نخستین 200 خط.
اسنک باسوئه
اسنک باسوئه
عشق وجود داره
اهریمنی
!افرین
نیاز به تلاش بیشتر
برای امشب کارم تمومه
اسنک باسوئه
سایه ارواح
از اینجا باز شود ز اینجا باز شود
مست
رزرو شده
بقا
یادمه دوران دبستان
.پسرایی که سریع میدوییدن محبوب تر بودن
.ولی انگار الان پسرای باهوش محبوبن
پیرمردی که ناگهان متوجه میشه
.محبوبیتش در دوره دبستان چطور با مشکل مواجه شده
منظورم این نیست که میخوام محبوب باشم فهمیدی؟
میخواستم درمورد اینکه چقدر همه چی همه جا عوض شده حرف بزنم
و اینکه بفهمی الان برای مردم چی جذابیت داره چقدر سخت شده؟
.بنظر نا امید میای
!با اون چشمای کشنده و قضاوت گرت اینطوری نگاهم نکن
گفتی بچه هایی که درسشون خوبه الان محبوبن؟
!یعنی من در دوران اشتباهی به دنیا اومدم
موریتا حالا قبلا انقدر باهوش بودی؟
چی داری میگی؟
!ببین
!کودک اعجوبه ای که برای اولین بار در کلاس جدول ضرب رو یاد گرفت من بودم
مردایی که هنوز به دستاورد های دوره دبستانشون میبالن
.واقعا مشکل دارن
!برای همینه که نمیتونم دخترا رو جذب کنم
.فراموشش کن
فراموش کنم؟
در دبستان چه جور پسرایی رو دوست داشتی اکمی چان؟
.اره منم میخوام بدونم از دونده های سریع خوشت میومد؟
....من
...تو؟
!پسرایی که از زنجیر به عنوان سلاح استفاده میکردن رو دوست داشتم
!چقدر خاص
ولی دوران دبستان حداقل یه پسر محبوب بود اره؟
فکرکنم هیچ کدومشونم زنجیر به عنوان سلاح نداشتن؟
حالا که حرفش شد منم از اون پسرایی بودم که
.دست چپشون رو قرمز میکردن و بعد دستکش میپوشیدن
!حالا برو اون گذشتت رو بپوشون
ولی اکمی چان چرا از پسر عجیبی که از زنجیر به عنوان سلاح استفاده میکنه باید خوشت بیاد؟
.اممم
.واقعا نمیدونم چرا
...اما اهمیتی نداره که دونده خوبی باشن یا باهوش
.بنظرم ادما اینطوری عاشق نمیشن
مشخصه سعی داری بحثو بپیچونی
.ولی باید از یه جور پسرایی خوشت بیاد
این چیزا مربوط به دوره دبستانه
.اما زنان بالغ درمورد این مسائل خیلی حساسن
!موریتا تو نمیخواد در مورد زنا نصیحت کنی
.از اون دخترایی نیستم که از یه نوع پسر خاص خوشم بیاد
چون امتیازم بر اساس
!یه سیستم کسر امتیازه
.بیشتر ادما یه ویژگی خاصی ندارن که انقدر خوب باشه تا همه عیب هاشون رو بپوشونه
.وای یه مرد جذاب
بنظرم بیشتری ها عیب های بزرگی دارن که
.که به همه خوبی هاشون غلبه میکنه
.عاه خیلی پولدارم
اون به جای من گفت عاه؟
به جای اینکه بعدا یه نقص پیدا کنین و ناراخت شید
.بنظرم بهتره قبل از قرار گذاشتن اونو بدونید و بپذیرید
مگه نمیگن عشق بی قید و شرطه؟
نمیتونی تلاش کنی تا اون عیب ها رو بپذیری؟
مگه من امام زادم؟
من؟کسی که توی پیدا کردن عیب ادما نسبت به نقطه قوتشون بهترم؟
!اهریمنی
!بیا بیشتر شبیه اهنگ زن افتتاحیه برای یه درام درجه یک باشیم
!چه دختر مضخرفی هستی
.ولی میدونم
.آکمی چان این شخصیت واقعیته
.درسته
.ولی این فرصت منه
برای چی؟
.نحوه امتیاز دهیت به مردا بر اساس سیستم کسر امتیازه
.اره
!اگه سیستم کسر امتیازه یعنی از صد شروع میشه
.اره
!...یعنی
!هیچی برای من بدتر از صفر امتیاز نیست
!ولی اگه از صد کم کنی شاید من فرصتشو داشته باشم
وایسا ببینم یکم زیادی خوش بین نیستی؟
اکمی چان اگه قرار بود بهم امتیاز بدی من چند امتیاز میگیرم؟
!تاحالا بهش فکر نکردم
یعنی تاحالا به عنوان یه مرد بهش نگاه نکردی اره؟
!موریتا چان همین الان بیخیالش شو
!جلوم رو نگیر تاتسو نی
!اون قراره منو به عنوان یه مرد ببینه
تا حالا چیزی توی زندگیت بوده که انقدر راحت پیش بره؟
.نمیدونم جوهر کافی داشته باشه یا نه
!میخواد کلی امتیاز کم کنه
...خب بیا با کسر 30 امتیاز
.شروع کنیم
.داری با قیافش شروع میکنی
.دیگه انقدر همه اینو بهم گفتن عادت کردم برام مهم نیست
.به هرحال امتیاز زیادی رو از دست دادی
....همچنین
.زیادی حشری ای سه امتیاز دیگه هم کم میشه
.گوجه هم که نمیتونی بخوری دو امتیاز دیگه کم میشه
.با لهجه کانسای فیکت هم 5امتیاز کم میشه
.هنوز با ننه بابات زندگی میکنی دو امتیاز کم میشه
.انگار جدی گرفته
..خب فکر کنم همین
...از چیزی که توقع داشتم بهتر باهاش رفتار کردی
چند امتیاز لازم دارم تا قبول شم؟
پنجاه و پنج امتیاز
...یعنی
.چهل و دو امتیاز
!صد منهای چهل و دو یعنی 58 امتیاز
!یعنی قبول شدم
حشری بودن و قیافه زشتت سی امتیاز دیگه کم میکنه
.که در کل میشه 28 امتیاز
.رد شدی
کیهان اسمان و زمین و قدرت من
!اکمی چان فکر کردی کی هستی که همینطوری به ادما امتیاز میدی
منظورت رو میفهمم موریتا چان
.ولی وقتی که ازش خواستی این کارو بکنه دیگه حق اعتراضت رو از دست دادی
...ناموسا چه کصشریه
...موریتا چان
...اکمی چان
چیه؟
امتحان جبرانی نیست که بتونم شرکت کنم؟
قلبت از شیشه ضدگلوله ساخته شده؟
.باشه پس
...ده تا چیزی که درمورد من دوست داری رو
.بهم بگو
...این
.قطعا تله ای برای کسر امتیاز بیشتره
.اکمی چان گفتی سیستم کسر امتیاز داری
چرا عاشق این لاشیا میشی؟
هنوز داری بدهیتو به اکست میدی اره؟
...خب در اخر
.برای عشق هیچ توضیح منطقیی نیست
چی شده؟چه کوفتی داره میشه؟
...موریتا چان خودتو نگه دار
...این
....یعنی که
...من من
هنوزم فرصت دارم اره؟
..اره هیچ توضیح منطقیی برای عشق نیست
.وای خیلی خمارم
خوبی کاوا چان؟
...خیلی وقت بود مست نکرده بودم
.وقتی اینطوری خماری نیا اسنک بار
.بیا اب بخور
.ممنون
کجا مشروب خوردی؟
...واقعا یادم نیست
.وقتی از خواب پاشدم توی یه گروه سمینار بودم
.خنده دار بود
چطور میتونی بهش بخندی؟
!انقدر مشروب نخور که یادت بره چطوری رفتی اونجا
.اره
...راستی
اون چیه دور گردنت؟
چی؟
این چه کوفتیه؟
یعنی وقتی مست بودم اینو خریدم؟
.اگه به این مست کردنات ادامه بدی بعدا پشیمون میشی
...حالا که حرف گردنبند شد
این گردنبند بازی مرگ نیست؟
...امکان نداره
!وایسا اگه بخوای بزور درش بیاری ممکنه منفجر بشه
یه بازی مرگ؟
.ناموسا کصوشر نگو
چرا اصلا کسی باید همچین کاری بکنه؟
چرا من باید گرفتار همچین چیزی بشم؟
!این حرفو همه شرکت کننده های بازی مرگ میزنن
.بیا اول وضعیت رو بررسی کنیم
چیزی یادت میاد؟هرچی که باشه
...خب اولین چیزی که یادمه
چند تا ادم با ماسک های عجیب غریب بودن
...که داشتن سمیناری رو برگزار میکردن تا روی من تاثیر بزاره
!دیدی گفتم که یه بازی مرگه
.منم علاقه ای نداشتم برای همین از اونجا رفتم
!باید منتظر اولین قربانی باشی
.وقتی گردن بند اولین نفر منفجر بشه از اون موقع به طور رسمی شروع میشه
.ولی همونطور که میبینی من هنوز زندم
...خیلی عجیبه
...معمولا جوری طراحیش میکنن که مردم نتونن از بازی مرگ فرار کنن
نه اگه فرار کردن جزوی از قوانین باشه چی؟
قوانین چیه دیگه؟
.توی بازی مرگ قوانین سخت گیرانه ای هست که باید ازش پیروی کنی
.قوانین بازی مرگ ساده و عادلانست
باید قوانین جالبی داشته باشه که شامل نبرد های عقلانی میشه
.که هم مهارتت رو و هم شانست رو امتحان میکنه
...این زیادیه
!البته چون مردم زندگیشون رو به این قوانین میسپارن
چطوری براشون پیش میره؟
....ببین
حالا که توی این بازی مرگ گیر افتادم
...و با مرگ رو به رو شدم
. زن و بچه ای ندارم که نگرانم باشه یا کسی که دلش برام تنگ بشه
دیگه از زندگی کردن هم لذتی نمیبرم پس
بیا بهش فکر کنیم
.واقعا حس میکنم زندگیم رو کامل و بدون پشیمونی زندگی کردم
No comments yet. Be the first to leave one.