هماهنگ با نسخه‌های زیر

Fatal Promise E93 KoreanAngels
ناشر shahlaz
@KoreanAngelsترجمه و زیر نویس شهلاز

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2020-08-21
تعداد دانلود: 8
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

گرفتی انداختیش اونور

اسپری رو ازش گرفتی و انداختی یه ور

تو خفش کردی و اون بیهوش شد

کفشهاش در آوردی

نمیتونی بیای جلو

ولش کنید

...بخاطر همین

اون موقعی اومده بودی پشت بوم

...تو شاهد کشته شدن

...پدرم توسط منشی کو

اینجا بودی

بخاطر همین وحشت کرده بودی

خودتو خسته نکن

فکر کردی میذارم بخاطر آدم پستی مثل بابات

زندگی من خراب بشه؟

اونم آدم بی ارزشی مثل اون؟

...الان پسرت یون چان

تو اتاق بیمارستان پیش باباته

...پسری که توسط آقای چا

به فرزندی گرفته شد

منظور من متوجه نمی شی؟

...تو هم باید

بمیری

.یون دونگ

یوبو حالت خوبه ؟ کارشون تموم شد؟

آهای پلیسها چرا نذاشتین منم باهاش برم؟

اوپا یون چان دیگه باید بره

...جون جون هیوک

جون هیوک ، جون هیوک چی؟

زود باش برو اونجا ، من دیدمش

چی داری میگی چطور ممکنه اومده باشه اینجا؟

داری میگی جون هیوک تو بیمارستان بود؟

آره خودم خودم دیدمش

زود باش برو پیداش کن

مامان ، اوپا

تو هم دیدیش؟

آره ، با منشی کو آوردنش برای بررسی صحنه قتل

الان کجاست ، جون هیوک کجاست؟

بعد از صحنه سازی با خودشون بردن

...مامان هم مثل زنبور ریختن دورش

هر کی یک نیشی بهش میزنه

جون هیوک

یون چان ، بریم

.یون چان

اوپا آروم باش

پسرم اینکارو نکرده

!کار پسرمن نبوده

برو کنار خانم - حق ندارین ببرینش -

شما نمی تونین پسر من ببرین جون هیوک

نرو جون هیوک

!جون هیوک

نونا ، نمی تونم نفس بکشم

باشه فقط یک لحظه یک لحظه یون چان

فکر کردم رفته

این همون آقاهه است نونا

چرا اون آقاهه رو بستنش؟

کار بدی کرده؟

اول باید جلوی مرگ اون آدم بگیریم

فکرمی کنم چوی یونگ گوک باید نجات بدیم تا بتونه بهای گناهانش رو بپردازه

نظر تو چیه؟

...دکتر گفت

درمان با دارو موثر نبوده مجبورن پیوند بزنن

پس به جز پیدا کردن یک بیمار مرگ مغزی کار مشکلی هستش

چیکار کنم ...یوبو

چی شده؟

...برادرم

می خواست یکبار یون چان ببینه منم بچه بردم پیش

بعد معلوم شد جون هویک برای صحنه سازی بردن اونجا

چی؟

واسه چی بچه رو بردی اونجا؟

...داره میمیره گفت میخواد نوه شو

برای آخرین بار ببینه

چی؟

پس یون چان اونو دید؟

...یون دونگ فوری چلوی چشمهاش گرفت ، اما

پس جون هیوک دیده

بله

جالا چیکار کنیم؟

سعی کردم براش توضیح بدم

ولی لطفا شما مراقبش باشید

ببینم یون دونگ خوبه؟

نه خوب نیست

رفت به سمت دفترش یه کاری پیش اومده بود

اما خیلی نگران یون چان بود

واقعا وحشتناکه

با اینکه بچه است ولی ممکنه زود خرد بشه

هیونگ

بله یون چان

اون آقاهه رو که تو بیمارستان بودی می شناسی

اون واقعا پدرم نیست که ، مگه نه؟

قبلا که بهت گفتم

بابای تو اون آدم نیست

اون یک مرد محترم بود

ای خدا چطور یک خانواده یک شبه نابود شدن؟

توسط یکی مثل چا یون دونگ از هم پاچیدن

امروز چوی میونگ هی اومده بود بخش دیدن پدر شوهرم

چی؟

حتما بخاطر مریضی برادرش داره میمیره

هر چند روابط شون قطع شده ولی خون می کشه

راست میگی

...هی صبر کن ، نکنه برای تو

آره ، این میتونه یک فرصتی برای من باشه

واقعا؟ وایسا

یعنی میگی ممکنه چوی میونگ هی ازت خواهش کنه عمل برادرش به عهده بگیری؟

اون میدونه من پارسال یک عمل ریه زنده داشتم

اون بخاطر تصادف سوجو من اخراج کرد

حالا وایسا باید بیاد بیفته به دست و پام

اینجوری معلوم میشه بالاخره گذرت پوست به دباغ خونه میفته

به اندازه کافی صبوری کردی

نگاشون کن ، حداقل قبل از کار یه غذا به ما نمیدن

....چه آدمهای بیرحمی

اونهارو بکش کنار

ایوای

...زود باش بخور

قبل از اینکه برگردن

مامان اشکالی نداره بخوریم؟

اگه بفهمن چی؟

آب میریزم روش دوباره میذارم بجوشه

ما کم اینجا کار نمی کنیم که

بخور بخور

مامان ، باید زودتر یک خونه بگیریم

اینجا خیلی کثیف و ناجوره

حالا که جون هیوک دستگیر شده میگردم دنبال خونه

تا اون موقع همینجا می مونیم

قشتگ می دونستم

این سوپ برای یون دونگ درست کرده بودم

بیخود نبود که هر شب می دیدم یه مقدارش نیست

ای بابا ، ما که هنوز چیزی نخوردیم

مسخره نشو

چرا اینقدر تو غذا خسیسی؟

یک بار دیگه غذا دزدی کنید فوری از اینجا میندازمتون بیار

...وایسا ، حداقل

اینهارو بده - ولم کن -

ته این ـه

سلام ته این

کانگ ته این؟

آقای چوی جون هیوک

چون وکیلی باید بدونی

چون هی انکار میکنی

و از خانواده قربانی عذر خواهی نمی کنی

قطعا اینجوری مجازاتت سنگین تر میشه

...حرف مفت نزن

حکم دستگیری تو بنویس

...همین الانشم

یک سری شهادت تنظیم شده داری

بد با من حرف میزنی

یکی رو آوردم که خوب به این مسئله وارده

حالا خواهیم دید

بفرمایید داخل

...تو چرا

اینجایی؟

خانم اوه به عنوان شاهد اومده برا شهادت

چی؟

دیگه داری چه غلطی میکنی؟

!بشین

تو اینجا چیکار میکنی؟

کانگ ته این ، تو باهاش چیکار کردی؟

خودتو گول نزن

من خودم خواستم که بیام

... صحبت های بین رئیس چوی

و پسرش چوی جون هیوک

همه چی رو شنیدم

...چوی جون هیوک

به پدرش چی گفت

"...ممکن بود سرمایه گذاری رو"

"به دلیل ناموفق بودن عمل قلب"

"از دست بدیم "

..بخاطر همین

...سعی کرد چا مان جونگ

بکشه

ما مدرک داریم که دستور قتل بوده

تو دیونه شدی؟

...چوی یونگ گوک گفت

...به منشی کو گفته

...تمام سهام شرکتش رو

میده به خانواده آقای کو

...به شرط اینکه

تقصیر بندازه گردن چوی یونگ گوک

نه جون هیوک

این یک شاهد تایید شده است

یک مشت حرف مزخرفه

شهادت اون هیچ معنایی نداره

!اگه مدرک داری بده

داره شهادت دروغ میده

امروز از خانم اوه هی وون به عنوان شاهد سئوال میشه

و قول داد به عنوان شاهد در دادگاه حضور پیدا کنه

و ما مدارکشم اونجا ارائه میدیم

من بهت گفتم

...من از حالا دیگه

برمیگردم به ته این

وایسا - ولم کن -

!بشین

!ولم کن

وی وی آی پی

کلاسهاش طبق برنامه آماده شد؟

بله

سالن بیمارستانُ به عنوان محل برگزاری آماده کنید

میخوای از سالن بیمارستان برای کلاس مد وی وی آی پی استفاده کنید؟

..از سالن بیمارستان برا این استفاده میکنیم

خانم چوی

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left