نخستین 200 خط.
اوه، من رزرو داشتم
به اسم کارولین بریس
اینجا چیزی نمیبینم
میشه فامیل «شلبی» رو چک کنید؟
آهان درسته، خب بالاخره کدومید؟ شلبی یا بریس؟
تا وقتی با شلبی ازدواج کردم بریس بودم، بعد شدم شلبی
بعد از طلاق دوباره شدم بریس
دیگه حس نمیکنم شلبی باشم
خیلی خب، اسم رزرو رو به بریس تغییر میدم
ممنون. همین درسته
خودم ردیفش میکنم
لطفاً خانم بریس رو به طبقه چهارم راهنمایی کنید
کارولین
کارولین
اونجاست
اوه کارولین عزیزم
اوه
دیوید ازت خواست بیای اینجا؟ آره
بهت نگفته بود؟
نه بابا، اون پسر هیچوقت به مادرش چیزی نمیگه
مگر شببخیر
قراره دوباره با هم باشین؟
اوه، باید حتماً میپرسیدی
بذار ببینیم، باید دربارهاش فکر کنم
فکر نکن
این چیه؟ یه پیشنهادِ بیشرمانه؟
کلی حرف هست که باید بزنیم، همهاش
اسم این آقا «مکدید» هست
سلام. از دیدنتون خوشحالم
ایشون اینجا کار میکنن
همیشه یادم میره شغلت چیه
حسابدارم
ببخشید، شما واقعاً باید... ایشون حسابدار هستن
زیاد به یه آدمِ مهم نمیخوره که مادرِ اون مرد بزرگ رو همراهی کنه
قصدم توهین نبود، مکدید
ازت خوشم میآد. ممنون
کارهای زیادی داریم که باید انجام بدیم
بذار قلبت به جای مغزت تصمیم بگیره، مکدید
خب، با کسی هستی؟
دو سه تایی
ای بابا، نکنه میخوای یه دخترِ خوشگذرون بشی؟
نمیدونم، بذار ببینیم، شاید
اون مرد بزرگ حالش چطوره؟
تا خرخره تو شهرت غرق شده
هی گری، چی شد اومدی برای این افتتاحیه؟
گفتی میخوای مسابقه دادن رو کنار بذاری
چی شد تصمیم گرفتی حرفهای بشی؟
فقط میخوام بخشی از این ماجرای فوقالعاده باشم
که اینجا داره اتفاق میافته
فرض رو بر این میذاریم که آقای شلبی... هی گری
خیلی جذابه؟ خب، حتماً اون هم بیتأثیر نیست
علاوه بر اون، تا حالا تو «گولیندا» اسکی نکردم
پرشِ مرگبار رو امتحان کردی؟ حتماً، چرا که نه؟
تو چی، بروس؟
فردا اون رکوردِ اسکیِ سرعتت رو میشکنی؟
جزوِ توافق نبود ولی تمام تلاشم رو برات میکنم
بروس، از اولش به نظر میرسید با ریسک کردن حال میکنی
تا حالا ترس رو تجربه کردی؟
خب، هیچوقت بهش فکر نکردم
همونطوری اسکی میکنم که نفس میکشم، حرف میزنم یا عشقبازی میکنم
اوه، باعث میشه برام سوال بشه کدومش رو بهتر از بقیه انجام میدی
ایول، همینو بگو
تو اون هم رکورد زده
چطوری؟ بروس
عالی به نظر میرسی
اوه، ممنون
کتی، بیا تو عکس
بیا دیگه! هی کتی، بیا
تو برو. حالت چطوره؟
یه کم عصبیای؟ یه کم
واو، درکت میکنم، بذار بهت بگم
اون اسکیباز برای «تینا» خیلی سَرعتیه
شما دخترا چه حسی دارین؟ خب، اعتراف میکنم
چشمم دنبال جایزهی «شو می» هست
فقط میخوام بهترین عملکردم رو داشته باشم
دیدنت خیلی چسبید
جفتتون با هم
سلام عزیزم. امروز چطوری؟
خوبم قربان
مادر، تو و مکدید برنامهتون فشردهست
اینجا کلی چیزهای دیدنی هست
نمیشه یه کم با هم بشینیم و چیزی بنوشیم و گپ بزنیم؟
دلم میخواد یه مدتی رو با کارولین باشم
بیا بریم، مکدید
بابت گشتوگذار ممنون
فعلاً
سلام
خیلی خوب شدی
نگه دار آسانسور رو
خوبی، ولی شاید یه کم خسته به نظر بیای
ببخشید آقای شلبی؟ بله
راه داره یه عکس از جامِ شلبی بگیریم؟
حتماً، همهی بچهها رو جمع کن، تو دفترم منو ببین
با اجازه
بیا، یه چیزی هست که میخوام بهت نشون بدم
سوزان. بله دیوید؟
آقای شلبی؟
ایشون خانم شلبی هستن
از دیدنتون خوشبختم
خوشبختم
سوزان ماکسول، منشیم
آهان
اوه، تونستی با مارتی برنر تماس بگیری؟
هنوز نه. دوباره امتحان کن
همین الان امتحان کردم
خب، بازم امتحان کن. باشه
دیوید
کاری که کردی واقعاً باورنکردنیه
همهاش، فوقالعادهست
آره
کلی وقت و انرژی گرفت
میدونی
تو کلِ این مدت، خیلی به این فکر میکردم که
چطوری تو خیابون «هیوستون» ولو میشدیم
و کلی حرف میزدیم
شکوهِ آروم
«سیاره»، یادته؟
خب
خب
فکر کنم بهش رسیدی
اوه، لعنتی کارولین
خیلی خب
به اسم بریس رزرو کردی. درسته؟
این هویتِ منه
دلم میخواست دوباره به کارولین شلبی تغییرش بدم
نمیتونی این کار رو بکنی
تو میتونستی
میخوام حرف بزنم
حتی نمیدونم چی میخوام بگم
منظورم اینه که، میشه فقط حرف بزنیم؟ حتماً
این پروژهی بزرگیه
چهار سال پیش اومدم اینجا و اون کوه رو دیدم
اونجا بود و میدونستم که ازش بالا میرم
این منطقهی باشکوه رو برای خودم باز کردم
و برای هر کسی که بخواد با من همراه بشه
مثل سگ جنگیدم
با بانک جنگیدم، با دولت جنگیدم
حتی با شرکتِ خودم هم جنگیدم
لعنتی، من براشون یه امپراتوری ساختم
و بعد این طرفدارهای محیطزیست
میگن دارم محیطزیست رو نابود میکنم
بیا اینجا، بیا اینجا، بذار یه چیزی نشونت بدم
اینجا رو ببین
بیرون رو نگاه کن
به نظرت دارم نابود میکنم؟
دارم اینجا یه زندگیِ زیبا میسازم
این اتفاقِ خوبیه که داره میافته
پس مشکل چیه؟
یکی از بازرسهای برنامهریزی که باهاش سر و کله میزدم
تحت بازجوییه
چی، سرِ همین قضیه؟ اوه نه
پای رابطههای شرکتیِ دیگهای در میونه
آره، خب؟
خب، من بخشی از این زمینها رو خریدم
از یکی از همون شرکتها
مگه سوابقش عمومی نیست؟
بله، همینطور
کمک مالیِ قابلتوجهی که به مبارزات انتخاباتیِ مجلسِ اون کردم
الو؟
خب، بازم تلاش کن
لعنتی
خب حالا میخوای چیکار کنی؟
میبرمت ناهار، نمیخوام حرف بزنم
دربارهی این کثافتکاری، تو اینجایی و من
خوشحالم که اینجایی
دوستت دارم
ناهار، آره؟ درسته
و زندگیت چطوره؟
هنوز تو مجلهی «هارپرز بازار» کار میکنی؟
وُگ... اوه آره منظورم وُگ بود
بله؟
باشه، بگو بیان تو
خبرنگارها
من دیوید شلبی هستم
آقای کاوِلی
میدونم، یه کم تمرکزش رو از دست داده
انگار نه انگار که پارسال حرکات نمایشی انجام میداد
داره خودش رو جمعوجور میکنه
باریکلا کتی، خودشه
خوبی کتی؟
چیزی لازم داری؟
اصلاً معنیِ خاصی نداره
طوری نیست، اشکالی نداره
نه لئو، اینطوری نیست
همیشه خودم رو به این حال و روز میندازم
وقتی دیدمش
آره، روت تأثیر میذاره
یادت رفته چقدر زیبایی
خودت رو دوست داشته باش
و وقتی داری اون چرخش رو انجام میدی
تعادلت رو پیدا میکنی و رها میشی
نذار هیچچیز تو دنیا تو رو هدایت کنه
و از تعادلت خارج کنه
خب، معدنچیها سال ۱۸۸۰ داشتن دنبال نقره میگشتن
و کوه بهمن کرد
همه رو زیر برف دفن کرد
از اون موقع کسی جرئت نکرده بهش دست بزنه
تا اینکه دیوید اومد
البته
دیوید فوقالعادهست
No comments yet. Be the first to leave one.