نخستین 200 خط.
مگان يه چيزايي راجع به عذرخواهي كردن هست
من كلا اهل عذرخواهي كردن نيستم
دوست پيدا ميكني؟
موجودات كثيف
اوه،اين كل ِ چرخه ي زنجيره غذاييه،باد
فقط خوشحال باش كه تو در بالاي اين زنجيره ايي
درست زير من قرار داري
اسمش نيكي شوميكر
اون 18 ساله است
كارت دانشجويش ميگه كه سال اول دانشگاه "هايوت " درس ميخونه
و كارت اعتباري و پول نقدش بهم ميگه
درت قبل از تعطيل شدن خرجشون كرده
علت مرگ سريعش خونريزي بوده
قاتل گلوش رو بريده
ما توي سطل آشغال رو گشتيم
و منطقه رو هم براي چاقو بازديد كرديم
هيچي پيدا نشد
فكر نكنم بايد دنبال چاقو بگرديم
لبيه زخمش دندونه داره
و گردنش هم يه چورايي پاره شده
دامن رو هم زدن بالا و شرت هم پاش نيست
احتمال داره تجاوز جنسي بوده باشه
ميترسم اينطوري بوده باشه
مسئول بار گفته كه قرباني ما
ديشب حسابي اونجارو بهم ريخته
ظاهرا توي بار دوره افتاده بوده
و هر پسري رو ميديده ميبوسيده
خب،ممكنه يكي از يه دونه بويه بيشتر ميخواسته و
دنبالش تا بيرون راه افتاده
كه معنيش ميشه يه بار پر از مضنون
از ديشب رو دستمونه و قاتل هم كه تاحال حسابي دور شده
ما چهرهاشونو داريم
آره،اما قاتل جلوي دوربين بوده
يا پشتش؟
جواب سم شناسي منفي بوده
اما درضد الكل خونش 0.1 بوده
هيچ نشونه ايي از تجاوز جنسي وجود نداره
آها
در حقيقت ، هيچ نشونه ايي از فعاليت جنسي اصلا وجود نداشته
به نظر مياد نيكي اون دخترك وحشي كه
توي عكس ديديم نبوده
ميدوني،من حيرونم
هيچ كسي از كالج زنده در نمياد
منظورم اينه كه منم يه دوراني داشتم كه
قانونا مجاز نيستم چيزي در موردش بگم
اوضاع تو اتاق بازيتون ناجور هم شده بود؟
اره
بسيارخب
يكي روش شكمش چندتا دايره كشيده بود
روي هردو سمت
باسنش هم هست
يه تيكه كلفت از موهاش رو بريده ان
و يه ردي روي
باقيمونده اين قسمت هست...زنگش قرمزه
چيه؟ خونه؟
نه، يه پودريه
ممكنه از آلت قتاله منتقل شده باشه
اوه،و يه جور جسب سفيد رنگ
درست زير خط موهاش داريم
آره
ميدوني،اينجور علامت ها
ممكنه يه جور مراسم مذهبي باشه
مثل غيرخدا باور يا شيطان پرستها
يا يوناني باشه
من فكر كنم اين دانشجوي شما داشته قسم انجمن خواهري ميخورده
چي باعث شده اين حرف رو بزني؟
اين علامت هاي آبي براي مراسم سختي كشيدنه
جايي كه قسم خورنده بايد برهنه برقصه تا
بقيه آعضاي گروه رو تنش علامت بزارن
اوووه،مردم متعجب هستن كه چرا ما اختلال غذا خوردن داريم
من به باد زنگ ميزنم و بهش ميگم كه بياد دانشگاه هويات
ميدوني چيه؟ منم باهاش ميرم
اون ممكنه به مترجم نياز داشته باشه
من زتا تتا كاپا بودم
البته كه بودي
خب،ياسمين ميشه اينها رو چك كني؟
اينها رو توي عكس هاي نيكي پيدا كرديم
آره،خودم گرفتمشون
نيكي داشته از سرخوشي همه رو ميبوسيده
چي؟
تو بايد در عرض يه ساعت هر پسري رو ديدي ببوسي
اين يه سنته
اين يه رسمه
اين مارو براي اتكا به انجمن خواهري در زندگي آماده ميكنه
شما همه اداب و رسوم رو انجام دادين
اما كاملا مطلب اصلي رو فراموش كردين
خواهران انجمن خواهري هيچ وقت همديگه رو توي خطر نميندازن
راستش ما هواي همو داشتيم
هيچ رسم ديگه ايي هم بود كه
نيكي بايد انجامش ميداد؟
بايد يه دوره تكاوري ميرفت
بدون لباس زير رو ميگه
آرهفمتوجه اين يكي شدم
نيكي مجبوربود يه تيكه از موهاش رو هم ببره؟
چي ؟ نه
ببينيد،من از نيكي خوشم ميومده
من داشتم به بهش كمك ميكردم از پوسته اش بياد بيرون
اون مشكلات سختي در زندگيش داشته
اون والدينش رو از دست داده
اون خجالتي بود،دنبال يه جايي ميگشت تا بهش ملحق بشه
يه خانواده
خانواده؟تو توي بار تنهاش گذاشتي
چون خودش ازم خواسته بود ميخواست تنها باشه
آره،بجاش توي كوچه مُرد
ياسمين
عكس ها؟
منهيچ كدوم از اين بچه ها رو نميشناسم
صبر كن
من آخرين رو نگرفتم
نيكي اينو بعد رفتن من خودش گرفته
من اي آدم رو ميشناسم
اون كيه؟
جك گوردون
اون تو كلاس بيولوژيك با هاش همكلاس بود
اون كف ِ نيكي بود
يه كنه سيريش شده
ميخواي بميري
بسيارخب
اگه تانكرش خالي بشه
از تانكر يدكي انسولين دوباره پرش ميكنه
به پمپش برنامه بدم
و باطري رو هم هر دو هفته عوض كنم،ميدونم
بسيارخب،حالا ميدونم كه تو ميدوني
اين خيلي زياده،مامان
منظورم اينه كه،توي رژيم غذايي بودن
....شمردن همه اين چيزايي الكي و سطح انسولين
حالا هم كه بايد هر چن ساعت به چند ساعت چك كنمش
آره، اگه يه وقتي كه تنهايي
دوباره بري تو شك ديابتي چي؟
من هميشه بايد بدونم كه كجايي
تو خودت گفتي كه همه كارايي كه
قبلا انجام ميدام رو الانم ميتونم انجام بدم
ميتوني ميتوني
اما بايد يه مقداري تنظيم انجام بشه
ديگه قرار نيست تا دير وقت طول بكشه ،باشه؟
ديگخ نميتونم صبركنم تا
آيدان بياد تا دست از سرم برداري
شنيدم كه چي گفتي
ما 31 دونه عكس از نيكي پيدا كرديم كه نيكي 31 نفر پسر رو بوسيده
ميدوني چي منو كنجكاو كرده؟
تو آخرين عكس بودي؟
آخرين نفري كه اونو بوسيده
يقينا هم آخرين نفري كه اونو زنده ديده
نيكي مرد؟
درواقع به قتل رسيده
تو منتظر موندي كه ياسمين بره تا بتوني تنهايي بري پيش نيكي؟
ن..ن...نه نيكي منو بوسيد و رفت
اون از درب پشتي رفته بود؟ چون ما اونو تو كوچه پشتي پيدا كرديم
تو كشونديش اونجا،مگه نه؟
اوضاع از دستت خارج شد - جور در مياد -
ياسمين ميگفت كه تو تو كفِ نيكي بودي
ميگفت هرجا كه ميرفت عينهو سه يه توله سگ گمشده دنبالش بودي
ياسمين يه جنده به تمام معناست
واااو،اين كلا خشم رو نشون ميده
جك ،تو ميدونستي كه نيكي ديشب
اونجا بوده،مگه نه؟
وقتي داشت به دوستاش ميگفت شنيدم
و تو هم ميخواستي ببوسيش
...آره،منظورم اينه كه
اين تنها شانس من بود
اون...به هيچ روش ديگه ايي اينكارو نميكرد
اونم با اأمي مثل من
من اين شهيد بازي برام معني نداره
دم دست بمون جايي نرو
يه جسي بهم ميگه به زودي ِ زود دوباره همو ميبينيم
كمكم كن باد
مراسم جشن حموم بچه ات چند روز ديگه است
من چطور يه هديه مناسب براش بخرم
در حالي كه هنوز جنسيت بچه ات رو نميدوني؟
چه راز بزرگي؟ جني يه مريضي اول وقت ،سر صبحي گرفته بود
اون يه پسر داره
راستش،حس ششم من ميگه دختره
تو هيچ وقت نميدتوني حال منو بگيري
آماده شروع كردن هستيم؟
اره
اول بايد اينو ببيني
قسمت استخوان غربالي و پيشاني و دماغيش كلا خرد شده
ممكنه مضنون با مشت بهش ضربه زده
خب ،اگه اينطوري بوده باشه ما معمولا بايد آثار واضح
شكستگي رو ميديديم
منظورم اينه كه انگار يكي
يه پيچ گوشتي فرو كرده تو بينيش و
شروع كرده به چرخوندن
ايتان
بله؟
فكر كنم به اره برقي نياز داشته باشيم
اوه،نه من اين نگاه رو ميشناسم
ميخواي بهمون بگي كه تو مغزت چي ميگذره؟
اين مغز خودم نيست كه نگرانشم
ممنونم
سپر
اره
اوه،خداي من
اين همون چيزيه كه من ازش ميترسيدم
يكي مغز اين بچه رو ور داشته
.:|جسدي براي گواه - قسمت پاياني فصل دوم |:.
: ترجمه و زيــــــرنـــــويس
Silver_Dj
تو قبل از اينكه جمجمه اش رو ببري
ميدونستي كه چه خبره
No comments yet. Be the first to leave one.