نخستین 200 خط.
نه، قبلاً زنگ زدم
آره، گفتن فردا صبح یه نفرو میفرستن
نه، کاملاً اون مقصر بود
که احتمالاً تنها خبر خوب همینه
اوه، ممنون
ولی فکر کنم امشب بمونم
یه قرارِ داغ دارم، میدونی
با یه حموم کَف و یه بطری شراب
،ولی به همه سلام برسون باشه؟ خوش بگذره
باشه
خدافظ
خداروشکر امروز جمعهست
« ترجمه از مــعــیــن » .:.:. MoieN .:.:.
خدا جونم
همینو لازم داشتم
شرمنده بابت امروز
شما؟
دوستِ جدیدت
از اون تصادف کوچولو
من خوبم، ممنون
منم همینطور، از این بهتر نمیشم
.خوشحالم که میشنوم کار دیگهای از دستم برمیاد؟
آره
از حموم لذت ببر
اینو از کجا میدونستی؟
فقط حدس زدم
خدافظ
!نه
!نه
!نه
!نه
تــصــادف کـوچـولـو
حق با تو بود
اوه خدا
چرا من اینقدر احمق بودم؟
خودتو بخاطرش سرزنش نکن
امکان نداشت بتونی بفهمی
خب، معلومه تو فهمیدی
فقط واسه این که دیدم توی سالن مطالعه
به اون هرزه کوچولو یادداشت میداد
و بعدش هفتهی پیش اریک اونا رو دید که تو پینز
دیسکو بولینگ بازی میکردن
...اگه بخاطر اینا نبود
حق با توئه
اونوقت همهمون گول آقای دیمپلز و سیکسپکهای خفنش رو میخوردیم
اون عوضیا الان چیکار میکنن؟
داره بهش بهترین راه واسه اجرای قطعه رو یاد میده؟
فقط دارن خوش میگذرونن
خندهها و لبخند زدنا
و مو تاب دادنهای به موقع
چقدر چندش
وای خدا جونم
چیه؟
من باید برم
نمیخوای مچشون رو بگیری؟
نمیتونم
!چرا میتونی
نه، نمیتونم
تو میتونستی، نه من
ولی
بعداً بهت زنگ میزنم، باشه؟
تو روحش
!هیلاری
برو به جهنم، اندی
هیلاری، میشه راجع بهش حرف بزنیم؟
.نه، نمیشه درضمن تبریک میگم
شما دوتا زوج فوقالعادهای هستین
ببین، اون بوسه اصلاً جدی نبود
اون دختره اصلاً جدی نیست
دوستدخترم تویی، هیل
دیگه نه
وای خدا
!شوخیت گرفته
سلام
سلام
خیلی شرمندهام
حالتون خوبه؟
نه، من خوبم
چی شد؟
احمقانه ترین چیز بود
یه لحظه چشمم رو از خیابون برداشتم
که کانال رادیو رو عوض کنم
بعدش یهو دیدم، زارت شما جلوم سبز شدین
انگار از آسمون افتادین
با این سن و سالم باید بیشتر دقت میکردم
بازم خیلی شرمندهام
عالی شد
نگاش کن
مامان بابام منو میکشن
هی، این تقصیر منه
کاملاً تقصیر منه - نه -
خدایا
مامانم تازه این ماشینو خریده
گندش بزنن
مطمئنم اونا درک میکنن
آره، اونطوری خیلی خوب میشه
ولی شما پدر مادرمو نمیشناسید
این فقط یه تصادف کوچیکه، نه؟
زیاد صدمهی جدی ندیده
امیدوارم حق با شما باشه
این اتفاقات همیشه میافته
نه، واسه من اتفاق نمیافته
راستش، هیچوقت
این اولین بارته؟
آره
اولین باره تصادف کردم
تازه گواهینامه گرفتم
بیتجربه بودی
ببخشید؟
وقتی همچین چیزی پیش میاد
آره، گمونم حق با شماست
باید یه کیکی چیزی بگیرم، نه؟
پس، باید رد و بدل کنیم؟
هوم؟
اطلاعات، باید اطلاعاتمون رو رد و بدل کنیم؟
آره
لازم نیست پلیس رو قاطی کنیم
اونم واسه چیز کوچیکی مثل این، نه؟
نه، گمونم لازم نیست
مطمئنم اونا کارای مهمتری دارن
تو این شهر، زیادم مطمئن نباش
من الان برمیگردم
آره، منم همینطور
فکر کنم همه چیزو اینتو نوشته
به نظر عالی میاد
سعی کردم هرچی بهمون گفتن رو یادم بمونه
عالیه
اینم برای شما
اوه، ممنون
بسیارخب
گمونم همین کافی باشه
خب
اوه، عکس
ببخشید؟
گفتن از صحنهی تصادف عکس بگیریم
همهی خسارات، همه چی
باشه، حتماً
گمونم باید یه عکسم از شما بگیرم اگه اشکالی نداره
باشه
شما هم همینطور
منظورم از من و ماشینمه
نیازی نیست
مطمئنید؟
اوهوم
باشه، پس گمونم تموم شد
گمونم همینطوره
پس خدافظ
خدافظ، هیلاری
سلام
،سلام، وای خدا ریچل همین الان بهم گفت
حالت خوبه؟
باورت نمیشه چی به سرم اومد
حرومزاده به زانو افتاد و التماس کرد ببخشیش؟
زد بهم
وایسا، اون تو رو زد؟
نه، تصادف کردم
با ماشین تصادف کردم
چی؟ جدی میگی؟ الان حالت خوبه؟
آره، من خوبم
یه تصادف کوچولو بود
،تازه منم اصلاً مقصر نبودم خداروشکر
وای خدا
!نه. نه، ماشین جدید مامانت
و باید دو ساعت دیگه هم بریم
خیلی بد میشه
آره، همینطوره
خب، خیلی ممنون
چیزی لازم داشتی خبرم کن، عزیزم
فعلاً باید باهاش روبرو بشم
سلام
کجا بودی؟
رفته بودم یه دوری بزنم
رفته بودی دور بزنی؟
چرا جواب تلفنت رو ندادی؟
چیزی نمونده بود پلیس خبر کنیم، هیلاری
میدونم و معذرت میخوام
چی اینقدر مهمه که باید صبح به این زودی
یواشکی بزنی بیرون؟
رفتم اندی رو ببینم
وای خدا، هیلاری
ببین، میدونم شما دوتا چه احساسی درموردش دارید
ولی امروز رفتم که بلاخره تمومش کنم
حق با شما بود
همه حق داشتن
و حالا دیگه تموم شده
خب، گمونم یه چیز مثبت
از این قضیه بیرون اومد
ولی این بازم توجیهاش نمیکنه خانومِ جوان
حق با توئه
خب، سعی کن دیگه عادتت نشه
اینجا همین الانش هم
به اندازه کافی مشکل داریم
کمک کن وسایلو جمع کنیم
باید بریم
ساعت سه اتاق رو تحویل میدن
راستش
یه اتفاق دیگه هم افتاد
انگار خودشون تاحالا کار اشتباهی
توی این زندگیِ بینقصشون !نکردن، بس کنید
منو مادرت راجع بهش حرف زدیم
No comments yet. Be the first to leave one.