نخستین 200 خط.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
توری
ساکت باش، پدر و مادرم بیدار میشن
دست خودم نیست، نمیتونم
ـ ببخشید ـ نه، باید بتونی
خدای من، اون یکی عکس رو دیدی؟
خیلی خوب افتادیم. قراره معروف بشیم
ـ برو، برو ـ دارم سعی میکنم
چقدر کندی
توری
ـ اگه پدر و مادرم بیدار بشن، مردم ـ ببخشید
به مادرت پیام دادی که بگی...
ـ امشب اینجا میمونی؟ ـ همهچی حله
خیلی خب، بدجوری دستشویی دارم...
و باید این لباس رو هم دربیارم
تو برو
جولی؟
سلام، رندی. چی شده؟
یه پرونده تازه رسیده
این خانواده واقعاً به کمکت نیاز دارن
جایزهش قابلتوجهه، ولی...
دروغ چرا، این یکی خیلی بده
واقعاً وحشتناکه و من...
یه جورایی از قبل به خانواده گفتم که کمکشون میکنی
باشه، از اول برام تعریف کن
خیلی خب
دیشب یک خانواده در همیلتونِ مونتانا بهشکل وحشیانهای کشته شدن
همیلتون، مونتانا
پدر خانواده مدیر یک صندوق پوشش ریسک بوده
و مادر برای یک مؤسسهٔ غیرانتفاعی کار میکرده
دختر شانزدهسالهشون هم کشته شده
وحشتناکه و همهٔ خبرها پر شده ازش
ـ هنوز نمیفهمم من کجای ماجرا هستم ـ دخترشون...
دیشب یک دوست رو برای شبمانی آورده بوده
توری کمپ. اون گم شده
و موقع قتلها توری داخل خونه بوده؟
آره. پلیس به پدر و مادرش هیچ اطلاعاتی نمیده
ـ ولی اگه زنده باشه... ـ شاید قاتل هنوز نگهش داشته
دقیقاً
میدونم این پرونده از همین الان خیلی آشفتهست...
ولی خانواده مستأصلن. عکسش رو برات فرستادم
مطمئنن قرار بوده شب رو اونجا بمونه؟
آره، آخرین سیگنال گوشیش از همون خونه بوده
خیلی خب
حدود دو ساعت فاصله دارم
به پدر و مادرش بگو توی راهم، باشه؟
آقای شاو؟
هرقدر تونستم سریع خودم رو رسوندم
خیلی ممنون. نمیدونیم باید چی کار کنیم
اون شوهرمه، اندرو. حال خوبی نداره
فهمیدم
ـ پلیس خبری بهتون داده؟ ـ نه
هنوز دارن صحنهٔ جرم رو بررسی میکنن
پلیس ایالتی گفت...
یک مأمور افبیآی داره میاد. یعنی چی؟
در پروندهٔ چند قتل اتفاق غیرمعمولی نیست
فقط میخوام دخترم پیدا بشه
اگه اون هیولایی که این کار رو کرده دخترم رو هم برده باشه، من...
حالا من اینجام و کمک میکنم
مهم اینه که سریع عمل کنیم
پلیس با سگها اطراف رو جستوجو میکنه
فکر میکنن مرده
دارن طبق روال پیش میرن
اون زندهست. خودم میدونم
خواهش میکنم
هر کاری از دستتون برمیاد
آخرین بار کی با دخترتون در تماس بودید؟
اوایل روز باهاش تماس گرفتم
بعد هم پیام داد که...
با جولی میرن سینما
و بعد روی پروژهٔ تاریخ کار میکنن
دلیلی دارید فکر کنید...
دربارهٔ این موضوع راستش رو نگفته؟
این چه ربطی به پیدا کردنش داره؟
دنبال انگیزهام و میخوام بفهمم چرا این خونه هدف قرار گرفته
چرا این خانواده؟
شاید کسی تعقیبشون کرده...
یا از قبل خونه رو زیر نظر داشته
هر جزئیات و زمانبندیای کمک میکنه
شاید دربارهٔ درس خوندن دروغ گفته باشه
نباید میذاشتم شب رو اینجا بمونه
چرا این رو میگید؟
الان وقت گفتنش نیست، ولی...
جولی تأثیر بدی روی توری داشت
باید مخالفت میکردم، ولی به یک شانزدهساله بگو چی کار کنه
ببین گوش میده یا نه
اگه فقط...
اگه فقط اجازه نمیدادم...
نه، تقصیر شما نیست
ممکنه هنوز همون بیرون باشه
الان لازم دارم برای پلیس...
ـ در دسترس باشید ـ باشه
و برای هر خبری از افبیآی هم همینطور
ـ باشه ـ هر چیزی شنیدید به من خبر بدید
ـ حتماً ـ من اینجام
ـ خودم پیگیری میکنم ـ خیلی ممنون
هی، اینجا چی کار میکنی؟
پدر و مادر توری کمپ استخدامم کردن تا کمک کنم پیداش کنیم
اولین باره چنین چیزی میشنوم
چون هنوز هیچ خبری بهشون ندادید
فکر کنم فقط منتظرن...
همینجا حرفت رو قطع میکنم
خبری نیست چون چیز تازهای نداریم
سه کشته و یک مفقودی دارم...
و هیچ انگیزهٔ روشنی هم نیست
ـ این هم آخرین خبر ـ اگه کمکی از دستم برمیاد...
هر کاری، فقط بگید
اینجا صحنهٔ جرمه. ورود فقط برای نیروهای قانونیه
برو اون طرف، پیش بقیهٔ...
تماشاگرها
افبیآی. آروم برگرد
بله؟
مأمور ویژه تمپل
داخل صحنهٔ جرم منی. مدرک شناسایی؟
جیب پشتمه
بله
بفرمایید
استخدام شدم توری کمپ رو پیدا کنم
حدس میزنم هنوز گمشدهست
پدر و مادرش استخدامت کردن؟
درسته
قبلاً پلیس بودی یا نیروی قانون، آقای شاو؟
هیچکدوم
برای پیدا کردن آدمها استخدام میشم. کارم همینه
ولی این هنوز توضیح نمیده چرا وارد صحنهٔ جرمی شدی...
که دارن ازش مدرک جمع میکنن
فکر میکنم قاتل اینجا بوده و خونه رو میپاییده
ـ چرا این فکر رو میکنی؟ ـ حدس میزنم خودت هم همین فکر رو داری
برای همین این بالایی، درسته؟
نه کنار خونه
ادامه بده
مثل تو رد حرکتش رو تا این بالا دنبال کردم
اون نشانهای رو هم که گذاشتی دیدم
به چیزی دست نزدم
دیگه چی؟
فکر میکنم روکش آبی کفش پوشیده بوده
احتمالاً برای اینکه هیچ مدرکی جا نذاره
الیافش رو پیدا کردیم، پس آره
پلیس ایالتی و کلانتر فکر میکنن قاتل از در جلو خارج شده...
و سوار خودرو شده
نمیدونم، به نظرم این...
ـ یک رد گمکنیه ـ شاید، یا یک عادت عصبی...
یا بخشی از آیینشه که هنوز نفهمیدم
روی نشانتون نوشته بود مأمور ویژهٔ ناظر. تحلیلگر رفتاری هستید؟
ما بهش میگیم واحد تحلیل رفتاری
پس قبلاً هم این کار رو کرده؟
دارم همین رو بررسی میکنم
آره
فکر میکنم چند روز اینجا بوده
این رو ببین
برگها لگدمال شدن، ولی چند لایهان
مدتی اینجا بوده. بعد هم...
اینجا همین وضعه. میبینی؟
خیلی خب، و...
این رو هم دیدم
بعضی شاخهها رو بریده...
تا دید بهتری به خونه داشته باشه
منظورم اینه که آماده اومده بوده
همهچیزی که دیدم نشون میده اول قربانیهاش رو انتخاب میکنه...
و بعد زیر نظرشون میگیره
مثل شکارچی
منتظر لحظهٔ مناسب میمونه
با الگوی رفتاریت جور درمیاد؟
آره
چند قربانی دیگه داشته؟
در شش سال گذشته دستکم دو مورد
یکی در داربیِ مونتانا و یکی در کودیِ وایومینگ
در هر دو مورد خانواده کشته شدن و...
یک یادگاری برداشته؟
اگه قاتل یکی باشه، بله
با بقیه چه کار کرده؟ با اونهایی که برده؟
جسدها رو رها میکنه، ولی فکر میکنیم قربانیها رو...
دستکم ۲۴ تا ۳۶ ساعت زنده نگه میداره
برای چی؟
تا شکنجهشون کنه
گروه عملیاتی فرستادی؟
نه، حتی سرپرستم نمیدونه اینجام
حداقل فعلاً نمیدونه
ـ حرفت رو باور نمیکنه؟ ـ نگفتم اینطور نیست
ولی حتی اگه قانعش کنم که کار همون قاتله...
تا نیرو به منطقه برسه زمان زیادی طول میکشه
توری اینقدر وقت نداره
امیدوار بودم کار اون نباشه
ولی حست میگه خودشه
اگه از این راه رفته، باید توری رو هم با خودش برده باشه
آره
بذار ببینیم
تا بزرگراه راه زیادیه...
مخصوصاً وقتی یک نفر رو حمل کنی
شاید هم حملش نکرده. صبر کن، بیا اینجا
این رو ببین
رد کشیدن روی زمینه
میبینی؟ دو تا رد، تازه و مال دیشب
در یکی از پروندههای قبلی هم چیزی شبیه این پیدا کردم
چند نظریه داشتیم
برانکارد کششی دستساز
پدرم شکارچی حرفهای بود. یادم داده بود
چند نهال از جنگل...
کمی طناب و برزنت
پس کسیه که مهارت شکار داره...
No comments yet. Be the first to leave one.