Penny Dreadful

Penny Dreadful

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Penny Dreadful S01 E07 - 480p Bluray
ناشر mpasha

برچسب‌ها

BluRay
480p
480
تاریخ انتشار: 2015-05-01
تعداد دانلود: 57
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

...‏‏آنچه گذشت

لرزش‌هایی در اطراف ما هست

یه موسیقی پنهان

‏بعضی‌ از نت‌ها ممکنه که بهتر ‏از بقیه، بتونن خودشون رو با موسیقی وفق بدن

...این آدما چیکار میکنن

‏اونایی که انتخاب شدن؟

آمونت، آمون

اگر به هم بپیوندن، آمونت ‏به مادر پلیدی‌ها تبدیل میشه

تو سرمالکوم نیستی

شیطان

‏افسونگر، فریبنده، پادشاه تاریکی، شیطانِ دخمه‌ها و سیاهی‌ها؟

تو همیشه ‏در نجوایی سیاه و شیطانی

غرق شده بودی

چیزهایی در درون همه ما هست که نمیشه رهاشون کرد

دیشب کجا بودی؟

با آقای گری بیرون بودم

اون یه شیطان کامله

‏گردنبندم

‏میشه امشب به‌خاطر من بندازیش گردنت؟

... ‏چیزی که مرگ میتواند پیوند دهد را"

"نگذار زندگی جدا کند

‏تو همیشه‌ی خدا فکر میکنی که میدونی ‏کجا چه‌خبره

‏چیزایی هست که نمیشه کنترلشون کرد

در پایان روز تنها چیزی که داریم، آدمایی هستن که ‏بهشون اعتماد داریم

و تو به ونسا اعتماد داری؟

‏تو هم بهتره شروع کنی به اعتماد کردن

‏وگرنه جنگ‌های زیادی پیش‌رو هست که میبازی

‏ونسا خیلی چیزا هست که باید بهت بگم

...‏من درمورد یه چیزایی باهات صادق

‏زیبا بودن تقریبا به معنیه زندگی نکردنه، درست نمیگم؟

‏بی‌تفاوتی یک زن کامل

‏آرامشی کسل‌کننده

‏مورد احترام واقع شدن

‏تحلیل رفتن

‏ضعف

‏رنگی پریده به سفیدی عاج فیل، و ضعیف مثل یه بچه گربه

‏یک تجارت پررونقی از فروش عکس‌های زنان مرده وجود داره.... ‏اینو میدونستی؟

فقط بعضی جاهای خاص اینکارو میکنن ‏جسدها رو با آرایش زیبا میکنن

‏و بعد اونها رو در ژست حقیرانه‌ای قرار میدن ‏و عکس میگیرن

‏مردها عکس ها رو میخرن ‏و ازشون لذت میبرن ‏خیلی مطبوع و دلپسنده ‏ ونسا؟

‏صدامو میشنوی؟

‏البته

...‏دیروز عصر تو اسیر یک

طلسم شده بودی، یا برخلاف گذشته در وجود فرد دیگه‌ای ظاهر شدی

‏واقعا؟

‏چه‌قدر جالب

‏خیلی غیرطبیعی بود

‏یادت نمیاد؟

‏از اون موقع به خواب رفتی ‏کی لباس تنم کرد؟

اوه، من و سمبنه

‏بعدش چایی درست کردی؟ ‏ چی؟

‏نه، سمبنه درست کرد ‏و تو لباس تنم کردی؟

‏آره ‏مثل وقتی که دختربچه بودم؟

‏اوه، نه... تو وقتی دختربچه بودم که لباس تنم نکردی ‏چه‌قدر من احمقم

‏تو که اونجا نبودی تا لباس تنم کنی، بودی؟

‏تو مدام در سفر و ماجراجویی بودی

‏کی میتونست بفهمه کجایی؟

‏ما سعی میکردیم موقعیت تو رو از روی نقشه دنبال کنیم ‏تو اتاق نورگیر با پونزهای قرمز

‏اما تو در سرزمین‌های ناشناخته بودی

‏خودت میگفتی به این جاها میری

‏چه داستان‌هایی که برامون از ماجراجویی‌هات تعریف نمیکردی

‏احساس میکنی دوباره اونجا هستی... پدر؟

‏مینا؟

‏یه جورایی...... ‏مادر چاقمون گریه میکرد

‏چیزی خنده‌دار تر از گریه یه زن چاق هست؟

تقریبا هیچ‌وقت قطع نمیشد ‏تو از اینکه چاق بود متنفر بودی

‏برعکس اون زن‌های دیگه

‏اما مادر چاقمون گریه میکرد چون دلش برات تنگ میشد و نگرانت بود

‏اینقدر گریه میکرد و گریه میکرد بعد سرش رو در بالشت فرو میبرد

‏تا ما نتونیم صداشو بشنویم ‏و بعدش یه کم تریاک میکشید تا خوابش ببره

‏اون موجود چاق بیچاره

‏درباره معشوقه‌های دیگه‌ت بهم بگو ‏نه خانوم آیوز، همه چی رو درباره اون میدونم

‏باید به مراسم خاکسپاریش می‌اومدی ‏حداقل برای نشون دادن ادب و نزاکت

‏دیگه همین حالا تمومش کن ‏اوه، این همون چهره‌‌ست درسته؟

‏همون صورت خشنی که به سیاه پوستای نشون میدادی؟ ‏اینقدر میترسوندشون که تسلیمت بشن

‏برده‌ها و خدمتکارها

‏اما ما داشتیم راجع به زن‌ها صحبت میکردیم

وقتی میرسیدی اونجا ‏هرزه‌های شهر زنزیبار ‏بیشترشون اهل شمال آفریقا بودن پس سفیدپوست بودن

‏و بعد هم زنان محلی در طول مسیر ‏اونا از خشمگین بودن تو لذت میبردن

‏یا اینکه خودت رو قانع میکردی که لذت میبرن ‏ تو پیتر رو مجبور کردی باهاشون بخوابه تا ثابت کنه مرد شده

‏اون خوشش نمی‌اومد، اما اون هرکاری برای تو میکرد

به جز پرتاب ماهرانه توپ، همونطور که میخواستی

‏پس همونطور که به راهت ادامه میدادی، از یه قبیله به قبیله دیگه ‏...پدر و پسر، با ‌زنهاشون میخوابیدین

...با ‏آفریقایی‌های ماموهلا، زامبیایی‌ها

‏بنتویی‌ها، بروندی‌ها

واقعا خیلی متاسفم که اونا مزاحم شما شدن ‏من حالم کاملا خوبه

‏و شما مدرک پزشکیتون رو از کجا گرفتین، دکتر آیوز؟

‏ما رو میبخشید؟

‏برو سرمالکوم ‏فکر کنم از تواضع و فروتنیه من میترسه

‏میتونم شما رو محض احتیاط معاینه کنم؟ ‏اوه، احتیاط همیشه لازمه

‏لبت چی شده؟

‏سمبنه فکر کرد ضروریه که منو آروم کنه

‏نبضت قوی و منظمه

‏آره، فکر میکنم هنوز زنده‌م

‏لطفا میاین اینجا که نور بیشتره؟

‏بالا رو نگاه کنین

‏سمت چپ

‏سمت راست

میترسم یه اشکالی تو نگاه من باشه

‏حرفت بی‌معنیه

‏واکنش چشمات کاملا دقیق و بدون مشکله

‏خدا رو شکر

‏تعجبی نداره که هنوز ازدواج نکردی

‏میتونم به صدای قلبت گوش کنم؟

‏هرجور مایلی

چقدر ‏سرده ‏ ببخشید ‏همیشه یادم میره به زنده‌ها گوشزد کنم

‏نفس عمیق بکشین

‏طبقه پایین چه اتفاقی افتاد؟

‏نمیتونم دقیق بگم ‏پس غیر دقیق بگو

‏یادم نمیاد

‏حسابی به‌هم ریخته ‏واقعا؟

‏خشونتی رخ داده بوده ‏همیشه همینطوره

‏منظورت چه وقتاییه؟ ‏وقتی از اینجا میرم

کجا میری؟ ‏نمیدونم

‏که یعنی تو به زودی یه روانپزشک میاری اینجا ‏نه

‏من ازشون خوشم نمیاد

‏منم همینطور

‏باید یه چیزی بخوری ‏میلی به سوپ ندارم

‏خب مطمئنم یه چیزی برات آماده میکنن که دوست داشته باشی

مرغ شکم‌پر

‏که خیلی دقیق توسط یه پسر خوش‌قیافه در رستوران برش داده بشه

‏تو دستای خیلی تمیزی داری ‏آره، فکر کنم

به پاکیزگی اهمیت میدی؟ فکر کنم میدم

‏برای همینه که هنوز باکره‌ای ....‏شایدم نیستی

‏کی میتونه این چیزا رو بفهمه؟ ‏این چیزای پنهانی

‏رازهایی که هممون داریم، درست نمیگم دکتر؟

‏شعری از "شِلی" هست که منو محصور خودش میکنه "یه بیت از شعر "آدونیس

‏نمیتونم از سرم بیرونش کنم

‏چیزی که مرگ میتواند پیوند دهد را" "نگذار زندگی جدا کند

‏دستای تمیزت دارن میلرزن... ‏ترسیدی؟

‏نه از تو

‏فکر میکنی اهریمن قویتری رو میشناسی؟ راجع بهش برام بگو

‏یا اینکه من بهت بگم؟

معاینه تموم شد؟ ‏هنوز شروع هم نشده

‏من به آقای چندلر گفتم تا برای کمک به ما بیان

این اتفاق قبلا هم افتاده بود اما نه به این شدت

‏اون تا جایی که میتونه مبارزه میکنه ‏چی باعث میشه اون اینجوری بشه؟

‏نمیدونم ‏....نوعی احساسات

چی باعث این یکی شد؟ نمیدونم

‏باید سوال سختی ازتون بپرسم... ‏اون تو زندگیش تجربه آسیب جنسی داشته؟

‏اطلاعی ندارم

‏اون باکره‌ست؟

تابه‌حال بهش فکر نکردم ‏و هیچ نظری نمیتونم بدم

‏هیچ علاقه‌ای هم به نظر شما ندارم

‏خانوم آیوز رفتارها و واکنش های عمیقا روانی-جنسی دارن

‏من میگم ریشه مشکل ایشون به این برمیگرده ‏.....حس گناه

‏چیزی یا کسی باعث فعال شدنش شده

‏خب دیشب با یک مرد جوان بیرون رفته بود

‏خیله خب

‏بیاین فرض کنیم ‏اون یه تجربه جنسی با این مرد داشته

‏شایدم اولین بارش بوده، نمیدونیم ‏و باعث بروز نوعی تمایل شدید جنسی

یا رفتار انحرافی شده که حس گناه یا شرم رو در اون بوجود آورده

‏این اتفاق ممکنه وقفه روانشناختی رو در ذهن اون از کار انداخته باشه ...‏یا اونو جدا کرده باشه که

اسلحه‌هات رو با خودت آوردی؟ ‏بله ‏بیا

‏خدای من

‏آقای چندلر

‏منو ببخشید، من خودم نیستم

‏دوشیزه آیوز عزیز ‏میتونم کمکی بهت بکنم؟

‏نمیدونی من چه‌جوری دارم با این میجنگم

... اما این

خیلی سرسخته

چی؟

این چیزی که درون منه

‏سال‌هاست کسی دست منو به مهربونی تو دستاش نگرفته

‏میتونم یه سوال ازتون بپرسم آقای چندلر؟

‏البته

‏تا با اون خوابیدی یا اون با تو؟

‏اون پسر زیبای رویاهامون ‏همونی که نمیشه جلوش مقاومت کرد

‏خودت میدونی منظورم کیه

‏اون تورو خوابوند، درست نمیگم؟

‏لعنتی، لذت بردی؟

فکر کنم باید به برونا بگیم ‏آره

‏به برونا میگیم ‏...البته

‏اون خودش، پسره رو میشناسه ....بهت نگفته؟

‏اوه، متاسفم ‏وقتی برونا داشت خون سرفه میکرد، کردش

‏لازم نیست بهت بگم ‏که دختره چقدر لذت برد

‏ازش بخواه تا عکسا رو نشونت بده آرام‌بخش بزن، دکتر

‏جناب بچه‌کُش بازم تشریف آوردن؟ ‏دیگه اینجا پسری نیست تا بکشی، مالکوم

‏بهم کمک کن، کمکم کن

‏دستاتو از من بکش، دکتر باکره ‏ جلوشو بگیر

!‏ولش کن

‏شما احمق‌های خرفت

‏اونو بسپرید به من

...‏شما آدما، شما آدما

شیطان

‏چه بلایی سرش اومده؟ توسط شیطان تسخیر شده

‏اوه، لعنتی

‏یا شایدم یه اهریمنه، کی میتونه بگه؟ شایدم ترکیبی از هر دو

‏خب تو دکتری، یه کاری بکن ‏این چیزی فراتر از طبابت معمولیه

‏فکر میکنم، اینجا کار بزرگتری باید انجام بشه ‏حتی فراتر چیزهای پلید و شیطانی‌ای که تابه‌حال دیدیم

‏من با یک محقق مصرشناس صحبت کردم ‏که گفت موجودی که ما به دنبالش هستیم

ممکنه باور داشته باشه که خانوم آیوز مظهر و صورت جسمانی آمونته

‏اگر اون موجود اختیار ونسا رو به دست بگیره باعث اتفاقات بسیار وحشتناکی میشه

‏پناه بر خدا، باید براش یه کشیش خبر کنیم حرفای احمقانه نزن

شایدم باید یه جادوگر خبر کنیم تا یه پیرزن کولی ‏اون دهن کثیفتو ببند

‏نه کشیش نه... نمیتونیم کس دیگه‌ای رو وارد این ماجرا کنیم ‏ پس برنامه چیه؟

‏زنده نگهش داریم تا بتونه با این موجود بجنگه.... باید بهش نشون بدیم تنها نیست

‏یادته چی بهم گفتی؟

در پایان روز تنها چیزی که داریم، آدمایی هستن که ‏بهشون اعتماد داریم

‏اون به ما اعتماد داره

More Farsi Persian subtitles for Penny Dreadful

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left