Two and a Half Men

Two and a Half Men

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 11

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Two and a Half Men S11E15 By De PALMA - Juybari
ناشر De PALMA
"کـــاری مشـــتـــرک از احـــســان و مـحـــمـد"

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2014-02-28
تعداد دانلود: 26
مخصوص ناشنوایان: Yes

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

:آنچه گذشت

خب، بین تو و دوست دخترت چه اتفاقی افتاد؟

اون میخواد که ازدواج کنیم و .و من مطمئن نیستم که آماده باشم

"منم به همین دلیل "لیندزی .رو از دست دادم

.تو باید بری دنبالش .همون اشتباهی که من کردم رو نکن

.من می خوام از "لیندزی" درخواست ازدواج کنم

.آره، فقط باید برم حلقه بخرم - .اگه می خوای من یه حلقه دارم -

،تو حتماً اومدی دوستت "لری" رو ببینی

.که اون هم اینجاست

،"لیندزی "مک الروی باهام ازدواج می کنی؟

!بله، من باهات ازدواج می کنم

اون پایین چه خبره؟

من بلند شدم تا بشاشم .و صدای ناله شنیدم

.نه، تو صدای گریه شنیدی

.و ناله

تو داری ساعت ۳ صبح فیلم پورن می بینی؟

نه، این فیلم نیمه پورنیه

.که لیندزی توی دهه 90 بازی کرد

.کلوچه دارچینی

هیچی مثل وانمود کردنش به ارگاسم شدن .منو یادش نمی اندازه

اوه، ببین، من می دونم ...که جدا شدن سخته، ولی

.آه، لطفاً بگو اونها برای گریه کردنته

.اوه، آره، آره، آه، آره

،آه، آه، برای گریه کردنمه، آره .خیلی ناراحتم، خیلی ناراحتم، آره

واو، می دونی، تو ."مرد درجه یکی هستی، "الن

فهمیدنش سخته که چرا اون

.خواستگاری "لری" رو قبول کرد نه برای تو رو

.در حقیقت، من اصلاً ازش خواستگاری نکردم

چی؟

خب، وقتی اونجا رسیدم ،اون خواستگاری کرده بود

پس من هم این رو به عنوان یه باخت دیگه پذیرفتم

.و بیخیالش شدم

جهان 82.223

.الن" 12"

.بیخیال، تو داری اغراق می کنی

.تو تا حالا ۱۲ بار پیروز نشدی

.آره، شدم

پسرم، به علاوه تعداد سال هایی .که اینجا مجانی زندگی کردم

باورم نمی شه وقتی یه نفر دیگه

داشت از دوست دخترت خواستگاری می کرد

.همونجا ایستادی و چیزی نگفتی

.من نمی تونستم کاری کنم

لری" کسیه که داره روی" .کلوچه هاش خامه میریزه

یعنی ما هیچی از کلوچه دارچینی یاد نگرفتیم؟

اون پنج بار به آقای آشپز

!جواب رد داد

!اون به حرفش گوش داد؟ نه

"نه، تنها دلیلی که "لیندزی در حد "لری" خودش رو پایین کشید

برای این بود که اون نمی دونست !که می تونه در حد تو خوشه بکشه پایین

،حق باتوئه. یعنی ،تو یه آدم خوشتیپ میلیاردر هستی

.و با من کنار اومدی

اون فقط یه زن مطلقه

...میانسال الکلیه

.که تو آرزوهامه ...

!به این میگن روحیه ...حالا، بلند شو و

...دستهات رو بشور و

...این مبل رو آتیش بکش، و برو و این

دوست دخترت که بصورت عجیبی .قابله انعطافه رو پس بگیر

.درست میگی، درست میگی ."ممنون، "والدن

،اوه، آقای آشپز

دوست دارین وقتی من این مادیان جوون زیبا رو آموزش میدم

که با کره برای شما بزنه، نگاه کنید؟

.شاید بعد دیدن یه صحنه دیگه

.این بخش محوری فیلمه

.شاید این لازمت بشه

.این صحنه واقعاً خوراک گریه ... زدنه

ترجـــمـــه از ..: احـســـان De PALMA :.. ..: Juybari جويباری :..

،"هی، "برتا نظرت درباره چند تا فنجون قهوه چیه؟

.نه، ممنون، همین الان یه فنجون خوردم

من نمی دونم چرا هنوز .داری بهش حقوق میدی

مردی این حرف رو می زنه .که داره به عنوان دستیار ازم پول می گیره

اوه، اوه، این قضیه هنوز ادامه داره؟

اوه، اوه، الان چند فنجون قهوه .برات میارم، رئیس

هی، تو اینجا چی کار می کنی؟

.من دارم برای "بروک" صبحانه درست می کنم

هی، چه مزه ای برای پستون ها خوبه؟

.حلقه آناناس همیشه باحاله

،آره، می تونی اتاق رو آماده کنی .و از دور حلقه رو پرتاب کنی رو پستون

،آره، و با اون پستون هایی که "بروک" داره ...شما می تونین

.هی

!اوماها! اوماها

چی؟

هیچی. ما درباره پستونهای .تو حرف نمی زدیم

.چرا نه؟ تو که همش بهشون خیره میشی

چی؟

....اینطور نیست... من هرگز

.متاسفم

کجا داری میری؟

.باید برم سر کار

--تو نمی تونی بری صبحونه سکسی

.مهمترین وعده غذایی روزانه هست

!شرمنده بعدا باهات تماس می گیرم، باشه، عزیزم؟

.نگران نباش

.هر وقت تونستی باهام تماس بگیر .اوه، خدایا، اون داره ترکم میکنه

چی داری میگی؟

نشنیدی چی گفت؟

.اون داره میره سر کار

اوکی، می دونم توی این خونه ،کسی با این قضیه آشنا نیست

،ولی رفتن سر کار .یه چیز واقعیه

.یه جوری مثل پرداختن اجاره هست

... ،فقط این نیست

خیلی وقته که ما با هم .سکس نکردیم

خب، خیلی وقت یعنی چه مدت؟

!دو روز

.ازت متنفرم

.بیخیال، تو و "بروک" وضعتون با هم خوبه

.اون نمی خواد باهات بهم بزنه

،ولی البته ،شاید اون با کس دیگه ای رابطه داره

و تو باید با این احتمال روبرو بشی

.که برای تمام عمرت تنها بمونی

!اوه، خدای من

تو چه مرگت شده؟

چرا این حرف رو بهش زدی؟

من فقط می خوام آمادش کنم

.تا با حقیقت تلخ زندگی واقعی روبرو بشه

،یعنی، دیگه کی می خواد این کار رو بکنه !"پدرش؟ اون مرده، "والدن

تو اصلاً چراً اینجایی؟ فکر کردم که

.قراره بری "لیندزی" رو پس بگیری

.الان زوده ،من می خوام پسش بگیرم

ولی نمی خوام یه روز .کامل رو باهاش بگذرونم

."الن"

.لیندزی مک الروی"، من دوستت دارم"

.تو دنیای منی

.من میخوام تو بقیه عمرت رو با من بگذرونی

."و "والدن

تو شوخی میکنی، مگه نه؟

.من با "لری" نامزد کردم

.این منصفانه نیست یعنی، اگه من توی اون

،پمپ بنزین برای ریدن توقف نمی کردم .زودتر از اون اینجا می رسیدم

.الن"، بیخیال شو"

.شاید این نظرت رو عوض کنه

اوه، "الن"، مهم نیست که

...یه مدل حلقه ای آوردی

!یا پنج تن، این حلقه خیلی بزرگه

.این چیزی که در مورد چیزم میگن

.می دونی. الان وقت مناسبی نبود نظرت چیه؟

.من میگم که دارم با "لری" ازدواج می کنم

ولی چرا؟ - .اون عاشق منه -

.نه به اندازه که من عاشقتم

.اون برای خودش خونه داره

.... من

.دوستت دارم

."متاسفم، "الن

تو واقعاً فکر می کنی "لری" می تونه از من تو رو خوشبخت تر کنه؟

من فکر میکنم .که تصمیم درست رو گرفتم

.تو کار خودت رو کردی

.حالا بیا بریم سکس کنیم

."الن"

.خداحافظ

.بسیار خب

.جهان، 82.224

.بیست و پنج

."الن"

."سلام، "جودث

تو اینجا چی کار می کنی؟

اوه، خدایا، "جیک" چیکار کرده؟

لطفاً بهم بگو که ارتش دوباره .بهش اجازه نداده که تانک برونه

.نه، نه، برای "جیک" اتفاقی نیوفتاده

.خب، یعنی اتفاق جدیدی نیوفتاده

پس چه خبر شده؟ همه چی مرتبه؟

،آه، فقط اینکه من روز خیلی سختی داشتم

.و لازم داشتم که یه آدم آشنا رو ببینم

و تو من رو انتخاب کردی؟

.چهره دوستانه به همین میگن

.متاسفم .چرا نمیای تو

.من تازه یه بطری شراب رو باز کردم

.ممنون - .صبر کن -

پول که ازم نمی خوای، مگه نه؟

.نه، اصلاً - .اوکی، خوبه -

صبر کن، داری پولی بهم تعارف میکنی؟

.واو، پتوی باحالیه

داستان این نقش و نگارهای روش چیه؟

این پتوییه که وقتی بچه بودم

مادرم بهم داد برای .وقت هایی که خبر بد می شنوم

.می دونم داری چی میگی

.من یه قلیون برای اوقات ناراحتی دارم

.و یکی هم برای زمان خوشحالی

.و یکی برای دیدن اخبار

،فکر میکنم باید بهت بگم .من دوست دارم نئشه بشم

.این درباره "بروک"ـه - .اون دوباره من رو پیچوند -

،اون قرار بود بعد از کار برگرده

.ولی گفت که خسته شده

سکس نکردن با من حتماً .طاقت فرسا بوده

،"ببین... "جنی

،توی هر رابطه ای

طبیعیه که بعد از یه مدتی

.توی اتاق خواب خبری نباشه

بعدش سکس کردن بر میگرده؟

.خوب اومدی

ولی اگه کارهای رمانتیک .بکنی بهت کمک می کنه

مثل چی؟

.سورپرایزش کن .کارهای جالب انجام بده

بزار بدونه که تو .ازش قدردانی میکنی

.فکر کنم بتونم به محل کارش گل بفرستم

.ایش! این خیلی سوسول بازیه

خب، این از اون کارهایی که ما باید بکنیم

.همزمان که رابطه تکامل پیدا میکنه

،می دونی

،سکس تبدیل به همنشینی میشه

.و همنشینی تبدیل به تعهد میشه

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left