نخستین 153 خط.
QUEENDVD با افتخار تقديم ميکند
ترجمـه از گالادریـل و سابـرزا __Galadriel__ & SubRosa
سلام، چه خبرا؟ حالت چطوره؟
هی، میشه بیای دنبالم، لطفا؟
یعنی، الان؟
فیلم چطور بود؟
متاسفم، باشه؟
آره، بیا بالا
هی
میدونی، وقتی همسنت بودم
روی فرش مورد علاقهی مادربزرگت
توی سرویس بهداشتی مهمونا بالا آوردم
بهش گفتم بخاطر صدف بدمزه و فاسد بوده
اما درواقع
یه نصف بطری الکل نعنایی رو
با یه پای خوشمزه با دوستام بالا کشیده بودم
پس، بیخیال
قضاوتی نمیکنم، فقط بگو امشب چه اتفاقی افتاد
من و زک بهم زدیم
اوه، خدای من عزیزم واقعا متاسفم
نه، نکــ ... نکن اینکارو نکن
... فقط
و اون شروع کرد به حرف زدن راجع به ژاپن و اینکه چقدر دوره
و اینکه نباید برنامه رو واسه سال دیگه عملی کنم
اصلا جالب نیست
چی؟
ببین، مامان تو اصلا نمیدونی که
دارم چه دورانی رو پشت سر میزارم، هرگز
- شاید اون راست میگه - ... درواقع
شاید نباید برم، قضیه فقط زبونشون نیست
اصلا کس دیگه رو نمیشناسم که بخواد بره
من چرا میخوام برم؟
... گوش کن، وقتی من دبیرستان بودم
نه مامان، قضیهی من فقط مثل یه پای خوشمزه نیست، باشه؟
همه چی الان خیلی خیلی برام استرس آوره
آره، سورپرایز میشی
چرا نمیای بشینی و من واست یه داستان تعریف کنم؟
چون میخوام برم بخوابم، خستم
خب، لابد میخوای بری و همش
کل شبو به گوشیت زل بزنی؟
پس چرا بهم تکست نمیدی؟
!بشین اینجا ببینم
... اوایل دههی هشتاد بود که
... نه، لطفا دههی هشتاد نه
"آره، دههی هشتاد توی "سن فرنادو وَلِی درهای شهری شدهاست که در منطقه شهری لس آنجلس واقع شدهاست
... و من و دوستام
گروه "دختران وَلِی" بودیم
میدونم، هزاران بار بهم گفتی
،شماها همتون اینجوری بودین که
اوه، خدای من عقلم کجا رفته؟
آره درواقع بنظرمون همهچی عالی بود
و خط چشمای آبی میکشیدیم و یقههامونو بالا میزدیم
و هر شب توی پاساژ میچرخیدیم
واو، چه خفن
باشه، خب ما که کارمون نجات دنیا از گشنگی نبود
اما توی اون زمان واقعا فوقالعاده به نظر میومد
نه، بسه
شما همش داشتین میخوندین و میرقصیدین
فقط اینجوری به خاطرم میاد
این چیزیه که حس میکردم
خدایا، خیلی شرم آوره
ما توی دنیای خودمون زندگی میکردیم
ما هیچوقت وَلِی رو ترک نکردیم
به سختی میشد پاساژ رو ترک کنیم
بهمون هشدار میدادن بالای تپه نریم
جایی که همهی آدمای عجیب و غریب زندگی میکردن
جوونای ولگرد و فراریها
فقط یکم دورتر بود
اما به نظر میرسید میلیونها مایل از همه جا دوره
!لعنتی این عوضی نوارمونو خراب کرد
میبینی؟ دیگه از پنج تا آهنگِ مسخرمون خسته شده
!خوکها
و اون کاملا جدی بود و بعدش بهم گفت
" اه، بهم بگو عزیزم " !و منم شوکه شدم و گفتم راب
- اوه، خدای من - کاملا مطمئنم
اوه، خدای من
اما خودت گفتی میخوای بهش زنگ بزنی
اه، آره واقعا میخواست
اما نباید جوری نقش بازی کنه یعنی خیلی دلش میخواسته
میبینید، واسه همینه جولی خفنترین دختر مدرسهست
- آره - حالا هر چی
اه، دیگه دارم بالا میارم کجا باید بریم؟
- بانشاط یا محدود؟ - محدود
بانشاط
ا ... بانشاط
خب، من یه ایدهی خیلی متفاوت دارم
بیاید بترکونیم، یعنی ما هرجا بخوایم میتونیم بریم
یعنی یه پاساژ دیگه؟
نه، یعنی مثلا سوار اولین اتوبوسی که میبینیم بشیم
میتونیم بریم بالای تپه
یعنی مثلا بریم هالیوود
یا که میتونیم ببینیم راه ما رو به کجا میکشونه
!داری منو میترسونی
اوه، خدای من واقعا منو ترسوندی
به نظر خیلی خطرناک میاد
- هالیوود دیگه زیاده رویه - بیاین بریم
خدایا مرسی
جولی، دوستپسرت داره میاد
- لعنتی، اون خیلی خوبه - بسه
هی، واقعا جذابه توی گردهمایی میبینمت؟
آره، درواقع اجباریه
هی، میکی
!وای
!آره
!میکی بون
اون بدنو ببین
خیلیخب
خوبه، خوبه، خوبه
سلام بر همگی
فکر کنم بعضی از اعضای مدرسه
گفتن که ما نباید
برای یه نفر گردهمایی درست کنیم
و باید یادآوری کنم؟
!که "مجلس پرام" فقط یه ماه دیگست مجلس مهمانی و رقص به ویژه به مناسبت پایان تحصیل
و راستش خبر خیلی خوبی براتون دارم
بیاید یکم جو رو هیجانیش کنیم
دبیرستان ما انتخاب شده که
جشن پرام رو به صورت زنده
از بزرگترین شبکهی رادیویی لس آنجلس یعنی کی.آر.او.کیو پخش کنه
!اوه، خدای من
و همگی به یاد داشته باشید
!دیگه الکل زدن و این کارا ممنوع
باشه؟ سال آخرم منو بخاطر اینکار گرفتن
... میکی، من
میکی من نباید میومدم اینجا
باشه
میکی، واسمون دردسر میشه
باهمدیگه تو دردسر میوفتیم
- ... ما نمیتونیم - هی، فقط خودمونیم، باشه؟
!الان
خب چی میگی، جولز؟
من، تو؟ اون؟
فقط بگو آره، بگو آره
- باشه - باشه؟
- آره - !آره
!محشره
ام
من، باید خیلی تمرین کنم
اگه قراره پخش زنده از کی.آر.او.کیو داشته باشیم
کی.آر.او.کیو یه شبکهی رادیوییه لورین
!دلم میخواد چیزی که دیدمو پاک کنم
- بگو بهم - چه اتفاقی افتاد؟
توسط پنج تا عوضی ازم درخواست رقصیدن توی مجلس پرام شد
نمیتونم بین میک و دنی باید کدومو انتخاب کنم
دنی بدنش عالیه ولی مغز نداره
یعنی اون داره میره توی تیم بسکتبال نورثریج کالیفرنیا
یعنی، ما میریم نورثریج؟
آره، اما قرار نیست که
با پسرای اونجا رل بزنیم
،اما منظورم اینه تو نیاز نیست نگران چیزی باشی
تو که مشخصه با میکی زندگیتو میسازی
اوه، خدای من شما دوتا واقعا ازدواجی هستین
- کاملا - مطمئنم
No comments yet. Be the first to leave one.