نخستین 127 خط.
ریسا کاسومی هستم
دختران قطار توکیو 2 : زن پتیاره ، بازی میکنم
تمام سعی خودم کردم
... نقشی که بازی میکنم خیلی تخمیه
...اوووم
ولی خیلی سعی کردم پس .لطفا تماشا کنید
بفرمائین ببینید
" دختران قطار توکیو - 2 : زن پتیاره "
دیگه نمیتونم بیشتر از این تحمل کنم
یوکیناری نمی تونم باور کنم
آیومی معلومه که من طرف تو هستم
ولی شوکه شدم چون فکرشم نمیتونم بکنم
میچیشیتا هستم واقعا بهتون مدیونم
بله ، مقدمات داره انجام میشه همه چی مرتبه
روز جمعه چطوره ؟ برنامه شمارو هماهنگ می کنم
ممنون ، پس شمارو روز جمعه ساعت 3 می بینم
باعث افتخارم هست که تماس گرفتین
هرچی باشه تو خودتم بدت نمیاد
هر گونه رفتار جنسی تا زمانی که ...شریک سکست با اون موافق باشه
و مورد تائیدش باشه !جرم محسوب نمیشه
شنیدم در دنیای سکس اول باید درک ! متقابل و احترام وجود داشته باشه
ولی تو توی یه فاز دیگه هستی
اینکه توی قطار یکی دست مالیت کنه !و حال کنی خیلی زیاده رویه
مسافرای دیگه ممکنه اشتباها برداشت کنن که یه منحرف واقعی هستی
اون میگه اینا همش بخاطر هیجانش هست
... اره ، ولی
...ولی اگر گیر بیوفتی شوخی بردار نیست
اون داره برای یک شرکت معتبر کار میکنه
! اخراجش میکنن
... کازوها
دفعه بعد میخوام به شام دعوتت کنم
میتونی یوکیناری متقاعد کنی
اره ، کار تو نیست که بهش بگی
مشکل اینه که چطوری باید انجامش بدم
!خواهش میکنم
آیمی ، همه چی درست میشه بسپارش به عهده من
متاسفم ، یوکیناری هستم یک شام کاری دارم، شام نمیام
احتمالا بعد از نصفه شب بیام خونه پس منتظرم نباش
فردا روز بیکاریم هست پس بیا شام با هم بریم بیرون
یه جائی رو سراغ دارم بعدا می بینمت
ایومی ، دوست دارم
این ازدواجی بود که همه بهش حسادت میکردن
یوکیناری یکی از مشتریای شرکتی بود که من اونجا کار میکردم
اون خیلی زود پیشرفت کرد و از نردبان ترقی بالارفت
!یک ادم خاص
رو یاهای کودکیم به واقعیت پیوست
تا شش ماه قبل
وقتی با هم قرار میذاشتیم سکس عادی داشتیم
ولی از حدود سه ماه قبل کثافت کاری شروع شد
شایدم تمایلات همیشگی اون بوده
نمی تونستم درکش کنم همینطور نتونستم جلوش بگیرم
ولی دیگه نمیخوام توی قطار اون بازی مسخره را ادامه بدم ، چون از اینکه لو بریم میترسم
میتونم تمام درهارو بروش ببندم
ولی نمیدونم اوضاع چقدر سخت میشه
خوب ؟ این یکی از صحنه های فیلمی بود که یه وقتی دیدم ،خوب نبود ؟
بگیرش
چیکار میکنه ؟
نه ، ایومی
باید یه چیزی بگی
اون... اون شَق شده
جدا ؟
با این چیز شَق چیکار باید بکنم ؟
بکنیش توی بدنم
گرفتم ، ازم میخوای که اون فرو کنم توی بدنت
خودت میدونی که ازت میخوام چیکار کنی
بیشتر بخور ایومی بیشتر
تمامش تا ته ساک بزن و بکن تو حلقت
! آیومی
امیدوارم که اون به حالت عادی برگرده
... اگر اینکار ادامه پیدا کنه ، نمیتونم
بله
خونه ام
امروز ملاقات داشتیم
مشکل جدی هست
مطمئنم که واقعیت داره
الان ؟
بله ، خیلی خوب
! هی - هان ؟ -
...بُکن توش
حتما
!...کوونت قمبل کن
بیا رفت توش
! ابم داره میاد
! میخوام ابم بریزم توش
دلم میخواد همینجا بمونم ، ولی یه مقدار کار توی خونه دارم که باید انجام بدم
موندن اینجا فکر خوبی نیست نگران من نباش
دفعه دیگه ، حال و هول بیشتری تو سرم دارم ، باشه ؟
... میگم
هان ؟
یه خواهشی دارم
اره ؟
دوستم روی کمکم حساب کرده و یک کلاس آشپزی راه انداخته
ازم خواسته اگر ممکنه بهش کمک کنم
اون دوست زمان دانشگاهم هست
معلومه یادمه ، چرا که نه ؟ باید کمکش کنی
این یعنی آشپزیت پیشرفت میکنه ؟
اره - خوش بگذره -
اون سه روز در هفته هست نمیخوام باعث بشه دیر بیام خونه
از بیرون ، احتمالا خوشحال به نظر میرسیم
حتی تظاره نمیکنه که شوهر خوبی باشه
اون حتی بخاطر تمایلات سکسیش !شرمنده نیست
این چیزیه که ترسناکه
اره
اره
بله
فکر کنم از فردا شروع کنم
خوبه ، تنوع خوبیه
...آشپزیت هم پیشرفت میکنه
حتی فکر کنم بزودی آشپز ماهری بشی
آماده نیست
اره
ولی اون باید تنوع خوبی باشه
... کازوها ،در مورد دعوت شام
میشه هفته آینده باشه ؟
هر وقت برای خودت راحت باشه از نظر من اشکالی نداره
میتونی تا اونموقع صبر کنی ؟
اون هر روز نیست
تعطیلات آخر هفته وحشتناک میشه
شنبه هفته دیگه حتما میائی
باشه ، شنبه ، حتما میام
به شدت دلم میخواد بیام مهمونی
بله ، خانم
اره ، می بینمت
تکونش بده خیلی حال میده
از لمبرت استفاده کن
لمبرت که تکون میخوره !خیلی حال میده
میچیشیتا هستم الان میتونی حرف بزنی ؟
No comments yet. Be the first to leave one.