نخستین 200 خط.
... آنچه در کتاب سياهان گذشت
ديگه براي بچه به دنياآوردن جايي نميريد امن نيست
!بابا! مامان
من چکارا هستم - تو نگهبانِ من هستي -
يا برادرم؟ - آميناتا، تو بايد زنده بموني -
يه روز، من از اين رودخونه بزرگ رد ميشم و ميرم خونه
نه پوند شيندم؟ - پنج پوند استرلينگ -
فروخته شد
چرا اين مرد به جاي خريدنِ اين وحشيها يه قايق نميگيره که من باهاش از اينجا دور شم
تو اينجا جات امنه، عزيزم
.::© ارائه اي پرافتخار از مرجان ©::. .::© Marjan.Zandieh ©::.
"کتاب سياهان" "فصل اول - قسمت دوم"
فقط تو جورجيا، مينا ميمونه
نه
اون با من مياد
زود برگرديد
اون هميشه ميبينه که اين کتابا رو برات ميارم که بخوني. هيچ آفريقايي
نديدم که اينقدر مثلِ تو زود ياد بگيره
اما بهتره هيچوقت نذاري هيچ اربابي ببينه که تو اينقدر سريع ياد ميگيري
اونها ميبرنت دريا و ميکشن و ميندازنت تو آب
من مرگ ندارم
خب، تو تقريبا مرده بودي وقتي
که نشئهات رو از وسط حياط جمع کردم
مطمئناً خوشحالم
که الان زندهاي
اما هيچ وقت با اون ارباب تنها
نمون، شنيدي؟
وقتي به جورجيا در مورد چکوارا گفتم
اون گفت که تورِماهيگيري اون رو برام مياره
بعضيها ميگن که چند تا سياه
تمامِ مسيرِ دريا رو از ساوانا تا چارلزتون شنا کردند
اگه تو يکي از اونها باشي، دير يا زود
تورماهيگيري تو رو برام مياره
فصل ششم دوباره اومد - وقتي آبله شايع شد -
فقط بچهها نبودند که مردند. سفيدپوستها
که از شيوع اين مرض تو شهر کوچيک و در گرمترين نيمه سال
ترسيده بودند، اسمش رو گذاشته بودند فصل ششم - ببين، دارم سعي ميکنم -
کاري کنم که مريض شي و نميري
من انگار که تو همخونم هستي ازت نگهداري ميکنم
اين رو از مردي ياد گرفتم که من رو مريض کرد
همينجوري
چکوارا
چکوارا ... چکوارا
جونِ سالم به در بردي، دختر
چند تا جاي آبله داري، اما تو صورتت چيزي نيست - اين يعني خوب شدم -
جاي آبله تو صورتت چيز خوبيه
چرا؟ - تو يه چيزي لازم داري که يه خورده زشتت کنه -
تو الان مثل گل ميموني و اين اصلاً خوب نيست
حتي شاشمون هم مالِ خودمون نيست
اونم مالِ ارباب آپلبي هست
يه روز، من براش يه خورده مدفوع ميريزم که ببري
شما ميدونيد که ارباب آپلبي صاحبِ روياهاتون هم هست؟
درست نميگن، آميناتا؟ - اون صاحبِ روياهاي من نيست -
اون صاحبِ هيچيِ من نيست
دختر، ميدوني که ما دوست داريم
اما اين آفريقايي بازيها رو ول کن
الان اينجا خونه توست، همونطور که براي هممون هست
کارتون تموم شد؟
سطل رو خوب پر کرديد
اما من شاشِ بيشتري هم بردم
رنگِ نيلي تو ساقه گياهان به صورت پودر وجود داره
ما برگها رو تو يه سري خمره خيس ميداديم
توي آب و يه ماده شيميايي مثلِ شاش
رنگ ته خمره تهنشين ميشد
آپلبي با يه مرد سفيد با يه
کلاهِ مسخره داره مياد - خيلي خب، همه ساکت باشيد و گوش بديد -
ايشون آقاي
سالومون ليندو هستند
يه يهودي، در ضمن هستند
حالا، ايشون تمامِ راه رو از لندن اومدن
تا به رنگرزي من امتياز بدن و آقاي ليندو ممکنه ازتون سئوالاتي داشته باشن
از همتون، پس خجالت نکشيد و حرف بزنيد
ممنون
خانم؟
چند اينچ لجن ته اين خمره هست؟
حدود سه اينچ
و شما چي کار ميکني؟
آب رو هم ميزنم تا هوا از بينِش عبور کنه
از بينِش؟
از بينِ آب
آقاي آپبلي
شما آدمهاي خوبي داري
حالا، مينا اينجاست، اون فقط چند سالِ
که پيشمونه اما واقعا خوبه
منظورمه، اون صابون درست ميکنه
اون دکترِ زنهاي حامله برده هست
تو کارهاي رنگرزي هم حسابي سررشته داره
اون وقتي خريدمش پول حروم کني بود. فقط واسه زنده کردنِ يه بدهي بود
ما احتمالا ميتونيم از زنهايي مثلِ آميناتا
تو چارلزتون براي به دنيا آوردنِ بچه استفاده کنيم
دکترِ شهر خيلي وحشتناکه
چقدر براي فروشِ اون ميخواي؟
اون فروشي نيست
خيلي خب، سالومون، من و تو با هم خيلي تجارتها ميکنيم. خانمها
مينا، چرا از خانم ليندو پذيرايي نميکني؟
شوهرم گفته بود که امروز عصر يه خانم جوان باهوش رو ديده
گفت که تو انگليسيِ اصيل صحبت ميکني
من تمامِ شب تو رو نگاه ميکردم، مينا. تو
رعايتِ همه چي رو ميکني. هيچي از نگاهِ کنجکاوت در نميره
من ازت يه سئوال دارم
ميتوني بخوني؟
ميتوني به من اعتماد کني
بله
ميتونم بخونم
فکر ميکنم قيمتِ عادلانهاي بهت گفتم و پاش هم وايسادم
مينا، تو اصالتاً آفريقايي هستي، درسته؟
چرا چند تا از اون حرفهاي آفريقايي براي آقا و خانم ليندو نميزني؟
شروع کن
... تو يه شيطاني
و با دردِ سختي خواهي مرد
خيلي خوبه
خيلي خوبه - آقاي آپبلي -
بره خيلي ترد و خوشمزهاي بود. ممنون
عصر بخير - بره خوبي بود -
خوب بود
مينا؟
تو فاحشه خيلي خوبي هستي، مگه نه؟
بيا اينجا. بيا اينجا
يالا. بيا
من ميتونم تو اين خونه يه اتاق بهت بدم
دوست داري؟
خيلي خوشگلتر از اون کلبهاي که با جورجيا شريکي
بيا، مينا - بهت گفته بودم، تو آشپزخونه بمون -
يالا
من تقريباً کارم تو آشپزخونه تموم شده
يه آفريقايي دهن گشاد اومده
ميگه اسمش چکوارا هست
چکوارا؟
اون کجا رفت؟ - اسمِ تو رو بارها و بارها گفت -
کجا رفت؟
تو جنگل پشت کابين
چکوارا؟
چکوارا؟
چکوارا
آميناتا
آميناتا جيالو
ميدونستم يه جايي خوب و زنده هستي
من چندين بار اسمت رو توي تورِماهيگيري گذاشتم
ما چيزي برنگشت
کجا زندگي ميکني؟
کجاها بودي؟
،دو ماه پيش
اربابِ قديميم من رو به يه جايي نزديکِ ساوانا فروخت
به يه مزرعه تو خيابونِ هلنا آيلند
منم براي تو تورِ ماهيگيري اسم گذاشته بودم
... در مورد يه دختري قابله شنيدم که اهلِ آفريقاست
که ميتونه به همه زبونها حرف بزنه
سانوا و بچهاش رو ديدي؟
نه
من يه چيزي برات دارم - براي من؟ -
بذار سرت
تو بذار
اوکي
باشه
چقدر بهت مياد
ممنون
من بايد برگردم قبل از اينکه متوجه غيبتم بشن
کِي ميتوني دوباره برگردي؟
وقتي دوباره ماه کامل شد
... چکوارا
آميناتا
آميناتا
ارباب ميخواد تو رو ببينه
ميخواستيد من رو ببينيد ارباب؟
بيا تو، مينا
ميتوني يه خورده بيايي نزديکتر، دختر
بيا اينجا
بيا
اون پسري که اين دور و برا بوده، کيه؟
پسري نيست، ارباب
من با تو رفتار خاصي دارم، مگه نه؟
متفاوتتر از بقيه؟
من چيزِ خاصي نميخوام
صاحبِ تو کيه؟ هوم؟
گفتم، صاحبِ تو کيه؟
بيا اينجا
مينا، مينا، بيا اينجا
... نه - نه -
دختر خوبي باش، خب؟ دخترِ خوبي باش
برو، دختر، برو، برو، برو
آميناتا؟
بيا
بيا
يالا، بيا، بيا
خوب ميشي
تو حالت خوب ميشه
چيزي نيست
باشه، باشه
اوکي، اوکي
خيلي خب، خيلي خب
من کثافتهاي اون مرد رو ازت پاک ميکنم
... چاکوارا - مردا نيازي نيست چيزي بدونن -
بعضيوقتا اونها نبايد به هيچوجه چيزي بدونن
حالا اين رو بخور
ميتونم بيام تو؟
شوهرم اومده اينجا تا به رنگرزي امتياز بده
هپي جک گفت که تو مريض بودي
حالم خوبه
من يه چيزي برات دارم، مينا
يه داستان در مورد مردي به اسم لموئل گاليور
No comments yet. Be the first to leave one.