نخستین 200 خط.
M.D.FARBOD
دنياي ديگري وجود داره
... من اونو ديدم در آيينه ي جادويي
... يک معکوس از خود ما
... يه مکان تاريک
... جايي که در اون حرص و طمع و فساد رشد ميکنه
... اين بايد پنهان بمونه
... اگه نيروهاي نادرست کشفش کنند
اين نشانه جنگ خواهد بود
آينه ، آينه پادشاه کجاست ؟
اون پيشگام دفاع از قلعست ؟
خدايا ! اونا در حال عبور از دروازه اند
! چرا ارتش ما عليه ما برگشته
کي اين شورشو به پا کرده ؟
! هاي برفي
! برفي
رامپل استيلتسكين
من بايد ميفهميدم اين تو بودي که اين تاريکي رو براي ما به بار آوردي
من حرکتي نخواهم کرد اگر با شما باشم
چطور جرات کردي افراد گارد سلطنتي منو با جادوي سياهت گمراه کني
تو متوجه اي که باعث خشم همه ي پادشاهي هاي اين سرزمين
با جنگ بي معنيت شدي
با وجود اينکه ما گفته بوديم ديگران در حال آمدنند - شاهزاده خانم ؟
حتي اگر شما موفق به کشتن من بشيد اونها شما رو متوقف خواهند کرد
بکشمت ؟
من به تو نياز دارم
ميخوام باهات معامله کنم
پادشاه کجاست ؟
من اين بيغوله رو ترک خواهم کرد تل کوچکي از قلوه سنگ که شما بهش ميگيد پادشاهي
... اگه تو برام يه کاري انجام بدي
پادشاه کجاست ؟
اين آينه ميتونه به عنوان دروازه اي به جهان ديگه استفاده بشه
جهاني بدون جادو
جايي که من ميتونم مثل يک خدا زندگي کنم
منو بفرست اونجا و من مردانم رو برميدارم و اينجا رو ترک ميکنم
تو چي ميگي ؟
! شوهرم کجاست ؟
سفيد برفي زيباترين در تمام دنيا
همه ي اون قدرت و تو با اون چي کار کردي ؟
من از اون حفاظت کردم
... خيلي خوب اينکارو نکردي
! تو اونو کشتي
مجبور بودم . ميدونستم تو به حرفم گوش نميدي مگر اينکه بازي رو به نفع خودم برگردونم
قدرت در مرگ پادشاه وجود داره
اتفاقاً ، کافيه تو يه حرکت ارتش تون رو مال خودم کنم
... همه ي وقتا ما اين کارو کرديم
انتخاب شما هرگز آسونتر نبوده
دروازه رو باز کن و دوباره هرگز من يا ارتشم رو نميبيني
اگه درخواستم رو رد کني خواهي مرد
هرگز يه معامله بهتر از اين بدست نمياري
يه دنياي کامل بدون هيچ جادويي
! ما يه معامله داريم
! آه
اگه تو منو بکشي ، گرگ تو رو ميکشه
هيچ زندگي اي به ارزش يه پادشاهي نيست
ما خيلي دير کرديم ؟
از اين طرف ، زود باشيد
هيچکس اينجا نيست
اوه نه ، ببينيد ! اين پادشاهه
اوه ، ارباب عزيز
آينه ي جادويي
اگه ملکه رفته باشه داخل پس تنها راهمون اينه که دنبالش بريم
- يکي رو فراموش کرده بودي من ميتونستم درمانش کنم
يا اون ميتونست تو رو کشته باشه
گرگ اينجاست ، بهم اعتماد کن ... اگه يه بار ديگه اجازه بدي
محافظت عقب بکشه ... اون همه تون رو ميکشه
اين يه تالار زيباست
قرمز ، صبر کن ما ميتونيم به همديگه کمک کنيم
اين رو همه مون تاثير داره
من به يه دليل اينجام ميخوام گرگو بکشم
از اين دور هواتو دارم ماموريت کوچيکت فقط اينه
مال تو
زمان به سرعت در طرف ديگر در گذره هرچي بيشتر معطل کنيم زمان بيشتري رو از دست ميديم
خب پس ، بايد بجنبيم
تو فکر ميکني خونه تون تنها چيزي بوده که توسط اين جنگ نابود شده ؟
ما پادشاهي ها رو از دست داديم
من مشغول مبارزه با برده ها بودم وقتي که تو ازدواج کردي و رفتي سر زندگي اشرافيت
برام در مورد جنگ سخنراني نکن
تو متوجه نيستي اگه ما رامپل استيلتسكين رو بکشيم
همه ي اين برده ها آزاد ميشن
ولي گرگ آزادانه ميره
پادشاه ها شماها اينو براي خودتون به ارمغان آورديد
ما چطوري ملکه رو پيدا کنيم ؟
! از آينه بپرس
... آينه ، آينه ي روي ديوار سفيد برفي رو به ما نشون بده
سفيد برفي رو بهمون نشون بده
حالا چي ؟
زنده يا مرده ما ملکه رو پيدا ميکنيم ... هر جا که باشه
... ما دنبال نجاتش ميريم اگه نياز باشه
و بعد ما رامپل استيلتسكين رو ميکشيم و به اين پليدي پايان ميديم
ما بايد براي هر چيزي آماده باشيم
- خوکچه هاي شجاع - ! قرمز
از آينه فاصله بگيريد يا اون ميميره
! اون در هر صورت اونو ميکشه
اوه ، خدايا
ببينيد، من هيچ مشکلي نميخوام باشه بچه ها ؟
چي فکر کردي لاگارديا ؟
فکر کردي کسي جَکِ پير رو يادش رفته ... اينجا اگه ما
تو اونو ثبت نام کردي براي تيم جديد سافتبال شهردار ؟
اصلاً خنده دار نيست ارنست، فهميدي ؟ ! يادت باشه من با اون کار کمکت کردم
- ! آروم باش - ! شوخي کردم - ! آروم باش
من با اون به دردسر خوردم
من قصد ندارم اونو به تيم خوبِ شهردار بفرستم ... ولي ، اه
... به ناموسش بر ميخوره اگه بفهمه
تو دوباره با اون حرف ميزني
... اون ؟ اون کيه ؟ من - ! اون کيه ؟ سفيد برفي
! قرمز ! صبر کن
خودرو 2-7 صحبت ميکنه ما يه مورد احتماليه 213 در ابتداي فرمونت داريم
درخواست پشتيباني ! معلوم نيست از کجا بيرون اومدن
خانمها ، بخوابيد روي زمين
! اونها يه نشان مثل جادوگرا دارند
شايد اونا شواليه هستن ؟
- من اينطوري فکر نميکنم - من ميخوام با اين آدماي روستايي حرف بزنم
سلام
من قصد ندارم دوباره ازتون بپرسم
بخوابيد روي زمين و دستتون رو بذاريد ! پشت سرتون ، حالا
اوه من ، نه ما دنبال ملکه مون ميگرديم
سفيد برفي
! در نتيجه
براي منه ؟
نبايد اين کارو ميکردي
اون وحشتناک بود
... هِي خانمها ، ممنونم اوم يا ... هر چيز ديگه اي
ولي تو از اينجا در رفتي
ببينيد ، تواين شهر ، اين صدا معني دردسر ميده
تو ميدوني ما کجا ميتونيم سفيد برفي رو پيدا کنيم ؟
برفي ؟
اون پيداتون ميکنه
سوار شين
چرا اينقدر طولش داديد ؟
برده ها هنوز قلعه رو در اختيار دارن ... اونا نفوذ کردن
به هر اينچ از پادشاهي و فراتر از اون
آينه شکسته
ولي يه تيکه ازش با ما اومده اينور
اون کجاست ؟
شنل قرمزي داردش
- عوام - الاي
گرگ هم با ما از دروازه رد شد اون الان دنبالشه
اون به تنها چيزي که اهميت ميده کشتن گرگه ، نه بيشتر
نميشه بهش اعتماد کرد
ما بايد قرمز و آينه رو پيدا کنيم قبل از اينکه گرگ اونو ببره پيش رامپل استيلتسكين
اگه اون حرامزاده دستش به اون برسه دروازه رو دوباره باز ميکنه
و ارتشش رو ازش عبور ميده
قرمز اجازه نميده اين اتفاق بيفته والاحضرت
من ديگه ملکه ي کسي نيستم
تا کِي اينطوريه ؟
مدت طولاني
اينهمه سر و صدا واسه چيه ؟
... لعنت به اين ش
تو آرزوي مرگ داري ؟
براي کي کار ميکني دختر کوچولو، بابا مامانت کجان ؟
من واسه کسي کار نميکنم
خب پس ، تو تصميم نداري وايستي اينجا تا اينو براي جانِ سنگدل توضيح بدي
اون نظم اين اطرافو حفظ ميکنه
يه چيزي بهم بگيد ... من فکر نميکنم اون قصد داشته باشه
دوستانه يه حالي به پسرا بده
دم و دستگاه خوشگلشو جر بديد
کسي هست بتونه ؟
فراوون
همه با هم بهتره
! يکي به جان زنگ بزنه
اون ساختمان شهرداريه
اون ميخواست حمله ي نظامي کنه و مثل يک شاه زندگي کنه
اما بدون ارتشش ... اون مجبور بوده
به ساختار قدرت محلي نفوذ کنه
اينجا اون شهرداره
اون اين شهرو در همه ي سطوح فاسد کرده
پنت هاوس امنشو تو آخرين طبقه ساخته
ساختمون توسط کارکنان امنيتي حفاظت ميشه
اون حتي تيم حفاظت ويژه شخصي خودش رو داره
اون به ندرت پنت هاوس رو ترک ميکنه
اگه يه راهي نفوذي وجود داره من هنوز پيداش نکردم
... شهردار خواستند که ما رو ببينند
فقط يه لحظه
عاليجناب، افسر ارنست و لاگارديا براي ديدنتون اومدند
همين حالا
از اين طرف سرکار شهردار ميخوان همين حالا شما رو ببينند
افسر ارنست و لاگارديا اينجان قربان
! البته
پسرا ، بياين تو ، بياين
ممنون جسيکا
چرا تا اين وقت شب خونه نرفتي ؟
فراموش کن اينجا چي ديدي
شما پسرا گمان کرديد قراره از نيروهاي جديد کنار گذاشته بشين
چه اتفاقي افتاده ؟
... خوب عاليجناب
اونا گفتن که دنبال سفيد برفي ميگردن
کيا گفتن که دنبال سفيد برفي ميگردن ؟
سه تا بودن ، زن ، يه جورايي خنده دار حرف ميزدن
اونا کجان ؟
در رفتن ... عاليجناب
مثل اينکه جادو بلد بودند
مثل اينکه جادو بلد بودن
! جادو
تو يه مرد خانواده داري ارنست ؟
زن دارم ، قربان
... بهت چي بگم
ميخوام يه معامله بهت پيشنهاد کنم
پرنسس رو پيدا کن
سفيد برفي رو پيدا کن
No comments yet. Be the first to leave one.