نخستین 200 خط.
مزرعه دار مدرن
حالا بايد چيکار کنيم؟
نفرين شديم. گفتم بياين اول محصول رو درو کنيم
حالا چيکار کنيم؟
استاد
چيکار کنيم؟
احمق ها، ترسيدين؟
نترسين
شما می تونید برید شراب برنج بخورید و بازی کنید ، باشه؟
چرا؟
اینا کلم زمستانه است
کلم زمستانه؟
زمستونه دیگه یعنی چه؟
یعنی از زمستون رد می شه
فقط باید صبر کنید تا برف ها آب بشن در این بین هم از نوشیدن شراب برنج لذت ببرید
من دارم می رم یه کم شراب برنج بخورم
استاد؟- میاین بازی؟-
!یک حرکت
بیا بریم. با من
من مشکلی ندارم
چرا اینقد نگرانمی؟ چرا؟
منم نمی دونم
نمی دونم چرا هر حرکت و حرفت برام مهمه
اگه این کارت منو آزار بده چی؟
بهم احساس بدبختی می ده
منظورت چیه؟
...دلیلی که تو نگرانمی اینه که
...دلت برام می سوزه
.یه مادر بیوه تنها که باید کشاورزی کنه
چی؟
...ولی من
.هیچ دلسوزی از طرف تو نمی خوام
.پس دوباره دارم بهت می گم
!دیگه به رفتار و ظاهر من گیر نده
خیلی وحشتناکه
چیه؟ چه مشکلی پیش اومده؟
دوباره با نونا یون هی دعوا کردی؟
چرا باید با کسی که برام اهمیتی نداره دعوا کنم؟
دعوا کرده
آجوشی، بزار باهات بیا
هی
بیا محصولمون رو برداریم و از روستای لعنتی بریم
هی- ازش بدم اومده -
هی! اگه قیمت کلم بالا بره دیگه نمی تونیم اینجا بمونیم حتی اگر هم بخواییم، پس صبر داشته باش
..واقعا که
هاتوک کجا رفت؟
!هاتوک
اونجا چیکار می کنی؟
دیرزو حموم بودی
برگرد
تو سفیدی نمی تونم توی برف پیدات کنم
هاتوک
دوباره همه جات کثیف می شه
!هاتوک
!حموم لازم شدی
الان چه وقت کتاب طنز خوندنه؟
چیه؟
پس باید بشینم اینجا و نا خودآگاه به یکی خیره بشم؟
ازش چشم برندار
باشه- حرومزاده-
گفتم کاملا مواظبش باش
می رم یکی از اعضای قوه مقننه رو ببینم
...چه پر افاده
خیلی آزاردهندست
.خیلی خوبه
خوش امدید. خوش امدید
سلام
سلام، من کانگ یون هی هستم، رئیس دهکده هادوروک ری "میزبان " تجربه روستا زندگی روستایی
سلام
سلام
ممنونم که برای خوش امد گویی ما آمدید
از شما ممنونم که این همه راه را تا اینجا امدین
اوه نه، ما اینقد بهمون خوش می گذره که (انگار اومدیم پیکنیک(گردش
،راستی
این روستا خیلی قشنگه
بله، همین طوره
هوا هم خیلی تازه است، اینطور نیست؟
!بله
.خوشحالم که می شنوم
.بگذارید شما رو به محل اقامتتون راهنمایی کنم
دنبالم بیاین لطفا- بریم-
از اینطرف لطفا- بله-
رسیدیم
وای خدا، سنگینه
بفرمایید داخل، بفرمایید داخل
اینجا محل اقامت شماست
خیلی دنج و قشنگه
!نه؟
.اینجا معمولا برای جلسات روستا استفاده می شه
اینجا با گل رُس زرد ساخته شده، برایهمین برای بچه هایی .که حساسیت دارند بسیار مناسبه
اوه، واقعا؟
این سبد ها برای چیه؟
این؟
...اینها
.سبد خوش آمد گویی" هستن"
سبد خوش امدگویی"؟"
.بله
می دونین ، وقتی شما می رید خارج
اونها سبد میوه ای رو در محل خواب برای خوش آمدگویی قرار می دهند
.اینم یه ایده ی مشابه هست
...اوه... بله
اگه چیزی لازم داشتین، بدون شک .با من تماس بگیرید
.شماها باید برید توت فرنگی بچینید
.وسایلتون رو باز کنید و بیاین بیرون لطفا
بله، میایم- حتما-
بچه ها
بیاین اول وسایلمون رو باز کنیم
!هورررااا
!ها
بابا، اونجا رو ببین
..می...میشل
..اوه، خدا
کلی آدم مشهور اومده اینجا
چطور پیش رفت؟ از اینجا خوششون اومد؟
بله، شروع خوبی داشتیم
خیالم راحت شد
بله
تجربه روستا زندگی روستایی" بایدم" لیاقت موفقیت رو داشته باشه
ما اولین تاثیر خوبمون رو گذاشتیم
لطفا از این به بعد خیلی مراقب باشید
نباید اشتباه کنیم
گرفتین؟
بله- حتما-
اوپا مان گو، برای توت فرنگی -چینی حاضری؟
احتیاجی نیست
من کارم رو طبق معمول انجام می دم
نمی دونی من از اون دسته آدمهایی نیستم که !به خاطر یه چیز جدید ، توجه ویژه ای نشون بدن؟
وای، باشه. ولی لطفا حاضر باش. خُب؟
وای، ولش کن، بی خیال
..اما مادر
یی جی کجاست؟
تو خونه که ندیدیمش
نمی دونم. فکر نکنم دیشب اومده باشه خونه
نکنه چون براش کافی شاپ نخریدی از خونه فرار کرده؟
...اون هرزه، این
اون منو با توت فرنگی ها تهدید کرد حالا هم از خونه رفته
بزار هر کاری می خواد بکنه
می خواد با این رفتارش براش یه مغازه هم بخرم؟
!حتی اگه سرم بره
...ای هرزه، حالا بیا خونه، اونوقت
تو که خیلی پول داری. خُب برای بخر دیگه
خیلی خونسرده
اوه، وای، حالا چیکار باید بکنم؟
ممکنه اینطوری بمیره
آقای هان
بیدار شو
آقای هان
نباید اینطوری بمیری
آقای هان
بدون من نرو
آقای هان
من دارم می رم. سرم شلوغه
اوپا سانگ دوک، کلم ها رو برای کیمجانگ، حاضر کردی؟
.بله
نگران نباش
سانگ دوک
بوک نیون، دوباره چرا اینجایی؟
شنیدم برای کیمجانگ دارید حاضر می شید؟
اومدم کمکتون کنم
خجالت می کشی؟
نه اینطور نیست
واقعا که
کجا داری می ری؟
.خیلی ناراحتم. دارم می رم مشروب بخورم
مشروب
خیلی خجالتیه
سرسخت بازی در نیار سانگ دوک
جدیداً چت شده؟
من چیکار کردم؟
انگار به کلی عوض شدی
نمی دونم دقیقا چی شده
یه چیزی تغییر کرده
چرا برات مهمه چیزی تغییر کرده یا نه؟
منو آزار می ده
بهت که گفتم
.دیگه نگران من و مین هو نباش
چطور می تونم نباشم وقتی !من و آزار می ده
چرا نگرانمی؟ چرا؟
منم نمی دونم
نمی دونم که چرا کوچکترین حرکت یا حرفت برام مهمه
.وای، اون مادر شوهر خودِ شیطانه
نونا یون هی کجاست؟
مهمونهای پروژه روستا اومدن رفته به استقبالشون
اوه، امروزه
حتما سرش فوق العاده شلوغه
حتما خسته شده
کسی مجبورش کرده بود؟ خودش شروع .کرده، خودشم ادامه می ده
چرا این روزا اینقد توی خودت هستی؟
کی تو خودم بودم؟
کی؟
.یه بسته برای یو هان چول دارم
.اینجاست
یه لحظه لطفا
چه بسته ای؟
.لازم نیست بدونی
.ولش کن بیا بریم سر زمین
باشه
.بریم
یونا، برای چی اومدی بیرون؟
نمی ری سر زمین؟
No comments yet. Be the first to leave one.