نخستین 200 خط.
به نظر میاد خیلی خوشبختی
...اون موقع من و تو
خفه شو
اگه همین الان نری زنگ میزنم پلیس بیاد
بهم برخورد
من راز تو رو حفظ کردم و تمام این مدت تو سکوت زندگی کردم
پلیس؟
زنگ بزن ببینم
بعدش چه اتفاقی برا زندگی تو میفته
نکنه باید یه بمب بندازم تو خانوادت؟
خفه نمیشی؟
چطور جرأت کردی بیای اینجا؟
چند روزه خانوادتو زیر نظر گرفتم
پسرت مرد شایسته ای شده
مامان
پسرت چه به موقع رسید
دهنتو ببند و دنبالم بیا
مامان کجا میری؟
اوه، تو برو تو
من با این خانم حرف میزنم بعد میام
این چه غلطی بود جلوی پسرم؟
با این رفتار هیچی گیرت نمیاد
..چطور جرات کردی بزنی تو صورتم
به جای اینکه زانو بزنی التماس کنی؟
این بس نبود برات؟
اون همه پول بهت دادم باز با پررویی اومدی اینجا؟
پول؟ مگه محدودیتی برای پول وجود داره
هرچی بیشتر بهتر
خیلی وقته پولی که دادی تموم شده
فکر نمیکنی اون پول برا همچین رازی کم بوده؟
پس داری میگی بخاطر پول اومدی اینجا؟
من ، من بودم که زندگی تو رو در امان نگه داشتم
حداقل سزاوار یه پول خوب برای این فداکاریم
من فقط دو میلیون دلار نیاز دارم نظرت چیه؟
خفه شو
فکر کنم کم گفتم
بهت هشدار میدم
اگه دهنتو باز کنی از اینم بدبختتر میشی
تا چند روز دیگه یه پول کلون بهت میدم پس صبرکن
زیادم منتظرم نذار
اگه یه وقت کسی رو دنبالم بفرستی
یهو دیدی صاف اومدم وسط زندگیت
یادت باشه
من چیزی برا از دست دادن ندارم
اما تو خیلی چیزها داری که ازشون محافظت کنی
منم
باید فوراً در مورد یکی تحقیق کنم
اسمش اوم چون جاس
ببین کجا زندگی میکنه و چیکار میکنه
اینجوری نمیشه امروز باید برم و بفهمم
چی؟
چی؟
الان یه چیزی گفتی
منظورت از چی چی بود؟
اوه چیزی نیست
خوش اومدی
مشتری همیشگی ـمونی، درسته؟
سلام
سو جون کجاست؟
صندوق پرداخت اونجاس
نه مرسی
ببخشید سوجون داخله؟
سو جون؟
اینجا نیست
اما تو کی هستی
نه..
...خب
فهمیدم دختر خانم تو عاشق سوجون شدی؟
چی؟
...بیشتر از 20 تا خانمی که میان اینجا
همشون بخاطر اینه که عاشق سوجونمونن
چی؟
چقدر بد
میگم آجوشی
آجوشی؟
اینجوری منو صدا نزن بهم بگو اوپا
خب آجوشی هستی دیگه
نمیخوای در مورد سوجون بهت اطلاعات بدم؟
پس اول کاری که می گم باید بکنی
باشه اوپا
سوجون دوست دختر داره؟
...هم میتونه داشته باشه
هم میتونه نداشته باشه
منظورت چیه؟
اگه بریم سامگیوپسال با سوجو بخوریم
منم با مهربونی همه چی رو برات میگم
خیلی بد شد
زن داداش من دارم میرم
یه جور خوبی به بابا بگو من اومدم اینجا
در مورد پولم بهش بگو لطفا
باشه به سلامت
مراقب باش
مامان
اوه، با شارون قرار داری؟
بله
راستی اون خانم جلو در کی بود؟
کی؟
شبیه دوستات نبود
طرز لباس پوشیدن و قیافه اشم عادی نبود
خودتم قیافه ات ناراحت بود
- اتفاقی افتاده؟ - البته که نه
نگران نباش
داری عجیب ترش می کنی
فامیل یکی از کارمندای قدیمیم بود
مدام مزاحمم میشه و ازم می خواد تو دکوک براش کار پیدا کنم
آهان
تو این سن کار گیر نمیاد
خب یه کاری مثل نظافتچی
تو نمی خواد فکرتو درگیر کنی جه مین
در ضمن شارون چه غذایی دوست داره؟
می خوام وقتی اومد اینجا یه غذای خوشمزه براش درست کنم
شارون زیاد اهل غذا نیست خودتو اذیت نکن
پدربزرگ و مادربزرگ و والدینش همگی کره ایین
برا همین غذاهای کره ای هم دوست داره
واقعا؟
- بعدا می بینمت - خوش بگذره
باشه
پسرم جه مینو چی کار کنم؟
نمی ذارم هیچ کس سر انگشتش بهت بخوره
خوردن یه فنجون قهوه با سون هوا بیرون از قنادی هانوک حس عجیبی داره
حتی قهوه فوق العاده تلخ هم مزش شیرینه
یه فنجون قهوه اینقدر داستان داره؟
وای سوختم
خوبی؟
آره
برای دانلود قسمتهای بعدی به کانال زیر @KoreanAngels مراجعه نمایید KoreanAngels_official اینستاگرام
دیگه طاقت ندارم سون هوا
بیا از حالا تمرین کنیم زن و شوهر باشیم
باشه؟
چی؟
اون زنی که شبیه سون هواس
قراره بره خونه جه مین، پدر و مادرشو ببینه؟
آره اوپا بهم گفت
آره خب قراره پسرشون زن بگیره
پسره باید دختره رو ببره رسما معرفی کنه
برای سان هیوک بد میشه
چرا؟
فکرشو بکن
فک و فامیل اون دختره تو امریکا پولدارن
حالا بین دوتا فامیل کدوم پر اهمیت تره؟
راست میگی
مال جا بی برو برگرد سان هیوک کارش سختتر میشه
مخصوصا که دختره شبیه سون هواس
...وقتی دختری که شبیه زن اولشه
با برادر زنش عروسی کنه فکر کن چه حالی میشه
خیلی احساس وحشتناکی پیدا میکنه
باز داره حرف مفت میزنه
اوک کیونگ
لازم نکرده تو هی یاد آوردی کنی
خودم خوب میدونم
فقط داشتم حرف میزدم
این دنجاکگوک خوشمزس
ای خدا آخه دردم به کی بگم من؟
...آخه چرا زنی که شبیه سون هواس
داره میره تو اون خونه؟
خب به عروست بگو از اون خونه بره
خوبه خانوادش پولداره
مجبور نیست با خانواده شوهرش زندگی کنه
جطوره پسرت و زنت از اونجا برن؟
...بهشون بگم یه خونه بزرگ بگیرن
همه با هم زندگی کنیم؟
میتونم بگم خودم از ته یانگ نگهداری میکنم
آره راست میگی جه گیونگ از خوشحال بار در میارد
خوابشو ببینی
راست میگی
اینها چیه؟
بازم هست؟
ای بابا
- خوش اومدی شارون - خوش آمدی
ممنون از دعوت شما، مادر جان ، پدرجان
این گلم تقدیم شما که که از گل زیباتری
وای خدا چقدر قشنگن
اوه آجوما بونگ سون هوا
چی؟ خانم بونگ؟
اشتباه گرفتی ته یانگ
این بونگ سون هوا نیست شارونه
میشه زن دائی ته یانگ
اینی که تو میگی نیست ته یانگ
چرا این خانومه دوستته بابا
همون بونگ سون هوا دیگه
ته یانگ منظورت چیه که میگی
سون هوا دوست باباته
قبلا اومده بود اینجا
بچه ها فکر می کنن هرکی بیا تو خونه دوست آدمه
خوشم نمیاد جای کسی اشتباه گرفته بشم
واقعا من خیلی شبیه اون آجومام؟
نه نیستی
ته یانگ، بیا بریم دست هامونو بشوریم
شارون لطفا درک کن
بچه ها فکر می کنن هرکی که باهاشون آشنا میشه دوستشه
شارون بفرما سر میز
آره بریم سر میز غذا
ای وای هه ران
نه ببخشید مادر ، خیلی ممنون
نوش جان
خیلی خب شروع کنید
نوش جان
ممنونم پدر
چیه؟
با اینکه خارج بودی خوب از چاپستیک استفاده میکنی
No comments yet. Be the first to leave one.