نخستین 200 خط.
،فیلمی برای به خاطر سپردنِ پزشک :دانشمند و فیلسوفِ بزرگِ آلمانی
تئوفراستوس بومباستوس فون هوهنهایم
که با نامِ مستعارش، یعنی پاراسلسوس .در یادها و تاریخِ جهان جاودانه شد
او علمِ پزشکیِ زمانِ خود را از سنتهای قدیمیاش آزاد ساخت
و فرمولهای سفت و سختِ پزشکی را در کنارِ .تجربههای شفاف و واضحِ خودش قرار داد
علمِ پزشکیِ مدرن به خاطرِ .بینش و دستاوردهای او پدید آمد
.کمک. لطفاً یهکم کمک کنید
در نامِ مسیح کمک .کنید عزیزان
.بهمون رحم کنید
.بدبختیهام رو ببینید
.به خدا دروغ نمیگم
.لطفاً کمک کنید
فقط یه تیکه نونِ کوچیک بدید .آقای پفرکونِ مهربون و ثروتمند
.الهی طاعون بگیری
.ممکنه پلیس دستگیرت کنه
پلیس قرار نیست درمانمون .کنه آقای عزیز
.نه از مریضی .نه از بیعدالتی
این وظیفهی توئه که در برابرِ این .مسئله ازمون محافظت کنی استادِ ارشد
تو مسئولِ بهداشتِ .عمومی هستی
این حرفها برای داخلِ .بیمارستانه، نه خیابون
بیمارستان پر از .انسانِ گرسنهست
نمیتونیم به قدرِ کافی .صدقه جمع کنیم
داری میگی من به اندازهی کافی برای فقرا زحمت نمیکشم؟
دعوا نکنید. مهربون .باشید و رد شید
آره، آره. ممکنه فردا .همهمون مُرده باشیم
.مرگ از طاعون در کمینه
یه نامه از برادرزنم از شهرِ .استرزینگ برام اومده
.طاعون .سرنوشتِ همهمون دستِ خداست -
بیاید فکر کنیم برای حفاظت از .شهروندانمون باید چیکار کنیم
با کمالِ احترام اینجا خیلی .شلوغه جنابِ شهردارِ عزیز
.پس بیاید به ساختمونِ شهرداری بریم همین الان؟ -
قراره یه نفر از شهرِ اینسبروک از .دربارِ کشورشون به دیدنم بیاد
من باید به دیدنِ .بیمارهام برم
.فروبن من رو فرستاده
همون چاپکنندهی کتاب؟ هنوز حالش بده؟
ولی امشب بعد از ساعتِ .حکومتنظامی میبینمتون
.....تا اونموقع آروزی سلامتی
.عافیت باشه شهردارِ عزیز .عافیت -
.روز خوش جنابِ شهردار
.یوهانس
.شاگرد
وسایلم رو نمیاری؟
.بله قربان
کجا ببرم؟ این چه سوالیه؟ -
.خونهی فروبن دیگه
ای کاش فقط یهکم .میتونستم بخوابم
.همیشه همینه آقای فروبن
اگه به حرفهام گوش .ندید میمیرید
انقدر از این خزعبلاتِ .درمانیت نگو
اون آدم یه اکسیر داره که همهی .بیماریها رو درمان میکنه
بازم جادو و خرافات. دیگه .از این آقای پاراسلسوس حرف نزن
نمیشه یهکم آرومتر انجامش بدی؟
.انقدر نازکنارنجی نباشید
حس میکنم داری پای .بیچارهمو قطع میکنی
.بعد به من میگه نازکنارنجی
.این استادِ ارشد رو رد کنید بره
چطور اینجوری دربارهی یه دانشمند حرف میزنی؟
اون یه دلقکه. با اون .لاتین حرف زدنش
حالِ رئیست چطوره؟
.خودت ببین
خدمتکارِ بیادبی .داری آقای فروبن
بانداژها رو همونطور که گفتم گذاشتی؟
.چهار روز .مثلِ جهنم میسوزه
.اگه نمیومدی همهشو پاره میکردم
.صبور باش. صبور باش
صبور باشم؟
من هر کاری که .میگی رو انجام میدم
میذارم برام بانداژ ،ببندی، ازم خون بگیری
بدنمو برای ۷ ماه .دچارِ سوزش کنی
بعد میگی صبور نیستم؟
استادِ ارشدِ عزیز، دیگه .نمیتونم تحمل کنم
به مهارتهای من شک داری؟
پزشکِ عزیز. دلم میخواد حرفهات رو .باور کنم، پس لطفاً کمکم کن
.خیلی خب
.کمکت میکنم تضمینی؟ -
.اره میخوام میخوای پام رو قطع کنی؟ -
مثلِ بچهها رفتار .نکن فروبنِ عزیزم
.این پا داره ذرهذره فاسد میشه
ضمناً قلبت رو غیرِ مستقیم .در معرضِ خطر قرار میده
.پس باید قطع بشه
.چرت و پرته
اگه فکر کردی میتونی منو .گول بزنی نشونت میدم
....من سالمم و بهت ثابت میکنم
.که سالم هستم
لطفاً محضِ رضای خدا .از پاراسلسوس کمک بخوا
کی؟
.من با هیچی مشکل ندارم
بدو صداش کن .زنِ احمق
تا شهرِ استراسبورگ ۲ روز .راهه و نمیتونم زیاد صبر کنم
.اون اینجاست
اینجاست؟ .آره -
.بشینید دوستان .یهکم طول میکشه
تئوفراستوس بومباستوس فون هوهنهایم .کلِ شب در حالِ نوشتن بود
.چراغش تا صبح روشن بود
مینوشت؟ .عمراً
به نظرت مثلاً نصفِ شب چیکار میکرده؟
یعنی نمیدونی؟
اون با ارواح حرف میزنه .و معجون درست میکنه
.من میترسم، میرم
.بمون سوزانِ احمق
پاراسلسوس به همون اندازه که .ملایمه، ناملایم هم هست
توی آلمان خیلی داستانها از اون .و دستِ شفابخشش تعریف میکنن
از دستِ پاراسلسوس .کاری بر نمیاد
برو جراح و .دستیارش رو بیار
منتظرِ چی هستی؟
تو هم برو آشپزخونه و قابلمهها رو .از آبِ جوش پر کن
.برو دیگه
.دکتر
.گوش کن دکتر
تو قلب داری؟ .خب آره -
.پس لطفاً سریع نرو
.یه ذره آروم برو، وقت بده
.مثلِ حلزون میرم .ممنونم -
باهام کار داشتی پدر؟
آره، برو سمتِ پل پیشِ ایگیلِ ماهیگیر
.و بهترین ماهیش رو بخر .آخه یه مهمونِ مهم داریم
سفیرِ شاه، یعنی .کنت وون هونرید
.یوهانس. هی
.شاگردِ اولِ کلاس رو ببینید
تو هم کلاسها رو میپیچونی؟
استادِ بداخلاقت کجاست؟
.میخواد پای فروبن رو قطع کنه
.زنده باد علم
.علم یه فاحشهست
ولی جدی چه مرگت شده یوهانس؟
یوهانسِ عزیزمون .عاشق شده
دختره چه شکلیه؟
.مطمئنم یه گوژپشته .با یه زگیل روی دماغش -
چطور میتونم براتون توصیفش کنم؟
.دزدهای سارق
.بیخیال. اونا دانشجوئن
.چه شوخیهای زشتی
ازتون تمنا میکنم دانشجوهای .عزیز. این شوخیها خیلی بد هستن
اگه توقف نکنید .میپرم بیرون
در خدمتِ شما .هستیم دوشیزه
من خدمتِ شما رو نمیخوام .پسرای سرکشِ گستاخ
مگه من عزت و آبرو ندارم که اینجوری باهام رفتار میکنید؟
بانوی عزیز، با کمالِ احترام
باید بگم نمیتونستیم اون آدمای بیادبی .که کالسکهتون رو میبردن تحمل کنیم
اونوقت خودتون به نظرتون بیادب نیستید؟
.ما دانشجو هستیم
،اینا دوستام هستن .گویدو، لوتار و فریدولین
.حالا دستوراتتون رو بفرمایید
یعنی هر کاری بگم انجام میدید؟
پس این ۳ نفر من رو .به خونهی پدرم ببرن
من چی؟ تو؟ -
.تو ماهی رو بیار
به هرحال داشتم .میرفتم پیشِ جراح
چرا نمیاد؟
.اون پسر خیلی کُنده
و اون خدمتکار کجاست؟
پاراسلسوس کجاست؟ .همهمون منتظرش هستیم -
من نمیتونم صبر .....کنم. اگه صبر کنم
.پاراسلسوس
.انقدر سر و صدا نکن .ولش کن -
.پاراسلسوس
.وایسا نوبتت شه خانم
.پاراسلسوس، تو رو خدا
.بسه دیگه
.یاکوب
بهت نگفتم کسی رو راه نده؟
.ناراحت نباش
.طبیعت بهت کمک میکنه
.ولی ما هم کمکش میکنیم
.برات یه نسخه مینویسم .لباست رو بپوش
اگه صبر کنم تا نوبتم بشه
اون شکنجهگرها پای .رئیسم رو قطع میکنن
چهجور شکنجهگرهایی؟
.پزشکها، استادِ ارشد، جراح .اونا لایقِ این اسمها نیستن
.پس تحصیلکرده هستن "پزشک، پروفسور"
.نمیخوام با اونا در بیفتم
من بیمارهای خودم رو درمان میکنم .و اونا هم بیمارهای خودشون رو
"بیمارِ تو و بیمارِ اونا؟" مگه ۲ نوع بیمار داریم؟
رئیست کیه؟
.فروبن
فروبن؟ همون چاپ کنندهی کتاب؟ .آره، همون -
فروبنِ چاپگر، همون که نوشتههای "اولریش فن هوتن" و "دسیدریوس اراسموس" رو چاپ کرده؟
پاراسلسوس، خیلی سوال .میپرسی. مسئله اضطراریه
نصفِ درمان فقط .پرسشِ سوالِ صحیحه
.خواهش میکنم عجله کن .وگرنه خیلی دیر میشه
.یاکوب، شمشیرم رو بده
.اینو بده به داروساز
،بگو از طرفِ پاراسلسوسه
وگرنه مدفوعِ سگ و وزغ و اردک .میریزن توی داروت
چیه؟ مشکلِ دیگهای هم هست؟
.متوجهم
.اینو بده بهش
البته باید دارو .بخره، نه مشروب
لطفاً عجله کن. ممکنه کارِ کثیفشون رو .از همین الان شروع کرده باشن
.یاکوب، باهام بیا
.رسیدیم
خیلی وقته منتظریم .استاد شیروس
،هیچکس لازم نیست صبر کنه
چون وقتی حرفِ کار باشه .از یه اسب هم سریعترم
.خب فروبن
یه دردِ کوتاه از یه .عذابِ طولانی بهتره
شیروس یه استادِ خوبه .و خیلی مهارت داره
.نه، نمیخوام
.همه همینو میگن
پام دیگه درد .نمیکنه. ولم کنید
No comments yet. Be the first to leave one.