هماهنگ با نسخه‌های زیر

Empire of Gold E19 KOR 2013
ناشر Rahpooyan
Translated By KoreanForum

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2014-02-10
تعداد دانلود: 15
مخصوص ناشنوایان: Yes

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

" امپــراطـوریِ طـلا "

. بیا با هم بریم مسافرت

، خارج از کشور خوبه . یا می تونیم بریم جزیره ی جیجو

کاری می کنم که تا آخرین روزِ زندگیت لبخند بزنی . و شاد و خوشحال زندگی کنی ، مامان

. به زودی دوباره همدیگه رو می بینیم

. اما یه جای دیگه ، نه اینجا

. زن عمو

. من باید جانگ تائه جو و سئو یونُ از سرِ راهم بردارم

. بعد از اون هم باید با تو بجنگم

. من باید صاحبِ گروهِ سونگ-جین بشم

. و با قدرتم سونگ جائه رو از زندان بیرون میارم

قبل از جلسه ی سالانه ی سهام داران که سالِ دیگه برگزار میشه

. یه کاری هست که باید انجامش بدی

چیکار باید بکنم ، مامان ؟

. دیگه هیچ کاری نیست که بتونم انجام بدم

. سونگ جائه ، من قول دادم

...پدرت بائه یونگ هان- یعنی اون می خواست که اوضاع اینطوری بشه ؟-

می خواست که من و تو اینطوری زندگی کنیم ؟

. سونگ جائه ، فقط به کاری که می کنم اعتماد کن

. فقط یه چیزه که تو زندگی می خوام

...می خوام تو مدیرکلِ گروه سونگ-جین باشی

. من به اون جایگاه احتیاجی ندارم

. بهت که گفتم ، این فقط حرص و طمعِ خودته

، کِی میخوای منُ درک کنی سونگ جائه ی من ؟

. تو آدمِ خیلی بدی هستی مامان

، برای اینکه روی طمعِ خودت سرپوش بزاری . همش منُ بهانه میکنی

وقتی که بعد از 5 سال یا 10 سال از زندان بیام بیرون

. پیشِ تو نمیام مامان

. سونگ جائه

. زن عمو

هنوز شام نخوردی ، نه ؟

. من از اون ترشی ها که دوست داری درست کردم

. بیا بریم ، سونگ جائه

. این قهوه خیلی خوش عطره

. تائه جو ، امشب باید بری خونه

. برو مادرتُ ببین و ازش خداحافظی کن

. یه اخطاریه برای بازداشتت فردا صبح صادر میشه

. دونگ هه ، من ازت خواستم که بهم اعتماد کنی

. اما اوضاع زیاد جالب نیست

. یه عالمه پرونده در مورد چک های برگشتی هست

...تائه جو ، به جای اون چک های که به من دادی

. تصمیم گرفتم فقط به پولِ نقدی که تو دستام میگیرم اعتماد کنم

اون کیه ؟ اونی که مدارکُ بهت داده کیه ؟

کی می تونه باشه ؟ سئو یون یا مین جائه ؟

تو فکر میکنی کیه ؟

! دونگ هه ، دونگ هه

! دونگ هه

. کفشام ناپدید شدن

نائب رئیسِ سابق آقای چویی دونگ جین . امروز برای دورِ اول احضار میشن

. به نظر میرسه که تا چند روزه دیگه روانه ی زندان میشن

. برای شما هم با بازجویی از مظنون تموم خواهد شد

. سونگ جائه

جوابِ آزمایش آماده شده ؟

این بیماری در واقع کاهشِ قدرتِ شناسایی ناشی . از استرس و اضطرابِ شدید و شوکه

...بهش جنون هم میگن

. خوشحالم که در مراحلِ اولیه ی بیماری شناسایی شده

دکتر پارک ، بعد از یکی دو دوره درمان خوب میشه ؟

شوکی که به ایشون وارد شده باعث شده که اکسیژنِ کافی به مغز نرسه

. به همین علت تار های عصبی خیلی آسیب دیدند

. کم کم حافظه و قدرت شناسایی شون رو از دست میدند

. یه راهی پیدا کنید تا پیشرفت بیماری رو کُند کنید

...چون ایشون کم خونیِ شدید دارن

. پیشرفتِ بیماری خیلی تندتر میشه

. تا چند ماهِ دیگه بیشترین بخشِ حافظه تونُ از دست میدید

. متاسفم

. من امروز بیمارستانُ ترک میکنم

من تو این 70 سالِ زندگیم کلی بار رو دوشم دارم که . باید از شرِشون خلاص بشم

خانواده ام فکر می کنن به خاطرِ خستگی و فشاری که مشکلِ . سونگ جائه بهم وارد کرده اومدم بیمارستان

. من نمی خوام برای اونایی که کار و زندگی دارن نگرانی به وجود بیارم

. برای آینده ی شما هم بد نمیشه

. بله ، خانم

. خانم

. خوشحالم

...بازم می تونم بشنوم

می تونم صدای نفسای چویی دونگ سونگ وقتی . کنارم خوابیده بود رو هنوز می تونم بشنوم

. اما بالاخره می تونم فراموشش کنم

...هنوز به یاد میارم

. لمس دست های چویی دونگ سونگ که منُ به آغوش میکشید

. بالاخره می تونم فراموشش کنم

. خانم

اما چیکار می تونم بکنم ؟

. یه سری از خاطراتم هستن که اصلاً دلم نمی خواد از یاد ببرمشون

، قبل از اینکه خاطراتِ با ارزشمُ از دست بدم . باید عجله کنم

. مدیر کانگ ، بهم یه لیوان چای بده

. بله ، خانم

....چویی مین جائه هستم

. مدیر کانگ هو یئون

داری برای جلسه ی اضطراریِ سهامدارانِ سیمان سازیِ سونگ جین آماده میشی ، درسته ؟

. باید تمومش کنی

خب....می خواستم بدون اینکه زنم بفهمه براش یه . مراسمِ سورپرایز کننده ترتیب بدم ، اما مچمُ گرفتی

رئیس چویی مین جائه از بازجویی های دادگاه جونِ سالم به در برد

اما به خاطر قیمت سهام ها و دخل و تصرف . تو کارت های سونگ-جین خیلی تو دردسر افتاده

...اگه یه خرده اذیتش کنم

. اما مین جائه هنوزم مدیرکله

. خیلی کارا هست که باید تا جلسه ی سالانه ی سهامدارا انجام بدیم

فکر می کنی فقط ماهاییم که داریم واسه اون جلسه آماده می شیم ؟

. بیا به اونا هجوم بیاریم

. برای یورش کردن نیاز با آماده سازی هست

. فکر نمیکنم تو هنوز آماده ی اینکار باشی آقای جانگ تائه جو

اگه این دفعه هم با جلسه ی اضطراریِ سهامداران موافقت نکنی

. تو جلسه ی سهامدارانِ سال آینده حقوق رای موافقمُ بهت واگذار نمیکنم

. اگه من عقب بکشم تو نمی تونی حتی یه قدم هم جلو برداری

اگه من عقب بکشم تو می تونی جلوتر بری ؟

. حتماً به خاطر وام هایی که گرفتی خیلی عجله داری

اگه اون موقع که ازت خواهش کرده بودم برام کاری میکردی

. می تونستم حداقل یه بار هزینه ی وامِ شوهرمُ پرداخت کنم

...چویی سئو یون

. بیا طبقِ قولمون عمل کنیم . با تجارتِ نفتِ خامِ روسیه ات موفق باشی

. تو جلسه ی سالِ آینده کارتِ طلاییِ خوبی برات میشم

. تائه جو ، فقط چند ماه دیگه تا محدودیت اساسنامه ی اون مدارک مونده

باید تا قبلِ اینکه تارخ انقضای اون مدارک برسه . براشون یه خریداره خوب پیدا کنم

مدیر کانگ

. سهام ها رو تو سیمان سازیِ سونگ-جینُ به من واگذار کن

...گفتی که در موردِ بیماریِ خانم هان می دونستی

.... خیلی برای ملاقات عجله داشتی ، واسه همین امیدوار بودم

که یه دکتری که تو خارج از کشور بتونه ایشونُ درمان کنه . رو بهم معرفی کنی

. حتی مدیرکل چویی دونگ سونگ نتونست با این بیماری مقابله کنه

. زن عمو هم نمی تونه اینکارُ بکنه

. اون زنِ قوی ایه

. مدیرکل چویی دونگ سونگ هم خیلی قوی بود

اما چطور تونست سهام سیمان سونگ-جینُ به زن عمو واگذار کنه ؟

...من نگرانِ اینم

...که با این ذهنِ آشفته ای که زن عمو داره

چه اتفاقی می افته اگه اون سهامُ به کسی واگذار کنه که نباید یکنه ؟

توی این 30 ساله گذشته ، اون با اون همه نفرتی که نسبت ...به مدیرکل چویی دونگ سونگ داشت ، تحمل کرد و رو پای خودش موند

اما اگه با یه اشتباه کوچیک همه ی این زحمتا رو به باد بده چی میشه ؟

. اون سهامُ بده به من ، مدیر کانگ

. من طبقِ فرمانِ ایشون پیش میرم

به اندازه ای که از مدیرکل متنفر بودن

. نگران سونگ جائه هستن

. خودشون تصمیم میگیرن که کدوم راهُ انتخاب کنن

. ایشون در حال حاضر دارن سونگ جائه رو ملاقات می کنن

. سعی می کنم یه وکیلِ خوب پیدا کنم

، زود از اینجا میام بیرون ...قبل از اینکه تو حافظه تُ از دست بدی

...مامان ، بیا با هم بریم مسافرت

. بیا با هم بخندیم و با هم حرف بزنیم

. من خیلی وقته دارم تحمل مپیکنم

کجا باید برم ؟

...برای من ، هر جا که تو بودی خونه ی منم بود

. اما حالا دیگه خونه ای ندارم

. مامان

. رفتم سرِ مزارِ پدرت

....کسی که تو این دنیا جلوی چویی دونگ سونگ زانو زد

یعنی تو اون دنیا هم باید زانو بزنه ؟

، اون مرتیکه چویی دونگ سونگ داره صدام میکنه پس چرا پدرت هیچ کاری نمیکنه و فقط داره تماشا میکنه ؟

. من یه مدتی اونُ سرزنش کردم

. مامان

. من متاسفم ، سونگ جائه

....من فقط می خواستم تو لباس های قشنگ بپوشی

. اما باعث شدم یه چیزه دیگه تنت کنی

. من خیلی مردد بودم

باید در موردِ چیزی که تو ذهنم می گذره به پدر بگم ؟

...اگه اونطور میشد من و تو مجبور نبودیم به اون خونه بریم

. اگه اونطور میشد می تونستیم با هم بخندیم و بریم مسافرت

. می تونستیم یه جور دیگه زندگی کنیم

. من پشیمونم ، مامان

. منم پشیمونم

، بعد از اینکه چویی دونگ سونگ مُرد ...اگه گروه مالِ من میشد

...ون جائه ، جونگ یون و سئو یون

چقدر خوب میشد اگه اونا رو راهیِ زندان یا خارج از کشور می کردم ؟

. مامان

. پدرِ تو 30 سالِ پیش از دنیا رفت

. و منم دنبالش میرم

سونگ جائه ی من ، تو مجبوری که بیشتر از 5 سال . توی زندان بمونی

....چویی دونگ سونگ

. قبل از اینکه بره بهش یه قولی دادم

بهش قول دادم که زندگی رو برای ون جائه ، جونگ یون . و سئو یون جهنم می کنم

...اما سونگ جائه

. الان این ما هستیم که داریم تو جهنم زندگی می کنیم

قبل از اینکه عقلمُ از دست بدم و خاطراتمُ فراموش کنم

. باید به قولی که به اون مرتیکه دادم وفادار بمونم

. مامان

. من راه درازی واسه رفتن در پیش دارم اما وقتی برام نمونده

. باید عجله کنم ، سونگ جائه

هوا تو تابستون خیلی گرمه ، واسه همین براتون چایِ . قاصدک درست کردم تا خنکتون کنه

. یه خرده بنوشید

. یه جلسه ی خانوادگی باید با من و ون جائه باشه ، فقط ما دوتا

...شما- . بنوش-

. ذهنت آروم میشه

. دلم می خواد بدونم....چرا مین جائه رو هم دعوت کردید

. اون برای چند سال یه جایگاه غیر قابلِ تحملی رو تحمل کرد

باید واسه آخرین روزی که من اینجا هستم . و رفتنِ من از این خونه رو ببینه

. باید واسه اینکه این همه سختی رو تحمل کرده ، بهش دلداری بدم

...هنوز یادم میاد

. اون روزی رو که از جانگچونگ-دونگ به این خونه اومدم

سئو یون تازه هشت سالش شده بود ؟

چون می خواستی اتاقی که طبقه ی دوم بودُ استفاده . کنی ، کلی سر صدا راه انداخته بودی

...من بهت گفتم که ممکنه از رو پله ها بیوفتی

گفتید دارید میرید ؟

، بعد از اینکه سونگ جائه رو از دست دادم و مریض شدم چطور می تونم بازم تو این خونه بمونم ؟

. من رفتم بیمارستان

...دکتر پارک بهم گفت . مهارت های شناساییم داره کاهش پیدا میکنه

. مردم بهش میگن جنون

چطور می تونم با اینهمه چیزای سنگینی که تو دستامه این دنیا رو ترک کنم ؟

. باید اینا رو برای شما بزارم

. ون جائه

همونطور که قولشُ داده بودم کشتی سازی و صنایعِ سنگین رو جداگانه به تو واگذار میکنم

پس با افتخار شونه هاتُ بالا نگه دار . و مثلِ پسر ارشدِ این خانواده رفتار کن

جنون ؟

اون گفت همونطوری که قولشو داده کشتی سازی و . صنایعِ سنگینُ به تو میده

Empire of Gold (황금의 제국 / The Golden Empire / Hwanggeum eui Jegook) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Empire of Gold (황금의 제국 / The Golden Empire / Hwanggeum eui Jegook)

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left