نخستین 200 خط.
اينجا چکار ميکني؟
باهام ازدواج کن
من اينکار رو ميکنم
خانم کانگ هه سو؟
ميشناسيش؟
ها؟ يکي از کارکنان رستورانه اين وقت شب اينجا چکار ميکني؟
کارمند اينجاست؟
آره...خودت رو معرفي کن
ايشون مدير اجرايي رستوران هستن
بله؟
چند لحظه پيش چي گفتي؟
چي شنيدي؟ هيچي
نميدونم چي گفتم
هيچي نگفتم و هيچي هم نشنيدم فردا ميبينمتون
قسمت 2
بيا بريم
واقعا؟ با اون زن تصادف کردي؟
دختري که بعد از تصادف با ماشين غش کرد، اون بود؟
کي استخدامش کرده؟ سابقه اش رو چک کردين؟
معلومه که چک کردم! يکي بهم پيشنهادش کرد و کلي هم سابقه آشپزي داره
ظاهرش هم خوبه
کسي هست که به چشم تو پاک و معصوم نياد؟ ببين سابقه دار نباشه
...نه بابا
اول مطمئن شو چيزي از دهنش بيرون نياد
منم همينو ميگم. کسي بهت گفت اين کار رو بکني؟
درسته خيلي دمدمي مزاجي اما براي يه عمل کبد
!ميخواي زن بگيري
براي نجات جون يه آدم کاري هست که نشه کرد؟
وقت تنگه! سعي کن اطلاعات بيشتري گير بياري بايد يه آدم حرفه اي باشه
چرا حالا مياي، مامانِ اون سونگ؟
دوتا مرد به اين گندگي تا حالا منتظرت بودن
رفتن؟
کي هستن؟ براي بدهي اومدن؟
شب خوش
باشه
صبر کن، چي ميگي؟
ميگي برات زن صوري بگيريم تا مادرت عمل بشه؟
چقدر ميخواي؟ صد ميليون؟ دويست ميليون؟
صد ميليون
صد ميليون
مامانت ديونه است. حتي اگر موضوع پول هم باشه مگه نه اون سونگ؟
چي شده؟
منم نميدونم. يه لحظه سرمو برگردوندم ناپديد شد
رئيس اومده؟ ...ببخشيد، نميتونم
بايد سريع يه چيزي بگم
!خانم
سالن مطالعه؟
خيلي وقته نديدمت. نه؟
چطور اومدي اينجا؟
ميخواستم يکبار ببينمت اما راهي براي تماس باهات نداشتم
تمام تماسام رو رد کردي و نتونستم بيام ديدنت
اين تنها راهي بود که داشتم
چرا؟ از ديدنم خوشحال نيستي؟
فورا از اين خونه برو
اينها لباسهايي هستن که 30 سال پيش برام خريدي. يادت نيست؟
ست با کلاه برام فرستادي
کلي وزن کم کردم و اندازمه
اما صورتم يکم چين و چروکه. چطوره؟
هنوزم ميشه نگاش کرد. نه؟
عقل از سرت پريده؟ فکر کردي اينجا کجاست؟
تولدت بود
اومدم هديه بهت بدم
چرا يکدفعه اينطوري شدي؟ منتظر چي هستي؟
منتظرچيزي نيستم
اومدم آخرين خداحافظي رو باهات بکنم
از اين همه "آخرين خداحافظي" خسته نشدي؟
درست ميگي. روشيه که بارها استفاده کردم مطمئنم تو هم ازش خسته شدي
اما اينبار، واقعا دفعه آخره
ميخوام بدونم
برات چه جور آدمي بودم؟
چقدر برات عزيز بودم؟ امروز
اومدم چون ميخواستم جوابت رو بشنوم
لطفا جواب بده
سانگ کوک. چقدر
برات عزيز بودم؟
وقتي ميري خونه کسي براي ديدنش نبايد اول اجازه بگيري؟
برو بيرون
وقت فيزيوتراپيِ رئيسه
حتي اگر بهم نميگفتي هم ميرفتم
کلاهم افتاد
اين هديه تولد رئيسه خوراک صدف دريايي درست کردم
هميشه وقتي اشتها نداشت اين خوراک رو ميخورد
آشپزيم خيلي خوبه
!يالا برو بيرون
!برو بيرون! برو
!گفتم برو بيرون
اينقدر ازم متنفري؟
هنوزم اون پيرمرد چروکيده رو دوست داري؟
اون مرد تمام زندگيش يه نگاهم بهت ننداخت و بهت خيانت کرد. ازش متنفر نيستي؟
همونطور که انتظار داشتم تحمل بالايي داري
!برو بيرون. از خونه من گمشو بيرون
!به موقع اومدي. بفرستش بيرون
بيا بريم، مامان
فراموشش کن، باهام مثل جنايتکارا رفتار نکن
اينم ببر
ميخواي پز دهاتي بودنتو بدي ما اينجا از اين غذاها نميخوريم
بيا بيرون. گفتم بيا بيرون
مگه چکار کردم؟
چي؟ چي؟
شوهرت اشتباه کرد. من چه جرمي مرتکب شدم؟
زندگيم داره از هم ميپاشه
!داره از هم ميپاشه
...زندگيم
!داره از هم ميپاشه
زندگيم...مگه من چکار کردم؟
!داره از هم ميپاشه
بيا يه لحظه بشينيم
هوا يکم سرده
يعني چي بشينيم. بيا بريم داخل
حالم از بيمارستان بهم ميخوره
کي بهت گفت اينطور از بيمارستان بزني بيرون؟
ميخواي اينطور بميري؟
من که بهرحال ميميرم چه کف خيابون چه تو بيمارستان
بيا بريم داخل. ديگه اينکار رو نکن
ديروز
بيمار کبد اتاق بغلي
مرد
بايد کم کم کارامو بکنم
براي آخرين بار
رفتم ديدن پدرت
جي هون
...اون وقت ها
وقتي فرستادمت اون خونه
چرا حرف گذشته ها رو پيش ميکشي؟
...من
واقعا بهم سخت ميگذشت
جرات کافي براي بزرگ کردنت نداشتم براي همين فرستادمت اونجا
وقتي پدرت گفت تو رو با خودش ميبره
گفتم "باشه" و ازش تشکر کردم
اونموقع، نميتونستم خودمو جمع و جور کنم
داشتم ديوونه ميشدم
متاسفم
...تو
خيلي پسر خوش قيافه اي بودي
مهربون
و خوش قيافه بودي
...فقط يه چيز خوشگل ميخواستم
...يه چيز خوب
از پا افتاده بودم
مامانت
آدم وحشتناکيه
تو اين موقعيت سروصدا راه انداختم که ميخوام زنده بمونم
خيلي بي چشم و رو ام
خودم ميدونم
اما
دلم ميخواد ازم متنفر نباشي
چون هنوزم مادرتم
...هر از چندگاهي
بخاطر بيار
خيلي احساساتي شدي
داري وصيت ميکني؟
درسته
دارم وصيت ميکنم. وصيتِ بزدلانه منه
اگر عمل کني خوب ميشي
بزودي نوبتت ميشه
امروز مشتري خارجي داريم
پس شراب رو خوب آماده کن سرآشپز، آماده اي؟
همه باهم با شادي
!فايتينگ
!فايتينگ
کانگ هه سو؟ تو نميگي؟
خيلي خوب، همگي !يالا
اون زنِ ديشبي کارمند جديد آشپرخونه
کي؟
خانم کانگ هه سو؟
دوباره اطلاعاتش رو چک کن خيلي رو مخه
چيش رو مخه؟ بهت گفتم که اينطورنيست
وقتي ميگم چک کن يعني چک کن !آدمو کلافه ميکني
باشه، باشه
...چقدرم زود عصباني ميشه !هي
اون دلال چي؟
ديديش؟
فهرست داوطلب هاست
خيلي عصبيم ميکنه واقعا بايد تا اينجا پيش بريم؟
پيتزايِ پنير گارگونزولا رو شروع کن
!بله سرآشپز
کارم تموم شد
سسِ ليمو کار توئه؟
بله
عاليه
ممنون
بالاخره يه آدم درست و حسابي استخدام کرد مدير نميتونه آدما رو خوب قضاوت کنه
اداي آدماي پرمشغله رو درمياره
به من فحش داد؟
بله، فحش دادم
صورتشو ببيني باورت نميشه اما همکلاسي مدير بوده
از اون راه اومد اينجا رابطه بجاي ضابطه
"رو پيشونيش نوشته "بي لياقت
خانم هه سو؟
بله ميشه چند لحظه حرف بزنيم؟
بله؟
...ميدونين که
درباره صحبت ديروز
بله؟
...صحبت بين من و مدير
چقدر شنيدين؟
نه، هيچي نشنيدم
نشنيدين؟ هيچي نشنيدين، درسته؟
بله، نگران نباشين. هيچي نشنيدم
شنيدم شما و مدير قبلا همديگه رو ديدين
No comments yet. Be the first to leave one.