نخستین 200 خط.
(Miloyc)-مترجم علیرضا جوهری
شخصیتها مکانها نهادها و سازمانهای این سریال ساختگی هستند
لعنتی تا آخرشم به هیچ دردی نخورد
لعنت
پارک جونگ هون
جونگ هون
هی
متاسفم
سو مین
من ازت سوءاستفاده کردم
هی حرف نزن داری خونریزی میکنی
منو نبخش
لعنتی
چرا این کارو کردی؟
باشه از همهتون میخوام همکاری کنید
لطفاً به آمبولانس زنگ بزنید
خدای من
هی کارآگاه لی همین الان به آمبولانس زنگ بزن
زود باش
جونگ هون
پارک جونگ هون
بیرحم
ولی رئیس
واقعاً همه چی تموم شده؟
منظورت چیه؟
در مورد امروز
مگه چی شده؟
یه نفر مرده یه آدم
اون زیردست من بود
چون تازه با من گلف بازی کرده بود
هیچی نمیدونست
تازه شما هم که به عنوان شاهد اظهاراتتون رو دادید مگه نه؟
حتی اگه اینطور باشه
ولی بازم این حقیقت که اون کسی که مرده
سرمایهگذار یه صندوق سهام خصوصی بوده همش رو مخمه
اگه یه وقت
آینده سیاسی من به خاطر تو به فنا بره
یه منشی که معتاد به مواد مخدره
تصادفاً یه سرمایهگذار مهمون رو به قتل میرسونه
و کسی هم که مواد رو فروخته ما سوک گو بوده
ما تازه از یه سفر کاری خارج از کشور برگشتیم
پس ما اصلاً هیچی نمیدونیم
هیچی نمیدونیم چند بار باید تکرار کنم
حتی اگه اینطور باشه
مگه یه کارآگاه مخفی اونجا نبود؟
ای بابا
لعنتی سرم درد گرفت
میگن اون بچه بیهوشه
فقط باید جلوی به هوش اومدنش رو بگیریم مگه نه؟
حله
لعنتی سرم درد گرفت
به منشی آن بگو
من الان راه میفتم
پس هر چی لازم دارم آماده کنه
از جلسه استراتژی گرفته تا مشاوره حقوقی
و همین الان
به مدیر کل پارک زنگ بزن
چشم
آها
برو پیداش کن
ببین اون حرومزاده پارک جونگ هون تو کدوم بیمارستانه
و در مورد سوک گو
همین الان از شرش خلاص شو
چشم
باید هر چه زودتر پیداش کنم و یه کاری بکنم
کیم دو سیک
غذا خوردین قربان؟
نه
سوک گو تو چرا هنوز اینجایی
فکر کردم شاید بهش احتیاج داشته باشین
شنیدی؟
چیو؟
خب
اینو که گفتی
این اتفاق به خاطر مواد فروختن من افتاده؟
یا
اینو که بهش گفتی منو جمع کنه؟
- اون - یه پیشنهاد برات دارم
اینو
اینو بهت میدم
در عوضش
میخوام چیزی که میخوام رو بهم بدی
این
اینجا
هیچ راهی برای چک کردنش نیست
که آیا اون دستگاه کوچیک همونیه که من میخوام یا نه
فکر میکنی رو چه حسابی باید بهت بدمش؟
ای بابا
به نظر میاد
واقعاً دلت میخواد خودت چکش کنی
اینطوره؟
باشه
بفرما خودت چکش کن
من برگشتم
زودتر از چیزی که فکر میکردم رسیدی
صندوق اضطراری که خواسته بودید رو آوردم
منم
دستور بازداشت ما سوک گو رو فعلاً متوقف کن
چت شده رئیس کیم؟
من فقط تعارف کردم
تو بهتر از هر کسی میدونی چرا رسانهها ساکت موندن
با اینکه پسرت درگیر پرونده مواد مخدر شده و با ماشین زده یه نفر رو کشته
هیچ دلیلی نداره خواستهت رو قبول کنم
چه من به دستش بیارم چه نیارم
تو در هر صورت اون مقام رو میخوای
بفرما هر کاری عشقت میکشه بکن
واقعاً متاسفم
که اینو ازت میشنوم
سوک گو
هنوز این حرف رو یادت هست؟
که من تو رو فقط به خاطر اون اعتماد به نفست به اینجا رسوندم
به لطف همونم بود
که تونستم اینقدر رشد کنم
درسته
من بودم که تو رو تا اینجا بزرگت کردم
بچه ننرِ به دردنخور
اینکه میبینم اینقدر راحت گول خوردی
از یه دختر جوون که هنوز دهنش بو شیر میده بهم فهموند
که حتی این مقامی که الان داری هم
در واقع برات زیادیه
ای بابا
من تمام این مدت
بهت وفادار بودم و حتی چند تا کار احمقانه هم برات کردم
ولی هر وقت که به من احتیاج نداشتی همیشه منو دور انداختی
لعنتی
دلت برام نمیسوزه؟
سوک گو
از اون قدیم تا همین الان
تو هنوزم همون سگ دستآموزی هستی که من بزرگش کردم
پدرسگ
لعنتی این پیرمرد حرومزاده
تا آخرین لحظه هم لعنتی
لعنت
منم
من الان میرم چین کشتی رو آماده کن
و
یه نفر هست که باید بگیرمش
آقای نماینده
مدیر کل
حال پسرتون چطوره؟
شنیدم هنوز بیهوشه
به خاطر پسر تو الان همهمون ممکنه به دردسر بیفتیم
اون بچه
نه منظورم اینه اون جوون
آدم مورد اعتماد رئیس کیم شده
تا ما رو زمین بزنه میدونستی؟
نمیدونستم
تا این حد پیش رفته
خوشبختانه هنوز تو کماست
ولی اگه به هوش بیاد همون لحظه کار همهمون تمومه تموم
تو این شرایط حتی به رئیس کیم هم نمیتونم اعتماد کنم
واقعاً گیر افتادم لب تیغم
برعکس بهتر نیست که
اگه بتونی
یه کاری بکنی؟
دقیقاً منظورت چیه؟
لطفاً یه کاری بکن
که بچهت به هوش نیاد
اگه این اتفاق بیفته
میتونیم این قضیه رو ماستمالی کنیم
اگه این کار خوب پیش بره
من هر کاری میکنم
که تو نامزد بشی
حزب رو مجبور میکنم تا آخرش ازت حمایت کنه
آقای مدیر کل
زیاد نخوابی
من فردا دوباره برمیگردم
بهشون نگو من اومدم
خسته نباشی
کجا ببرمتون آقا؟
منو ببر چئونگدامدونگ
خب خوب گوش کنید
- کارآگاه یون - بله؟
با بخش تحقیقات جنایی تماس بگیر و هویت مظنون قتل رو مشخص کن
- بله فهمیدم - کارآگاه کیم
بله
پرونده اون سرمایهگذار صندوق سهام خصوصی رو که میدونی؟
سوابق مالی مقتول رو تحلیل کن و سریع بهم تحویل بده
بله فهمیدم
خدای من
نه
گفتم که بعد از خوردن دارویی که آقای ما داد هیچی یادم نمیاد
میخوای تا آخرش همینطوری ادامه بدی؟
اگه اینطوری ادامه بدی
فکر کردی رئیس کیم بهت ارث و میراثی چیزی میده؟
ولی
چطوره؟
هیچی گیرت نمیاد
شنیدم دیروز مرده
بازم میخوای دروغ بگی؟
بله
مدیر کل
فرصت کردین
در مورد برنامه "گفتگو با مدیر کل" چیزی بشنوید؟
نه چطور؟
الان از بخش مربوطه خبر دادن
با توجه به حساسیت موضوع
بهتره که خودتون شخصاً بررسی کنید
گفتگو با مدیر کل
افشای فساد بزرگ املاک در مجتمع توریستی سئونگآن
No comments yet. Be the first to leave one.