The Black Tent

The Black Tent

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

The Black Tent 1956 720p BrRip YIFY
ناشر mortaj

برچسب‌ها

brrip
720p
720
تاریخ انتشار: 2024-01-21
تعداد دانلود: 43
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

آنتونی استیل، دونالد سیندن آنا ماریا ساندری در فیلم :

چادر سیاه

بر اساس داستانی از رابین موام

فیلمنامه : رابین موام و برایان فوربس

موسیقی : ویلیام آلوین

کارگردان : برایان دزموند هرست

گزارش شده که برادر شما مفقود شده، احتمال داره در جریان مبارزات انتخاباتی در صحرا کشته شده باشه؟

آره

اگه درست بگم کاپیتان هالند آخرین بار در...

ماه مه 1942

بله، در ماه مه

البته ، وچون برادر بزگ شما بود دارایی او به شما می رسه

بسیار خوب، سرگرد کرافت، همینطوره

گوش کن... آنچه میخوام بگم بیشتر ، بیشتر... با ظرافت

ادامه بده

میتونی اینطور تصور کنی که برادر شما یه جوری...

... ورطه ذهن؟

تو چی هستی؟

حدس می زنم او هیچ انگیزه ای برای ناپدید شدن نداشته؟

هیچ کس در زمان جنگ بطورمستقیم ناپدید نمیشه

یا کشته میشه یا اسیر یا اینکه در زمان اسارت فرار میکنه

برادرم به دلیل خدمات عالی نشان افتخار دریافت کرد

بله، من با سابقه برادر شما آشنا هستم

و با این حال، گاهی اوقات افراد در مواجهه با خطر بزرگ ممکنه دچار شکستگی شوند

بدون دلیل مشخص

و با این حال همیشه علتی وجود داره

مثلاً چی؟ احتمالاً باج گیری یا...

یا چیزی که رمان نویسان آن را عشق نافرجام می نامند

به ندرت اتفاق می افته

اگه با سابقه کار برادرم آشنا هستید

... فکر کنم باید بدونی که مرگ برادرم تنها گزینه است

باج گیری ، اصلاً فکرشو نکن

من باید تمام اوراق اونو تهیه کنم بله البته

اما اینو ندیدی

اصله؟

بله دست خط خودشه، بسیار خوب

خب ، چی دستگیرت شده؟

زمانی که درگیری در صحرای غربی شروع شد سربازان ما می گفتند که در شرایط اضطراری...

... آنها همیشه با پناه بردن به چادرنشینان بادیه ، در امان هستند

و به آنها هم گفته شد اگه قراره مدتی اونجا بمانند باید وصیتنامه بنویسند

... و اینکه این یادداشت ها در نهایت به جریان خواهند افتاد

خب، پس از پایان کمپین این یادداشت ها ظاهر شدند

البته تعداد کمی شاید بیشتر بچه ها وقت نوشتن نداشته بودند

یا شاید، دوباره، بادیه نشینان آنقدر مغرور بودند که نمی توانستند برای مهمان نوازی خود پول بپذیرند.

اما این یادداشت...

... همین دو هفته پیش به سفارت انگلیس در طرابلس تحویل داده شده

توسط چه کسی؟ یه بادیه نشین

اون چیزی در مورد برادرم میدونه؟

تا جایی میدونم ، نه

پاداش هم گرفته؟ هنوز نه

اما میگیره این تصمیم من نیست

تصمیمت چیه؟

هیچ چی ، من فقط اینجام تا کسب اطلاع کنم

خب ، چی فهمیدی؟ خیلی کم

اما جنگ خیلی وقته تمام شده وحالا فقط یکی دو راه در دسترس داریم

به عنوان مثال،کمک نامحدود

بگو ببینم

چه نوع کمکی می تونید به کسی مثل من بکنید

که اطلاعات خاصی در مورد این کشور ندارم؟

و چه کسی قراره این یادداشت را پیگیری کنه؟

رسماٌ - نه

غیر رسمی ، خب...

من دوستان زیادی دارم که در مکانهای عجیب و غریب زندگی میکنند

آقای چارلز هالند؟ آره

من بارینگ هستم ، حالتون چطوره؟ از ملاقاتتون خوشوقتم

ماشین من اونجاست

به محض اینکه از گمرک رد شدی حرکت میکنیم

خوشحالم که نامه ام به دستت رسید کرافت از آدرس مطمئن نبود

کرافت چطوره؟ ما با هم اینجا بودیم تا بعد از جنگ به دولت نظامی خدمت کنیم

کار آسونی بود فقط بعضی از ما ادامه دادیم

برای من چی فهمیدی؟

من اون بدوی را که یادداشت برادرت آورد را دنبال کردم

میتونم اونو ببینم؟ بله البته

رفیقم رفته دنبالش تو اون شهر قدیمی

درود برشما

شما یادداشتی دریافت کردی؟

بله، اینجاست

ارباب ، پیداش کردم خوبه

سلام علیکم سلام

اون کیه؟ شیخ سالم بن یوسف

از چه قبیله ای؟ هیواری

چراگاه آنها کجاست؟ در بیر ابو وونربال

میگه شیخ سالم بن یوسف بهش داده

که قبیله و گله هایش در بیر لبو وورنرابل است

خیلی دوره؟ چند کیلومتر؟

باید با شتر رفت

روزهای بسیار زیاد روی شتر

علی ، همه سازماندهی شدند؟

کشتی صحرا آماده حرکته ، قربان

و این به نظرم بهترینه

اوه، نه، نه، سرهنگ ، فکر کنم آیشواریا مناسبتره

اینه ، شتر دیوانه

ذن بهتره ، سرهنگ

فقط یک چیز ، آقای بارینگ

برای من الان فقط...

همون سؤال نا خوشایند من هنوز رنگ پول ندیدم

روزی که دوستم سالم و سلامت برگرده پولتو میگیری

... همانطور که خودت هم خوب میدونی

پس دیگه حرفی نباشه

آقا زندگی بدون پول خیلی سخته

بلند شو

خداحافظ بهرینگ ، و ممنون

وقتی برگشتی میبینمت موفق باشی

پاهاتو را روی هم بذار، سرهنگ دوطرف متقاطع نگه دار

سرهنگ...

من عکس های زیادی از دختران طرابلس دارم

میتونیم یه دختر خوب در چادرهای بادیه نشین پیدا کنیم؟

من چیزای خوبی برات تدارک دیدم

میخوام بهت خوش بگذره

آره ، میدونم

اما باید فکر چیزای مهمتری باشیم

چی مهمتر از دختره، سرهنگ؟

سلام علیکم علیکم السلام

هاواری کجاست؟

اونجا همه چی خوبه؟

نه ، نه

داریم نزدیک میشیم

اما اول کمی استراحت کنیم نه ، نه

ببین سرهنگ چادر سیاه هاواری

سلام علیکم علیکم السلام

از راه دور آمدید؟

از طرابلس

چرا به چادرهای ما سر زدید؟

خوب، من گردشگر هستم میخوام این کشور را سیاحت کنم

با آداب و رسوم مردم آشنا شوم

بار و بنه شما برای چنین سفری خیلی سبکه

من شرم دارم که اعتراف می کنم امیدوار به مهمان نوازی مردم شما هستم

خانه من - خانه شما

تا زمانی که بخوای بمونی

خیلی ممنون از شما

الان وقت نماز عصره باید شمارو ترک کنم

میتونم این اطراف قدم بزنم؟

هر کاری دوست داری بکن

جنگ تا حد زیادی مردم شما را تغییر داد؟

آه بله

برای ما جنگ سختی بود

ما از هر دو طرف چیزهای زیادی دیدیم

میدونم که خیلی از مجروحان ما به چادرهای شما پناه برده بودند

درسته

شیخ سالم

آره؟ وقتی گفتم برای سیاحت اومدم

حقیقتو به شما نگفتم

فکر کنم که شما یه یادداشت به یک بادیه نشین دادید

از یک افسر انگلیسی به نام دیوید هالند

که روی یه اسکناس صد پوندی نوشته شده بود

بادیه نشین اونو به طرابلس آورد

فکر کنم دیوید هالند در چادرهای شما

دنبال یه سرپناه بوده

ازتون تقاضا دارم هرچی در باره اون میدونید به من بگید

من برادرش هستم

من یادداشتی نفرستادم

اما قبیله من از خشکسالی در عذاب بود

پس میشناسیش؟ اون اینجا در چادر شما زندگی می کرد؟

آره ، یک روز...

مدت ها پیش

پس هنوز یادتون هست

اون مجروح شده بود

اونو به چادرهای خودمون بردیم و مدتی پنهانش کردیم

وقتی حالش خوب شد مارو ترک کرد

اما قبل از رفتن، منو مجبور کرد یادداشتی که شما در موردش صحبت کردی، داشته باشم

دیگه اونو ندیدی؟

او نزد ما برنگشت

چه مدت در چادر شما پنهان شده بود؟

یادم نمیاد ، مدتها گذشته

کجاش مجروح شده بود؟ شانه راستش

وقتی شمارو ترک کرد ، زخمش خوب شده بود؟

الان وقت خوابه ، باید صبح زود از خواب بلند شویم صبح در باره اش صحبت میکنیم

اگه چیزی لازم داشتید، اطلاع دهید

شب بخیر

چرا عصبانی شد ، سرهنگ

نمیدونم

اگه از من بپرسی ، سرهنگ میگم اینجا زباله دانی است

اونا چیزی نمیدونند

من خواهان یه زندگی خوش همراه با کوکا کولا هستم

دختران اینجا قدر افراد تحصیل کرده را نمیدونند

امشب از اینجا میریم ، سرهنگ؟

نه

نه؟

نه

خوش آمدی خواهش میکنم

پسرت بود؟

مردت کجاست؟

من پسر پدرت را می شناختم

اسمش دیوید بود

من برادرش هستم

خوش آمدی خوش آمدی

چیز دیگه در باره برادرم هست؟

هر چی یادم بود بهتون گفتم دیگه حرفی ندارم

فکر کنم چیزای دیگه هم باشه

پسر برادرم در چادر شما زندگی می کنه من دیدمش

اشتباه می کنی فکر نکنم

همون بچه بلوند؟

آره ، خیلی شیک

بامادرش هم صحبت کردم

چون موهای بچه بوره فکر کردی که هم نژاد شماست؟

اینطور نیست

قرن ها فاتحان از سرزمین ما گذشته اند

فنیقی ها ، یونانی ها، رومی ها مردم شمال

بنابراین، گاهی اوقات فرزندان ما با موهای روشن متولد میشوند

در چادرهای شما، دخترهای زیادی هستند

The Black Tent subtitles in other languages

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left