The King Dae Joyoung

The King Dae Joyoung (대조영)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

DAE JO YOUNG E029 KOR HDTV XViD
ناشر Rahpooyan
www.forum-irani.tk

برچسب‌ها

HDTV
hdtv
XviD
HD
تاریخ انتشار: 2014-11-20
تعداد دانلود: 27
مخصوص ناشنوایان: Yes

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

ژنرال

چه اتفاقي در قلعه اوگول خواهد افتاد ؟ به من بگوييد

شما چه پيش بيني کرده ايد که ناگهان اينقدر شما را مضطرب کرد ؟

نامسينگ تلاش خواهد کرد قلعه اوگول را بگيره چون قلعه اوگوله که درياي غرب را کنترل ميکنه

يعني

او را دريايي را باز ميکنه و ارتش تانگ را احضار خواهد کرد

آنها يک پايگاه اونجا خواهند زد و بعد به پيونگ يانگ حمله خواهند کرد

وحشتناکه

ما مجبوريم که با نيروهاي خودمون بجنگيم تا نامسنيگ را متوقف کنيم

نامسينگ از سلاح و سرباز براي گرفتن قلعه اوگول استفاده نخواهد کرد

بله درسته

اگر نامسينگ ميخواهد پنهاني ارتش تانگ را بياورد نمي تواند آشکارا کاري انجام بدهد

ما بايد تو بازي که او راه انداخته زرنگتر باشيم

بله

اگر موفق بشيم مي تونيم از کشت و کشتار جلوگيري کنيم

درسته ژنرال

من اين بار با نقشه پيش خواهم رفت

ژنرال ده جونگسان منتظر توست

نامسينگ را در قلعه اوگول بگيريد ؟

نامسينگ را در قلعه اوگول بگيريد ؟

اين کار راحتي نيست

اگر قلعه به دست اون بيافته چي ؟

ژنرال يانگ ميخواهند نامسينگ زنده دستيگر بشه

اين تنها راهي است که ميشه از کشت و کشتار جلوگيري کنيم

من مطمئنم ژنرال ... نامسينگ را مثل پسرش دوست داره

يون نامسينگ در خفا به قلعه اوگول خواهد رفت

پس ما هم بايد بي سر و صدا و سريع به اونجا بريم

بله اما شما دو نفر تنها نمي تونيد اينکار را انجام بدهيد

دولبال_ بله برادر_

من ميخواهم که تو و مو يون با آنها بريد

چشم ژنرال

وقت نيست زود به اونجا بريد

بله پدر

ما امشب به قلعه اوگول خواهيم رفت

خيلي مهمه که يودونگ در مورد اين هيچي نفهمد

ما در نيمه شب در حالي که دهانهاي اسبهامون را بسته و سلاحهايمان مخفي کرده ايم به اونجا خواهيم رفت

بخاطر داشته باشيد

کليد موفقيت ما در اين کار پنهان ماندن اين کار است

اگر ما بتونيم قلعه اوگول را بدون سر و صدا بگيريم

ما ميتونيم بدونه هيچ مقاومتي وارد شهر خواهيم شد ، فهميديد ؟

فرمانده قلعه اوگول روي اين کوه است

بزودي سپيده دم ميشه آماده شويد که اردوگاه بزنيم بله فرمانده عجله کنيد آماده شيد اردوگاه بزنيم_

در مدتيکه شما استراحت ميکنيد من سريع به قلعه اوگول ميرم

دروازه را باز کنيد

دروازه را باز کنيد شما کي هستيد_

فرمانرواي قلعه کيه ؟

کارتون چيه ؟

ما از قلعه آنسي آمده ايم لطفا دروازه را باز کنيد

قلعه آنسي ؟ چي شما را از آنسي به اينجا کشونده ؟

من را مي شناسي ؟

من دولبال از قلعه آنسي هستم_ ژنرال دولبال_

سربازا دروازه را باز کنيد

دروازه را باز کنيد

يون نامسينگ ارتش تانگ را مياره ؟

او بزودي به اينجا خواهد آمد که ارتش تانگ را هدايت کنه

چي ؟

ما يه نقشه داريم که بدونه هيچ آسيبي به نامسينگ او را دستگير کنيم

ما به کمک شما نياز داريم که جلوي يه شورش را بگيريم

من يک کلمه از حرفهاي شما را باور نمي کنم

پسر يونگه سومون نامسينگ با بزرگترين دشمن مون متحد شده ؟

هرگز

يا خبر را اشتباه آورده ايد يا يه نيت ديگري داريد

درست نميگم ؟

فرمانروا

چي ؟

قاصد فرمانده يون نامسينگ رسيده ؟

اين نامه اي است که ژنرال يانگ منچون نوشته

هرکي که شما ميخواهيد باور کنيد بکنيد اما تصميم تو سرنوشت اين کشور را عوض خواهد کرد

فرمانرواي قلعه اوگول هميشه نامسينگ را پشتيباني ميکرد

او حرفهاي ما را باور نخواهد نکرد و حرفهاي نامسينگ را باور خواهد کرد

من قراره برم هوک سودول را ببينم

اگر من قاصد را تعقيب کنم ميتونم اردوگاه آنها را پيدا کنم

منظورت اينکه يون نامسينگ نزديک اينجاست ؟

او فردا شب وارد قلعه خواهد شد

من شنيده ام که داشت از يودونگ بازديد ميکرد

او برنامه هايش را تغيير داده و ميخواهد اول از همه قلعه هاي غرب ديدن کنه

من مفتخر هستم که او به خودش زحمت داده اند که از شهرهاي ما ديدن کنند

چرا شين هونگ اينقدر دير کرده ؟

همه چيز آماده است ؟

بله ؟ چي آماده است ؟

فراموش کردي ؟ من به تو گفتم وقتيکه شين هونگ برگرده من با سربازا وارد قلعه خواهم شد

هان بله همه چيز آماده است

هان بله همه چيز آماده است

به گوش باش نمي فهمي اين وضعيت خيلي حساسه ؟

بله فرمانده

من برگشتم_ خوش آمدي_

خب تو با فرمانرواي قلعه اوگول صحبت کردي ؟

بله عالي مقام

گرفتن قلعه اوگول براي ما خيلي مهمه

زمانيکه تانگ برسه من همه چيزهايي که از دست داده بودم را بدست خواهم آورد

اما چيزي درست نيست

منظورت چيه که چيزي درست نيست ؟

جو شهر و چشمان فرمانرواي قلعه و

توضيح بده ... تو در مورد چي نگراني ؟

من فقط يه احساسي دارم

احساس ؟

من به شما توصيه ميکنم که حالا وارد قلعه نشويد

اجازه بدهيد ما قبل از اينکه شما حرکتي انجام بدهيد تحقيق بيشتري انجام بدهيم

چي داري ميگي ؟ تاخير تنها باعث افزايش شانس يودونگ براي فهميدن اين قضيه ميشه

ارزش نداره که ريسک کنيد

تو گفتي که فقط احساس کردي من نمي تونم نقشه ام را به خاطر احساس تو تغيير بدهم

نقشه ام را به خاطر احساس تو تغيير بدهم

اما عالي مقام

من امشب وارد قلعه اوگول ميشم

گروه ها را آماده کن و منتظر دستور من باش

فردا شب من دروازه قلعه اوگول را باز خواهم کرد

خيلي سريع با نيروهاي ماهر به اونجا مي آييد من قلعه اوگول را بدونه هيچ خونريزي ميگيرم

تو هم فهميدي ؟_ بله ؟_

دوباره همونطوري شدي ، چي تو را اينقدر حواس پرت کرده ؟

تمرکز کن و بگوش باش

بله فرمانده من به گوش خواهم بود

هي بيا اينجا

من خيلي وقته دارم سرو صدا ميکنم تو صداي جغد را نمي شنيدي ؟

کدوم جغدي توي روز سرو صدا ميکنه ؟

اي عوضي لعنتي_ حرف بزن نقشه ي آنها چيه ؟_

عوضي لعنتي کسي که اينجاها نيست همين طوري بگو

اي عوضي لعنتي

دروازه را باز کنيد

شما کي هستيد ؟

دروازه را باز کنيد فرمانده ارشد اينجا هستن

من فرمانرواي قلعه اوگول هستم فرمانده ارشد کجا هستن ؟

من اينجام ... من فرمانده ارشد گوگوريو يون نامسينگم

خوش آمديد فرمانده ارشد

دروازه را باز کنيد

معني اين کارتون چيه ؟

چه کار ميکني ؟

تو

تو اينجا چکار ميکني ؟

شما نمي تونيد ارتش تانگ را به اينجا بياريد

تجويونگ عوضي

فرمانده

همه چيز تمام شد تسليم بشيد

هوک سودول تو بودي ؟ تو به من خيانت کردي ؟

من به شما خيانت نکردم شما به گوگوريو خيانت کرديد

چطور تونستي ؟ چطور شماها تونستيد

دستگيرش کنيد

عقب وايسيد وگرنه کشته ميشيد

هي عوضي لعنتي

چه کار ميکني ؟

من نمي تونم بذارم شما مزاحم ها اسم اربابم را خراب کنيد

فرمانده

اجازه بدهيد من آبروتون را حفظ کنم

چي ... چي کار ميخواهي بکني ؟

من شما را به جايي بهتر مي فرستم و خودم هم پشت سرتون ميام

بياييد باعث شرم ساري خودمون نشيم و همينجا همه چيز را تموم کنيم

سودول نه

اين بخاطر آبروي خودتونه

اين آخرين روزي خواهد بود که با شما شرافتمندانه رفتار خواهد شد

شرافتمندانه ... رفتار شرافتمندانه ؟

من خيلي از تو متشکرم

ارتش قلعه گونه شروع به متفرق شدن کردهاند

ما با ارباب نامسينگ فردا بعد از طلوع آفتاب به آنسي برخواهيم گشت

من همه چيز را آماده خواهيم کرد

فکر ميکني من ترحم انگيزم

من تو را سرزنش نمي کنم

هر چي که ميخواي من را مسخره کن

خدا ميدونه که تو را خيلي اذيت کردم

ژنرال يانگ منچون من را به اونجا فرستاد که از تو محافظت کنم

اما بجاي اعتماد به من تو به جاسوس تانگ اعتماد کردي

من از آنها کمک خواستم چون

من نقشه کشيده بودم نامگون و پوک ون را در پيونگ يانگ به کمک ارتش تانگ نابود کنم

و نظم را به کشور برگردونم

تانگ کشور دشمنه که ميخواهد گوگوريو را نابود کنه

مقامات رسمي ما به بدي تانگي ها هستن

شما ميخواستي که اين کشور را به دشمن اصلي مون تانگ بفروشي

ساکت شو

تو نمي دوني کي من را مجبور به اين کار کرد ؟

وزراي دربار پيونگ يانگ و مبارزان يودونگ همه آنها من را ترک کردن

آقا

چيزي که من ازش مي ترسيدم نامگون يا پوک ون نبود حتي تانگ هم نبود

من ... من

بعد از مرگ پدرم هيچي برام نمونده بود

هيچکسي نبود که بتونم بهش اعتماد کنم و بهش وابسته باشم

من برنامه ريخته بودم که بعد از اينکه پوک ون و نامگون را بيرون کردم تانگ را بيرون کنم

اين تنها راهي بود که من ميتونستم گوگوريو را نجات بدهم

من هنوز هم فکر نمي کنم که اشتباه کرده باشم

من فقط بدشانس بودم

همين حالا که داريم صحبت ميکنم نامسينگ را دارن به اينجا ميارن

من هنوز تصميم نگرفته ام با نامسينگ چکار کنم

من نمي فهمم ژنرال منظورتون چيه ؟

اگر من نامسينگ را به پيونگ يانگ بفرستم نامگون و پوک ون او را به جرم خيانت ميکشند

نامگون فرمانده ارشد اين کشور خواهد شد

پوک ون و وزراي درباري همه قدرت را به دست خواهند گرفت

اگر نامگون قدرت را به دست بگيره او بدنبال صلح با تانگ خواهد آمد

با دشمن قدرتمندي که مثل عقاب ما را زير نظر گرفته تا با کمک نزديکترين همسايه مان

ما را شکار کند نميشه صلح کرد

منم نميدونم چکار کنم

نامسينگ براي به قدرت رسيدن بهتر از نامگونه اما نامسينگ خيانت بزرگي بر حق اين کشور کرده

اينها همه اش بخاطر توطئه گري هاي پوک ون و وزراست که ما در اين وضعيت قرار داده

شايد ما ارتش يودونگ بايد خودمون را مسلح کنيم و نسل آنها را از پيونگ يانگ پاک کنيم

چي داري ميگي

اين تفرقه هاي داخلي به حد کافي باعث آشفتگي مردم شده است

اگر ما حالا ارتش را مسلح کنيم مردم جهت اصلي خودشون را گم خواهند کرد و نااميد خواهند شد

اين شروعي براي پايان گوگوريو خواهد بود

اين مسئله ي ساده اي نيست

تقدير و سرنوشت گوگوريو به اين وابسته است

من بعد از فکر تصميمم را خواهم گرفت

من در مورد تو اشتباه ميکردم من فکر ميکنم تو يه احمق قلدري

من اينکار را بخاطر تو انجام ندادم پس ساکت باش

تو چي ميدوني ؟

The King Dae Joyoung subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The King Dae Joyoung

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left