Scorpion

Scorpion

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 3

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Scorpion - 03x16 - Keep It in Check, Mate
ناشر EISHEN
► ElSHEN | IRANFILM ◄

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2017-02-14
تعداد دانلود: 29
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫آماده‌ی تسلیم شو

‫پسر، خیلی وقته بازی نکردم

‫باید مثل همون موقع که ‫خونه‌ی من تلپ بودی

‫بازم تمرین کنی

‫وای

‫امروز بدجوری داغونی

‫شاید بهتره یه سر بریم پایین

‫- بابات دیگه حالا می‌رسه ‫- سعی نکن از سرویس شدن

‫فرار کنی ‫بهش پیام دادم و گفتم که

‫بیاد اینجا دیدنمون

‫ممنون که براش کار پیدا کردی

‫بهش نیاز داشت ‫چندماهی هست که

‫توی گاراژش خبری نبوده

‫سلام ‫کی داره می‌بره؟

‫- سلام عزیزم ‫- سلام

‫- چطوری؟ ‫- خوبم

‫کیب، آماده‌ای بریم لمانت رو ببینیم؟

‫عاشق اون پونتیاکای قدیمیه، نه؟

‫راستش بهت نگفتم بیای اینجا

‫تا درمورد ماشین حرف بزنیم ‫من...

‫باید درمورد چیز دیگه‌ای ‫باهات حرف بزنم

‫- متوجه نمیشم ‫- منم همینطور

‫چه خبره کیب؟

‫چندروز پیش از اف‌بی‌آی بهم زنگ زدن

‫سانی دوبین رو دستگیر کردند

‫ازم خواستن تو رو قانع کنم

‫باهاشون همکاری کنی

‫سانی دوبین کیه؟

‫بابا

‫سانی دوبین کیه؟

‫شبکه‌ی ماشین‌های دزدی دست اونه

‫و سال‌ها قبل ‫اون موقع که همیشه مست بودم

‫قبل از اینکه تو برگردی به زندگیم ‫شماره‌ی شناسایی ماشین‌ها رو

‫پاک می‌کردم و چند قرون پول می‌گرفتم

‫از موقعی که باهاش کار می‌کردی ‫شبکه‌ش خیلی بزرگتر شده

‫حالا دیگه با اون ماشین‌ها ‫مواد قاچاق می‌کنه

‫- به اونور مرز ‫- من از مواد بی‌خبر بودم

‫- فقط شماره موتور پاک می‌کردم ‫- می‌دونم

‫اما با وجود مواد ‫جسد‌های زیادی توی صحرا دفن میشن

اف‌بی‌آی میحواد پرونده‌سازی کنه

‫و می‌خوان که من شهادت بدم

‫من از چیزی خبر ندارم کیب

‫یارو واسه من ماشین می‌فرستاد ‫من کارم رو می‌کردم

‫بعد هم تحویلشون می‌گرفت ‫همین

‫فقط همینو باید توی دادگاه بگی

‫این یارو دوبین آدم می‌کشه

‫اونوقت تو می‌خوای پدر من ‫علیه‌ش شهادت بده؟

‫- دیوونه شدی؟ ‫- اگه شهادت نده

‫اف‌بی‌آی دستگیرش می‌کنه ‫خبرش رو پخش می‌کنن

‫که برای آزادی خودش ‫حاضر به همکاری شده

‫افراد دوبین توی زندان میرن سراغش

‫اینجوری خیلی راحت‌تر از وقتی آزاد باشه

‫بهش دسترسی دارن

‫خدای من

‫اما من معامله کردم

‫همکاری کنی، نهایتش دو ساله

‫دو سال؟

‫منتقلت می‌کنن به یه زندان

‫خارج از ایالت ‫یه اسم جعلی برات می‌سازن

‫جات امنه ‫اما باید تا آخر امشب

‫خودت رو تسلیم کنی

‫براش کمین کردی

‫می‌خوام بهش کمک کنم

‫پاتریک

‫اگه همکاری نکنی

‫اف‌بی‌آی دستگیرت می‌کنه

‫بدون حفاظت زندانی میشی

‫اگه فرار کنی ‫اف‌بی‌آی یا افراد دوبین بلاخره پیدات می‌کنن

‫شهادت دادن تنها راه پیش روته

‫بهش گوش نکن

‫اینکه نابغه نیست ‫راه‌های دیگه‌ای هم هست

‫که این نمی‌تونه بفهمه ‫اما من پیداش می‌کنم

‫اف‌بی‌آی تو رو هم تحت فشار گذاشته؟

‫خیلی‌خب

‫من سرزنشت نمی‌کنم، من...

‫معامله رو قبول می‌کنم

‫اما من سرزنشت می‌کنم

‫فکر می‌کردم دوستیم

‫من باهاش حرف می‌زنم

‫کیب گالو هستم

‫بو رو حس می‌کنی سیلی؟

‫بوی ترکیب فلز و کائوچو یونیه

در حرارت بالاست ‫بوی شکستته

‫تو این بو رو حس می‌کنی؟

‫این بوی...

‫منه

‫می‌خوای به کجا برسی با این حرفت؟!

‫که درحال شکست توئم

‫چرا همچین چیزی باید بو داشته باشه؟!

‫این بو داشت

‫نباید اینجوری میشد

‫برنده

‫نه، نتونستی مچم رو بخوابونی

‫یه مشکل فنی بود

‫هی رالف، میشه

‫بیای کمکم کنی؟

‫زیاد کاری از دستم برنمیاد

‫امروز یکم حواسم پرته

‫چی شده رفیق؟

‫- یه چیزی توی مدرسه ‫- چی شده؟

‫فیزیک؟ دیفرانسیل؟ ‫ما می‌تونیم کمکت کنیم

‫دوتا دختر واسه رقص ولنتاین ‫ازم درخواست کردند

‫کمکی از دستمون برنمیاد!

‫نمی‌دونم کدومشون رو انتخاب کنم

‫نمی‌خوام دل کسی رو بشکنم

‫خیلی‌خب، بذار بررسیش کنیم

‫وقتی داشتی با اون دخترا حرف می‌زدی

‫فکر می‌کنی دست به سینه‌ت زدی؟

‫این نشون میده که کدوم یکی از دخترا ‫بیشتر نظرت رو جلب کردند

‫اینکه کاری نداره ‫جفتشون رو قبول کن

‫یه آهنگ در میون با هر کدومشون برقص

‫- بهینه ‫- فکر نکنم

‫از این کار خوششون بیاد

‫رالف، نگران نباش ‫احتمال اینکه

‫یکی از اون دخترا نیمه‌ی گمشده‌ت باشه

‫خیلی خیلی پایینه ‫فقط 2 درصد

‫از عشقای دوران بچگی ‫بهم می‌رسن

‫عشق؟ درمورد چی دارید حرف می‌زنید؟

‫هیچی ‫جامعه‌شناسی

‫ماشین اومده

‫باید برم

‫خدافظ...

‫- اینجا چه خبر بود؟ ‫- اینجا؟

‫هیچی

‫- رالف عاشق شده؟ ‫- شرمنده

‫نمیشه جواب داد ‫قانونه برادریه

‫آره، قانون برادری

‫دو تا دختر از رالف واسه

‫رقص ولنتاین دعوت کردند ‫اما اون نمی‌دونه چیکار کنه

‫چرا با این مشکل

‫- نیومده پیش من؟ ‫- آره، پسرا عاشق اینن

‫که مشکلات عشقیشون رو ‫به مامانشون بگن!

‫و به ما اعتماد کرده که ‫نصایح خوبی بهش بکنیم

‫درمورد دخترا؟! ‫بعدش چی؟

‫می‌خواید بهش یاد بدید فوتبال بازی کنه؟!

‫- اصلا از این وضع خوشم نمیاد ‫- خیلی‌خب

‫جمع شید ‫از سیا باهامون تماس گرفتند

‫حرفش درمورد فوتبال طعنه بود، آره؟

‫نه، واقعا فکر می‌کنه باید تکل زدن رو ‫به رالف یاد بدی

‫فکر می‌کنم اینم یه طعنه‌ی دیگه بود

‫یه پرونده روی خط امن داریم

‫از جانب مامور سازمان سیا، هریس مارکمن ‫سازمان اروپای شرقی

‫- هپی کجاست؟ اونم باید باشه ‫- پیام داده

‫یکم دیگه میاد ‫یه مشکلی با باباشه

‫بعدا براش توضیح میدیم

‫تنها چیزی که درموردش بهم گفتند

‫اینه که زمانش کمه

‫- زمانش خیلی خیلی کمه ‫- مامور مارکمن

‫- ارتباطمون برقراره، در خدمت شماییم ‫- ممنون قربان

‫دو هفته پیش یکی از ماموران سازمان سیا ‫در ساردوویا کشته شده

‫و فلش درایوش که حاوی اسامی ‫جاسوسان آمریکایی

‫مستقر در ساردوویا دزدیده شده

‫این افراد چندین ساله که ‫جونشون رو به خطر انداختند

‫و درمورد دیکتاتوری شوروی سابق ‫که به صورت مداوم

‫حقوق بشر رو زیر پا گذاشتند ‫بهمون اطلاعات دادند

‫لیست هویت‌ها رمزگذاری شده

‫اما ساردوویایی‌ها تونستند چندتا از ‫اسامی رو رمزگشایی کنند

‫از کجا مطمئنید؟

‫دو نفر از خبرچین‌ها کشته شدند

‫طبق سرعت رمزگشایی ‫حدس می‌زنیم از یک

‫سیستم انیگمایی برای ‫شکستن رمز استفاده می‌کنند

‫رمزگذاری یک کلیده حروف ‫که به احتمال زیاد

‫از طریق الگوریتم‌هایی به صورت همزمان ‫در حال کاره

‫ اسامی داخل لیست به‌صورت جداگانه ‫ رمزگذاری شدند

‫ به‌خاطر پیش‌بینی چنین شرایطی ‫ بنابراین اسامی باید یکی یکی

‫ - رمزگشایی بشند ‫ - اما اگه تمامی رمز‌گذاری‌ها

‫ از طریق یک نرم‌افزار انجام شده باشه ‫ وقتی رمزنگار درحال شکستن رمزه

‫ می‌تونه خصیصه‌ی برنامه‌نویس رو پیدا کنه

‫ و بهینه‌تر و دقیق‌تر بشه

‫ چند هفته واسه خارج کردن

‫افرادتون فرصت ندارید... ‫نهایتش چند روز

‫همه‌ی افراد داخل لیست رو خارج کردیم ‫جز یک نفر

‫ناتالیا آبیلوف

‫استاد شطرنج؟

‫اون اولین نفر توی دنیاست

‫پدر ناتالیا، یک روزنامه‌نگاره

‫که علیه رژیم بدگویی کرده ‫به‌همین دلیل دستگیرش کردند

‫توی زندان فوت کرد

‫از اون موقع ناتالیا باهامون همکاری داشته

‫به‌خاطر مشهوریتش اجازه‌ی ملاقات ‫با سران دولت رو داره

‫و می‌تونه بخش‌هایی از دولت رو ببینه ‫که بقیه قادر به دیدنش نیستند

‫گنجینه‌ای از اطلاعات برای ما بوده

‫بهش مدیونیم و باید ازش حفاظت کنیم

‫واسه همین یک کلمه‌ی رمز براش تعیین کردیم: ‫«لوبیای سبز»

‫ دوتا کلمه!

‫«لوبیای سبز» دوتا کلمه‌ست

‫بله

‫بگذریم، این سیگنال هشدار

‫برای خروج اضطراریشه ‫می‌دونه کجا بیاد دیدنمون

‫اینا که راحت بود ‫مشکل چیه؟

‫اون قبل از بازی‌های بین‌المللی شطرنج

‫که از فردا شروع میشه

‫توسط دولت ساردوویا برده شده ‫تنها افرادی که

‫باهاشون درتماسه ‫ماموران امنیتی دولتن

‫و بازیکن‌هایی که باید تا پایان مسابقات

‫روبه‌روش بشینن

‫اگه رمزگشا فقط اسم اون رو ‫برای رمزگشایی داشته باشه

‫قبل از اون موقع اسمش رو بدست میاره

‫اونوقت می‌فهمن که واسه آمریکا ‫جاسوسی می‌کرده و می‌کشنش

‫واسه همین به کمکتون نیاز داریم ‫ دو جایگاه وجود داره

More Farsi Persian subtitles for Scorpion

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left