نخستین 200 خط.
سفرتون چطور بود؟
افتضاح بود
با اتوبوس اومدم، چون فقیرم. داخلش بوی مرغ گرم و خام میداد
خیلی هم اضطراب دارم...
واسه همین داشتم میاومدم داخل فکر میکردم میرینم به خودم. ولی نریدم
و اگه حالت عجیبی نشستم، به خاطر اینه که فکر کنم نوار بهداشتیم داره میاد بیرون
وقت نداشتم برم دستشویی طبقهی پایین چون صبح خواب موندم
چون دیشب کلی زور زدم آبم بیاد...
ولی به خاطر قرصهای ضدافسردگیم آبم نیومد
نمیدونم چرا اینا رو بهتون گفتم
به خاطر قدرت ویژهی منه
نگران نباش
اگه کاندیدای مناسبی باشی، حقیقت فقط به نفعت خواهد بود
ازش متنفرم. آره، خیلی برام بد شد
خب میدونم که این حرف کلیشهایه ولی واسه چی میخوای اینجا کار کنی؟
نمیخوام، ولی برای زنده موندن به پول احتیاج دارم
مدرک درجه دو در ادبیات انگلیسی داری
نه، ترک تحصیل کردم، ولی روم نمیشد به کسی بگم
واسه همین یک سال تمام هر روز وانمود کردم که میرم دانشگاه
ولی حقیقتاً فقط توی فروشگاه پرایمارک میچرخیدم
به نظرت بزرگترین نقطه ضعفت چیه؟
ناامنی فلجکننده. خودخواهم، یه کم تنبلم، جاهطلب نیستم
کلهشقم، جر و بحث میکنم، حسودم
فقط اگه کسی دیگه توی دستشویی باشه دستامو میشورم
فکر نمیکنم توان عشق رو داشته باشم. نگرانم که یه ذره نژادپرست باشم
یه کم میترسم اینو بگم، ولی سوالی از من ندارید؟
زیر اون چشمبند یه حفرهی چندشآوره؟
خیلی شرمندهام
میبینم که قدرت ویژهتونو اینجا ننوشتید
به خاطر اینکه هنوز قدرتی ندارم
ما با کاندیداهای زیادی مصاحبه میکنیم. چی شما رو خاص میکنه؟
نمیدونم
آره، ریچل حالش چطوره؟
دارم میرم بیارمش
- جدی؟ - تو حالت چطوره؟
آره، خوبم. عالیام
خوب بود رفیق
شنبه تولد هجده سالگی خواهرمه، اگه خواستی بیا
احتمالاً مهمونی گهی میشه، ولی میدونی، کیک مجانی گیرت میاد
مامانمم همیشه کلی مشروب میخره
تو خواهر داری؟
آره، اندی. فکر کنم راجع بهش حرف زده بودم. یه چند باری
پشمام
اگه کار داری، اصلاً ایرادی نداره. هیچجوره غمت نباشه
پیشنهادم به قوت خودش باقیه. قدمت سر چشمه
به گمونم اگه بیای باحال میشه
هر دفعه
ترجمه: Thetrueali
Telegram: @Thetrueali
25 سال عمرمو با اون مرد تلف کردم. اون 25 دقیقهست که باهاش بوده
و بهترین 25 دقیقهی عمرش بود، سلیطهی احمق
ببینید، امروز میتونیم این قضیه رو حل کنیم
اگه بتونیم مستقیم با آقای گرینهام صحبت کنیم...
مطمئنم که طرف موکل منو میگیره
خانم جکسون
سلام
واقعاً تسلیت میگم
بله، شرمنده
برید گمشید دیگه. نمیشه یه دقیقه آرامش داشته باشم؟
- آقای گرینهام... - تو رو از طلاقمون یادمه
سیبیل گذاشتی؟ فکر نمیکردم بیشتر از این بتونی شبیه بچهبازا بشی
توی وصیتنامهام به وضوح گفتم
همهچی میرسه به تانیا
اون عجوزهی پیر هم هیچی بهش نمیرسه
و یه مسئلهی دیگه، برید درتونو بذارید
بازم از صمیم قلب تسلیت میگم
شما کی باشی؟
گربهی مجانی؟
خدای من
- برو بیرون - نوشته ابرکیر؟
نه، نوشته ابرساعت
ساعت. یه حرفش افتاده بود
سانت به سانت دم و دستگاهتو میتونم ببینم
مثل وقتیه که گوشت رو توی سوپرمارکت بستهبندی خلأیی میکنن
واسه مهمونی هالووینه. کنایهآمیزه
عمراً. بذار گوشیمو درآرم
نه!
یالا
نیا داخل. دارم جق میزنم
باشه. کری گفت دیر میاد خونه
باشه، الان تموم میشه
چایی میخوری؟
آره، بریز
مشخصه که اذیتش کردن. پوست و استخونه
یه آشغاله. به هر حال که صاحبخونه نمیذاره توی خونه نگهش داری
- چون همهی صاحبخونهها عوضیان - همهی صاحبخونهها عوضیان
آره
- سلام - سر کار چطور بود؟
همیشه وقتی نتیجهی کار بد باشه همه از دستم عصبانی میشن
من فقط پیغامرسانم. خودم که اینا رو نمیگم
آره، تو فقط یه ظرف واسطهای. مثل یه پارچ کوچولوی سکسی
وای
ممنون عزیزم
- خب چرا استعفا نمیدی؟ - آره، استعفا بده
نمیتونم همینطوری استعفا بدم
درسته. نونخور داری
- دارم دنبال کار میگردم - آره
تمام روز توی اتاقش درخواست شغل پر میکنه. مگه نه عزیزم؟
آره
پولش خوبه
فقط هم از قدرتم استفاده نمیکنن. میگن چای و قهوه هم براشون درست کنم
وای نه. من عملاً یه آلت دستم
ببین، میتونست بدتر از این باشه
خودتو اینطوری حقیر نکن، جن
یا نکنه منظورت به صورت کلی بود؟ منظورت به صورت کلی بود، نه؟
آره
تو یه سرباز خیلی شجاعی
کری، من فقط هنوز قدرت ویژهای به دست نیاوردم. دکترا که جوابم نکردن
ببین. شاید قدرت واقعی اینه که فقط خودت باشی
این احمقانهترین کسشری بود که تا حالا شنیدم
اصلا و ابدا. نه
میدونم چی سر حالت میاره
من ناراحت نیستم
وای خدا، دوباره شماهایید که
آهای هیتلر، بیا کیرمو بخور. الان دیگه هیچکی با ازدواج بین نژادی مشکلی نداره
آره، الان توی بدن دوستدختر سفیدپوستمی، ما هم حداقل ماهی دو بار سکس میکنیم
حدس بزن من کیام
بیایید توی زمستون به روسیه حمله کنیم چون من یه کسخل کلهپوکم
خیلی خندهدار بود
آها، یهودیا هم سرتاسر جهان اوضاعشون خوبه
- آره - لا لا لا
گوش نمیکنم
واقعاً بچگانهست
صحیح. من میرم یه غریبه درم بذاره
عه...
شرمنده، فقط باید دستکش دستم کنم
خوشوقتم
طرفدار دوآتیشهی مایکل جکسونی؟
نه، اون متهم به تجاوز جنسیه
صحیح. خوب شد که زودتر در این مورد صحبت کردیم
وای، لازانیای سبزیجات
میخوام کاملاً باهات روراست باشم
من قدرتی دارم که با لمس بدنم آدما رو ارضا کنم
وای
- خیلی خفنه - اصلاً خفن نیست. خفن نیست
این یه تصور اشتباهه که عملاً هرکی که تا حالا باهاش آشنا شدم همین تصور رو داره
خب قدرت تو چیه؟
من هنوز منتظرم
توی پروفایلت نوشته بودی 25 سالته
- آره، 25 سالمه. فقط یه کم طول کشیده - تا حالا ندیدم کسی این همه منتظر مونده باشه
خب حالا قضیهی ارضا رو از کجا فهمیدی؟
شرط میبندم داستان خندهداریه
داستان خندهداری نیست، نه
قول میدم نخندم
تولد شصت سالگی پدرم بود
چند سالی بود که با هم مراوده نداشتیم. یه جور تجدید دیدار بود
داشتیم فوتبال بازی میکردیم...
که همیشه رویای کودکیم بود
یه شوت بیرون از دروازه که ممکن بود شیشهی یه هنرستان رو بشکنه رو گرفتم
برای اولین بار توی زندگیم حس کردم پدرم بهم به عنوان یه مرد احترام میذاره
بعدش پرسید میتونه باهام دست بده یا نه
آها، گرفتم چی شد
خیلی به خودم افتخار میکردم
کل خانوادهی شلوغمون اونجا بودن که شاهد این لحظه باشن
وقتی لحظهی تماس رسید، همه داشتن نگاه میکردن
وای نه
شلوار خاکی روشن پوشیده بود، واسه همین مشخص بود چه اتفاقی داره میافته
البته من پاک گیج شده بودم
خم شده بود پایین، من فکر کردم حملهی قلبی بهش دست داده
واسه همین پیراهنش رو باز کردم که بهش ماساژ قلبی بدم
- و هر بار که... - آره
آره، درسته. حق با توئه. خندهدار نیست
شلوار خاکیش پاک کثیف شد
کش، خدایی نگو که فکر میکنی پ.م یعنی پس از منقرض شدن دایناسورها
یعنی همین. سال 500 پ.م یعنی 500 سال پس از منقرض شدن دایناسورها
پس میخواستی چی باشه؟
کفشام خیلی پامو اذیت میکنه
پس چرا پوشیدیشون؟
وقتی گفتی شام رزرو کردی، فکر کردم یه قرار شیک و پیکه
نمیدونستم اصلاً از رستوران باکت آف پیتزا هم میشه میز رزرو کرد
معمولاً هم نمیشه ولی...
با مدیرش رابطهی ویژهای دارم
- چیکار میکنی؟ - اینا رو بپوش
- نه، لازم نیست - کفشاتو در بیار
ممنونم
- عه - کیفتو بده
جیباتم خالی کن
بیا، گوشیمو بگیر
این که آشغاله. نه رفیق
- کیفو رد کن بیاد - نه، پول دارم
یالا، دست بجنبون
- همینجاست توی... - همین الان. مسخرهبازی در نمیارم
توی جیبمه
- بیا - آخ، خورد توی چشمم
الان میبوسمت
میخوای که...
آره
عه...
چیکار میکنی؟
برام مهمه که بدونم خودمم از پسش بر میام
- شاید بهتر باشه دستکش رو در بیاری - یه دقیقه اجازه بده
آها
آه، آره
وای خدا
آره، آره. خودش بود
ارضا شدم
قابلی نداشت
به نظرم باید آرومآروم پیش بریم
محض احتیاط
No comments yet. Be the first to leave one.