نخستین 200 خط.
کریسمس مبارک، الکس
...هنوز که زندهست
پس یعنی هنوز به مامان نگفتی که حاملهای
میخوایم مراقب باشیم و درست انجامش بدیم
الان یادت افتاده مراقب باشی؟
دیگه نمیتونم این راز رو نگه دارم
!منو نگاه کن
آه، موهای سرش سفید شده
!اوه خدای من، راست میگی
من فقط مدل موهاش رو دیده بودم
ظاهرا وقتی استرس میگیرم اینجوری میشم
خب، امروز بهشون میگیم، خیله خب؟
،اینجوری، اگه مامان قاطی کنه
ده روز توی برمودا وقت داره تا آروم بشه
!باشه، پس الان برو
همیشه توی کریسمس در بهترین حالتشه
این راه به نظرتون چطوره؟
،یه جوراب بلند آویزون میکنیم ،"با نوشتهی "مامانبزرگ کلر
،و بعد میگه، من که مامانبزرگ نیستم
،و ما میگیم "اینو به هیلی و منِ بچهی بگو"
بهم قول بده که میذاری این بچه توی مدرسه درس بخونه
سلام مامان، چیکار میکنی؟
کارتهای کریسمس خیلی زیاد شده
وایسا، وایسا، وایسا
نمیتونی کارت دایی کم رو دور بندازی
میدونی که چقدر روی جای کارتش روی پیانو حساسه
...اون سال رو یادتونه که کارت اون
یکمی از کارت پرستاربچهی ما عقبتر بود؟
،فکر میکنم این جملهی دلنشین رو گفت
"و این فاحشه کیه؟"
خب، امسال کریسمس خونه بابابزرگه
پس کم هیچوقت نمیبینتش
کاغذ کادوی خرس قطبی رو ببین
نمیشه به این نگاه کنی و حالت خوب نشه
آره
دیگه حالم از اینچیزا بهم میخوره
برای انجمن مدرسه، به یه بچهای 5 رول سفارش دادم
،ولی پنجاهتا برداشت آورد تقصیر خودش بود
زار زار گریه میکرد
انگار تقصیر منه که بلد نیست بشمره؟
من شش سالم بود، مامان
...برمودا خوب درک میکنه
تیپ رسمی، در عین حال راحت
و مرکز زیر رون و
بالای زانویِ برنزه شده در تمام دنیا
انتخاب یک تیپ برمودایی خیلی هم سخت نیست
نه. آه، صبر کن
صبرکن، نمیتونه درست باشه
برنامه سفر میگه که ما با 4تا پرواز میریم
با سه تا تغییر پرواز
...آه، آره
اون سایت تخفیف هواپیمای خوبی که پیدا کرده بودم رو یادته؟
،آره، ولی دوتا از این تغییر پروازها شش ساعت بینشون فاصلهست
بله، ولی سومی فقط 12 دقیقهست
ولی توی فرودگاه اوهرـه
...عزیزم، باید از یه فرودگاه
بدوییم و بریم یه فرودگاه دیگه
ارزشش رو داره، وقتی 27دسامبر
،توی برمودا بیدار میشیم ...روزی که آب و هواش قراره
مِه گرم باشه
نمیشه با یه پرواز مستقیم بریم؟
.نمیشه تغییرش داد قوانینش خیلی روشن بود
بخشی از ارتقا به یه وبسایت جدید بود
به اسم بلیطها.هواپیما
آه، آره، پایین خیابون باید یه خونه نشون مشتری بدم
باشه، صبرکن
نرو، نرو
منفیِ اکونومی دیگه چیه؟
،درواقع یه مثبته
چونکه هیچکس به صندلیهای ردیف وسط حسودی نمیکنه
چون درواقع دوتا نیمکت 18 نفرهست
که رو در روی هم هستن
!فیل؟
چیه؟
هیچی
کی کارت کم رو جابهجا کرد؟
اگه کارتش روی شومینه نباشه !خیلی ناراحت میشه
گذاشتمش توی کشو تا بیاد
پولکهاش روی همهچی میریخت
یکمش رفت توی دماغم
الان دیگه طلا سرفه میکنم
گلوریا، یه بسته از کلمبیا برات اومده
مثل اینکه دولت فرودگاه رو پس گرفته
!کادوهای فامیلای منن
!خوشگلن
،توی کشورمون به اینا میگیم "سوئترس دِ ناویداد"
یعنی... پلویور کریسمسی
تنتون کنیم تا عکس بگیریم
وای، اینا خیلی نرم هستن
خیلی هم راحتن
،آه، ببین حلقهی برگ موز هم فرستادن
!عنکبوت موزی
!چی؟ - !چی هست؟ -
!یه عنکبوت سمیه! آدمو میکشه
!خودم میدونم سمی یعنی چی
کجا رفت؟
!من دمپایی روباز پامه
...فکر کنم رفت توی
!درخت رو تصرف کرد
فقط من تنم میخاره؟
!پلیورها
!اگه یکی هست، حتما بازم هست
!بدو - !بریم -
!خدای بزرگ! کنترل تلویزیون رو هم گرفته
!خیلهخب، لبخند بزن
میشه بعدش بریم موبایلها رو ببینیم؟
نه، لیلی، برای کریسمس موبایل نمیگیری
،گرونن و هنوز نشون ندادی که
میتونی مسئولیت نگهداری یه موبایل رو بپذیری
اینقدر مسئولیتپذیر بودم که به یک کشور خارجی اومدم
و با دوتا غریبه یک زندگی رو ساختم
اینو برای دیر خوابیدنت استفاده کردی، باشه؟
اوه، کَل، نوبت توـه
هو، هو، هو
میخوایم کل یک کریسمس عالی داشته باشه
با وجود مادرش توی زندان خیلی سخته
تازه، فصل تعطیلات برای اون شروع سختی داشته
،از بین تمام انتخابهای قشنگمون
اینا مورد علاقهم هستن
!کریسمس مبارک
!از طرف میچ و کم
!چیزیش نشد. هیچی - هیچیش نشد -
تازه به خط سوم شعر رسیده بودیم
،و تکرار شاهبیت که متوجه اشتباهمون شده بودیم
هرچند یهو طوفان شد - آره -
!کریسمس مبارک کل کوچولو
.لیلی، پسرعمهت رو ببر اونجا یکم آروم بگیر
خیلهخب، برو
!سلام - !سلام -
،سلام بابانوئل میشه یه لطف کوچیک بهمون بکنی
و بهمون بگی که خواهرزادهی ما چی برای کریسمس میخواست؟
تو رو میشناسم. همون وکیلهای
آه، نه، هرگز عاقبت خوبی نداره
همون وکیلی هستی که منو متهم به مستی در مکان عمومی کردی
باعث شدی بهم حکم 50ساعت خدمات اجتماعی بدن
کار کردن به عنوان بابانوئل فروشگاه بخشی ازشه
.خیلهخب، متاسفم ولی میشه ازش بگذریم؟
واقعا باید بدونیم خواهرزادهمون چی میخواست
درخواست یک دادگستری ملایمتری رو داشت
.خب، بعید میدونم اون خیلی سنتیه
جلوی اون باید وانمود کنیم که هماتاقی هستیم
میشه ادامه بدیم؟
این هفته فقط 4 ساعت بچههامو دارم
کریسمس مبارک
،میدونی؟ به عنوان یک باباتوئل سابق
،قسم خوردم که دربارهی بابانوئل وقت نظری ندم
ولی تو مایهی شرم این لباسی
،فیل، الان با بابام حرف میزدم
جشن کریسمس رو انتقال میدیم به خونه ما
باید برم بیرون و یکم خرید کنم
زود میبینمت، خدافظ
درخت کجاست؟
کادوها کجان؟
فکر کردم کریسمس رو کنسل کردی ...چونکه فهمیدی من
ولی حرفت رو قطع کردم
بابات اینو برای نشون دادن خونه برد؟
...همیشه همینکارو میکنه وسایل تزیینی منو برمیداره
میذاره توی خونههایی که میخواد بفروشه تا بیشتر شبیه به یه خونه بشن
!قسم خورده بود که دیگه اینکارو نکنه
حداقل "خَلقه" رو گذاشت
حَلقه
جفتش رو شنیدم
نه، منم شنیدم. به این معنی نیست که درسته
باید چیکار کنیم؟
نمیشه بدون درخت مهمونی کریسمسی داشت
فکر میکردم دیگه اجازه نداری مهمونی کریسمس برگزار کنی
بعد از ماجرای پارسال
برای درست کردن بوقلمون، یک راه جدیدی امتحان کردم
اینکه یخ زده
نه، بابا، استخونش رو زدی
توی برنامهی "سرآشپز برتر" دیدم
یک بوقلمون کامل رو یک ساعته پختن
.لوک یکم خورده حالت خوبه، مگه نه پسر؟
به جو سر بزنین
!بابات جواب نمیده
تو خبر داشتی، مگه نه؟
میدونم که داشتی یه چیزی رو قایم میکردی
فیل؟
!فیل
!فیل... آه
،اتاق نمایش کاملا عایق صداست
پس هیچکس صدای داد زدنت رو که به جیم میگی جورابهاش رو برداره نمیشنوه، سندی
بدجوری داد میزنه
...پس، همه اینا
...بعلاوه مدرسهی خیلی خوبی هم این منطقه داره
،اوه خدای من همین الان یه دزد خونه رو زده؟
گفتم که اینجا منطقهی خطرناکیه
دیگه نمیتونم یک حملهی دیگه به خونهم رو
وقتی من و بچهها داریم به در اتاق پناهگاه میکوبیم، تحمل کنم
،شماها حرف بزنین، و منم ،یه دقیقه راحت باشین
ببینم میتونم درخت جایگزین پیدا کنم
همچنین نُه تا کادوی کاملا یکسان
بهترین راه برای سرحال کردن مامانت همینه
...بهش فکر کن کاپکیکها، کیکهای کوچیکی هستن
همونجور که بچهها، آدمای کوچیکی هستن
فکر کنم
فقط میخوام خوب پیش بره
حس خیلی خوبی به این بچه دارم
و میخوام مامانم هم همین حس رو داشته باشه
امروز صبح اصلا حال خوبی نداشت
No comments yet. Be the first to leave one.