نخستین 200 خط.
بازگرداننده به پارسي MT1023
سلام ،چه کمکي از دستم برمياد ؟
آره ، لطفا ايميل رو ببين و خبرشو بهم بده
. . من "کانگ مي" هستـ
. . باشه
کانگ مين جونگ
اين ديگه واسه چيه ؟
. . من و تو
از غذا لذت ببر
خوبه ؟
لطفا همشو بخور . خودم همشو درست کردم
باشه . بيا بخوريم
بايد به خودت افتخار کني
من هرغذايي رو نميخورم
ممنون
کيه ؟
منتظر کسي نبودم
تو بخور . من ميرم باز ميکنم
کيم ته هي
ته هي
ته هي
ته هي
. . تو
فکر نميکردم اينکارو بکني
من بهش نگفتم
من چيزي بهش نگفتم
چقدر پير شدي
نکن
لطفا
خواهش ميکنم
. . تو
بلدي دروغ بگي ؟
دروغ بگم ؟
حتي اگه پيدامونم کرد نبايد درباره مريضيِ من چيزي بهش بگي
جوابمو بده
نميتوني بهش بگي
باشه
خوبه
تو دختر خوبي هستي
مطمئنم ميفهمه که اينجا قايم شديم
پس براي چي قايم شديم ؟
همينو بگو
فکر نکنم خيلي باهوش باشيا
اينجوري بام حرف نزن
باشه
وقتي که يه تيکه استخون توي رگ مغزم فرو رفته
چطوري ميتونم باهوش باشم ؟
اونوقت تو هم داري يه ادم مريضُ مسخره ميکني ؟
ببخشيد
جو هونگجو کجايي ؟
داداش ، امروز ميتونم بعد از مدرسه با دوستام
به شرکتت برم ؟
نه
نه ؟
نميخواد بعد از مدرسه بري
همين الان برو
الان کلاس دارم . يعني بپيچونمش ؟
به دوستات بگو که بعد ازظهر بيان و خودت الان کلاسو بچيپون و بيا
آره ! تو پيچوندن کلاس يه پا حرفه ايم
زودي ميام
رئيس
ميشه بگيد چي شده ؟
بگو راننده " جو " بره سراغ هونگجو
! تو هم خونه رو محاصره کن
خونه رو محاصره کنم ؟
اگه کسي اومد بهم خبر بده
چشم
راننده جو
کجا ميخواي بري ؟
چرا بايد بهت بگم ؟
شعبه اصلي کتابخونه ي پروژه توي " بوليويا " ست
ميتونم برم اونجا
بوليويا ؟
بوليوياي آمريکاي جنوبي ؟
يعني هر چيزي بهت بگمو باور ميکني ؟
اگه باور ميکني که واقعا که خيلي احمقي
برو يجوري از دست اون مرد قد بلندِ يِ جلوي در خلاصمون کن
. . با اين
هيچوقت نميتوني فرار کني
بله خانوم سون سه دونگ
ميشه يه لحظه برگردي ؟
ميتوني به کوچه ي روبروييت بياي ؟
روبروييم ؟
منو نميبيني ؟
من که انگار دارم ميبينمت
الو ؟
الو ؟
. . اُه نه
تو نبودي
ببخشيد منشي کو
به نفعته همين الان بهم بگي
همه چيزو بهت گفتم
من بايد براي مدرسه چندتا کار داوطلبي ميکردم
بخاطر همين تو اون گروه که کتابارو به آفريقا و آمريکاي جنوبي ميفرستن ، عضو شدم
همونجا بود که " ته هي " رو ديدم
پس چرا تا حالا چيزي بهم نگفته بودي ؟
گفتم
کِي ؟
يه نامه برات نوشتم و به باغبون " کيم " دادم
بهش گفتم بهت بده
چندين بارم ازش خواستم
باغبون کيم ؟
نميدونستم که هنوزم دنبال " ته هي " هستي . . يا اينکه ازش متنفري
برات نامه نوشتم تا اگه نميخواستي چيزي درباره ي اون بدوني الکي اذيتت نکرده باشم
تو هم هيچوقت چيزي ازم نپرسيدي
ته هي " خونش نيست "
ميدوني کجاست ؟
نميدونم - جوهونگجو -
. . اون فهميده که من به تو گفتم
خودت اگه جاي اون بودي ، بازم تو خونت ميموندي ؟
اون تمام اين مدت داشته ازت دوري ميکرده
. . رئيس جو
چرا به اين زودي اومديد خونه ؟
حالتون خوب نيست ؟
به باغبون " کيم " بگو بياد
اگه چيزي اشتباه پيش بره
بايد جواب جينسينگي که براي پسرت فرستادي رو بدي
ميدوني قيمت اون جينسينگ چقدره ؟
چرا اون نامه اي که " هونگجو " بهت داده بودُ بهم ندادي ؟
نامه ؟
بيارش
. . خب
همين الان بيارش
باغبون کيم
گمش کردم گمش کردم
لطفا ببخشيدم
گمش کردي ؟
معذرت ميخوام
اشتباه بزرگي کردم
. .قربان
. . رئيس
بـ ببـ ببخشيد
باشه . تمومش کن
باشه . تمومش کن
الو ؟
کجايي ؟
رفتي سر کار ؟
الان دارم ميرم سر کار
ديروز وقتي که داشتي پدر بزرگ " چانگ " رو ميرسوندي
اتفاقي نيوفتاد ؟
چه اتفاقي ؟
. . واقعا
اتفاق خاصي نيوفتاد ؟
. . اون بهم گفت منتظر بمونم تا بره مادرو بياره
و بعدشم اونارو به ايستگاه قطار سئول رسوندم
ديروز که بهت گفتم
فقط همينا بود ؟
آره
باشه
قطع ميکنم
سه دونگ - بله ؟ -
هيچي
سرکار باهات حرف ميزنم
خوب بلدي دروغ بگي
. . تازه يخورده پيش اون منشي رو هم گول زدي
واقعا کارت درسته ها
برميگردم
. .اينجا
هونگ بين " اينجا ها نيومده ؟ "
فقط با " چانگ " و منشي " کو " اومدم اينجا
نگران نباش . اونا يه مدتي اينجا پيداشون نميشه
اگه مريض شدي يا کمکي خواستي بهم زنگ بزن
. . قولت
سر قولم ميمونم
. . ته هي
تو هم بايد سر قولت بموني
و اينجا بموني و جاي ديگه اي نري
اون براي " چانگ "ـه
به مهد کودک ميره
باباي من ميتونه اين هوا پرتم کنه بالا
باباييم ميتونه يه سنگ به اين گندگي رو بلند کنه
تازه باباييم ميتونه يه کاميونُ با يه دستش ورداره
باباييم ميتونه يه عالمه بپره هوا
پس انجامش بده
زودي باش انجامش بده
ديگه
زياديَم شد
ممنون
چانگ
اينکارو نکن . نه
ماماني
کِي اومدي ؟
رفتي تو ستاره ها استراحت کردي و اومدي ؟
خواهش ميکنم
هروقت که موقعش بشه به ديدنش ميرم
لطفا تا اونموقع چيزي بهش نگو
من نميخوام چيزي رو ازت مخفي کنم
. . ته هي
زندست
انگار يه پتک گنده به سرم خورده
انگار يکي داره با زندگيم بازي ميکنه
بايد "ته هي " رو ببينم
بايد بفهمم چرا دروغ گفته که مُرده
بايد بدونم چرا " چانگ "رو فرستاده پيش من و خودش تنها مونده
. . مهم تر از همه
اينکه يه کسي دنبال " ته هي " ـه
بايد بدونم تو خطر هست يا نه
اون مادر " چانگ " ـه
نميتونم بزارم تو خطر باشه
ترس برم داشته بود که نکنه بزني زير قولت
No comments yet. Be the first to leave one.