نخستین 173 خط.
ماهِ روشن در آسمان
وقتی نمی توانم تو را داشته باشم
غم و اندوه به قلب من می آید
طول می کشد و هرگز توقف نمی کند
مهمانانی که در جاده مانده این
گام بردار و به دیدن من بیا
ما خیلی صحبت می کنیم چون ما برای مدت زمان طولانی با یکدیگر ملاقات نکردیم
ما مشتاق دنبال کردن روزهای قدیمی هستیم
کوه نمی تواند بدون سنگ استوار باشد
دریا بدون رودخانه های جریان نمی یابد
بیدار شدی پدر؟
زی جیان
ژنرال زی دان
لازم نیست که ما نگرانِ سائو ژی باشیم
کسی که باید ازش بترسیم سائو ژانگ هست
بیشتر از خودم نگرانِ توام
اگه من برم
چطور میتونی بعدِ رفتن من اوضاع رو مدیریت کنی؟
پدر این حرفا رو نزنین،حالت خوب میشه
نسبت بهت بی رحم بودم
اشتباه کردم
نسبت بهت خیلی اشتباه کردم
تو شاعر خیلی خوبی هستی
ولی پادشاه خوبی نمیشی
برادر سومت(سائو ژانگ) هم شاه خوبی نمیشه
من فقط میتونم بزارم کسی که پادشاه خوبی برای مردم میشه شاه بشه
تو هم اونو تو این راه کمک کن
میخوام تو یکی از بهترین شاعران بشی
من بودم که
بهت امید واهی دادم
بعدِ مرگم
مثل خودت رفتار کن
و حتما خودتو از این بازی کنار بکش
هر چی شما بگین درسته
من از دستورالعمل های شما اطاعت خواهم کرد
متاسفم که
نمیتونم به شهر یی برم
و زی هوآن رو برای آخرین بار ببینم
بفرستین دنبالِ زی وِن(سائو ژانگ)
بهش بگین از چانگ آن برگرده
شاید بتونم دوباره اونو ببینم
حتما ،ایشون رو مطلع خواهم کرد
بزارین اونا بیان داخل(منظورش همسرانِ پادشاهه)
با اجازتون من میرم
همه شما هنوز جوانید
کشور همیشه با مشکلات مواجه بود
ثروتی که ما در طول جنگ بدست می آوردیم
بیشترشون رو به سربازا و ژنرال ها دادم
شما همیشه دنباله روی من بودین
هیچوقت نتونستین لباسا و جواهراتی که میخواستین داشته باشین
همیشه باعث رنج شما بودم
نه
باعث افتخار ماست که بهتون خدمت کنیم
هیچ مردی نمی تونه با دستاوردها وشجاعتتون رقابت کنه
دستاوردهای قهرمانانه
قهرمان هم بالاخره میمیره
و این دنیا رو ترک میکنه
من فقط کمی عطر دارم
اونا رو بهتون میدم
میتونین آزادانه توی تونگ چائو تای زندگی کنین
اونجا میتونین توی آرامگاهم منو ببینین
با خرید و فروش عطر و ابریشم
یاد بگیرین که چطور زندگیتون رو بچرخونین
درسته
ما سالها با هم بودیم
نمیخوام که بعد مرگ من
غم و اندوه زیاد داشته باشین
همه ی موجودات یه روز از این دنیا میرن
...زود بیایین . پادشاه
من ارتش رو با اصول و قوانین مدیریت کردم
هیچ کس نباید این قوانین رو تغییر بده
با این حال من اغلب عصبانی شدم و اشتباه کردم
شما نباید مثل من باشین
کشور هنوز متحد نشده
مردم داخل کشور ضعیف و خسته هستن
باید مراسم تدفین رو
تا جایی که ممکنه ساده برگزار بشه
احتیاجی به پیروی کردن از سنت های قدیمی نیست
بعد از مرگم لباس من باید
لباسهایی باشن که معمولا میپوشیدم
همه درباریان
با همدیگه همکاری کنن
پانزده روز
بعد از برگزاری مراسم تشییع جنازه
همه میتونند لباسهای عزاداری خودشون رو در بیارن
همه درباریان به کار خودشون ادامه بدن
سربازان و ژنرال ها هم در خط مقدم باشن
کسی گریه نکنه
کشور هنوز متحد نشده
لطفا برای رسیدن به این هدف سخت تلاش کنین
سخت تلاش کنین
هیچ طلا، نقره یا جواهراتی نباید با من دفن بشه
تمام لباس هایی که قبلا پوشیدم
اونا رو به مهمانخانه ببرین و به مردم بدین
زی هوآن و زی جیان
اجازه دارن این لباسا رو به اشتراک بزارن
پدر
این کشور
هیچ کس نمی تونه اون رو با خودش بره
چیزی میخوای بگی؟
معاون فرمانده الان از اینجا دوره
زی وِن هم الان چانگ آنه
کسی که توی لو یانگ هست شمایین
این سرنوشت شماست
پدرم ،برادر دوم منو به عنوان ولیعهد انتخاب کرده
این چه حرفیه که میزنی؟
معاون فرمانده از ما متنفره
اگه پادشاه بشه همه ی ما رو میکشه
حاضرم بمیرم ولی آخرین آرزوی پدرم رو نادیده نگیرم
الان ارتش به خاطر مرگ پدرم ناپایداره،ما دیگه نباید هرج و مرج به این کشور بندازیم
ارتش پایدار نیست چون هیچ رهبری توی لو یانگ نیست
هر روز سربازای متعددی از ارتش فرار میکنن،اینجوری پیش بره کشور نابود میشه
شما خودتون رو وقف این کشور کردین
نصیحت یانگ ژیو رو فراموش کردین؟
بازرس جی آ
ما باید برای بدترین اتفاقا آماده باشیم
...منظورت اینه
اونا سعی میکنند تا علیه ولیعهد شورش کنن؟
پادشاه رفته و ولیعهد اینجا نیست
سائو ژی این امتیاز رو داره که اینجا حضور داره،من بیشتر از سائو ژانگ میترسم
اگه این دو نفر با هم همکاری کنن میتون ولیعهد رو کنار بزنن
به هر حال نگرانی وجود داره
پادشاه ،سائو ژانگ رو به خاطر عواطف خانوادگی قبل مرگش احضار کرد ولی انتظار نداشتم
ممکنه باعث مشکلات بزرگی بشه
نظر تو چیه؟
به نظرم بهتره که بدن پادشاه رو به پایتخت بفرستیم
و مهر سلطنتی رو به ولیعهد برسونیم
با توجه به سنت ها، ولیعهد باید شخصا بیاد اینجا تا مهر سلطنتی رو دریافت کنه
الان وقت این نیست که ببینیم سنت ها چی میگن
ما مسئول مراسم تشییع جنازه هستیم
اگه حاکمان واقعا از کائو ژی و کائو ژانگ حمایت کنن
ولیعهد دیر یا زود کشته میشه
اونوقت ما بزرگترین گناهکار تاریخ این کشور هستیم
همرام بیا
این مهر سلطنتی امپراطور وی هست
برش دار و در اسرع وقت از شهر بری
امور مراسم پادشاه رو من مدیریت میکنم
حتی اگه اینجا شورش انجام بشه
ولیعهد میتونه با مهر سلطنتی خودشو امپراطور معرفی کنه
میگین شما رو تنها بزارم
با سائو زی و سائو ژانگ روبرو هستین
وقتی که برادر رو به چالش بکشد،باید زنده موند
ما با مسئله جدی مواجه هستیم
ما باید بهترین عملکرد رو داشته باشم
کسی که باید بره تویی،ولیعهد به شدت بهت وابسته هست
بهم اعتماد کنین
مهر سلطنتی رو حتما به دست ولیعهد میرسونم
برگشتی
بیا برات نوشیدنی آماده کردم
امروز دیر برگشتی
چند تا دستور العمل برای اجرا وجود داشت
نون رو با سوپ بخور
من اینو توی لو یانگ یاد گرفتم
بزار یه چیزی بهت نشون بدم
اون چیه؟
این ....مهر سلطنتی امپراطور وی هست
چرا دست توهه؟
میخوام برام کاری رو انجام بدی
وقتی فردا دروازه شهر باز شد
این مهر سلطنتی رو به پایتخت ببر
وقتی اونجا رسیدی اینو بده به ولیعهد
و بهش بگو باید بلافاصله پادشاهی خودشو اعلام کنه
چرا من این کار رو بکنم؟- چون تنها کسی هستی که میتونم بهش اعتماد کنم-
پس تو هم باید با من بیای
بدون تو هیچ جا نمیرم
پادشاه،من و بازرس جی آ رو مسئول مراسم تدفین کرده
نمیتونم بازرس جی آ رو اینجا تنها بزارم
ارتش سائو ژانگ بزودی به اینجا میرسه
من میمونم تا بتونم سرشون رو گرم کنم
اگه اونا بفهمن که مهر سلطنتی دست منه،توی خطر جدی میفتی
اگه بتونی ولیعهد رو متقاعد کنی قبل از ورود سائو ژانگ به شهر،پادشاهی خودش رو اعلام کنه
اونوقت من در امان میمونم
خوب من
No comments yet. Be the first to leave one.