ì´ë²ˆ 주, ì•„ë‚´ê°€ ë°”ëžŒì„ í•니다
نخستین 200 خط.
= قسمت 08 =-
.درسته به حرفهای مایو تن گوش نده
میخواد بازم بهت بگه که باهاش حرف بزنی ولی اون که به حرفت گوش نمیده
ای بابا ، چیکار میکنی؟
بیا حرف بزنیم - من حرفی با تو ندارم -
بیا طلاق بگیریم
هی هی هی چیکار میکنی؟ صبر کن
واسه چی بچه رو میبری؟ مقصر تویی کی گفته میتونی بچه رو با خودت ببری؟
تو حق این کارو نداری جون سو بیا اینجا پیش بابا بمون
جون سو میخوای بریم خونه یون سو و می یونگ بازی کنی؟
خودت گفتی دلت برای یون سو تنگ شده
دلم میخواد با یون سو بازی کنم
باشه - هی جون سو -
من نمی خوام برم سر کار میخوای با هم بریم باغ وحش؟
تو پانداهارو دوست داری یه پاندای جدید آوردن باغ وحش
اصلا میخوای بریم آکواریوم یه کوسه خیلی بزرگ آوردن
بیا با بابا بریم - بابا -
دردت گرفت؟
باشه بهتره امروز بری با یون سو بازی کنی
اما فقط همین امروز
باشه؟ - .باشه -
بریم جون سو - زودی میام -
نگاشون کن ، دیدی درست بود
بچه رم ازش گرفت کاملا مشخصه
درسته ، اونم هیچ کس نه یه زن کارمند
فکر میکنی آخرش طلاق میگیرن؟ - هی -
صبر کن ، معنیش این نیست که جون سو رو داده باشم به تو
رفتش
بازم می تونن بچه هامون با هم بازی کنند
یون کی فکر کنم به آرزوم رسیدم
دیشب دعا کردم
برای همیشه همینجا بمونیم
اوه واقعا؟ پس دعای تو بوده
پیش کی دعا کردی؟ - چی؟ -
به کی دعا کردی؟ خدا ، بودا ،الله به کی دعا کردی
به خدا دعا کردم - به خدا ، پس به خدا دعا کردی؟ -
خدای بزرگ
فضل شگفت انگیزت رو بهمون نشون بده
و جلوی این گردباد بگیر
لطفا کاری کن که هواپیما بتونه بلند شه
از این به بعد هر یکشنبه میام کلیسا
...لطفا فقط همین یه بار
رحمت خودت رو به من نشون بده و اجازه بده هواپیما بلند بشه
یا عیسی مسیح لطفا دعای منو مستجاب کن
آمین
چرا شماها به دعای من گوش نمیدین
چرا؟ - عزیزم هنوز داری راه میری ؟ -
اوه راستش اینجا یه مشکلی پیش اومده
داره اینجا برف میاد
برف؟ من که شنیدم گفتن آب و هوای گانکون خیلی هم آفتابیه
هوای کوه با شهر فرق داره
میدونی که کوه سوراکسان اکثرا برفیه
یعنی اونجا داره برف میاد؟
البته
شاید خیلی نباشه ولی به اندازه دو مشت که همیشه برف هست
پس یعنی امروز نمی تونی پایین بیای؟
خدای من واقعا دارم دیوونه میشم
بالاخره مشکل پیش اومده ولی امشب قرار بود با پدر شام بخوریم
میدونی که پدرم از بدقولی متنفره
درسته میدونم که پدر چقدر به قرارهای شام اهمیت میده
اگه این جلسه رو لغو کنیم دیگه هیچ وقت باهامون شام نمی خوره
باید بریم
خود منم میخوام باهاشون شام بخورم
من به زودی میام
قرار داد سالانه بستن با این مقدار پول یه کم مشکله
.بهتره به دنبال قرار داد ماهانه باشید
من بهش خیانت کردم؟
این منم که الان داره بهم سخت میگذره
باید برم فروشگاه ورزشی
...با توجه با باد شدید پروازهای ساعت 7 امروز صبح لغو شد
چی شده؟
سعی کرد با این بپره توی اقیانوس
.متشکرم
تو زن نداری درسته؟
چی...این مزخرفات چیه میگی؟
.فراموشش کن اگه اینطور نیست
خدای من
جون سو رو با خودش برد؟
تو هم همینطوری وایسادی تماشا کردی؟
جون سو کجاست؟ - با یون سو حمام کردن و بعد خوابیدن -
از بس بازی کرده بودن خوابشون برد
متشکرم - .خواهش میکنم -
وقتی حمومشون کردم فوری خوابشون برد
اینم مزیت تغییر زندگی من
حتی میتونی اینطوری با هم درد دل کنیم
.به سلامتی - .به سلامتی -
خونه چی شد؟
میتونم یه جایی که دوست دارم پیدا کنم
اگه دنبال یه جایی مثل اینجایی که داری زندگی میکنی
عمرا اگه پیدا کنی
با این حال خیلی خوبه که میتونم الان با تو باشم
من و تو هیچ وقت استراحت نداشتیم
واقعا میخوای ازش طلاق بگیری؟
...بعد از این همه گند کاری می تونیم با هم مثل قبل باشیم؟
یه چیزی بود که وقتی جدا شدیم خیلی دوست داشتم
"دیگه لازم نیست اون بازنده رو ببینم"
اما دقیقا از یک هفته بعد دلم شروع کرد به تنگ شدن برای همون بازنده
وقتی کار فوری سر کار پیش میومد هیچکس نبود که مراقب بچه باشه
حتی اگه از این کار خوشش نمیومد
قبل از جدا شدنمون هر موقع نیاز داشتم از بچه مراقبت میکردم ، بالاخره بچه اش بود
مهدشم یه مشکل دیگه بود
".روز بازدید مادران" ".روز بازدید پدران"
هر روزم یه برنامه داشتن
فقط بلد بودن یکی از والدین بکشن اونجا
برای همین منم مجبور بودم بهش خواهش تمنا کنم
خوب که فکر میکردم میدیدم من واقعا کار اشتباهی کردم
و جواب این بود
باید با مردی ازدواج میکردم که منو دوست داشته باشه
تو یادت میاد؟ یکی از دانشجوهای رشته کامپیوتر بود که منو دوست داشت
همون یارو که چاق بود
آره
خلاصه کلی دیگه آدم بود
آه ، همون یارو که لباسهای مدرن هانبوک می پوشید
با کفش پلاستیکی
خدای من میونگ
من فکر میکردم بابای جون سو مرد خوبیه
اون آدم خوبیه
یه آدم ساده و بی تکلف ، یه آدم مهربون
شاید یه کم کاراش قاطی پاتی باشه ولی خوب بود
خدای من
اومدی
حالت خوبه؟
کولاک وحشتناکی بود
تو که ریزش سنگ سوراک سانو میدونی
نمیدونی سنگها چطوری جابجا میشدن
تند تند بخاطر کولاک سقوط میکردن
همه میگفتن
".نرو ممکنه بهت آسیب برسه"
بهم میگفتن اگه بری میمیری
منم بهشون میگفتم بمیرمم باید برم هر طور که شده
چه اینجا بمیرم چه توی خونه
میگفتم باید قبل از مرگم آه رای عزیزمو ببینم
بعدش اومدم
پدرت کجاست؟ - یه کم ناراحته -
اما من همه چی رو بهش توضیح دادم نمیخواد تو نگران باشی
خدارو شکر
این چیه؟
میخواستم یه چند روزی برم خونه پدر و مادرم
خب
تو که از من ناراحت نیستی؟
مگه تو کاری کردی که من ناراحت باشم؟
نه
میخوام چند روزی باهاشون باشم اشکالی نداره؟
البته که اشکالی نداره
کی قراره برگردی؟
شاید ...موقع سالگرد ازدواجمون برگردم
سالگردمون ؟ اون که هفته آینده است
منتظر باش میخوام سوپرایزت کنم
نگران نباش ...حسابی استراحت کن
به هر حال من دیگه کلاس گل آرایی نمیرم
چرا؟
برای اینکه دیگه ...خسته شدم ازش
خدای من ، مگه تو احمقی؟
هیچی درست و حسابی پیش نمیره من احمقم دیگه
چی شده اومدی اینجا؟
شام که نخوردی؟
نزدیک شرکت یه رستوران داره که بولگوگیش حرف نداره
با یه مقدار کنار غذا برات آوردم
تازه برات نوشیدنی هم گرفتم
من که رفتم تو - موضوع چیه؟ -
تو دیگه چرا اومدی؟ - منم اومدم دلداری تون بدم -
گرد هم آییه
منظورت چیه؟ - چرا تو دست خالی اومدی ؟ -
هی
زنم رفته خونه بابا ننه اش
منم اومدم دوستمو ببینم
قرار نبوده که برم دیدن زنها
اتفاقی که دیگه هیچ وقت تو زندگیم نمی افته
خوش اومدین
این چیه دیگه ؟ - ...واسه خودت غذا سفارش دادی -
...یه مقدار غذا گرفتم
...واسه خودش غذای دریایی گرفته
تاز سوپم سفارش داده
بذارم مایکرو ویو؟
اگه میخوای بخوری ...آره
از تمام جاهایی که امروز دیدیم این از همه بهتر بود
بهش فکر میکنم و بهتون خبر میدم
چون عجله دارین بهتر از این جایی گیرتون نمیاد
زیاد طولش نمیدم
اون نبود؟
فکر کنم خودش بود
مطمئنم اینجا ها فر بود
فقط باید روش مربا بریزم
حتی مربا هم ندارم
گفت دیگه خسته شده
فکر کرده خودش فقط خسته شده بوده
انگار فقط اون بوده که کار میکرده و مراقب بچه بوده
منم هم کار میکردم هم بچه داری
هان؟
همه اینها تقصیر شوهره
وقتی یه زن به شوهرش خیانت میکنه تقصیر شوهره
وقتی که چاق میشه بازم تقصیر شوهره
وقتی الکلی میشه بازم تقصیر شوهره
وقتی ولخرجی میکنه تقصیر شوهره
فقط تنها اون خسته و نگران بوده؟
خب منم همینطور بودم
ولی من نمی تونم مثل اون شکایت کنم
چرا؟ چون ما شوهر و پدریم
هی جون یونگ یادت میاد
چند سال پیش بخاطر آپاندیس رفته بودم اورژانس
No comments yet. Be the first to leave one.