The Assassins

The Assassins (الحشاشين)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

TheAssassins S01E06 720p WEB H264 WATCHIT WEB-DL
ناشر Saeed_Pardis

برچسب‌ها

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
1080
x265
تاریخ انتشار: 2024-03-26
تعداد دانلود: 104
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

تو شرافتمندانه‌ترین کار رو نسبت به دعوت حسن صباح انجام میدی

داری شیطان بزرگ رو می‌کشی

خلیفه عباسی رو می‌کشی

خلیفه عباسی مردی قوی نبود

خلافت عباسی در بدترین وضعیت خودش قرار داشت

من سلطان ملک‌شاه هستم

دستوراتش رو برام می‌فرسته؟

مشروعیت شما

و حقانیت پدرتون آلب ارسلان همه از وفاداری ما به او سرچشمه می‌گیره

در عین حال مشروعیت سلطان و دولت سلجوقی در گروی این امر بود

حضور او مشروعیت و بقای دولت رو در بین عموم مردم تضمین می‌کرد

ازدواج دختر سرورم سلطان ملک‌شاه

با خلیفه عباسی

بطوری که خلیفه یا وارث بعدی هویت ترکی‌الاصل داشته باشه

نظام الملک از خطر ورود خلیفه به اصفهان بخوبی آگاهه

چون اگه اتفاق غیرمنتظره ای رخ بده

عواقب فاجعه باری برای کل سلطنت خواهد داشت

امن و سالم بگذره یا نه، کار توئه طوسی

نظام الملک یه کارزار وسیع پاکسازی ... و سازماندهی مجدد رو

برای پذیرایی از خلیفه آغاز کرد

یکی از سلحشوران دولت

یحیی بن المؤذن بود

که خونه و عشقش رو

برای مبارزه با کفار

و انتقام پدرش ترک کرد

حسن، که حضورش رو در تالار اسرار سلطان

یه فرصت عالی می‌دونست

برای شروع دعوتش

با کشتن یه نفر

می‌تونه یه دولت رو از پای دربیاره

خلیفه عباسی رو می‌کشی

"حشاشین"

قسمت ششم "شکستن عهد"

من عهد بستم

مبارک باد

مبارک بخاطر اینکه منادی حقیقت شدی

ستایش از آنِ خداست

الحمدلله با زبان کافی نیست

تو یه جوان ترک باهوشی، نور

کاری که می‌کنی، شرافتمندانه‌ترین کاریه که تا به حال انجام شده

از زمانی که دعوت من شروع شده

تاریخ فراموش نخواهد کرد

برای هر ماموریتی آماده‌ام

داری شیطان بزرگ رو می‌کشی

امیر مؤمنین و خلیفه مسلمین

خلیفه عباسی رو می‌کشی

!...من این افتخار بزرگ رو در تو دیدم

چنین چیزی ممکنه؟ همه چیز در بین ما امکان‌پذیره

‏15 ساله که دنبالت می‌گردم

همراهان خلیفه دارن وارد دروازه‌های اصفهان میشن

برای استقبال از او، سلطان وزیر و مقامات دولت حضور دارن

از جمله من

جلوی دروازه‌ها شش برج وجود داره

تو این برج‌ها ماهرترین کمانداران در دربار سلطنت مستقر شدن

نظام الملک امنیت بی‌سابقه ای رو برای صفوف عباسیان تدارک دیده

...ولی

اونها مکر می‌کنن و خدا نیز مکر می‌کنه

"و خداوند بهترین مکاران است"

در مقابل دروازه‌ها دو تا برج هست

هر برج یه شیپورچی داره که هنگام ورود سوارکارها، تو شیپور می‌دمند‌

دنبال یکی از اون دو تا مرد رفتم

فهمیدم که یکی‌شون مسته

خدای ناکرده، عاشق شرابه

این بیچاره از ظاهرش کاملا پیدا بود

با ورود اولین سوارکار اون مرد در شیپور خواهد دمید

ده تا سوارکار که رد شد

بعدش یه اسب تزئین شده ظاهر میشه

با پوششی سیاه که روی صورتش با طلا آراسته شده

اون اسب خلیفه‌ست

...و چطور من

حرف مولای ما رو قطع نکن

از امشب

بعد از هر نیمه‌شب

دوستی با اون مرد رو شروع می‌کنی

و تا می‌تونی بهش نزدیک می‌شی

برای ده شب متوالی

هر روز یه بطر شراب بهش میدی

از بهترین انواع شراب‌ها

بعد برای پنج شب ناپدید میشی

شب پانزدهم برگرد

مطمئنا هیجان زده میشه

ازش می‌خوای که اجازه بده از بالای برج، مراسم رو تماشا کنی

بهش پول و شراب میدی

و قبول می‌کنه

او نه سربازه و نه جنگجو

فقط یه مرد شیپورچی

سوارکارها رد میشن

بعد از دهمین سوارکار اونو می‌کشی

و کمانت رو می‌کشی

و با تیر مسموم نشونه می‌گیری

به طرف خلیفه مسلمین

تو پرافتخارترین کار تاریخ رو انجام میدی

کافران حتما تو رو می‌گیرن

و تو رو می‌کشن

تو با بال‌های شهید ​​اوج می‌گیری تا به دیدار عزیزانت به بهشت بری

در مورد این دنیا

همسر و بچه‌هات به اندازه کافی از همه نعمات برخوردار می‌شن

مطمئن باش

همسرم الان پیش اونه

بچه‌های تو بچه‌های من و حسن هستن

و تو هم خواهرمی

هر روزِ زندگی‌شون رو تضمین می‌کنم

من از زندگی اونا محافظت خواهم کرد

سلامتی شما تا قیامت به گردن ما و مولایمان امام غایبه

بچه‌های تو مثل بچه‌های خودمه

و همسرت خواهرمه

بچه‌هات تحت سرپرستی شوهرمه

تا زمانی که همدیگه رو تو بهشت ​​ملاقات کنیم

تا زمانی که در بهشت ​​ابدی همدیگه رو ملاقات کنیم

برادروار بر تخت هایی روبروی یکدیگرند"،نور"

" برادروار بر تخت هایی روبروی یکدیگرند"

حضور شما در مدارس عادی دولت ما رو نجات داد، مولای من

دولت ما همیشه قدردان شماست

برای جهادی که با علم خود در اینجا انجام دادی

سرورم

کار خیلی سخت بود

غزالی احساس می‌کنه که هنوز باید یاد بگیره

نه اینکه معلم باشه

غزالی هر چی که بخواد با تواضع می‌گه

...ولی هرگز بدون تو نمی‌تونیم

جهادت رو ادامه بدیم، امام غزالی

جهادت رو ادامه بده

داماد منتظره

چرا عروس اینقدر غمگین و افسرده‌ست؟

عقد ازدواج امضا شده؟

چطور می‌تونی اینجوری باشی؟

داماد و خانواده‌اش چی میگن؟

بیا دخترم

خودمو به زور راضی به ازدواج کردم

ولی نمی‌تونم به زور لبخند بزنم

برو داماد و خانواده اش رو ببین

نمی‌خواد بخندی، فقط یه لبخند بزن

من به لبخند هم راضی‌ام

راضیش کن باشه

این یه ازدواج اجباریه، مامان

ما مدتی طولانی صبر کردیم ولی معشوق تو نیومد

گفتم اگه یحیی بیاد پدرتو راضی می‌کنم

ولی هرگز نیومد

و تو دیگه خیلی جوون نیستی

و رد خواستگارها بدون دلیل شرم آوره

اون میاد

می‌دونم که میاد

فقط بعد از اینکه قاتل پدر و مادرش رو پیدا کنه

اونوقت چند سالت می‌شه؟

دخترم بیا پایین

برو پایین و با دخترا خوش بگذرون

بذار عقلت، قلبت رو کنترل کنه

!مبارکت باشه عروس

« ارائه شده توسط وبسایت گ.ل.چـین دان.لـود »

سوارکارها چند ساعت دیگه می‌رسن

!سرورمون نظام الملک

چند وقته اینجا خدمت می‌کنی؟ سال‌هاست، سرورم

!این چیه

...این جام شراب

شراب و شیپور زدن !تو چنین روزی

!ببرش

!زنده باد خلیفه !زنده باد خلیفه

!زنده باد خلیفه !زنده باد خلیفه

!زنده باد خلیفه !زنده باد خلیفه

!زنده باد خلیفه !زنده باد خلیفه

!زنده باد خلیفه !زنده باد خلیفه

!زنده باد خلیفه !زنده باد خلیفه

!زنده باد خلیفه !زنده باد خلیفه

!زنده باد خلیفه !زنده باد خلیفه

!زنده باد خلیفه !زنده باد خلیفه

منم مظلوم، کمک کنین

من خیریه، یا گدایی نمی‌کنم

بی عدالتی در کشور ما ریشه‌داره و ظلم پایدار

مثل سربازان و سلطان

بی عدالتی اول یه موش کوچیک ترسو بود

بعد رشد کرد و هیولا شد و مثل سربازان و سلطان وحشی شد

نور روشنی تو خونه‌اش نبود انگار ناپدید شده

یعنی بهمون خیانت کرده؟

نه

نگران نیستی؟

به بودن در یک زمان خاص عادت کردم

تا خودمو تسلیم سرنوشت کنم و آماده باشم

از سرنوشتت سرپیچی نکن، زید

این پیام رو به گوش حامیان دعوت برسون

منم مظلوم، کمک کنین

من خیریه، پول، یا گدایی نمی‌کنم

"ای دل چو زمانه می‌کند غمناکت"

"ناگه برود زتن روان پاکت"

"بر سبزه نشین و خوش بزی روزی چند"

"زان پیش که سبزه بَردمد از خاکت"

"ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست"

"بی باده گلرنگ نمی‌باید زیست"

"این سبزه که امروز تماشاگه ماست"

"تا سبزهٔ خاک ما تماشاگه کیست"

"این کوزه چو من عاشق زاری بوده است"

"در بند سر زلف نگاری بوده‌ست"

"این دسته که بر گردن او می‌بینی"

"دستی‌ست که برگردن یاری بوده‌ست"

این گشایش در گناه و عشق به شرابه

گناه و عشق به شراب کجا بود؟

حیفه که اینجوری بزرگ بشی و زندگی کنی

عجول و نادان بودم

"این کوزه چو من عاشق زاری بوده است"

"در بند سر زلف نگاری بوده‌ست"

...این بدان معنا نیست که

The Assassins subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Assassins

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left