Tracker

Tracker

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 3

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Tracker 2024 S03E02 Leverage 1080p AMZN WEB DL DDP5 1 H 264
ناشر NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSub 🔥

برچسب‌ها

webdl
تاریخ انتشار: 2025-10-27
تعداد دانلود: 132
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫قرار بود برم دنبال دخترم، هیلی.

‫حالا نمیتونم نه با اون ‫تماس بگیرم نه با زن سابقم.

‫لیزا.

‫چیه؟

‫لیزا.

‫باید دخترمو نجات بدی.

‫رمزنگاری، سرورهای تغییر مسیر ‫داده شده، حلقه‌ های شبح ‌مانند.

‫تا حالا همچین چیزی ندیده بودم،

‫ولی تونستم آخرین تماسی که اون ‫با گوشیش جواب داده رو پیدا کنم.

‫یه فَردی به اسم ریموند آکمن.

‫پس این همون آدمیه که هیلی رو دزدیده؟

‫چاره‌ای نداشتم. ‫اونا میخوان خواهرمو بکشن.

‫تازه از دوستم در ‫اداره کلانتری دنور خبر گرفتم.

‫جسد هریت آکمن یه ساعت پیش پیدا شده.

‫- بله، این یعنی چی، کولتر؟ ‫- هیچی خوب نیست.

‫بیخیال، کولتر. ببین، ‫هیلی حالش خوبه. کار تموم شد.

‫- مامان حالش خوبه؟ ‫- تو بیمارستانه.

‫هی.

‫ "تو روند رو مختل کردی..."

‫ "...و عواقبی خواهد داشت."

‫ماموریت انجام شد ؟

‫بله

‫منتظر دستورهای جدید باشید

‫شب بخیر، نیکی.

‫شب بخیر، هاپی. خوب بخوابی.

‫این نمیتونه دوباره اتفاق بیفته.

‫ما نیکی رو برگردوندیم.

‫هر کاری که باید میکردیم، کردیم.

‫یه پیام فرستادن.

‫نوشته بود: "خوش اومدی دوباره به روند.

‫جانشینت شکست خورده."

‫باید چی کار میکردی؟

‫باید خواهر آکمن رو جمع و جور میکردم.

‫آه.

‫دیگه نمیتونیم این کارو ادامه بدیم. ‫باید به پلیس زنگ بزنیم.

‫نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه.

‫هی. من یکی رو کشتم، میفهمی؟

‫میدونی چی به سر کسایی میاد ‫که بخوان برن پلیس.

‫- فرار میکنیم. ‫- پیدامون میکنن...

‫...و نیکی رو میکشن.

‫- میخوای این ریسک رو بکنی؟ ‫- نه.

‫پس چاره‌ای نداریم. ‫تنها راه خروج، ادامه دادنه.

‫باشه، رینی. منو در جریان بذار.

‫رینی الان تو بازداشتگاهه.

‫داره با آکمن حرف میزنه، ‫ببین میتونه چیزی درباره روند گیر بیاره.

‫- وقتی پیداش کردیم، حسابی ترسیده بود. ‫- لیزا هم همین‌طور.

‫دستورات رندوم از طریق پیامک

‫اونقدر تهدیدآمیز بودن که ‫حاضر بودن جونشونو به خطر بندازن.

‫در مورد اون... پیامایی که گرفتیم چی؟

‫پلیس دربار‌شون چی گفت؟

‫بله، میگن آکمن

‫یه معلم علوم کامپیوتر دبیرستانه

‫که میتونه کل این قضیه رو راه انداخته باشه.

‫نمیدونم، یه چیزی انگار درست نیست.

‫بله.

‫- رندی. ‫- اوه، چه خبر، رفیق؟

‫تو باید راسل باشی؟ افسانه واقعی شد.

‫تو باید رندی باشی؟ افسانه تو هم واقعی شد.

‫اوه، مرسی. بریم یه چندتا تیشرت بگیریم.

‫میتونم براتون چیزی بیارم؟

‫بله، هی، میشه همون چیزی که ‫اون سفارش داده رو برام بیاری

‫به اضافه یه بشقاب بیکن اضافی؟

‫و بیسکوییت، و سس گروی.

‫و یه رول دارچینی.

‫فکر کردی به اندازه کافی غذا سفارش دادی؟

‫دارم از استرس پرخوری میکنم، رفیق.

‫با این همه کاری که برات میکنم.

‫- چی گیر آوردی؟ ‫- بالاخره فرستنده رو ردیابی کردم.

‫اون پیامایی که گرفتی،

‫شماره‌شون با پرش تماس جعل شده،

‫یعنی از منبع اصلی ‫به کلی موقعیت دیگه پرش کرده

‫قبل از اینکه به شما دوتا برسه.

‫کلی زحمت کشیدم تا برعکسش کنم، ‫ولی وقتی رسیدم

‫به شماره 105، حدس بزن مال کیه؟

‫ریموند آکمن تو آدرس خونه ا‌ش.

‫پس اون پیاما رو فرستاده؟

‫نه. فکر کنم این یه گمراهیه

‫برای وقتی که یکی ‫مثل من عمیق کنکاش کنه.

‫میخوان فکر کنیم آکمن منبعه.

‫چون موضوع اینه، رمزنگاری از فرستنده

‫به گوشی یک ‌بارمصرف لیزا خیلی پیچیده‌ هست.

‫یا آکمن یه نابغه کامپیوتره،

‫نمیگم یه معلم دبیرستان نمیتونه باشه،

‫یا اینکه ما با یه چیز کاملاً متفاوت طرفیم.

‫پس روند واقعیه؟

‫باید بفهمیم کی پشت این بازیه. ‫تمومش کنیم.

‫ ‫قسمت دوم

‫- میخوای وکیلم باشی؟ ‫- بله.

‫ریموند، میفهمی بابت چی متهم شدی؟

‫آدم ‌ربایی هیلی راجرز

‫و قتل کرت فاستر،

‫و همچنین خواهر خودت؟

‫من هیچوقت خواهرمو نمیکشتم.

‫داشتم سعی میکردم نجاتش بدم.

‫و میتونستم اگه ‫اون دوتا دخالت نمیکردن.

‫باشه، باشه. باورت دارم.

‫خب کی همچین کاری با تو میکنه، ها؟

‫رَوَنده.

‫قبلاً به کارآگاها توضیح دادم.

‫باید دستورات رو دنبال میکردم. ‫من اینجا قربانیم.

‫چرا روند باید تو رو هدف بگیره؟

‫نمیدونم. ولی انگار ‫همه‌ چیز رو درباره من میدونن.

‫باشه، بذار شروع کنیم.

‫ریموند، باید هر چیزی که

‫درباره این روند میدونی بهم بگی

‫از همون اول، هیچ جزئیاتی زیادی کوچیک نیست.

‫خب، اولین بار کِی باهات تماس گرفتن؟

‫امم...

‫فکر کنم داشتم از یه مسابقه شنا ‫تو مدرسه برمیگشتم.

‫احتمالاً اون اولین بار بود.

‫بله، مسابقه شنا. بگو.

‫میشناسیش؟

‫کی؟ نگهبانه؟ نه.

‫بله، میشناسی. ‫همین الان بهش علامت دادی. دیدم.

‫ریموند، فقط داشتم ادب به خرج میدادم.

‫وای خدایا. تو یکی از اونا هستی، نه؟

‫یکی از کیا؟

‫کسایی که روند رو راه میندازن. ‫باید میفهمیدم.

‫اومدی اینجا پیشنهاد وکالت دادی. ‫اونا نمیذارن من برم.

‫- ریموند. ‫- هیچوقت به این سادگی نیست!

‫- نگهبان. ‫- ریموند.

‫کارم تمومه، میتونی منو برگردونی.

‫ریموند، صبر کن، نه. میتونم بهت کمک کنم.

‫ریموند.

‫یه کم عجیبه. اینجا رو نگاه کن.

‫تنها پینگ تلفنیه که آدرس نداره، ‫فقط مختصات.

‫- بله، منم اینو دیدم. ‫- عجیب نیست؟

‫خب من قبلاً چک کردم. ‫اونجا هیچی نیست.

‫- فقط یه تیکه زمین خالیه. ‫- شاید ارزش چک کردن داشته باشه. کجاست؟

‫- دو ساعت به سمت غرب تو ایگل کانتی. ‫- هوم.

‫رینی، چی گیر آوردی؟

‫خب، آکمن حسابی ترسید.

‫همه‌چیز خوب پیش میرفت تا اینکه فکر کرد

‫منم جزو روندم و حسابی قاطی کرد.

‫خب، اونا خواهرشو کشتن. ‫شاید فکر کرده با اونم همین کارو میکنن.

‫بله، منظورم اینه که گفت ‫اونا هیچوقت نمیذارن بره.

‫فهمید چطور روند شماره‌های ما رو گیر آورده؟

‫نه، متأسفانه.

‫یه لحظه صبر کن.

‫یه پیام از کل گرفتم.

‫لیزا تو بیمارستان به هوش اومده. ‫هیلی پیششه.

‫باشه، این خبر خوبیه.

‫بله، الان میرم اونجا،

‫ببینم میتونم بفهمم ‫چطور تو این ماجرا گیر کرده.

‫باشه، خداحافظ.

‫من میرم این مختصات رو چک کنم. ‫ببینیم چی به چیه.

‫من همین‌جا میمونم. ‫میشینم و غذامو هضم میکنم.

‫فکر خوبیه.

‫هی، فکر میکنی رینی حالشو ‫داشته باشه منو ببره اونجا؟

‫فکر میکنی رینی بخواد راننده ا‌ت باشه؟ ‫احتمالاً نه.

‫- نه؟ به هر حال ازش میپرسم. ‫- باشه.

‫اوه، فکر خوبیه.

‫دوستت دارم، هیلی.

‫منم دوستت دارم، مامان.

‫بعداً میبینمت.

‫نمیدونم چطور ازت تشکر کنم که پیداش کردی.

‫شاید بتونی بهم بگی

‫چطور تو این ماجرا گیر افتادی.

‫لیزا، میدونم این آسون نیست.

‫فقط میخوام یه کم اطلاعات گیر بیارم،

‫تا بفهمم این چه کوفتیه که ‫داره اتفاق میافته.

‫این کابوس از وقتی شروع شد که ‫اون تماس رو گرفتم.

‫الو؟

‫دخترت هیلی دست منه.

‫چی؟

‫من فقط به این خاطر این کارو میکنم ‫که اونا خواهرمو گرفتن.

‫بزودی یه پیامک برات میفرستن

‫با دستوراتی که باید دنبال کنی

‫اگه میخوای هیلی رو نجات بدی.

‫تو کی هستی؟

‫منم مثل تو قربانیم.

‫اگه دستورات رو دنبال کنی، ‫خواهرمو ول میکنن.

‫تو حالا جزو روند شدی.

‫هیلی!

‫هیلی!

‫هیلی! هیلی!

‫کجایی؟ هیلی!

‫وای خدایا.

‫وای خدایا!

‫کرت رو مُرده پیدا کردم.

‫وای خدایا. هیلی!

‫اول فکر کردم یکی از آدمای ‫مشکوک دنیای اون این کارو کرده،

‫ولی حالا میدونم.

‫هیلی!

‫فهمیدم اون فقط داشته سعی میکرده ‫جلوی اون یارو رو بگیره

‫که هیلی رو نبره.

‫وای خدایا. وای خدایا. وای خدایا.

‫زود پول لازم داشتم.

‫بهم هشدار داده بودن که ردیابی میشم.

‫نمیتونستم از کارت عابر ‫یا حساب بانکیم استفاده کنم.

‫میدونستم کرت تو گاوصندوقش پول نقد داره.

‫یه گاوصندوق بیومتریک.

‫برای همین دستشو بریدی.

‫من جراحم.

‫مستأصل بودم.

‫برای همین رفتم آپارتمانش و پول نقد ‫و تفنگ رو از گاو صندوقش برداشتم،

More Farsi Persian subtitles for Tracker

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left