Boomerang!

Boomerang!

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

boomerang1947
ناشر dave30
داود-ر

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2021-01-22
تعداد دانلود: 41
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

.داستاني كه مشاهده خواهيد كرد مبتني بر واقعيت است به منظور حفظ اصالت ماجرا، تمام صحنه ها چه داخلي و چه خارجي در محيط اصلي فيلمبرداري شده و تا جايي كه .ممكن بوده از شخصيت هاي حقيقي استفاده شده است

ظريفي مي گفت بعد از نيويورك

هر چي هست قلمروي كانتيكات ـه

غرض از اين حرف شوخي بود امل مثل اغلب كنايه ها در خود رگه اي از حقيقت داشت

چرا كه شهر هاي كوچك كه ستون فقرات ملّت هستن

همه طبق الگوي واحدي ساخته شدن

به همين خاطر فرقي نمي كنه

كه ما شما رو به اين شهر كوچك در كانتيكات آورديم

حوادث اصلي قصه‌ي ما، البته

در محيط كانتيكات روي داد

اما ممكن بود هر جاي ديگه اتفاق بيفته

در اوريگن، مي سي سي پي، جورجيا يا يوتا

شايد خيابان هاي شما عناوين ديگه اي داشته باشن

اما چه اونها رو خيابان مركزي بناميد ...خيابان جنوبي يا خيابان اصلي

فرق چنداني با اين خيابونا ندارن

و مردم... خب، شايد مردم اينجا كمي متفاوت لباس بپوشن

يا كمي متفاوت حرف بزنن

اما در باطن مثل همسايه هاي خودتون هستن و احتمالاً شما با همه‌شون آشنا هستين

مأمور پليس بچه هاي روزنامه فروش

مغازه دار ها، وكيل ها مردم خوب، مردم بد

و اگه شهرتون خوش شانس باشه شايد يه كشيش داشته باشين

كه با مردم شهر آشنا است همونطور كه "پدر لمبرت" با مردم اين شهر بود

مردي مشهور و محبوب در نزد همگان

تقريباً هر شب مي شد حوالي خيابان اصلي پيداش كرد

در حال پياده روي هميشگي بعد از شام

شخصيتي مهربان و گشاده رو كه هر كسي رو دوستانه نصيحت مي كرد

- شب بخير، پدر - يه كبريت بهم مي دي؟

- حتماً، بفرماييد، شبتون بخير - متشكرم

- سلام، پدر - سلام، عزيزم

!جلوي اون مردو بگيرين

!هي، جلوي اون مردو بگيرين! نگهش دارين !بگيريدش! بگيريدش

مُرده؟

- بيچاره، پدر لمبرت خودمونه - !يكي بهتره كاري بكنه

مراقب باش،‌ مراقب باش من همه چي رو ديدم

- اونجا وايساده بودم - منم همينطور

- من همه چي رو ديدم - بهتره پليس خبر كنيم

- نزديكترين تلفن كجاست؟ - يكي تو داروخانه هست

- !خب، يكي بره - من ميرم

اون پيپ رو بذار زمين به هيچ چي دست نزن

- درسته - هيچ كس به هيچ چي دست نمي زنه تا وقتي پليس بياد

باور كردنش سخته ...اما در شهر شما و شهر من

اين جور چيز ها واقعاً اتفاق ميفته

زندگي خوشاينده و كمي كسالت آور

هر شب خميازه مي كشيم، پيچ راديو رو مي چرخونيم و مي خوابيم

تا اينكه يك روز صبح تيتر هاي سياه رنگ به ما زل مي زنن

اعلام جنگ شده بازار بورس تنزل پيدا كرده

يا پيرمردي با‌محبت در خيابان به ضرب گلوله كشته شده

و ناگهان درياي ساكن ِ زندگي اجتماعي متلاطم ميشه

آب ها به جوش ميان، و به شيوه هاي تازه و نامعمولي پيچ و تاب مي خورن

- باورم نميشه - هيچ كس تو شهر باورش نميشه

درسته. هيچ كس باور نمي كنه !فوق العاده! روزنامه

بهتره تو اينكارو بكني، جورج

ما رأي گيري كرديم، خانم و اومديم اينجا

- ايشون بار ها به ما لطف كرده بود - ممكنه رو ديوار نصبش كنيد؟

ممنونم پسرا ممنون

بيش از هر مردي كه تا بحال شناختم

زندگيش رو وقف خدمت به ديگران و خوشبختي آنها كرده بود

...ساده بود و بي ادعا

ولي ما كه او را مي شناختيم ميدانستيم رداي عظمت به تن كرده

جاي خالي اش را احساس خواهيم كرد

بله، مرگ كسي مثل پدر لمبرت

در هر جامعه خلائي ايجاد مي كنه

چرا كه متأسفانه امثال او بسيار كم اند

روحاني سالخورده بيشتر عمرش را اينجا گذرانده و

بي سر‌ و ‌صدا سرگرم توسعه‌ي كشيش‌نشين‌اش‌ بود

شريك زندگي ساده‌ي همسايگان بود

و به نحوي، وجود ِ اهالي كيش‌نشين را

از عطوفت و انسانيت خود سرشار مي ساخت

شايد بتوان گفت از بسياري از كشيش ها خوش‌ اقبال ‌تر بود

چرا كه در اواخر زندگي اش يك دولت اصلاحي بر شهر مسلط شد

كه دستگاه حاكم رو بر كنار كرد و به طرح شهرسازي يك نيروي محرّك بخشيد

پيرمرد با طيب خاطر به پروژه هايي مثل پارك ها، زمين هاي بازي و مراكز تفريحي

دانش و تجربه اش را مي بخشيد

همينطور شأن و منزلت كليسايش را

جناب هَريس از روي لطف به اين ناحيه اشاره كردن

من فقط به در دسترس بودنش ...اشاره كردم

و اينكه شايد بانك بتونه ترتيب خريدش رو بده

- پدر لمبرت؟ - جاي بي نقصيه

بنظر ميرسه بانكدار ها هميشه با اين جور مسائل آشنا هستن

البته، خانم هاروي بعنوان رئيس جلسه حرف آخرو مي زنن

بنظر من كاملاً مناسبه فوق العاده ست

با وجود اينها، كار روزانه‌ي او در ارتباط با آدم هاي كشيش‌نشين بود

بويژه كساني كه به دنبال رأي و نظرش بودند

از آنجا كه مرد ِ خدا بود گاهي‌اوقات اعمالش وي را

به نقاط تاريك و غريبي از روح آدمي هدايت مي كرد

بخشنده بود و عادل، ولي در وهله‌ي اول يك انسان بود

و شخصيت افراد را با سختگيري و جديت قضاوت مي كرد

!كافيه

حتي اگر مي خواستم ببخشمت نمي تونستم

از عهده‌ي من بيرونه

- جيم، تو آدم بيماري هستي - ...ولي، پدر، من

قبلاً به همه‌ي اين مسائل پرداختيم

من نمي تونم كمكت كنم شايد آسايشگاه بتونه

نه، اينكارو نمي كنم ...اگر - اگر مردم

راجع به مردم نيست، پسرم راجع به توئه

قبلاً بهت گفته بودم

اينبار، خوشبختانه آسيب جدي بوجود نيومده

...اما بار بعد

نه، نمي تونم بذارم جلوتر بري

حتماً بايد آسايشگاه باشه

در اين خصوص با مادرت حرف زدي؟

شما كه باهاش حرف نزدين؟

- من با هيچ كس حرف نزدم - پدر گاردينر چطور؟

جيم، تو كه باز شروع كردي

اين فقط بين خودمون دو تاست

ترجيح ميدم خودت ...تصميم بگيري، پسرم

امّا اگر نتونستي، من زياد منتظر نمي مونم

بخاطر خودت، نمي تونم زياد منتظر بمونم

مراسم روز سه شنبه ساعت يازده برگزار ميشه

جسد با تشريفات

كُت تيره رنگ و كلاه روشن پوشيده بود قد متوسط .از كاليبر 32 در قتل استفاده شده

...در مقام شريف روحانيت

از تو عاجزانه ميخواهيم ...كه او نيز به آنها بپيوندد

در پيوندي هميشگي ...با شفاعت سرورمان عيسي مسيح

كسي كه با تو و روح القدس زندگي مي كند

در دنيايي لايتناهي و يكتا پرست

آمين

...خدايا از تو عاجزانه ميخواهيم كه روح خادمت

كشيش جورج تا اَبد در كاخ هاي بهشتي به شادماني بپردازد

كسي كه زماني در اين دنيايي اقامت داشت

كه با مواهب قدسي تو آراسته شده است

اي خدايي كه ما را بر آن داشتي ...تا پدر و مادر خود را حرمت گزاريم

رحم و شفقت خود را بر روح پدر و مادرمان افاضه فرما

از سر تقصيرشان بگذر

- خب؟ - يه لحظه فكر كردم خودشه

يارو فكر كرد خودشه اما بخت يارش نبود

- چه انتظاري داشتي؟ - اين يه شانسه، رئيس

گذشتن از آبشار نياگارا با يه بشكه هم يه شانسه

بيا بريم بيرون

- يعني هيچ كس درباره‌ي اين پرونده چيزي نمي دونه؟ - ساكت باشيد

- ولمون كن، دوگان. پنج روز گذشته - چهار

باشه، چهار روز، و شما كلّه پوكا حتي يه ردّ پا هم پيدا نكردين

- مردم خوششون نمياد - چرا نميري گم شي؟

شما دلقكا ميخواستيد منو پيدا كنين؟ دارين باهام شوخي مي كنين؟

اداره‌ي پليس گروهبان دوگان

- نه، خانم. مأمورين شهر رسيدگي مي كنن - شوهرشو گم كرده؟

- ساكت - سلام، ستوان. داستان چيه؟

- پرونده‌ي سختيه - با من درد دل نكن

باشه امّا بهت گفته باشم رئيس از داستان هات خوشش نمياد

در آينده فرصت پيدا مي كنه از داستان هاي -بيشتري خوشش نياد اگه شماها

هيچ چي، رئيس آقاي هاروي چهار بار تماس گرفت

گفت به مجرّد اين كه اومدين برين سراغش

- هيچ زاويه ديدي داريم؟ - نه

آقاي هاروي بشدت عصبانيه شايد يه شكاف تو اين داستان باشه

!روزنامه! روزنامه! كلّ قضيه رو بخونين

- هيچ وقت اينجا رو مرتب نمي كنين؟ - !چه شخصيت بشاشي

پليس ها هنوز درخصوص قتل !گيج و سردرگم‌ان

روزنامه، رئيس؟

هنري‌ ‌ ال.هاروي دادستان ايالتي

دستت درد نكنه

- ... حالتون چطوره خانم ِ - يكراست بيرون تو. منتظرتون بودن

بله،‌ اما بهتون مي گم دارن هر كاري از دستشون برمياد مي كنن

نخير، از زمان آخري كه باهاتون حرف زدم چيزي به گوشم نخورده

حتماً، مي خوام با رابينسون صحبت كنم الان خودش اومد. سلام، رابي

بعداً باهاتون تماس مي گيرم

بله، بله

!خب، انقدر خوشحال نباش، رابي

- هنوز هيچ شكافي پيدا نشده؟ - تو هم؟

- پرونده‌ي بديه - !خب قرار نيست با اين همه قيل و قال بهتر بشه

- ...ببين، رابي - !نخير، هيچ شكافي نيست

نه هيچ ردّي، نه هيچ سرنخي هيچ چي كه هيچ چي

بايد حتماً بگيريمش درگيري تو اتاق بيليارد" كه نيست"

- قتل ـه - آقاي هاروي، وقتي پدر لمبرت تازه به اين شهر اومده بود

من يه پليس گشت تازه كار بودم

!منم دلم مي خواد طرفو بگيرم

ببخشيد، رابي حواسم نبود

- مهم نيست - فقط اينكه گرفتار شديم

امروز صبح گزارشو ديدي؟ - آره

از لحنش خوشم نمياد مي خوان ازش يه موضوع سياسي درست كنن

- همشون دارن جوش ميارن - اينبار ديگه نه

- تو موقعيت بدي قرار گرفتيم - خب من بايد چيكار كنم؟

بزنم زير گريه؟ دستور دادم همه‌ي افراد مشغول بشن

اگه گرفتيمش كه گرفتيمش اگه نه كه نه

حالا اگه اجازه بدي بپردازم به كارم

بذار رفقات تو شهرداري غصه شو بخورن

اونا هستن كه دنبالشون مي گردن نه من و تو

اونا از همين حالا دنبال من هستن

شوراي شهر درخواست اقدام مي كند

آقاي شهردار، ما حاضريم به هر شكل مفيدي باهاتون همكاري كنيم

من مي دونم كه بايد از شما و هيئت ِشما ... تقدير بشه بخاطر

!آقاي شهردار، شما بايد يه كاري بكنين

- !اين نبايد ادامه پيدا كنه - !درست ميگه

!خوبه. زيباست

!آره سر جدّشون !هيچ سرنخي ندارن

- هفت نفر ديدنش، نديدن؟ - ...آره، اما

آره، اما به من نگو اين ماجرا ساختگي به نظر نمياد

من سه تا آشنا تو شهرداري دارم وقتي اوضاع مرتبه آدماي خوبي هستن

فقط بذار به من رأي بدن. تمومه

تو الآن مي خواي اصلاح كني يا براي مأمور عالي پليس" نامزد بشي؟"

ساعت 09:00 هست و وقت اخباره

و حالا طبق معمول گزارش روزانه رو به شما تقديم مي كنيم

سر مقاله‌ي امروز صبح خبر ميده كه نيروي پليس

همچنان در پيچ و خم پرونده‌ي لمبرت گير كرده

...ده روز از اين قتل وحشيانه مي گذره

و هنوز هيچ مظنوني پيدا نشده

اينكه مردم تا كي مي تونن اين وضعيتو ...تحمل كنن

به ميزان نارضايتي عمومي بستگي داره

مي بينم كه پليس به تحقيق بزرگ و باشكوهش ادامه مي ده

داره مثل چرخ و فلك دور سر خودش مي چرخه

و همينطور دور‌تر ميشه

More Farsi Persian subtitles for Boomerang!

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left