نخستین 198 خط.
من خیلی راجع بهش فکر کردم
من دوسش دارم و حاضرم بخاطرش از کارم دست بکشم
بنظرم همکاریمون به آخرش رسیده
چی گفتین؟
درمورد قضیه شرکت چیزی بهش نگین
نگران نباشین مدیر شیا ما چیزی به شینگ یون نمی گیم
یعنی هه یو وشینگ یون اون بالا همدیگرو می بوسن؟- نه-
اتفاقات مهمی تو شرکت افتاده، چرا چیزی به من نگفتی؟
منظورت چیه؟
دارم می گم میخوام برگردم سر کارم و مسئولیتشو قبول کنم میخوام تو غم و شادی شرکت کنارتون باشم
من اعلام می کنم که تیم اتحاد عشق
رسما منحل شد
منم اعلام می کنم که اتحاد قلب شکسته رسما تاسیس شد
تو یه خیانتکاره سنگدلی
قرار نیست من با کسی که باعث شد قلبم بشکنه تیم اتحاد تشکیل بدم
بیخیال
راستشو بهم بگو
الان تو قلبت احساس آرامش می کنی، مگه نه؟
از کجا می دونی؟
منم همین حسو دارم
خودمم نمی دونم چرا
من مدت زیادی پافشاری کردم
اما دیدن اینکه بالاخره حقیقت یه روزی روشن میشه
راستش باعث شد یه نفس راحت بکشم
اونقدرام ناراحت نیستم، نه؟
باورم نمی شه که همین حسو دارم
خب الان باید چکار کنیم؟
الان؟ باید مشروب بخوریم
می خواد از روی بی میلی باشه یا برای تسکین درد باشه
یه موهبت باشه یا یه جشن
الان چیزی مهمتر از نوشیدن هست؟
راست می گی، بیا بنوشیم
بیا امروز اینقدر بخوریم تا مست کنیم
بیا مست و خراب شیم
قبلا تو همچین موقعیتی چی می گفتم؟
صبح بخیر
من زودتر میرم، یادت نره درو ببندی
بای
برات صبحونه درست می کنم، باشه؟
من امروز صبح یه جلسه دارم برای همین صبحونه سفارش دادم
از نظر تو که اشکالی نداره؟
چرا یه قهوه اینجاست؟
خوش شانس
بنظر میاد مدیر شیا خوب مراقبت بوده
خیلی خب بیا پیش مامان، بزن بریم حسابی کار کنیم
چیزی نمی خوری؟
من...من...من فقط آب می خورم
من برات تخم مرغ و سالاد و ساندویچ سفارش دادم
دقیقا بخاطر چی اینقدر مضطربی؟ من بهت چسبیدم؟
من همچین منظوری نداشتم
پس منظورت چیه؟
بسه دیگه هر چی شده اتفاقی بوده و دوباره پیش نمیاد
اتفاقی نبود
خیلی از مردا مستیشونو بهونه می کنن و وانمود می کنن که اتفاقی بوده
اما من اینجوری نیستم
...بیا بیا حرف بزنیم
درمورد چی حرف بزنیم؟ قرار گذاشتن؟
من سیر شدم
راستی میدونی من از کدوم دوستام که باهاشون مشروب میخورم، بیشتر بدم میاد؟
اونایی که همش دنبالم راه میفتن و بهم غر میزنن
که تو دیشب خیلی مست کرده بودی و چی شد و چی کردی
هنوز یه ذره حیا داری، نه؟
خانم کجا میرید؟
فقط یه جایی برو
بریم
شینگ یون تو برگشتی
بگو ببینم چرا هیچی بهم نگفتی؟ تو که هر روز بهم زنگ می زدی
مدیر شیا مجبورم کرد هیچی بهت نگم
فکر می کردم اگه من برم، سرمایه گذارام از شرکت میره
شنیدم تا یه مدت میونه ی مدیر شیا و اون سرمایه گذار شکراب بوده
سرپرست دوان می خواسته از تو بعنوان بهونه ای
برای تهدید مدیر شیا استفاده کنه
ولی برخلاف انتظار همه مدیر شیا اونارو گذاشت کنار
ولی تی ای جی که عملکرد خوبی داشت
پس باید سرمایه گذارای زیادی جذب سرمایه گذاری تو شرکت شده باشن
اینو دیگه نمی دونم
معمولا این جور مسائلو سرپرست یائو چینگ با مدیر شیا رسیدگی میکنن
داره دیر میشه چرا هنوز کسی نیومده سر کار؟
دیروز بهت نگفتم؟ الان دیگه کارمندا با هم، هم عقیده نیستن
حتی مدیر شیا هم سیستم حضور و غیاب رو لغو کرده
بجز اعضای بخش پروژه جدید که دارن حسابی روش کار می کنن تا به برنامه زمانبندی شده برسن
بقیه بخش ها بخاطر کمبود منابع مالی فقط دارن وقت کشی میکنن
برای همینه که نمی تونن کارشونو ارتقا بدن
پس واسه اینه که شرکت اینقدر سوت و کوره
حتی امی جرأت کرده از زیر کار در بره
اون...اون استعفا داده
چی؟
امی استعفا داده؟
داری چی کار می کنی؟- بهش زنگ میزنم-
نه نزن
دیروز تو گروه شاد و سرخوش حرف نمی زد؟
چطوری تونست استعفا بده؟ مسئله مهمی بود حتی یه کلمه هم به من نگفت
می ترسید عصبانی بشی برای همین هیچی بهت نگفت
خب پس چرا مدیر شیا رو نمی بینم؟
وقتی رفتم توی دفترش روی میز یه قهوه بود اما کسی رو اونجا ندیدم
احتمالا طبقه پایین تو سالن جلسات، جلسه داره
داره مصاحبه ها رو انجام میده
من دیروز به کسایی که قرار بود مصاحبه بدن زنگ زدم
سرپرست لی هم استعفا داده
مدیر شیا دنبال یه نفره جایگزینش کنه
...سرپرست لی هم
پس امی رو سرزنش نکن
کارکنان تی ای جی همیشه محبوب بودن و براشون پیشنهاد کار هست
اولش دو نفر استعفا دادن که توی شرکتای دیگه کار با حقوق بیشتری پیدا کنن
کم کم بقیه شروع به حسادت کردن
و با خودشون گفتن چرا من یه شغل بهتر نداشته باشم؟ منم میتونم از این فرصت استفاده کنم و برم
بعد یکی یکی مثل نیلوفر آبی که از ریشه دربیاد استعفا دادنو رفتن
اینطوری شد که به اینجا رسیدیم
میدونی
راستش امروز
منم بعد از یه مصاحبه شغلی اومدم اینجا
ولی تو برگشتی، دیگه طلسممون برگشته پیشمون
منم دیگه عمرا از اینجا برم بیا اینجا کنار هم بمونیم
یی یی
بله؟
الو؟- هه یو-
برات توی وی چت پیام گذاشتم اما چون جواب ندادی بهت زنگ زدم
امروز باید کتابنیروی ویژه رو که امانت برده بودی، برگردونی
یکی از مشتریا تا الان چند بار رزروش کرده امروز حتما باید به دستش برسه
باشه میدم پیک برات بیاره
نه نمی تونی این کارو بکنی
مگه قبلا بهت نگفتم؟ تو قوانین امانت گیری ما اینطور نوشته شده
نمی تونی کتابو با پیک یا پست بفرستی
ما باید به کتابای کمیک احترام بذاریم
اگه لبه های کاغذ دو لا بشه، چی؟
امروز بایـــد کتابو برگردونی
فهمیدم
دوستان
شینگ یون
تو برگشتی
خیلی وقته ندیدیمت
مدیر شیا
مدیر شیا
می خوام باهاتون صحبت کنم
مدیر شیا میشه بهم بگی اوضاع شرکت تا چه حد خرابه
چطور بودجه مالی شرکت این همه مدت کم شده؟
بخاطر این دنبالم بودی؟ که اینو بپرسی؟
این مسئله الان مهمترین موضوعه
نگران بودجه و سرمایه گذاریه شرکت نباش
بودجه کافی برای پروژه ات داریم فقط اونو رهبری کن و یه کار خوب تحویل بده
منم یکی از اعضای تی ای جی ام
چطور مشکلات شرکت به من مربوط نمیشه؟
من دارم از نگرانی میمیرم اونوقت تو میخندی؟
چیزی نیست
یه دفعه دلم برای اومدنات تو دفترم تنگ شد
...شینگ یون، دیروز- صبر کن-
الان وقتش نیست درمورد مسائل عشقی حرف بزنیم
همین اول کاری بهت بگم من بعنوان کارمند شرکت برگشتم اینجا
و اولویت من و تو باید نجات تی ای جی باشه
پس بزار درمورد خودمون بعدا حرف بزنیم
بعدا دقیقا کی میشه؟
بیخیال فراموشش کن
پس من میرم
نگران نباش طلسم خوش شانسی برگشته
تی ای جی به همه موانع سر راهش غلبه می کنه و به راهش ادامه میده
قبلنا متنفر بودی که مردم اینجوری صدات بزنن
اون مال گذشته ها بود
الان سر تا پای وجودم پوشیده از خوش شانسیه
فقط کافیه یه تکونی بخورم و همشو بپاشم رو تی ای جی
من دیگه رفتم
با اینکه دو سوم کارمندا رفتن ولی عجیبه که قبض برق کم نشده
می گم که وقتی به تجملات عادت کنی خیلی سخته که بخوای صرفه جویی کنی
اتاق کنفرانس همیشه خالیه اما حتی یه نفرم نیست دستگاه تهویه رو خاموش کنه
مدیر شیا نظرش چیه؟
اون فعلا وقتی برای فکر کردن به این چیزا رو نداره
خیلی چیزا هست که باید نگرانشون باشه
اولین سرمایه گذار که بیاد همه ی مشکلات حل میشه
بهت گفته بودم
باید به کتابای کمیک احترام بذاریم
خب چی شد؟ تونستی بعد از این همه وقت که داری این کتابو میخونی دختری که میخواستی رو به دست بیاری؟
باهام به هم زد
یه کم خاص تر باش
چجوری بهت بگم؟
می خواستم از یه گوشه سبقت بگیرم اما به جاش از مسیر اصلی زدم بیرون
منظورم اینه که حتی اگه مست باشی هم طرفتو اشتباه تشخیص نمیدی، نه؟
به هر حال من که دیگه نمی تونم به مسیر مسابقه قبلی برگردم
منظورت چیه؟
بیخیال بگو ببینم
اگه از خواب بیدار شی و مستی شب قبلت پریده باشه بعد بفهمی کسی که کنارت خوابیده
یکی از دوستای خوب قدیمیته، چیکار میکنی؟
زن یا مرد؟
اصلا ولش کن تو هم هیچی حالیت نیست
میدونی چیه؟ اون فقط طعمه تو بود میخواستی بخوریش بعدم دهنتو تمیز کنی و بندازیش دور
ولی اونی که دهنشو تمیز کرد و گذاشت رفت من نبودم
با توجه به سرعتت، شما هنوزم دوستای خوبی هستین
دو تا احتمال وجود داره
اولیش اینه تو اصلا هیچ حسی بهش نداری
دومیش اینه احساس خیلی عمیقی بهش داری
ما دو تا توی یه خوابگاه هستیم
شما
-شما شما چینی هستین سلام-
سلام
بیا اینجا بشین
بشین
یه چیزی بگو
نکته اصلی تو صفحه 37
بله
منم نمی دونم چرا این همه سال
No comments yet. Be the first to leave one.