نخستین 200 خط.
لعنت بهش مرد
هی, من به این مهمونی رسیدم
هیچکس رو نمی شناسی ؟ ...این عجیبه , جدا
من توسط یکی از بچه های "بویز" دعوت شدم
ولی هیچ کدوم از رفیق هام یا رفیق های بچه ها نیستن, ولی باحاله, میدونی ؟
اذیتم نمیکنه
خوراکم مهارت های اجتماعیه مرد
من مثل... شاه ارتباطات هستم
آره شاه ارتباطات ! شاه ارتباطات
استن داره با مردم حرف میزنه
آره, خب, آره
آپارتمان رو نگاه
همه چیز کاملا طبیعیه
حتی کاملا خسته کننده
بغیر از... اتاق نشیمن
اتاق نشیمن مثل پاتوق دسته سیاه هاست
آدم هایی که شرور به نظر میرسند همه تا میان تو, راهشون رو کج میکنند
من یه آمار میگیرم
هیچکس نمی شناستشون
رفیقم میگه این یارویی که الان تو مکانش هستیم, خیلی ترسیده
دعوا, دزدی, خرابکاری ترسیده, میدونی
ولی من, فکر میکنم این یارو ها خیلی گنده بنظر میرسند من میرم باهاشون صحبت کنم
یکشون دست میکنه تو جیبش برای دود
سیگار ؟
این بابا کیه ؟
آره, ممنون مرد
بعد میکشم عقب, میگذارم حرکتی که زدم کارشو انجام بده
هی میخوای یه اسپلیف(رول بزرگ ماریجوانا) آتیش کنیم ؟
آره مرد ! هستم
آره آره, ولی من چیزی با خودم ندارم مرد نمیتونم ردیفش کنم
هی داداش, ما شکل ماشین آشغالی هستیم برات ؟
شکل مف خورای عوضی هستیم ؟
هی , فقط داشتم بازی میکردم مرد نگران نباش دادا, ما به این گند ها عادت کردیم
هی ! گاییدمش مرد
هنوز سی ثانیه هم نگذشته و اونا دارن داداش صدام میکنند
من خیلی گنده ام مرد
من کون سفید لاغزم رو پهن میکنم زمین و یه گهی اتفاق میافته
ما پشت سر هم دود میکنیم
شیپور اندازه چوب بیسبال رو به هم پاس میدیم
واقعا ساده ست یه شب, هرچی تو بگی, دود میکنیم
الان من اونقدر نعشه ام که مامان خودم رو نمشناسم
بعد یکی از نیگر ها شوع میکنه به داستان چیدن
از اون شر و ور هایی که نمیخوای بشنوی و بهتره که ندونی
بعد منم مثل رد داده ها زیر لب مِن و مِن میکنم که بگم میفهمم جریان چیه !
همین لحظه هست که گنده شون بلند میشه میاد جلوی من و میگه
"تو هیچ چاره ای جز گوش دادن نداری" و شروع میکنه بهم بگه که..
ما دنبال یه نفریم که بریم پول در بیاریم
ولی برای اینکه این اتفاق بیافته اون یه نفر باید کاری انجام بده
رادیو دزدی رادیویی ماشین
پس...اینجا
ما رادیو ها رو به عرب ها میفروشیم
و عرب ها یه چیپ از تو رادیو در میارن و میگذارن تو رسیور ماهواره تخمیشون
بعد تو شیطون بازار میفروشندشون
بیا, بیا, بیا
هی مرد تو بهترین آدم برای این کاری
-من ؟ -تو.
بعد شروع میکنم به توضیح اینکه, من این گُه کاریا نمیکنم
هیچ وقت اون کار رو نکردم من هیچوقت.... کلمه لعنتی چیه
پیشنیازِ لعنتی مرد !
هی مرد ! داداشمه, مرد ! این بابا داداشمه, مرد !
فکر کنم این چیزی بود که گفتم, ولی.. من خیلی بالا ام, اونا هم خیلی اصرار میکنند
و تهش گفتم باشه
بعد از اون, دیگه هیچ چیز یادم نمیاد
ولی نکته مهم اینه که تو خونه بیدار شدم
پاره شدم ولی خونه بودم
و دیدم یه شلوارک پوشیدم بلند شدم یکم آب بخورم
چون دهنم خشک شده و تلفن هم زنگ میخوره
این دیگه کیه ؟
-سلام, کیه ؟ -هی داداش
-هی کدوم خری هستی ؟ -هی آروم باش مرد
لعنتی, یکی از بچه های دیشب
چطور به خونه ام زنگ زدی مرد ؟
-هی شوخی میکنی ؟ -نه
خودت بهمون شماره تلفن, گوشی و پیجِت رو دادی و ما هم رسوندیمت خونه
لعنتی ! بعد بهم میگه سه روز وقت دارم ده تا رادیو بدزدم !
اگه تا سه روز کار انجام نشه کیرت رو میبُریم
مرد من گفتم داره شوخی میکنه ! من به پول احتیاجی ندارم, پس میدم
نه, نه , نه تو گل کی رو دود میکردی ؟ -تورو, لعنتی
-آره, همینه -خیلی ممنون, پولش رو میدم
امکان نداره, یا این کار رو میکنی یا کونت رو پاره میکنیم
و تو بهمون گفتی که حرفه ای هستی
-من گفتم ؟ -آره مرد
لعنتی...
حالا دیگه داره خشن میشه و و از ماشِتِ( چاقوی بزرگ) حرف میزنه
من تقریبا ریدم به خودم
خیلی خب مرد, باشه من کار لعنتی رو انجام میدم
چقدر ؟
فقط دویست تا ؟ باشه باشه, خوبه, دویست
آره آره همه چیز خوبه
آره, باشه سه روز
من و دهن بزرگم رو...
لعنتی !
من واقعا وحشت کردم وقتی به کاری که باید بکنم فکر میکنم, چون باید این کار رو بکنم
میتونستم برم پیش پلیس ولی چه فایده ای داشت !
اونا بهم میگن هر کاری سیاه ها ازت خواستن, انجام نده
و نگران اینکه سیاه ها دارن منو میگان نباشنم و اگه خبری ازشون شد, به پلیس زنگ بزنم
ولی مسئله مرد, مشکل لعنتی
اینه که اگه کاری رو که گفتن انجام ندم نمیان التماسم کنند که اون کار رو انجام بدم
ولی منو میگان
یه کتک حسابی, اینجوریه داستان رو میدونم
باشه مرد, باید برم بشاشم
میدونی, تو دسته ما پروژه هایی هست
ما فقیر نیستیم ولی میدونی ما نزدیک پروژه ها زندگی میکنیم, و پروژه یعنی گَنگ(دسته جنایتکاران)
مزخرفه ولی همینه !
باشه من باید فکر کنم
باید یه تکونی به کون گُهیم بدم
باشه, اول اینکه, باید تو شب انجام بدم
یعنی من نمیتونم در سه شب آینده کار کنم
پس زنگ میزنم محل کارم و میگم مریضم
مرد من همین الان هم مریضم نمیتونم کار کنم, تا مثلا...
شنبه... یا هرچی
هی این بهتره یه شوخی باشه رفیق همین الان هم کارکنانمون کم هستم
متاسفم, دست خودم نیست مریضم
و اگه حال نمیکنی میتونی شغل تخمیت رو بکنی تو کون تخمیت !
خوب بود
دوم, من هیچ ابزاری ندارم
پس اون شب..
من میرم خونه مادرم...
سلام
خب, کار ؟
باشه
خوشت میاد ؟
قبلا خوشت میامد
پس, داری به برگشتن به مدرسه فکر میکنی ؟
-مامان -چون میدونی دیوید, مدرسه مثل کلیده
یه دیپلم در ها رو باز میکنه
این شوروع میکنه به پرسیدن این سوال های تخمی از مدرسه و آینده
میخوام با زندگیم چه کار کنم چون به قول اون میتونم هر کاری خواستم بکنم
اون مثل یه ضبظ خرابه
من میخوام برم دانشگاه, من احمق نیستم
لعنت بهش مرد ! اجازه ندارم یکم واسه خودم زندگی کنم ؟
چه کار میکنی ؟
چیزی نیست, دارم میرم تو گاراژ ! آروم باش
مثل دیوونه ها, نمیدونم دارم دنبال چی میگردم
من هیچوقت ماشین ندزدیدم
سیم لخت کن ؟
افسانه لعنتی قدیمی مرد !
پس من این میله فلزی رو برمیدارم
یه دیلم, برای مواقع ضروری
داری با اون کجا میری ؟
-هیچ ربطی بهت نداره مرد ! -دیوید !
و دنبالم هم نیا
اون خیلی آزار دهندست
پیاده میرم
به اطراف نگاه میکنم
سیستم هشداری نداره
هیچکس نیست
با اهرم بازی میکنم
گاییدمش ! تکونش میدم
دوباره تکونش میدم
اه لعنتی
رادیو رو بر میدارم
با تمام سرعت مدوم, و میلرزم
تو پارک وامیستم میپرم تو شمشاد ها
مواد رو در میارم از قبل رول کردم چون گفتم شاید لارم بشه
سه روز بعد چهار تاشون میان تو مکان من اول از همه گندشون
من استرس دارم, مثل بید میلرزم مثل وقتایی که پلیس جلوم رو میگیره, ولی چیزی همراهم نیست
میدونم دلیلی برای لرزیدن وجود نداره
همین که میان تو, بهشون رادیو ها رو میدم, اونا هم 200$ میدن بهم
واقعا ساده
اونا الان بهم احترام میگذارن مرد !
ما واقعا فکر کردیم داری شوخی میکنی وقتی بهمون گفتی حرفه ای هستی
تو ولگرد نیستی مرد تو یه گانگستری, از نوع واقعیش
ما برای کار های دیگه هم سراغت میاییم, باشه ؟
-آره باشه -میبینیمت
بعد مثل همه اونایی که یه پولی دستشون رسیده منم به بچه هام زنگ میزنم بهشون میگم بریم بیرون
تاکید میکنم که من میخرم . و من هم میرم خرید میکنم !
بعد بهشون میگم ساعت 9.30 توی سینت لارن/ پرینس آرتور میبینمشون
ممنون بابت سواری
-بهت زنگ میزنم -میبینمت
درست قبل از اینکه برم بیرون زیدم میاد دم خونه
من واقعا میخوام سکس کنم مرد فشار سه روز قبل رو آزاد کنم
و نزدیک یه هفته ست ندیدمش بخاطر کلاس های لعنتیش
ولی اون پا نمیده اون زمان از ماهِ که خاموش میشه !
-اینجا نه, خیلی شلوغه ! -ها ! بیخیال !
لعنتی ! تو جذابی !
-میخوام برقصم -نه ! الان نه !
-بیا -نه ما تازه امدیم
-باشه هر کاری میخوای بکن -شاید بعد از چند تا آبجو
لعنتی خیلی خوشگله
یه ربع به یک
من خیلی مستم مرد
از سیاه ها دور فاصله گرفتم می به این نتیجه رسیدم که میتونم کارهایی رو که دوست ندارم انجام بدم
مخصوصا الان, که یکم اعتماد به نفس گرفتم
اه...آره ؟
اینجا
یه زنه شمارش رو بهم داد ولی من نامزد دارم
اگه یه وقت
اه...باشه ببخشید خانوم
پس جعبه جواهراتم رو میگذارم
هی بچه ها, بله قربان !
پیک بریز
-نه مرد ! نوبت منه حساب کنم -نه مرد !
پول کثیفتو بگذار کنار, من حساب میکنم بزن به حساب من
-یکی میخوای ؟ -البته
آره مرد پیشخدمت عاشقمون شده !
بعدش مرد , یکی از سیاه ها شروع میکنه به گیر دادن به زیدم توی زمین رقص
اعصابم خورد میشه ! ولی خونسردیم رو حفظ میکنم, گفتم خودش میپیچوندش
این اتفاق نمیافته
میرم کنار زمین رقص ببینمش به آرومی میکشمش یه گوشه
No comments yet. Be the first to leave one.