L'Inhumaine

L'Inhumaine

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

The Inhuman Woman 1924 1080p BluRay Persian
ناشر Bardia13

برچسب‌ها

BluRay
1080
تاریخ انتشار: 2024-01-21
تعداد دانلود: 31
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 87 خط.

در این مکان که شهر را ......زیرِ پای خود دارد

.عمارتِ کلر لسوت قرار دارد .خواننده‌ای معروف، زنی غیرِ عادی

او ثروتمند و مستقل است و برای آنان که .جاه‌طلبی‌های عادی دارند دست‌نیافتنی‌ست

کلر لسوت نوعی تالارِ "بین‌المللی" دارد که امروز بعد از ظهر قرار است

داخلش با افرادِ برجسته‌ی .جهان ملاقات کند

با این فانتزی، یک هنرمندِ کنجکاو، یک شخصیتِ ،آکادمیک، یک دلقکِ معروف، یک وزیرِ سابق

یک بوکسور، یک صنعتگر و یک شاعر، در این .مکانِ مغشوش و پر آشوب، گردِ هم می‌آیند

،با فرانک ماهلر .یک تاجرِ بزرگ

کرانیِ "رسول"، نظریه‌پردازِ "جنبشِ "بشردوستی

یک متخصصِ "استبداد"، جنابِ .مهاراجه جورا د نوپور

میانِ تمامِ این طرفدارانِ کلر لسوت .یک رقابتِ پنهان وجود دارد

هر کدام‌شان رویای جذبِ این زنِ مشهور که موفقیت‌هایش از تنهایی‌اش کم نکرده را

.در سر می‌پرورانند

"کنسرتِ اعتراضات" .بازگشتِ کلر لسوت ممکن است جنجال‌آفرین شود

به خصوص با عنایت به ازدواج پیشِ روی این آوازه‌خوان .با فرانک م ل ر که مالکِ ۱۲ سالنِ اجرا در آمریکاست

این رویداد و حاشیه‌هایی که از پیش

برای آن رخ داد، رقبای این .خواننده را شدیداً متاثر کردند

از این رو امکان دارد رسیتالی که فردا شب اجرا خواهد .کرد با گروه کُری ناخوانده از اعتراضات همراه شود

.بلاخره. کلر

حتی دوستانِ نزدیکش هم .او را "زنِ نا انسان" می‌خوانند

در این تالارِ کوچکِ مملو از انسان‌های قدرتمندِ بین‌المللی

که می‌شود مخفیانه‌ترین ......رازها را نیز شنید

نقاب‌هایی هوشمندانه، خدمتکاران را کر .می‌کنند و همیشه شاداب‌ نشان‌شان می‌دهند

یک مهمان دیر کرده است. کلر .تصمیم می‌گیرد منتظرش نماند

.....آن شخص که دیر کرده

مهندسی جوان که مشتاقِ مسابقاتِ .ماشینی و جادوی علمِ نوین است

.اینار نورسن

کلر با عظمتش، قدرتش و مرموزیِ خاصش

قلبِ این طرفدارِ جوانش را عمیقاً از آنِ خود کرده است. آیا او جرات دارد اینقدر دیر وارد شود؟

آره. بعد از دوتا کنسرتم .تصمیمم رو گرفتم: قراره برم

.می‌خوام سفر کنم. تنها .به سرتاسرِ دنیا

مگر اینکه یه چیزی .اینجا نگهم داره

.یه چیزی

.یه چیزی

.یه چیزی

چه چیزی؟

چه چیزی؟

موفقیت؟

عشق؟

چیزای غیرِ منتظره؟

او خواهد رفت. این قطعی‌ست. اینار امشب با او حرف .خواهد زد تا بفهمد چه چیزی می‌تواند او را نگه دارد

چرا سرتاسرِ دنیا؟ چرا آمریکا نه؟

اونجا هر کاری بخواید می‌تونید انجام بدید. من .همه‌ی سالن‌های نمایشم رو در اختیارتون می‌ذارم

نه. مرسی. من علاقه‌ای به چیزایی .که فتح‌شون می‌کنم ندارم

رسول" نیز که از رفتنِ کلر" .نگران است، پیشنهادی می‌دهد

چرخِ جامعه همیشه داره می‌چرخه. "پروسه‌ی انسانیت" برای زنِ عمل‌گرایی مثلِ شما

وظیفه‌ی زیبایی .خواهد بود

.جنبشِ ما توی مغولستان داره پیشرفت می‌کنه .فرض کنید چه نقشی می‌تونید اونجا بازی کنید

.ماجرای "انسانیتِ" تو برام جذاب نیست .فقط آدم‌ها و موجوداتِ استثنایی مهمن

کلر فوراً یک سرگرمی و .حواس‌پرتی ایجاد می‌کند

.....جورا.......خودش

یه "تاج"؟ من هنوز .نمردم. اول باید منو بکُشی

بی‌تفاوتیِ کلر، بی‌صبریِ .اینار را تشدید می‌کند

.من نمی‌خوام تو بری

.......چون من تو رو دوست

.....و خیلی زود

.بازی با آتش

من از جنگیدن و بحث کردن .باهات خسته شدم

من می‌خوام تو سالم و آسوده .باشی......و فقط برای من باشی

.....اگه قبول نکنی

.خودمو می‌کُشم

اگه زندگیت رو می‌تونی انقدر راحت نابود .کنی، پس قطعاً زندگیت ارزشِ زیادی نداره

این کنایه‌ی کلر، نا امیدیِ .اینار را بر می‌انگیزد

گفته شده که خواننده‌ی بزرگ‌مان، کلر لسوت

تاجِ هندی‌ای که یک مهاراجه‌ی هندیِ جذاب .به او پیشنهاد کرده را پذیرفته است

بدونِ تو، این دنیا برام نفرت‌انگیزه. یه ضربه .به زودی من رو به جهانِ بعدی خواهد فرستاد

کلر که از تمامِ این ماجراها بی‌خبر .است، قبول می‌کند که بخواند

بدونِ تو، این دنیا برام نفرت‌انگیزه. یه ضربه .به زودی من رو به جهانِ بعدی خواهد فرستاد

یک دخترِ روستایی .و معصوم

صبح می‌شود و مدتِ زیادی .نیست که کلر خبردار شده است

جستجو بیهوده بود. جسد .در آب گم شده است

نوشته‌ی روی تابلو: "امشب: رسیتالِ آوازیِ "کلر لسوت، موسیقیِ فرانسویِ مدرن

فکر نکنم دیگه بعد از .اون ماجرا بخونه

"اخبارِ کوچک" .اینار نورسن، مهندسِ جوان از عشقِ آن زیبارو مُرد

او دیشب پس از رفتن از خانه‌ی کلر .لسوتِ بی‌عاطفه فوت شد

می‌گویند این مرگ، خودخواسته بوده است و علتش .حرکتِ تندِ چرخ به سمتِ یک شیبِ کشنده بوده

رسول" از نقش داشتن در سقوطِ کسی که به" .جاه‌طلبی‌های او جوابِ رد داده بود، خشنود بود

این موجودی که به "انسانیت" توهین می‌کنه رو مجازات .می‌کنیم. امشب توی اجراش حضور داشته باشید

نامه به رئیسِ سالنِ تابرگرِ .شانزه‌لیزه: امشب نمی‌توانم بخوانم

خودم شخصاً هزینه‌ی بلیط‌های .خریداری شده را پس می‌دهم

این انصراف از اجرا که عاملش غمِ دلش و همچنین قراردادهای اجتماعی بوده است

کلر را دچارِ تردیدِ .بی‌رحمانه‌ای می‌کند

اما دلیلِ طغیانِ او علیهِ غم و اندوهش چیست؟

آیا به نمایش گذاشتنِ هنرش، خیانت به وظیفه‌ی انسانی‌اش است؟ آیا به خاطرِ ترس از شایعات

باید کسانی که انتظار دارند او اجرا کند را نا امید کند؟

آن هم با بزدلی در برابرِ احساساتِ "ریاکارانه‌ی "انسانیت؟

شایعه شده که شما قرار نیست امشب اجرا کنید. این حقیقت داره؟

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left