Extraordinary

Extraordinary

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Extraordinary S01E01 1080p HULU WEBRip DDP5 1 x264
Extraordinary S01E01 720p HULU WEBRip DDP5 1 x264
Extraordinary S01E01 1080p WEBRip x264-GalaxyTV
Extraordinary S01E01 720p WEBRip x264-GalaxyTV
ناشر thetrueali
🌕 Sub by: thetrueali 🌕 Telegram: @thetrueali

برچسب‌ها

webrip
web
x264
BRip
1080
720p
720
تاریخ انتشار: 2023-05-08
تعداد دانلود: 53
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫سفرتون چطور بود؟

‫افتضاح بود

‫با اتوبوس اومدم، چون فقیرم. ‫داخلش بوی مرغ گرم و خام می‌داد

‫خیلی هم اضطراب دارم...

‫واسه همین داشتم می‌اومدم داخل ‫فکر می‌کردم می‌رینم به خودم. ولی نریدم

‫و اگه حالت عجیبی نشستم، به خاطر اینه که ‫فکر کنم نوار بهداشتیم داره میاد بیرون

‫وقت نداشتم برم دستشویی طبقه‌ی پایین ‫چون صبح خواب موندم

‫چون دیشب کلی زور زدم آبم بیاد...

‫ولی به خاطر قرص‌های ضدافسردگیم ‫آبم نیومد

‫نمی‌دونم چرا اینا رو بهتون گفتم

‫به خاطر قدرت ویژه‌ی منه

‫نگران نباش

‫اگه کاندیدای مناسبی باشی، ‫حقیقت فقط به نفعت خواهد بود

‫ازش متنفرم. آره، خیلی برام بد شد

‫خب می‌دونم که این حرف کلیشه‌ایه ‫ولی واسه چی می‌خوای اینجا کار کنی؟

‫نمی‌خوام، ولی برای زنده موندن ‫به پول احتیاج دارم

‫مدرک درجه دو در ادبیات انگلیسی داری

‫نه، ترک تحصیل کردم، ‫ولی روم نمیشد به کسی بگم

‫واسه همین یک سال تمام ‫هر روز وانمود کردم که میرم دانشگاه

‫ولی حقیقتاً فقط ‫توی فروشگاه پرایمارک می‌چرخیدم

‫به نظرت بزرگترین نقطه ضعفت چیه؟

‫ناامنی فلج‌کننده. خودخواهم، یه کم تنبلم، ‫جاه‌طلب نیستم

‫کله‌شقم، جر و بحث می‌کنم، حسودم

‫فقط اگه کسی دیگه توی دستشویی باشه ‫دستامو می‌شورم

‫فکر نمی‌کنم توان عشق رو داشته باشم. ‫نگرانم که یه ذره نژادپرست باشم

‫یه کم می‌ترسم اینو بگم، ‫ولی سوالی از من ندارید؟

‫زیر اون چشم‌بند یه حفره‌ی چندش‌آوره؟

‫خیلی شرمنده‌ام

‫می‌بینم که قدرت ویژه‌تونو اینجا ننوشتید

‫به خاطر اینکه هنوز قدرتی ندارم

‫ما با کاندیداهای زیادی مصاحبه می‌کنیم. ‫چی شما رو خاص می‌کنه؟

‫نمی‌دونم

‫آره، ریچل حالش چطوره؟

‫دارم میرم بیارمش

‫- جدی؟ ‫- تو حالت چطوره؟

‫آره، خوبم. عالی‌ام

‫خوب بود رفیق

‫شنبه تولد هجده سالگی خواهرمه، ‫اگه خواستی بیا

‫احتمالاً مهمونی گهی میشه، ‫ولی می‌دونی، کیک مجانی گیرت میاد

‫مامانمم همیشه کلی مشروب می‌خره

‫تو خواهر داری؟

‫آره، اندی. فکر کنم راجع بهش ‫حرف زده بودم. یه چند باری

‫پشمام

‫اگه کار داری، اصلاً ایرادی نداره. ‫هیچ‌جوره غمت نباشه

‫پیشنهادم به قوت خودش باقیه. قدمت سر چشمه

‫به گمونم اگه بیای باحال میشه

‫هر دفعه

‫ترجمه: ‫Thetrueali

‫Telegram: @Thetrueali

‫25 سال عمرمو با اون مرد تلف کردم. ‫اون 25 دقیقه‌ست که باهاش بوده

‫و بهترین 25 دقیقه‌ی عمرش بود، سلیطه‌ی احمق

‫ببینید، امروز می‌تونیم این قضیه رو حل کنیم

‫اگه بتونیم مستقیم با آقای گرینهام صحبت کنیم...

‫مطمئنم که طرف موکل منو می‌گیره

‫خانم جکسون

‫سلام

‫واقعاً تسلیت میگم

‫بله، شرمنده

‫برید گمشید دیگه. نمیشه یه دقیقه ‫آرامش داشته باشم؟

‫- آقای گرینهام... ‫- تو رو از طلاقمون یادمه

‫سیبیل گذاشتی؟ فکر نمی‌کردم بیشتر از این ‫بتونی شبیه بچه‌بازا بشی

‫توی وصیت‌نامه‌ام به وضوح گفتم

‫همه‌چی می‌رسه به تانیا

‫اون عجوزه‌ی پیر هم هیچی بهش نمی‌رسه

‫و یه مسئله‌ی دیگه، برید درتونو بذارید

‫بازم از صمیم قلب تسلیت میگم

‫شما کی باشی؟

‫گربه‌ی مجانی؟

‫خدای من

‫- برو بیرون ‫- نوشته ابرکیر؟

‫نه، نوشته ابرساعت

‫ساعت. یه حرفش افتاده بود

‫سانت به سانت دم و دستگاهتو می‌تونم ببینم

‫مثل وقتیه که گوشت رو توی سوپرمارکت ‫بسته‌بندی خلأیی می‌کنن

‫واسه مهمونی هالووینه. کنایه‌آمیزه

‫عمراً. بذار گوشیمو درآرم

‫نه!

‫یالا

‫نیا داخل. دارم جق می‌زنم

‫باشه. کری گفت دیر میاد خونه

‫باشه، الان تموم میشه

‫چایی می‌خوری؟

‫آره، بریز

‫مشخصه که اذیتش کردن. پوست و استخونه

‫یه آشغاله. به هر حال که صاحبخونه ‫نمی‌ذاره توی خونه نگهش داری

‫- چون همه‌ی صاحبخونه‌ها عوضی‌ان ‫- همه‌ی صاحبخونه‌ها عوضی‌ان

‫آره

‫- سلام ‫- سر کار چطور بود؟

‫همیشه وقتی نتیجه‌ی کار بد باشه ‫همه از دستم عصبانی میشن

‫من فقط پیغام‌رسانم. خودم که اینا رو نمیگم

‫آره، تو فقط یه ظرف واسطه‌ای. ‫مثل یه پارچ کوچولوی سکسی

‫وای

‫ممنون عزیزم

‫- خب چرا استعفا نمیدی؟ ‫- آره، استعفا بده

‫نمی‌تونم همینطوری استعفا بدم

‫درسته. نون‌خور داری

‫- دارم دنبال کار می‌گردم ‫- آره

‫تمام روز توی اتاقش درخواست شغل پر می‌کنه. ‫مگه نه عزیزم؟

‫آره

‫پولش خوبه

‫فقط هم از قدرتم استفاده نمی‌کنن. ‫میگن چای و قهوه هم براشون درست کنم

‫وای نه. من عملاً یه آلت دستم

‫ببین، می‌تونست بدتر از این باشه

‫خودتو اینطوری حقیر نکن، جن

‫یا نکنه منظورت به صورت کلی بود؟ ‫منظورت به صورت کلی بود، نه؟

‫آره

‫تو یه سرباز خیلی شجاعی

‫کری، من فقط هنوز قدرت ویژه‌ای به دست نیاوردم. ‫دکترا که جوابم نکردن

‫ببین. شاید قدرت واقعی اینه که فقط خودت باشی

‫این احمقانه‌ترین کسشری بود که تا حالا شنیدم

‫اصلا و ابدا. نه

‫می‌دونم چی سر حالت میاره

‫من ناراحت نیستم

‫وای خدا، دوباره شماهایید که

‫آهای هیتلر، بیا کیرمو بخور. الان دیگه ‫هیچکی با ازدواج بین نژادی مشکلی نداره

‫آره، الان توی بدن دوست‌دختر سفیدپوستمی، ‫ما هم حداقل ماهی دو بار سکس می‌کنیم

‫حدس بزن من کی‌ام

‫بیایید توی زمستون به روسیه حمله کنیم ‫چون من یه کسخل کله‌پوکم

‫خیلی خنده‌دار بود

‫آها، یهودیا هم سرتاسر جهان اوضاعشون خوبه

‫- آره ‫- لا لا لا

‫گوش نمی‌کنم

‫واقعاً بچگانه‌ست

‫صحیح. من میرم یه غریبه درم بذاره

‫عه...

‫شرمنده، فقط باید دستکش دستم کنم

‫خوشوقتم

‫طرفدار دوآتیشه‌ی مایکل جکسونی؟

‫نه، اون متهم به تجاوز جنسیه

‫صحیح. خوب شد که زودتر ‫در این مورد صحبت کردیم

‫وای، لازانیای سبزیجات

‫می‌خوام کاملاً باهات روراست باشم

‫من قدرتی دارم که با لمس بدنم ‫آدما رو ارضا کنم

‫وای

‫- خیلی خفنه ‫- اصلاً خفن نیست. خفن نیست

‫این یه تصور اشتباهه که عملاً هرکی که تا حالا ‫باهاش آشنا شدم همین تصور رو داره

‫خب قدرت تو چیه؟

‫من هنوز منتظرم

‫توی پروفایلت نوشته بودی 25 سالته

‫- آره، 25 سالمه. فقط یه کم طول کشیده ‫- تا حالا ندیدم کسی این همه منتظر مونده باشه

‫خب حالا قضیه‌ی ارضا رو از کجا فهمیدی؟

‫شرط می‌بندم داستان خنده‌داریه

‫داستان خنده‌داری نیست، نه

‫قول میدم نخندم

‫تولد شصت سالگی پدرم بود

‫چند سالی بود که با هم مراوده نداشتیم. ‫یه جور تجدید دیدار بود

‫داشتیم فوتبال بازی می‌کردیم...

‫که همیشه رویای کودکیم بود

‫یه شوت بیرون از دروازه که ممکن بود ‫شیشه‌ی یه هنرستان رو بشکنه رو گرفتم

‫برای اولین بار توی زندگیم حس کردم ‫پدرم بهم به عنوان یه مرد احترام می‌ذاره

‫بعدش پرسید می‌تونه باهام دست بده یا نه

‫آها، گرفتم چی شد

‫خیلی به خودم افتخار می‌کردم

‫کل خانواده‌ی شلوغمون اونجا بودن ‫که شاهد این لحظه باشن

‫وقتی لحظه‌ی تماس رسید، ‫همه داشتن نگاه می‌کردن

‫وای نه

‫شلوار خاکی روشن پوشیده بود، ‫واسه همین مشخص بود چه اتفاقی داره می‌افته

‫البته من پاک گیج شده بودم

‫خم شده بود پایین، من فکر کردم ‫حمله‌ی قلبی بهش دست داده

‫واسه همین پیراهنش رو باز کردم ‫که بهش ماساژ قلبی بدم

‫- و هر بار که... ‫- آره

‫آره، درسته. حق با توئه. خنده‌دار نیست

‫شلوار خاکیش پاک کثیف شد

‫کش، خدایی نگو که فکر می‌کنی پ.م ‫یعنی پس از منقرض شدن دایناسورها

‫یعنی همین. سال 500 پ.م ‫یعنی 500 سال پس از منقرض شدن دایناسورها

‫پس می‌خواستی چی باشه؟

‫کفشام خیلی پامو اذیت می‌کنه

‫پس چرا پوشیدیشون؟

‫وقتی گفتی شام رزرو کردی، ‫فکر کردم یه قرار شیک و پیکه

‫نمی‌دونستم اصلاً از رستوران باکت آف پیتزا هم ‫میشه میز رزرو کرد

‫معمولاً هم نمیشه ولی...

‫با مدیرش رابطه‌ی ویژه‌ای دارم

‫- چیکار می‌کنی؟ ‫- اینا رو بپوش

‫- نه، لازم نیست ‫- کفشاتو در بیار

‫ممنونم

‫- عه ‫- کیفتو بده

‫جیباتم خالی کن

‫بیا، گوشیمو بگیر

‫این که آشغاله. نه رفیق

‫- کیفو رد کن بیاد ‫- نه، پول دارم

‫یالا، دست بجنبون

‫- همینجاست توی... ‫- همین الان. مسخره‌بازی در نمیارم

‫توی جیبمه

‫- بیا ‫- آخ، خورد توی چشمم

‫الان می‌بوسمت

‫می‌خوای که...

‫آره

‫عه...

‫چیکار می‌کنی؟

‫برام مهمه که بدونم خودمم از پسش بر میام

‫- شاید بهتر باشه دستکش رو در بیاری ‫- یه دقیقه اجازه بده

‫آها

‫آه، آره

‫وای خدا

‫آره، آره. خودش بود

‫ارضا شدم

‫قابلی نداشت

‫به نظرم باید آروم‌آروم پیش بریم

‫محض احتیاط

More Farsi Persian subtitles for Extraordinary

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left