نخستین 200 خط.
عه اینجایی
هی، من تونستم. بلاخره انجامش دادم
گفتم انجامش دادم
چیکار کردی؟
اعتراف کردم
...یکم پیش، خیلی صاف و پوست کنده به لی دو یون
گفتم که ازش خوشم میاد
امروز میریم با هم سر قرار
اصلا میدونی چیشده؟
نه، الان اصلا نمیخوام به اینکه بقیه در چه حالن فکر کنم
آره خب، معلومه
موفق باشی
وای به این زودی ساعت از 3:30 رد شد
باید اولین پیش نویس حکمم رو زود تحویل بدم
نباید برای قرار دیر برسم
من رفتم
ایگوو چه روز قشنگیه
میخوای بهم بگی کاری انجام بدم؟
نه کاری نیست
پس چیشده؟ میخوای ازم چیزی بپرسی؟
نه چیزی نیست.خسته نباشی
این همه روز، چرا امروز آخه؟
فردا ساعت 9صبح اتاق دادستانی 529؟
باشه فهمیدم
چیشده؟
میخوان برم و شهادت بدم
برای قاضی گام؟
آره
چرا بجاش ازت شهادت نامه نخواستن؟
اونا یه قاضی رو بدون حکم دستگیر کردن
حتما روی دادستانا هم فشار هست
...مشکلی نداری؟ فردا خیلی زوده. بندازش برای
چیزی نیست
فقط یه شهادته
من شروعش کردم پس نمیتونم پشت گوش بندازمش
اما بازم
اینقدر نگرانی دادیار سمت راست؟
من نگران نیستم
نوشتن حکم های این هفته ات رو تموم کردی؟
نزار این موضوع به کارت صدمه بزنه
چشم مادر شوهر
قاضی شعبه الان نیستن
آها. ممنون هیونگ
ببخشید؟ ..منظورم اینه که
ممنونم جناب
جایی رفته؟
نمیدونم، ولی بنظر جدی میومد انگار که توی دردسر افتاده باشه
چرا امروز؟
ممنونم جناب
باورم نمیشه
چیه؟ چیزی شده؟
از اتفاقی که برای قاضی گام افتاده خبر نداری؟
چیشده مگه؟
موقع گل بو کردن زنبور نیشش زده؟
این روزا تو عقلت کجا رفته؟
منظورت چیه؟
چی؟
باورم نمیشه
...اگه دادیار پارک اشتباه برداشت کرده باشه چی؟ اون که
چی؟ ...اون که
بیخیال
قاضی شعبه اومدن
...ممنون هیونگ، چیز، توی شعبه
بازرسی جنایی بود؟
نه؟
اینم مدارک تسویه
فعلا بزار اینجا باشه
برو ومصالحه کن
ببخشید؟
...منظورتون پرونده ی همون یارو بی کلاسه است
که از زنه خواسته همه ی هدیه هاشو برگردونه؟
آره همون
ببخشید قربان
قرار بود خودتون مصالحه رو برقرار کنین
من جلوی چشمای خودم همکارم رو دیدم که با دستبند بردنش
فکر میکنی الان اعصاب مصالحه رو دارم؟
نه
پارک چا اوه روم
مشکل اونه که یهو سروکله اش پیدا شد
قبلش هیچ مشکلی نبود
...حالا داره کل دادگستری رو به فنا میده
میرم سراغ مصالحه
من دیگه میرم
باز دادیار پارک سروصدا به پا کرد
دشمنایی که از جلسه ی قبلی قاضی ها برای خودش تراشیده بود بسش نبودن؟
ای خدا دارم خل میشم
اول باید مصالحه رو تموم کنم
اونا اصلا قصد سازش سر این پرونده رو ندارن
زود تموم میشه
عالیجناب، مسئله اینجاست که
من خیلی این مصالحه رو برای خودم بالا و پایین کردم
اینقدرم واجب نیست که همیشه اینقدر عمیق بهش فکر کنی
دادگاه اینو پیشنهاد کرده بود
باید یکم وقت بزارم تا سر همه چی بحث کنیم
(نباید اول یکم هم ارتباط برقرار کنیم؟ (حرف بزنیم
نه نه
بحث های طولانی همیشه هم نتیجه ی خوبی ندارن
با همون فکری که از اول داشتی ادامه بده
میدونین چیه؟
من ازش نمیخوام که هرچی بهش دادم بهم پس بده
اگه حالتا یا اخلاقش صادقانه باشه
برام کافی - وای چقدر تو بی کلاسی
تو چون ازم خوشت میومد بهم کادو میدادی
من بی کلاسم؟
وای تاحالا همچین گیس بریده ی قدرنشناسی ندیده بودم
چی؟ به من گفتی گیس بریده؟
وای خدایا
وای امروز چه خبره؟
ببینم مردا همیشه اینجورین؟
باشه، همه چی رو پس بگیر
من خیلی کارا برات کردم
فراموشش کن
ساعت 6:20 شده
باید ساعت 7 گاروسو گیل باشم
نباید برای اعتراف بهش دیر برسم
چرا اینا اینقدر حرف میزنن؟
خیله خب، بیاین دیگه به این بحث خاتمه بدیم
صبر کنین عالیجناب
من پول تمام قبض های موبایلتو دادم
خیلی پول بوده. البته این نیست که مهمه
داری میگی پولتو پس بدم؟
...باید همه چیزو خیلی تمیز تموم کنیم
تا رابطه ی خوبمون رو حفظ کنیم
باور نکردنیه بسه
بیا اینم پول
راضی شدی؟
تمومه باشه؟
تو بله؟
اینجوری زندگی نکن
خیلی بی کلاسی
لعنتی
ساعت 6:50 شده
بیا از توی کوچه ها بریم
وای نه
متاسفم داشتم با تلفن حرف میزدم
عیبی نداره آقا
کجاش عیبی نداره
ماشینتون خسارت دیده
بیاین ببینین
واقعا عیبی نداره
تصادف های کوچیک توی سئول خیلی پیش میاد
میتونین برین. عیبی نداره
خیلی مسخره است
عزیزم، چیکار میکنی؟ پیاده شو عذر خواهی کنیم
نه واقعا لازم نیست
آقا، خانوم، واقعا عیبی نداره
برگردین توی ماشین. مشکلی نیست خانوم
باید برین دیگه. ممنون
واقعا عیبی نداره؟ خیلی زیاد عیب نداره. فقط برین
شرمنده ولی از سر راهم برین کنار
بپیچم راست
این چیه؟
وای خدا دیوونه شدم واقعا
از سر راه برین کنار
چی؟
چرا همه ی خیابونا راه بندونه؟
ساعت 7شده
لی دو یون، چرا راه رسیدن بهت اینقدر سخت و دوره؟
ها؟ شارژم تموم شده
پارکینگ کجا هست؟
باورم نمیشه که شارژ تموم کردم
"چگونه به سرویس خدمات دسترسی پیدا کنیم"
زود باش. بزار ببینم
درسته. چک شد
توروخدا الان بیا
لعنتی
ماشین شارژ شده؟ بله
چراغش باید سبز میشد، پس چرا نشده؟
خواهش میکنم زود باشین
حاضر شد حاضره؟
ممنونم آقا. خدا خیرتون بده
مراقب باشین. بزارین کمک کنم
ممنونم. به سلامت
ممنونم
ممنونم، فقط میشه ماشینتون رو جابجا کنین؟
باشه واقعا ممنون میشم
متاسفم
"...من زودتر به محلی"
"که قول داده بودم ببینمت رسیدم"
"هربار که صدای پایی میشنیدم"
"قلبم به تپش میوفتاد"
"حتی برگ های خشک سمتم می آمدند"
"کسانی که منتظر بوده اند، میدانند"
"...هیچ چیز به اندازه ی منتظر بودن"
"نمیتواند قلب را به اشتیاق وا دارد"
"...من در جایی که قول داده ام بیایم"
"منتظرت هستم"
"...هرکسی که در را باز میکند"
"تو بودی"
"تو بودی، و تقریبا تو بودی"
"در دوباره بسته میشود"
"عزیز من، منتظر تویی که نیامدی ماندم"
"...در آخر"
"من به سویت می آیم" مشکلی نیست. برید
وای داغه
...دو
دو یون خانوم
من اینجام
الان میام اونجا
الان میام دویون خانوم
No comments yet. Be the first to leave one.