هماهنگ با نسخه‌های زیر

May I Help You E13 HD-WEB[@AirenTeam]
ناشر AirenTeam
🔴 کانال تلگرامي ما:@AirenTeam 🔴

برچسب‌ها

web
HD
تاریخ انتشار: 2022-12-16
تعداد دانلود: 19
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::

::::::::: آيــــ(میتونم کمکتون کنم؟)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

...وقتی اون بمیره

تموم میشه؟

درسته

به محض اینکه بمیره همچی تموم میشه

بازرس

بله؟

...خب

...اگه

اگه سو یونگ چول بهوش اومد، میشه بهم خبر بدین؟

جان؟

خب، سخته

باید یه چیزی بهش بگم

خواهش میکنم

...پس

الو؟

بازرس سول هیون یونگم

هی، کجا میری؟

سوییچ ماشین رو بده- -سوییچ ماشین؟

کجا میخوای بری؟

اوی! کجا داری میری؟

!کیم ته هی

تازه هوشیاریش رو بدست آورده،

اما دکتر گفته که نمیدونه دوباره به حالت کما میره یا نه

همراه سو یونگ چول

حدودا ده دقیقه باید اینجا صبر کنین بعد ببینینش

چشم- خیلی خب-

اوه. ته هی

چی کشوندت اینجا؟

تو چرا اینجایی؟

داداش بزرگترم اینجاست

...داداش بزرگترت

سو یونگ چوله؟

آره

تو چرا اومدی اینجا؟

بگو دیگه

ته هی

ته هی. وایسا

همینطوری بدون اینکه چیزی بگی ول نکن برو

کیم جون هو

میدونی کیم جون هو کیه؟

بچه ایه که داداشت کشته

داداش کوچیک ِمن

یعنی چی داداش کوچیکت؟

چی داری میگی؟

خدایا

::::::::: آيــــ(قسمت سیزدهم، راه رویارویی با حقیقت)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

منو یاد خودم میندازه

نه پدر و مادری داره نه دوستی

مدت طولانی رو با مامان بزرگش زندگی کرده

تو چرا اینجایی؟

داداش بزرگترم اینجاست

...داداش بزرگترت

سو یونگ چوله؟

آره

::::::::: آيــــ(میتونم کمکتون کنم؟)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

هی! کجا رفته بودی؟

امروز ماموریتی هم که نداشتیم

چته؟

اتفاقی افتاده؟

تو و دونگ جو دعواتون شده؟

هی جوابمو بده

کیم ته هی

هه آن

خدایا

،پس داری میگی که

سو یونگ چول داداش بزرگترته؟

آره

آیگو

تا حالا از خودت پرسیدی

چرا اون داره انرژیش رو سر چیزای بی فایده هدر میده، آره؟

همش بخاطر داداش بزرگِ جنابعالیه

وقتی یهویی اون اتفاق افتاد

کل خانوادمون از هم پاشید و داغون شد

خودت دیدی دیگه، مگه نه؟

...خواهر بزرگترم، شوهر خواهرم و کل خانوادش

!دو ساله نتونستن همدیگه رو ببینن

متاسفم

واقعا متاسفم

...من

واقعا چیزی برای گفتن ندارم

واقعا برای اون بچه متاسفم

میخواستم به تشییع جنازه‌اش برم

و ازش حلالیت بخوام

...من واقعا میخواستم

...من

من شجاعتش رو نداشتم

حتی خیلی احساس بی‌شرمی‌ میکردم که برم اونجا

اون روز نباید میذاشتم بره

،اونوقت

اون اتفاق برای اون بچه نمی افتاد

مقصر منم

چی؟

،توی روز تصادف

تو با سو یونگ چول بودی؟

آره

تعریف کن

...همچی رو از اول با جزئیات تعریف کن

که اون روز چه اتفاقی افتاد

بفرما اینو ببین

خدایا. کمتر باهاش پز بده چیزی نیست که باهاش پز بدی

خب خوشحالم میبینم داداش کوچیکم افسر پلیس شده

مردم همش بددهنی میکنن چون من کارگری میکنم

ایش . چرا باید اینکارو کنن؟

اگه مردم بفهمن

،که من یه مجرم بزن درو گرفتم همشون کف و خون قاطی میکنن

پشمام. واقعا گرفتی؟

این که چیزی نیست

،توی چهار راه ایام

یکی به یه خانوم مسن زد و در رفت

بعد من اونو وقتی توی دوره آموزشی بودم گرفتمش

ایول بابا! دمت گرم

رئیس میخواد

بعد از تموم شدن آموزشم بابتش بهم پاداش بده

برای چی؟

باید یه مهمونی درست و حسابی بگیریم!

بله؟- از آکادمی پلیس جونگ آنگ تماس میگیرم-

کارآموز سو هه آن؟

بله، خودمم

شما به عنوان نماینده کلاستون توی جشن فارغ التحصیلی هفته بعد انتخاب شدین

جان؟

-من؟ لطفا روز قبل از مراسم -

برای تمرین تشریف بیارین

تمرین؟

یعنی دارین میگین زودتر بیام، آره؟

چشم، حتما

چه خبر شده؟

...من

فکر کنم شاگرد اول شدم

دانشجو برتر توی آکادمی

وای خدایا. تو؟

گفتن اگه شاگرد اول بشم میتونم به ایستگاه انتخابی که خودم میخوام، برم

وایی. من تونستم

حتما خیلی سختی کشیدی

تو همه سختی هارو کشیدی بهت افتخار میکنم

رئیس جمهورم اونجاست؟

میری توی روزنامه؟

اوهوم- میام اونجا و از تو با رئیس جمهور صدتا عکس میگیرم-

نه، هزارتا ده هزارتا عکس ازت میگیرم

باید نشون مامان بدیم

ای بابا. مامانم خوشش میاد، مگه نه؟

باید جشن بگیریم

!جناب

میشه یه بطری سوجو و آبجو برامون بیاری؟

و یدونه هم گالبی جیم، لطفا

نمیشه. با ماشین تا اینجا اومدی

میتونم بذارم اینجا بمونه باید به هر حال یه شب‌ رو پیش تو بمونم

باید تو همچین روزایی الکل بخوریم دیگه

بیا اینو بپوش، بیا بنوشیم

فقط برای امروزا

از این به بعد فقط روزای خوبی رو داریم

درد و رنج دیگه تموم شد

بنوشیم؟

اصن انگار برای تو دوختنش

آقا لطفاً نوشیدنی مارو بیارین

به سلامتی آینده روشنت- به سلامتی-

خدایا

حس عالی ای دارم

من ۸۷ امین روز هوشیاریم رو شکستم

آروم بخور

باشه بابا فهمیدم

بخاطر همچین روزیه که دارم تحمل میکنم

امیدوارم که بتونی مشروب و ترک کنی

و ازدواج کنی

...خب

تو و میونگ

هنوز درباره‌ی ازدواج حرف نزدین؟

ازدواج؟- آره -

کجا میری ؟

بیشتر نوشیدنی بیارم

خب یه بطری دیگه بیار

چهار تا خیلیه

بیا فقط بنوشیم

مشکلش چیه ؟

چه خبره ؟

من چیزی برای گفتن درباره‌ی ازدواج و قرار ندارم

من حتی دیپلمم ندارم تنها چیزی که دارم سابقه جناییه

بابای الکلیمون تو زندان مرد

و وقتی مامان مرد خونمون رو از دست دادیم

درگیر یه مردی مثل من بودن چه خوبی داره؟

برای من خیلی دیر شده

تو باید برای موفقیتت تلاش کنی

من خوب از خودم مراقبت میکنم

...تو باید- خدایا این تموم چیزیه که مهمه -

تو همیشه خیلی مهربونی و هیچ وقت شکایتی نمیکنی

سخت درس خوندی و زیاد پول خرج نکردی

حتی وقتی که تو یتیم خونه بودیم

یه بارم شکایت نکردی

چطور یکی مثل پدر تورو به دنیا آورده؟

شاید اون ناپدریته

بیخیال بابا شوخی میکنم

بگیر

بنوش

وقتی رفتیم بیرون غذا بخوریم هفتا بطری سوجو خورد

واقعا مست بود

خیلی سعی کردم کنترلش کنم

یانگ چول

بعد اینکه حساب کردم رفتم بیرون

اما ماشینش نبود- خدایا-

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left