نخستین 200 خط.
آنچه در هیون گذشت
دوک،بیماری؟
چون خیلی از مردم دردسر زده
بیمار شدن و نیتن
داره همه رو میاره سردخونه
شاید دلیلش همین باشه
که مردم دردسر دار رو بیمار کنه
و دردسرشون رو فعال کنه
رئیس هندریکسون،دکتر شارلوت کراس
از مرکز کنترل بیماری ها هستم
رو از CDC بهتره هر چه زودتر اون خانم
هیون خارج کنی قبل از اینکه بفهمه
دردسرها چی هستن
شروع کرده داره فایل های منو میخونه
و در مورد این
داستان های که برای ی سرپوش
دردسرها ساختم،سوال می کنه
من به موجب قانون ایالت هیون
رو در قرنطینه قرار می دم
خرس ها
فقط برای تو ظاهر می شن
پس اگه تو رو از شهر خارج کنیم
خرس ها هم ممکنه دیگه
توی هیون ظاهر نشن
دوایت،ای آدم خودخواه پست فطرت
اینقدر اوضاع بده؟- حتی فکرشم نمی تونی بکنی-
هنوزم فکر میک نی که دوستانت پشتت وایسادن؟
نه،خودمون باید یه کاری کنیم
ترافیک کوچکی در پیش رو دارین
واقعا؟
ای بابا
این دیگه چه مدلِ خوش آمد گویی به هیون هست،ربکا؟
قرنطینه،نه کسی میره نه کسی میاد
خب به نظر می رسه من، ایو و هنک رو
به موقع از شهر خارج کردم
هی
دستور دوایته
دوایت به من نیازی نداشت
نه بابا،داشت یادم میرفت که قانون تو با
قانون دیگران
فرق داره
جلوتر نیا
کافیه
بذار رد بشه
رئیس گفت که هیچ کس
واقعا میخوای به دوایت گزارش بدی
که بهترنی کارآگاهش رو
حین یه بحران بزرگ،دست به سر کردی؟ هر جور راحتی
شنیدم داره دنبال یه .پلیس راهنمایی و رانندگی جدید میگرده
خودم میتونستم حلش کنم
آره ولیا ینطوری ربکا کمتر پورو گری می کنه
ولش کن به حال خودش
همه به خاطر این بیماری مسری
توی شهر الان نگران هستن
ولی این بیماری فقط برای دردسر دارها هست ربکا دردسر نداره
بیماری دردسرها را بدون اینکه نیازی به
احساسات شدید باشه،فعال میکنه
تمام دردسرها به زودی فعال می شن
برای همینم هیچ کس تویی هیون امنیت جانی نداره
بیشتر از 15 نفر تا الان به اولین مرحله بیماری رسیدن
پیت الان توی سردخونه داره ازشون مراقبت می کنه
به زودی تمام دردسرهاشون فعال می شن و هر
دردسری می تونه جون خیلی ها رو بگیره
پس عملا یه مسابقه ست باید شخصی که دردسر بیماری رو داره
قبل از اینکه بقیه دردیرها فعال بشن،پیدا کنیم
! یه روز عادی دیگه توی هیون
مگه کار دیگه ای هم داریم که بکنیم؟
دنبالت میام
فقط عقب نمون باشه؟
از کجا می دونستی که خون تو هم همون الگوی ژنتیکی
بیمارها رو داره؟
بیا یه کم بیرون هوا بخوریم
همه چی رو برات توضیح می دم
تکون نخور
تفنگ داشتی- درست مثل تو-
نمی تونی مثل آقای بنکس به این راحتی از شرم خلاص شی
آروم باش،آروم، باشه؟ من کسی رو نکشتم
بیا تفنگمو بگیر
هیون اونقدرهام شهر آرومی نیست،پس
آره،از ظاهر،نمی تونی باطن رو تشخیص بدی
خب حالا نقشه ات چی بود؟
منو بکشونی اینجا و منو یه جای پرت دفن کنی؟
نه،تمرین هدف گیری
تا حالا در مورد محدوده تیرانداری چیزی شنیدی؟
فقط بهم نشون بده،باشه؟
حالا می فهمم چرا هنوز مجردی
من اونقدرهام تیراندازیم بد نیست
فقط یه لطفی بهم بکن
فقط یه بار شلیک کن باشه؟
دوایت؟
....نه، من تفنگ گیر کرده حتما
خوبم
براش آماده بودم
میدونستم اینطوری می شه برای همین هم
لباس ضد گلوله رو پوشیدم
چی؟
وقتشه در مورد درسرها برات بگم
باشه ممنون که بهم خبر دادی،هری
فقط برو خونه و مراقب خودت باش
خب،چی شد،میخوای بگی چی می گفت
یا هنوزم میخوای مسخره بازی در بیاری؟
چون با اینجا نشستن هیچی حل نمی شه
فقط...خفه شو باشه
دوایت میخواد همه چی رو لو بده
CDC میخواد به این دکتر
در مورد درسرها بگه
و الان تو شکی که منو آزاد کنی تا
بتونم این مشکل قرنطینه رو حل کنم و
این محقق رو از موضوع اصلی دور کنم یا نه
ریسکی هست که باید بکنی
ولی صبر کنی تا موش آزمایشگاهی بشی هم یه ریسک دیگه شت
باشه،قبول
باید یه کاری برام بکنی
هنوزم باورت نشده؟
پس اینو ببین
ممنون،همین کافیه
خیلی از شرکت ها از یه نوع الکل مصنوعی برای
زودتر رسیده شدن محصولات کشاورزی شون استفاده می کنند
بدن یه انسان در روز به طور معمول 3 برابر این مقدار رو تولید می کنه،پس
شاید این زن داره بیش از اندازه معمول الکل رو ترشح می کنه
دردسرها واقعی هستن
همچین چیزی ممکن نیست جادو وجود خارجی نیست
جادوگرهای سیلم واقعی نبودن و دردسرها هم همین طورن
پس توضیح بده گلوله تو چطوری چرخید و به خورد؟
شاید این طور نیوده باشه
شاید یه تیرانداز رو مجبور کرده باشی تا از راه دور هم زمان با شلیک من
بهت شلیک کنه
چرا باید من همچین کاری کنم؟
شاید برای اینکه،روی مرگ آقای بنکس سرپوش بذاری؟
بنکس دردسر حباب درست کردن داشت
بیماری دردسر رو فعال کرد باعص شد تا سرمش به حبابا تبدیل بشه
و یکی از اون حباب ها در رگهای خونبش
باعث سکته ا شد
این غیرممکنه
اگه میخوای بهمون کمک کنی باید
باور کنی
بالاخره اومدی
ملاقات با تو خیلی سخته،آقای سایمن
متاسفم ولی من در مورد
مسائل کاری بیرون از محیط کار حرف نمی زنم
با دفترم تماس بگیر و یه وقت ملاقات با من
و شهردار بگیر
فقط یک دقیقه
ما با یه اورگان فدرال مشکل پیدا کردیم
کخ داره توی هیون سرک می کشه
لابد منم باید براتون استثنا قائل بشم
ولی این کار نسبت به بقیه که از راه اداری اقدام می کنند،منصفانه نیست
شاید این بتونه شما رو قانع کنه
ما به شما کمک کردیم،آقای سیمون حالا نوبت شماست
فکر کنم فردی که دردسر بیماری رو داره،پیدا کردیم
من با مدیر رستوران حرف زدم
جایی که بیمارهای اولیه یا اونجا کار کردن یا غذا خوردن
ولی معلوم شد که یه پیک بیمار دارن
که چند روزه بیماره
ویکتور کربای
مطمئنی دنبال خوش گذرونی نرفته؟
قبلا به خاطر مست بودنش و خرابکاری توی سطح شهر دستگیرش کردم
آره می دونم،منم همین فکر رو کردم
ولی معلوم شد که اونم اینجاست
خودش اومده و خواسته که
دور از بقیه نگه اش دارن
فکر نمی کنم کسی که مسئول این بحرانه داوطلبانه خودشو معرفی کنه
آره،میدونی چیه؟
شاید بهتر باشه من باهاش حرف بزنم
من تمام روز دور مردم بیمار بودم و چیزیم نشده
حالا میخوای نقش قهرمان منو برام بازی کنی؟
آره
ازم دور بمون- کربی؟-
اشکالی نداره فقط می خوایم حرف بزنیم
بازش می کنی؟- نه نباید بیاین کنار من،امن نیست-
نگران نباش،مریضش نمی کنی
چی؟
من چند روز پیش مدام بالا می آوردم
ولی منم قربانی هستم
قربانی؟قربانی چی؟
از چند روز پیش به هر نفر که دست می زنم
مُردن شون رو می بینم
نه اینکه فقط می بینم که مُردن می بینم که چطوری می میرن
درست مثل ونسا استانلی- آره-
نمی تونه مسئول بیماری مسری باشه،پس
نه،هر نفر فقط یه دردسر داره
عمه ونسا؟ اون چه زبطی به دردسر من داره؟
بهم دست نزن- نه-
دیگه نمی تونم
کربی؟آروم باش،باشه اینجا فقط مائیم
نه،برام تمومش کنید
هی با توام برو بیرون
خیلی خب فقط
کربی؟ اسلحه رو بذار زمین
چرا این اتفاق داره برای من می افته؟- اخیرا مریض شده بودی،درسته؟-
آره،چند روز پیش بود
اون سرماخوردگی فقط بیمارت نکرده
دردسرت رو هم فعال کرده
و میخوایم درستش کنیم ولی اول باید بفهمیم
چطوری مریض شدی
شاید حین یکی از تحویل سفارش هام گرفته باشمش
خیلی خب پس لیست سفارش هات رو برامون بنویس
ممکنه بتونیم متوقفش کنیم
نمی فهمی....هر دفع که به یه نفر دست می زنم
می بینم چطور می میرن
No comments yet. Be the first to leave one.