The Tourist

The Tourist

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 2

هماهنگ با نسخه‌های زیر

The Tourist S02E06 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
ناشر highbury

برچسب‌ها

web
1080
x265
HEVC
x264
480p
480
webrip
720p
720
BRip
XviD
تاریخ انتشار: 2024-01-02
تعداد دانلود: 48
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫هنوز نمی‌تونی از سرت درش بیاری

‫تمام کارهای وحشتناکی که کردم

‫چیزی که توی اون هواپیما بود...

‫و چرا اسم خودتو الیوت استنلی گذاشتی؟

‫برات مهم نیست؟

‫چیزی رو دزدیدی که ‫قرار بود مال فرانک باشه

‫و فکر کنم هنوز دست توئه.

‫آه!

‫برخی چیزها بهتره دفن بمونن

‫می‌دونی که باید اینو گزارش بدم. ‫خودمو تحویل میدم

‫یهو به خاطر اون تمام کارهایی ‫که بابا باهات کرد رو یادت رفت؟

‫از وقتی رسیده اینجا، همه چیز...

‫چیزی که بیشتر از همه در موردت ‫دوست دارم...

‫اینه که تو هر کاری لازمه می‌کنی...

‫تا از آدم‌هایی مراقبت کنی ‫که دوست‌شون داری

‫فکر می‌کنی آدمی هستم که بتونه ‫چنین کاری رو بکنه؟

‫الیوت. یوجین کسیدی، تو رو به خاطر...

‫ارتکاب یک جرم درجه یک بازداشت می‌کنم...

‫به خصوص برای قتل دونال مک‌دانل

‫ملاقاتی داری

‫هلن! خدای من، توی بیمارستان ‫چی کار می‌کنی؟

‫واقعا حالم خوبه

‫گمونم دیگه دکترها مشکلی ندارن ‫که بلند شدی و راه افتادی؟

‫- گفتم حالم خوبه. ‫- ولی تیر خوردی. - می‌دونم

‫هی

‫هلن...

‫واقعا که فکر نمی‌کنی...

‫خدایا، اگه من کشته بودمش، فکر نمی‌کنی...

‫حداقل زور می‌زدم گیر نیافتم؟

‫یه اسلحه رو پیدا کردن

‫اثر انگشتت همه جاش هست

‫ببین، می‌خواستم انجامش بدم

‫ولی نتونستم

‫اونو نکشتم

‫همچین آدمی نیستم

‫می‌دونی، اینطور که معلومه ‫می‌تونی توی کما...

‫خواب ببینی

‫می‌‌دونی، خواب دیدم که بیدار شدم ‫و با هم به استرالیا برگشتیم

‫رفتیم پیش هم زندگی کنیم

‫- به نظر قشنگ میاد ‫- قشنگ بود

‫تا یه مدت

‫توی یه آپارتمان گیر کرده بودم

‫نمی‌تونستم به اون سقوط ‫هواپیما نگاه نکنم

‫سعی داشتم بفهمم الیوت استنلی کی بوده و...

‫می‌خواستم از همه چی سر دربیارم

‫نمی‌تونستم بیخیالش بشم

‫بهم اعتماد نداری

‫من...

‫تو رو نمی‌شناسم

‫نمی‌دونم واقعا کی هستی و...

‫خدایا، ای کاش متفاوت بودم

‫ای کاش می‌تونستم خوشحال باشم

‫هنوزم می‌تونیم

‫متاسفم

‫متاسفم

‫عاشقتم

‫منم عاشقتم

‫ولی کافی نیست

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫FilmKio@

‫کانال زیرنویس‌های فیلمکیو: ‫SubKio@

‫مترجم: Highbury

‫زیاد بزرگتر از تو نبودم ‫که بابام فوت کرد

‫حواست باشه که دم دست ‫کسیدی کوفتی نبودم

‫ولی به اندازه خودم سختی کشیدم

‫یه پدر قرار نیست زنده بمونه ‫تا اینجور چیزها رو ببینه، فرگال

‫نظم و ترتیبش این نیست

‫شنیدی که الان کی رو انداختن زندان؟

‫اثر انگشت کی روی اسلحه‌ای پیدا شده ‫که کنار جسد پدرت افتاده بوده؟

‫یوجین کسیدی

‫یوجین پدرسگ بی‌شرف کسیدی!

‫خب، یه چیز دیگه بهت میگم...

‫که بازم نظم و ترتیب طبیعی نداره، فرگال...

‫وقتی پدر خودت می‌زنه پدرتو می‌کشه

‫- اون پدرم نیست. ‫- کدوم یکی؟

‫از پسش برمیای، می‌شنوی؟

‫چون یه مک‌دانلی

‫مگه نیستی؟!

‫- آره، هستم. ‫- پس با صدای بلند بگو، پسر!

‫من یه مک‌دانلم

‫و حالا این فرصت رو داری، پسرم...

‫تا اسمی که این خونواده بهت ‫داده رو سربلند کنی...

‫تا همون مردی بشی که پدرت ‫می‌دونست می‌تونی بشی

‫برای این کار حاضری؟

‫- آره. ‫- ولی واقعا حاضری؟

‫- بدجور آماده‌م ‫- آره، معلومه هستی!

‫خب، این کار رو برای بابات بکن...

‫برای پسرم

‫این کار رو براش بکن، ‫تا تشویق کنه و کف بزنه...

‫می‌دونی که؟

‫- پس کی هستی؟ ‫- یه مک‌دانلم

‫یه مک‌دانلی

‫می‌تونی بری

‫به همین راحتی؟

‫من بودم کشور رو ترک نمی‌کردم

‫فکر نکنم بتونی زیاد دور بشی

‫درسته

‫درسته، باشه. فهمیدم

‫ایناهاش

‫گمونم به خاطر تو گذاشتن ‫از اونجا آزاد بشم؟

‫راستش، نه

‫قبلا اینقدر پلیس می‌شناختم ‫که حد نداشت

‫ولی این، این یکی کار فرانک مک‌دانل ـه

‫کشتن یکی پشت میله‌ها ‫خیلی پیچیده و سخت‌تره

‫اینطوری راحتتره

‫یا مسیح

‫نگران نباش. حتی اونا هم اینقدر ‫احمق نیستن که بیرون...

‫- پاسگاه پلیس این کار رو بکنن ‫- من دونال رو نکشتم

‫یه جورایی، فکر نکنم فرانک حرفتو باور کنه

‫ولی من نکشتمش

‫الان پیش منی، یوجین...

‫و قول میدم که نمیذارم ‫اتفاقی برات بیافته

‫بیا بریم

‫- کجا میری؟ ‫- خونه کسیدی

‫میخونه خونوادگی. امروز ‫عصر یه جلسه هست...

‫تا این مزخرف مک‌دانل رو ‫یک بار و برای همیشه تمومش کنیم

‫لعنت بهش

‫دوران خیلی سختی داشتی

‫بیا برت گردونیم. ‫یه نوشیدنی بخور

‫تمام درگیری کسیدی - مک‌دانل...

‫جنگ من نیست

‫مدام به سمتش کشیده میشم، ولی...

‫مال یوجین ـه، نه من

‫ما خونواده‌ایم، پسرم

‫فقط همدیگه رو داریم

‫فکر کنم بدونم چرا فرار کردم

‫دونال برادرمو کشت چون ‫فکر کرد من بودم

‫من زنش رو باردار کردم...

‫میاد سراغم...

‫ولی برادرم آخر کار با یه ‫گلوله توی سرش می‌میره

‫هنوزم می‌خوای باهات بیام؟

‫این خونه توئه، یوجین

‫چیه؟

‫من...

‫باید یه ماشین قرض بگیرم

‫چرا از من می‌خوای یه ماشین قرض بگیری؟

‫چون باید یه ماشین قرض بگیرم

‫پناه بر خدا، واقعا آدمو خسته می‌کنی

‫حقیقت داره!

‫آره، آره، آره. ‫عاشقشم، آره، آره

‫باشه، باید بپرسم چه غلطی دارین می‌کنین؟

‫- هلن! ‫- هلن!

‫شنیدم از بیمارستان اومدی بیرون. ‫خیلی خوشحالم

‫قرار بود خودتو تحویل بدی

‫نمی‌دونم چی داری میگی، عزیزم، ولی...

‫من و رفیقم، رویری که اینجاست...

‫گمونم رفیق جدیدت روری بهت نگفته...

‫که منو دزدیده

‫دوباره بگو؟

‫منو توی زیرزمینش زندانی کرد

‫صبر کن، چیزی که در موردش ‫توی میخونه بهم گفتی...

‫- همون چیز بد؟ ‫- خیلی مشکل داشتم...

‫- و گذاشتم برم، بدون هیچ آسیبی. ‫- با هم میرین تعطیلات؟

‫خب، اتفاقی که افتاد این بود که...

‫با رویری در یه میخونه آشنا شدم و ‫وضع خیلی بدی داشت...

‫درست مثل من. ‫تصمیم گرفتیم دیدگاه‌مونو عوض کنیم...

‫تا دنیا رو ببینیم. پس برای مامانم ‫یه پرستار گرفتم...

‫و حالا داریم به بوداپست میریم تا...

‫چی بود که می‌خواستیم توی ‫بوداپست ببینیم، ایتان؟

‫بلیتش ارزون بود، رویری، ‫دلیلش اصلیش این بود

‫به طرز تعجب‌آوری ارزون بودن

‫مسئولیت‌هایی داری

‫نه فقط به عنوان یه افسر پلیس ‫بلکه به عنوان یه انسان

‫ولی دیگه هیچوقت از اون کارها نمی‌کنم

‫مدت زیادی نیست که می‌شناسمش، ‫ولی واقعا بهش باور دارم

‫دوست پسرت باهات نیست؟

‫راستش، الیوت بازداشت شده

‫البته به شما که هیچ ربطی نداره

‫نه، ولی آزادش کردن. مگه نشنیدی؟

‫اینطور که من فهمیدم فرانک مک‌دانل ‫می‌خواد اون آزاد باشه تا...

‫تا یه هدف آسونتر بشه

‫خب، این...

‫یه مرد بالغه و اون...

‫ببین مسئله اینه که تو باید ‫کار درست رو انجام بدی

‫نه، می‌دونم

‫مسئولیت من نیست. نیست

‫سر الیوت چی میاد؟

‫نمی‌دونم. چیز خوبی نمیشه

‫خب، من یکی که درگیر نمیشم

‫باشه، ببین، واقعا از خودم متنفرم ‫که اینو می‌پرسم، ولی...

‫رویروی، به کمکت نیاز دارم

‫سلام

‫مطمئن نبودم بیای

‫خب، توی پیام گفتم که میام، مگه نه؟

‫آخه با توجه به اتفاقاتی ‫که توی هتل افتاد...

‫فکر می‌کنی چرا جایی رو انتخاب کردم ‫که کلی آدم باشه؟

‫درسته. هوشمندانه‌س

‫فکر کردم انتخابش کردی چون اونجا ‫یه ساندویچ‌فروشی خیلی خوب هست

‫ساندویچ مرغ تند دارن ‫که خیلی خوشمزه‌س

‫آره، نه، من...

‫به خاطر ساندویچ مرغ تند انتخابش نکردم

‫درسته

‫ببین...

‫من باباتو نکشتم

‫و دلیلی نداری حرفمو باور کنی، ولی...

‫می‌خواستم از زبون من بشنوی

‫برام مهم نیست

‫می‌خواست تو رو پیش اونا ببرم

‫پیش اون و فرانک

‫گفتش که با من مهربونی و ‫مجبور بودم بهت زنگ بزنم

More Farsi Persian subtitles for The Tourist

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left