتونیم دردسر داشتین؟

اونا یه بیل مکانیکیو میندازن داخل دره ولی کار به این سادگیو نمیکنن؟

کولاسبرنا چه حکمی گرفت؟

شش ماه زندان برای ضد فاشیسم بودن وقتی ۲۵ ساله بود

اما اون یه مجرم از حصار نیست ببخشید، ولی بر اساس قانون هست

پس باید برای رئیس جمهور جمهوریم همین بشه

خب. چیزی که میگمو بنویسین

سالواتوره کولاسبرنا کشته شد

چون که جرات کرد جلوی

یه دوست از دوست ها برنده بشه

...فراخوان مناقضه برای ساخت و ساز

جاده ی جدید

و نمیخواست اینو با کسی تقسیم کنه

امضا شده: یک دوست

نه ممنون سیگار نمیکشم

پس اون برای این کشته شد؟ هیچی از این بابت نمیدونیم

چه جوری؟ همین الان به عنوان یه نامه ی ناشناس نوشتی

هردوتون کلمه هارو نوشتین

این یه سیستم ابتداییه، ولی به همون شکل تشکر میشه

ولی ما چیزی ننوشتیم کاپیتان

باشه... برای برای دستور ادامه دادن، باید بیشتر بدونم

و ما باید چی بهت بگیم؟

یه نگاه به این نقشه ی دوست داشتنی بندازین. پرچمای زیادی هست. سیاه، قرمز و سبز

سیاها برای قتل های حل نشدن قرمزا برای اونایین که هنوز در حال بررسی و تحقیق هستیم

و سبز برای مواردی که حل و مجازات شدن

هنوز از اونا زیاد نیست

قتل برادرت یه پرچم قرمز داره

به خودت بستگی داره که سبزش کنی یا نه

خب؟ من سیاهای بیشتری میبینم کاپیتان

داری میگی که حرف نمیزنی چون که قاتلا آزادن

ولی قاتلا آزادن چون که حرف نمیزنی

و حالا برگشتیم مرحله ی اول

خیلی خب

نامه هاتون ناشناس میمونن نمیخوام توی ترس زندگی کنین

میتونین برین

تشکر کاپیتان روز خوش

روزا نیکولوسی

کاپیتان روزا نیکولوسیه..... بیا. بیا

بیا داخل روزا

بشین. نگران نباش. کسی نمیتونه ببینتت

قرار نیست ازم چیزی بپرسی؟

من ازت نخواستم بیای چیزی ندارم که ازت بپرسم

اون بر‌نگشت

خودت گفتی که بعضی وقتا بر نمیگرده

اونموقع نگران نبودی پس چرا الان نگرانی؟

چهار روز شده

خیلی خب کلانتر، یکیو بفرستین دنبال نیکولوسی بگرده

بله، قربان

ولی کجارو باید بگردیم؟ خیلی دور، یا نزدیک؟

کسی تهدیدت کرده؟ سابقه ی شوهر من پاکه

میدونم، میدونم.... سخته که توی انبار کاه دنبال سوزن بگردی

و شوهرت در سیسیلی مثل اون سوزنس

شاید الان شوهرت نیاز به کمک داشته باشه؟ کمک‌ زیاد

و زنش چیکار میکنه؟ سکوت میکنه. نمیخواد کمک کنه

اون چه جور همسریه؟ من جونمو براش میدم

اون روز صبح نزدیک خونت ۴ تا شلیک صورت گرفت

وقتی اونا شلیک شدن شوهرت کجا بود؟

حالا کاملا تنهاییم روزا کسی نمیتونه ببینتمون

هیچ چیزی نمینویسیم پس بگو. شوهرت کجا بود؟

اون زود رفت.... ساعت ۵ تو تاریکی؟

آره صدای شلیکارو شنیدی؟

آره. شنیدم رفتی بیرونو نگاه کنی؟

نه. فکر کردم فقط یه شکارچیه

ولی الان فصل شکار نیست من از کجا میدونستم

شوهرت کجا رفت؟ دنبال کار

توی محل ساخت و ساز؟ ...شاید

پس وقتی ما اونروز توی راه دیدیمت داشتی دنبال اون میگشتی؟

...نه. داشتم دنبالِ کاسنی و کلم میگشتی

شاید برای دلیل دیگه ای ناپدید شده باشه

و اگه اینجوری باشه روزا، شاید یه موقعی بهم بگی، باشه؟

به نظر میاد که اون یه معشوق داره کی گفته؟

دون چیچو آرایشگر اون به سرلشکر تورس گفت

انگار همه راجع به این موضوع میدونن

اگه ببخشی، باید برم دخترم توی خونه تنهاس

خیلی خب

کاپیتان. بهم قول میدی دنبالش بگردی؟ دنبالش میگردیم

خدا خیرتون بده

و این معشوق کیه؟ خب، اونا نگفتن. ولی مشخصه اولین بارِ روزا نیست

پس این یه زنه که راجع بهش شایعه میگن دیگه چی میدونی؟

همینطور میگن که سَرِش پر از ایده های عچیب و غریبه

اون یه بار از خونه بیرون رفت تا به پالرمو بره و به عنوان یه دستیار مغازه فعالیت کنه

به سختی میتونم به این ماجرا بگم رسوایی اینم یه شغل مثل بقیه ی شغلاس

البته. ولی همچین زن زیبایی باید از اینکه همسر همچین مرد بیکاریه ناراحت باشه

پس چرا باهاش ازدواج کرد؟ توی ۱۶ سالگی حامله شد

فهمیدم و کجا داره میره؟

به منطقه ی دون ماریانو یه مرد ثروتمند

اون یه دختر داره که توی سوئیس درس میخونه و یه حساب بانکی تپل

یه آدم بلندپرواز بزرگش کرده

یه زن اینجاس. میگه میخواد باهات صحبت کنه. اون توی اتاقه

باعث افتخاره

شما؟ روزا نیکولوسی‌هستم. همسر تانو نیکولوسی

و چه چیزی ازم میخواین؟

ببخشید، ولی ۴ روزه که همسرم بر‌نگشته خونه

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left