نخستین 162 خط.
...هیچ وقت... تو رو... نمی بخشم
این آدما... می تونم ازشون استفاده کنم
فقط به این درد می خورید، طعمه، نه بیشتر
!اونا ناپدید شدن! هر دوتا شون ناپدید شدن
...یه زن با لباس کار که اونجا نشسته بود
!اون قبلا رسیده
! ریل تریسر
که این طور، پس سالم به مقصد رسید؟
...ظاهرا خیلی هم سالم به مقصد نرسیده
منظورت چیه؟
علاوه بر لوکوموتیو، به نظر می آد که همه واگن های مسافران هم عوض شده بودند
از اوضاع خبر داری؟
...خیلی کم
شرکت نبولا داره اطلاعات رو مخفی می کنه، خیلی سخته که همه ماجرا رو فهمید
ولی مشخصه که حادثه بزرگی بوده
ظاهرا، تعداد کمی از مسافرا کشته شدن
اون دختر سوار قطار پرنده بود؟
بله
منتظر گزارش اون می مونیم
...چیزی که دیده، چیزی که شنیده، چیزی که فهمیده
من دارم اونو می بینم
،راشل
خوشحالم که می بینم سالم به خونه برگشتی
به ما فقط خبرهای بدی درباره قطار پرنده می رسید
من نگران تو شده بودم
به عنوان رئیس دیلی دیز، افتخار می کنم که کسی مثل تو برای ما کار می کنه
متشکرم
بازم دزدکی سوار قطار شدی؟
آره، تو مشکلی با این موضوع داری؟
,نیکلاس
از زخم پای راشل باید متوجه بشی که شرایط عادی نیست
پس شوخی های مسخره ت رو برا خودت نگه دار
بابت بی ادبیم معذرت می خوام
خب، راشل
...دلم می خواد که اول یه مقدار استراحت کنی، ولی
ما یک فروشگاه اطلاعات هستیم
...پس بهتره گزارش تو رو بشنویم
درباره اتفاقاتی که تو قطار پرنده افتاد
...من فقط درباره چیزایی که دیدم میدونم
بسیار خوب
بگو ببینم، اون آدم های کت شلوار مشکی کی بودن و اون کت شلوار سفید ها کی بودن؟
رئیس، به نظر می آد که از من بیشتر می دونید
و ریل تریسر چی یا کی بود؟
...ریل...تریسر
ریل تریسر چی هست؟
چی؟ نمی دونی، جکوزی؟
...ریل تریسر یه
,حالا که گفتین
...یه چیزایی یادم میاد یه عده داشتن تو واگن غذاخوری دربارش حرف می زدن
کسی که در تاریکی هان راه آهن کمین کرده
یه هیولای افسانه ای
هیولا؟
بله، یک هیولا
...نمی دونم حقیقت داره یا نه، ولی
مطمئنم که یه هیولا سوار قطار پرنده بود
...یه هیولای وحشی قرمز تیره
!واقعا عجیبه
!باور نمی کنم
!واقعا
چرا این جا دریای خونه؟
فکر نمی کنی عجیبه؟
یعنی، جالب نیست!؟
با چه روش فجیعانه ای می تونی یه نفر رو این جوری بکشی !؟
! هی، هی، هی
این یارو بدون صورت، اونه؟
ممکنه این دون باشه
!جالبه
!شکارچی خودش شکار شده
ضمنا، کی دون رو کشته!؟
!اگه ندونی کی اون کارو کرده انتقام گرفتن سخته
...بیچاره دون
...که دوستاش حتی نمی تون انتقامشو بگیرن
...خب دیگه، همه راه های نجات ضروری
اونایی که این داستان رو شنیدن در جا مردن
! حتی یه راه نجات هم وجود نداره
! معلومه که یه راه نجات هست
فقط باید بکشی قبل از اینکه کشته بشی
! ص-صبر کن، یه کم صبر کن
امکان نداره
...اه، راستی، ادامه داستانم
باید این داستان رو باور کنی تا ریل تریسر نیاد
و اگر اون قبلا اومده باشه، باید قبل از طلوع آفتاب فرار کنی
خب، پس دیگه خیلی دیر شده
اون ریل تریسر حتما ظاهر میشه
اون بیدار می شه وقتی من این تفنگ رو شلیک کنم
اون در اثر مرگ تو بیدار می شه
بمیر، ای گوسفند قربانی
ابنجا چه خبره؟
تو کی هستی؟
یه کم صبر کن، لطفا
من آدم مشکوکی نیستم
تنها لوکوموتیوران های این قطار فقط من و اون هستیم
تو کی هستی؟
لطفا اون وسیله خطرناک رو بذار کنار
چطور می تونی تو این شرایط این قدر آروم بمونی؟
تو کی هستی؟ چی کار می خوای بکنی؟
! اوه، مثل اینکه قضیه لو رفته
می خوای چی کار کنی؟
، به نظر نمی آد آدمی باشی که با گرفتن اسلحه به سمتت تسلیم بشی
پس به جاش یه مقدار تو رو شکنجه می کنم
شوخی می کنی؟
گفتی شکنجه؟
الان که قرون وسطی نیست ؟
هی، هی. با اینکه تو به راحتی اسلحه ت رو انداحتی
من هنوز یه دونه دارم
هان؟
بذار دوباره ازت بپرسم
تو کی هستی؟
چه بد
دوباره ازت می پرسم
تو کی هستی؟
...د- دون
و از کجا اومدی دون؟
چه جور آدمی این کارا رو می کنه!؟
! باید آدم فوق العاده جالبی باشه
این قدر جالبه که حتی هیچ وقت فکر نمی کنه که کشته بشه
...یعنی، ما
! نمی تونم به اون ببازم
...دوست خوب خانواده روسو، دون
حالا نقشه شما رو متوجه شدم
می خوام یه چیز دیگه ازت بپرسم
چرا لباس لوکوموتیوران رو پوشیدی؟
! کم آوردم! کم آوردم
!لد عاشقه اونه
! بازی کردن! کشتن
که این طور
پس دوست داری بازی کنی؟
لباس لوکوموتیوران رو از کجا گیر آوردی؟
صبح، تو ایستگاه، از یه لوکوموتیوران پیر گرفتم
با اون چی کار کردی؟
!اونو کشتم
! اون طوری حال کردم! بازی ! بازی
! اسم اون لوکوموتیوران تونیه
اون کسی که همه چیز درباره یه لوکوموتیوران بودن رو به من یاد داد
مراقب باشید
نمیدونم اون کی یا چیه، ولی یه آدم خطرناک سوار این قطاره
دارم میرم اون و کت شلوار مشکی ها رو بکشم، پس قایم شو، باشه؟
باشه
یادت نره
من کسی ام که تو رو می کشه، درسته؟
...بله
...لمورس
...خانواده روسو
...شوخی نکن بابا
!من هیولای شما هستم
! هیولایی که همه شما رو خواهد بلعید
! از الان، تو این قطار، برای شما، من ریل تریسر خواهم بود
لوکوموتیوران؟
اون یه لوکوموتیوران بود
اون لباس یه لوکوموتیوران تنش بود
و اون هیولا به تو چی گفت؟
لطفا بلیط تون رو نشون بدید
ببخشید
فکر کنم می دونست من دزدکی سوار شده بودم
که این طور
اشتباه نمی کنم
وینو لوکوموتیورانه
چرا فکر می کنی هیولای قرمز وینو بود؟
وینو یه هیولای فراری بود که تو شهر های آمریکا ظاهر میشد
در واقع، اون فقط یه لحظه تو یه جای خاص ظاهر می شد، و می رفت
قبل از اینکه یه جای دیگه ظاهر بشه
چطور می تونست چنین کاری بکنه؟
No comments yet. Be the first to leave one.