نخستین 200 خط.
میخوای استفاده از کمان رو یاد بگیری؟
،پس اجازه بده یکی از بهترین کماندارهامون
.بهت آموزش بده، یعنی دخترم
روزی که افتادیم اینجا، در واقع .داشتم میرفتم یه مصاحبه کاری بدم
.این کارت ویزیت اوناست
،برگشتم سمت هلی کوپتر .و شماره سریال رو پیدا کردم
.از پایگاه نیروی هوایی لادرا اومده
.اونم تو لس آنجلس
،اگه همون جایی باشه که اون بالا بود
.پس اینجا هم میتونم پیداش کنم
اگه به اون پایگاه بریم .شاید مایا اشمیت رو هم پیدا کنیم
اون میتونه به برگردوندن .خونوادههامون کمک کنه
کی میخوای این کارو بذاری کنار، گاوین؟
تو به خودت مسلط نیستی .داری خونوادهات رو از دست میدی
فکر میکنی اینو نمیدونم؟
حدود یه سال قبل از اینکه ...برسیم اینجا، من و همسرم
.دوران سختی رو پشت سر گذاشتیم
.من تومور مغزی دارم
از زمانی که تشخیص داده شد .همسرم رو از خودم روندم
اون همیشه بهم میگفت که .هرگز اونو تو اولویت قرار نمیدم
.و حق با اون بود
میشه بگی امروز چه تاریخیه؟
.خب 12 سپتامبر 2021
.باور نکردنیه
...رابطه ای بین اون و یه برنامهی
،نظامی فوق سری در مورد فیزیک کوانتومی
.خازج از پایگاه نیروی هوایی لادرا پیدا کردم
فکر میکنم باید کسی رو پیدا کنیم .که در مورد اون برنامه بیشتر بدونه
.فکر می کنم دقیقا بدونم اون شخص کیه
شما دو تا دیگه چه خری باشین؟
چرا برام وثیقه گذاشتین؟
لس آنجلس سال 2021
.شامل چیزهای زیادی میشه
.میدونم
،ولی من واقعا به سه نفریمون ایمان دارم
.که میتونه کمک کنه همه رو به خونه برگردونه
،اگه چیزی که تو میگی درست باشه
نباید به خونوادههامون و همه اونایی که میشناسیم هشدار بدیم؟
.اون فراچاله تا هفته ها باز نمیشه
.الان، ما به کمکت نیاز داریم
.متاسفم
.نمیدونم چطور میتونم به کسی کمک کنم
من با سفر زمان از عصر یخبندان .به سال 2021 سفر کردم
و تو داشتی روی یه پروژه محرمانه ،تو پایگاه هوایی لادرا
کار میکردی و روی .فیزیک کوانتومی مطالعه داشتی
من معتقدم که بین اینها .ارتباطی وجود داره
ببین، شاید لادرا .جوابهایی رو که دنبالشیم داشته باشه
میتونی ما رو ببری توی پایگاه؟
.نه
،من هزار بار تو پایگاه لادرا رفتم
و چیزی در مورد پروژه مخفی یادم نمیاد، خب؟
من هنوز نمیتونم توضیحی .برای نقص حافظهات پیدا کنم
ولی درک میکنم که چرا .این میتونه ترسناک باشه
ولی اگه باهم بتونیم ازش سر در بیاریم .ارزشش رو داره
زندگی افرادی که .دوستشون داری به این بستگی داره
.من باید برم دستشویی
ازش مطمئنی؟
.در مورد مردی که میشناختم مطمئنم
.ولی این گاوین تو درون خودش پنهون شده
،از دست دادن حافظهاش، جدایی از خونوادهاش
ناگفته نمونه که تو این پروژه .چه آسیبی رو متحمل شده
.همه چیزهایی که سعی داره سرکوبش کنه
.و ما ازش میخوایم که دقیقا برعکس عمل کنه
به نظرت قراره چه کار کنه؟
،یا خواهش ما کمک میکنه که از تونل خارج بشه
.یا بیشتر به اون سمت هولش میده
.میرم بررسیش کنم
.اونجا نیست
میبینیش؟
نه
.خب، فکر کنم بدونیم کدوم راه رو انتخاب کرده
چیزی که بعنوان خلبان یاد گرفتم اینه که
زمینی رو که از روش پرواز میکنی . به خاطر بسپاری
من هر هفته یه سفر معمولی . به پایگاه هوایی لادرا داشتم
.این یه نقشه از پایگاهه
این زمین نسبت به 10000 سال قبل از میلاد ،خیلی متفاوت به نظر میرسه
.ولی کوه ها نه
،این قله سانتیاگوئه
.میتونی اونو از قلعه ببینی
خلبانها ازش بعنوان .نشانگر ناوبری استفاده میکنن
پایگاه هوایی لادرا در 15 مایلی غرب .درست همونجا قرار داره
و واقعا فکر میکنی مایا اشمیت اونجاست؟
،ببین، اونا قبلاً دخترش رو بردن
.شایدم زندونیش کردن
سام، این بهترین راه کشف این موضوعه که
بفهمیم مایا در مورد ایو .جاش و رایلی و بقیه چی میدونه
خب بچه ها طرح نجات چیه؟
.لیوای و پترا هم باید تو پایگاه باشن
.امروز هیچ طرح نجاتی وجود نداره
.نه، این فقط برای شناساییه
.دفعه بعد اونا رو برمیگردونیم
.باشه، آره
اون بیرون مراقب باشین، خب؟
.باشه
،تو خیلی ساکت بودی
همه چیز خوبه؟
.آره خوبه
.به راه رفتن ادامه بده
.آره، این برام کافی نیست
.داریم به خاک دشمن نزدیک میشیم
.تو باید مراقب پشتم باشی
.اگه الان 100٪ خوب نیستی، باید بدونم
،خب، هر چی که به این پایگاه نزدیکتر میشیم
.بیشتر احساس میکنم در خطریم
.خب، وقتی شروع کردیم از قبل میدونستیم
.میدونم، ولی فرق داره
مثل اینه که در مورد اینجا یه چیزی هست .که باید به خاطر بسپارم
نقص حافظه دیگهای هم داری؟
فقط نمیدونم چه چیزی رو ،میخوام به خاطر بسپارم
تنها چیزی که میدونم اینه که ،یه چیزی تو سرم بهم میگه
.باید برگردیم ، ولی نمیدونم چرا
،یکی از راه های زنده موندنم تو افغانستان
.این بود که به غرایز درونی اعتماد داشتم
.ولی نه فقط غرایز خودم
تا زمانی که نفهمیم چه اتفاقی قراره بیوفته .قدم دیگهای بر نمیداریم
،یا بیحرکت بمون
.یا فرار میکنیم
.تکون نخور
.وسط میدان مین گیر کردیم
،دنبال تله باش ...شکافهای زمین
.جاهایی که گیاهان رشد نکردن
.باید افراد پایگاه این مینها رو کار گذاشته باشن
هی، اون سنگها رو میبینی؟
.شاید اینجا یه راهی وجود داشته باشه
.من فعلاً بهش اعتمادی ندارم
.سام، یه هلیکوپتر
.داره به سرعت نزدیک میشه
.خب فکر کنم چاره ای نداریم
آماده فرار؟
.آره
.نمیتونم باور کنم که کار کرد
.تکون نخورین
من تازه جستجوی منطقه رو تموم کردم .هنوز هیچ اثری ازش نیست
میتونیم تو خونه امتحانش کنیم؟
.نه، نه، گاوین قبلاً از اون خونه رفته
.اون تو اعتیاد کامل به الکل ـه
...با توجه به این و نحوه رفتنش
. میتونم بگم که احتمالا تو نزدیکترین بار باید باشه
.یه دوجین از اونا تو اینجا وجود داره
چطوره این سه تا رو بریم؟
حالت خوبه؟ - .آره -
.تموم صبح به ساعت نگاه میکردی
...ببین، فقط، دیدن گاوین اینجوری، منو به یاد
.دوران تاریکی که توش بودم انداخت
.من درکت میکنم
.ولی الان باید گاوین رو پیدا کنیم
.نه، حق با توئه
،من مراقب این سه تا هستم
.تو حواست به بقیه باشه
.خوبه
.:: زیـرنـویـس از : سـعید پردیـس ::.
.آره می فهمم
.متشکرم
.سوفی
.تای
چی... اینجا چیکار میکنی؟
.فکر کردم میتونی با کسی حرف بزنی
این سردبیرت بود، نه؟ اینجا چه غلطی میکنی؟
...ببین، من - .طلاق قطعی ـه -
.خیلی واضح گفتی که میخوای تنها باشی
...و راستش نمیخوام نزدیکت باشم، پس
.اوه
.نیازی ندارم منو روانکاوی کنی
.نمیکنم
.فقط بعنوان یه دوست اینجام
یه دوست، ها؟
،برای مدتی طولانی بهت ظلم کردم
.تو رو از خودم روندم در حالی که نباید می کردم
...سرطان باعث شد
. تلاش برای جبرانش خیلی دیر شده
...متوجهم، من
.ولی هنوز برای برای تلاش و کمک به تو دیر نیست
،ببین من میگم اشتباه میکنی
.چون تو وکیل شدن شکست خوردم
.تو ازدواجمون شکست خوردم
من بوضوح تو نویسندگی شکست خوردم ...که همیشه میگفتی
.وقت تلف کردنه
.نه سوفی
.این چیزها رو گفتم تا عصبانیت خودمو سرت خالی کنم
.کتابت خوبه
حالا، اون بخش کتاب رو که نمیخوام باهات حرف بزنم" رو درک نمیکنی؟"
.سوف صبر کن، لطفا
.امشب داری اشتباه میکنی
یکی که نمیتونی ازش برگردی .مگه اینکه تغییری درش ایجاد کنی
.اشتباه تنها چیزیه که توش مهارت دارم
.سوفی
، به خودت نگاه کن
مثل جلد یه رمان عاشقانهاس که
.با پسراصطبل دار درگیر تلاشی سخت شدیم
.چقدر شیطون
.تا میتونی به خیال پردازی ادامه بده
.اگه شانس هم بیارم .دیگه پسر اصطبل دار نمیشم
.خب یه جای خالی تو شورای رهبری هست
ظاهرا یکی از اعضا در جریان حملهی .پتروداکتیل آسیب دیده
،ولی به این فکر میکنم که از روث بخوام
.تا درخواستم رو بررسی کنه
.احساس میکنم تازه باهاش پیشرفت رو شروع کردیم
واقعاً فکر میکنی الان وقت اعمال فشار رسیده؟
.اوه، الان باید رسیده باشه
چرا؟
No comments yet. Be the first to leave one.