هماهنگ با نسخه‌های زیر

@mixnonaz2 Yangotonaki Ichizoku E10
ناشر mixnonaz
⭐️ @mixnonaz2 زیرنویس اختصاصی تیم ژاپنی ⭐️

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2022-08-16
تعداد دانلود: 23
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

به جالب ترین قسمت افسانمون رسیدیم

این قسمت از اولش تا آخرش توی نقطه اوجه

سیندرلا و پرنسِش...به چالش های زیادی غلبه کردن و عشقشون رو ثابت کردن

بچه ای که...نماد عشقشونه...سالم به دنیا میاد یا نه؟

نفس بکش

میهوکو سان فشارش بده فشار؟ -

ساتــــو

اینجا؟ زودتر،کنتا،بیا اینجا -

تو میتونی کنتا -

داره میاد بیرون،فقط یکم بیشتر...نفس بکش

تو میتونـــی

ساتو ساتو تو میتونی،ادامه بده -

نفس عمیق بکش

یه دختر بچه سالمه

ممنونم ساتو

کنتا

خیلی نازه اوهوم -

خیلی کوچولوئه

باورم نمیشه توی پذیرایی خونه زایمان کرده

واقعا شوکه شدم هیچ وقت همچین چیزی توی خانوادمون اتفاق نیفتاده -

زندگی این بچه از همون لحظه ای که شروع شد پر هیاهو بود

به نظر میرسه که اون با یه ستاره خاص متولد شده

فقط یه همچین حسی در موردش دارم

ساتو واسه تو شیر میوه ای بگیرم؟

آه،ببخشید...معذرت میخوام بفرمایین

میدونی...من چرا...برگشتم؟هوم؟

من تو رو...نابود میکنم

بهتره خودتو آماده کنی

کنتا کوچولو

بعد از اینکه ساتو-ساما از بیمارستان مرخص شد

...با بچه به املاک میاما برگشت ولی

اسمی واسش پیدا کردی؟ کنتا خیلی مشتاق اینکار بود -

واسه همین بهش گفتم چندتا اسم پیدا کنه

من الان خیلی جدی دارم در موردش فکر میکنم من مشتاقانه منتظر اسمشم -

واااو...عجب تخت نوزاد باشکوهی

...آه در مورد این اون نمیتونه ازش استفاده کنه -

فقط پسرای خانواده میاما میتونن توش بخوابن

واسه دخترا نیست

از این تخت واسه بچه بعدی استفاده کنین

ها؟ تو باید یه بچه پسر به دنیا بیاری -

این...وظیفه همه عروسای خانواده میاما ست

لطفا وایسین

شما حتی به چهره این بچه نگاه هم نمیکنین؟

هرگونه استفاده از اين زيرنويس = = بدون ذکر منبع و اسم مترجم ، ممنوع و حرام است

اینا هدیه های تبریک اهالی مغازه های خیابونی هستن

وااااو وااااو...ای ول،من اینو دوست دارم -

بیا بخوریمش اوهوم -

کدومو میخوای؟ غیر قابل قبولـــــــه -

غیرقابل قبوله،غیرقابل قبوله،غیرقابل قبوله،غیرقابل قبوله

غیرقابل قبوله ها؟ -

از طرف ارباب بهم دستور داده شده تا وقتی که ساتو-ساما یه پسر به دنیا بیاره ازش حمایت کنم هاااان؟ -

من تمام تلاشمو میکنم

ها؟ ...خب پس...تاکِیاما،اومِکاوا -

شروع کنین چشم -

وا...وایسا،داری چیکار میکنی؟

از الان به بعد...باید طبق دستورالعمل های من پیش برین،که شامل رژیم غذاییتونم میشه

ها؟ ها؟ -

باید به طور جدی غذاهای قلیایی مصرف کنی و از طرف دیگه خوردنه غذاهای اسیدی رو قطع کنی

چیزای شیرین و چیزای روغنی...حتی در موردش فکر هم نکنین

پیداش کردم هوووم؟ -

آه...شکلاتام غیرقابل قبوله -

هی اینا هم همینطور -

هی اون ذخیره میان وعده ـمه غیرقابل قبوله -

آخ غیرقابل قبوله -

نشدنیه

ساتو...بیا باهم تقسیم کنیم

اشکال نداره؟ اشکال نداره -

آه غیرقابل قبوله -

مِنو غذاییشو من مدیریت میکنم

داری چی مینویسی؟اسم؟ نگاه نکن،نگاه نکن -

هاااا...؟ ...پونزده تا اسمو توی فهرست نهایی گذاشتم ولی -

دقیقا کجاش فهرست نهاییه؟

میخوام با یه اسم خوب بهش هدیه بدم

اوهوم

این چیه؟ هووم؟ -

ساتو...بچه...من

هیچی ـش شبیه ما نیست دارم واسه وقتی که قراره با بچه ها نقاشی بکشیم تمرین میکنم -

با این حساب...قطعا باید بیشتر تمرین کنی

هـــــی

داری به نمایش میذاریش؟ اوهوم -

...اوووم

کومی...اونو بهش دادی؟

نه هنوز

داری چیکار میکنی پس؟...قراره بهش کمک کنی تا زودتر یه پسر به دنیا بیاره

باشه

باید درک کنی...چون تجربه ـش رو داری میدونی...که این خانواده چقدر به یه پسر نیاز داره

مترجم : مُنا @mixnonaz2

...این کلسیم فُسفاته -

اگه اینو مصرف کنی،احتمال پسر باردار شدنت رو افزایش میده

اما باید حداقل به مدت 2 ماه به طور مرتب مصرفش کنی تا تاثیرشو نشون بده

لازمه از الان خوردنشو شروع کنی

واسه همین...باید شیردهی رو قطع کنی

چی؟ همینکه خوردن مکمل ها رو شروع کنی،نمیتونی خودت به بچه شیر بدی -

ولی این بچه...به شیشه شیر واکنش خوبی نشون نمیده

...پس اگه امکان داشته باشه اشکالی نداره -

اگه به قدر کافی گرسنه بشه شیشه رو قبول میکنه

ساتو-سان

میدونی من مدتی طول کشید...تا اولین بچه ـم،آکیتو رو باردار بشم

توی اون مدت...همیشه بهم میگفتن...هر چه زودتر باید صاحب پسر بشم

من نمیخوام...تو همچین چیزی رو تجربه کنی

عذاب کشیدنت...تا وقتی که پسردار نشی تموم نمیشه

این...به خاطر کنتا و تو...و این بچه...هر سه ـتاتونه

نفس بکش

تو میتونی

آخه چرا اون حرفو زدم؟

پشیمونم

فُرم ثبت طلاق

مترجم : مُنا @mixnonaz2

من گرسنمــــه

نامزد؟؟

دوسال پیش...توی خانواده سایونجی یه پسر به دنیا اومده

در نهایت،میخوام اون با این پسره ازدواج کنه

سایونجی توموآکی

ها؟

لازمه که...این بچه جوری آموزش داده بشه که هر جا هم که بره باعث شرمندگی این خانواده نشه

...اووم

به جای این بچه در مورد زندگیش تصمیم نگیر

عروسی که نتونسته پسر به دنیا بیاره،یه عروس بازندست

پس حداقل کاری کن دخترت به درد بخور باشه

بابا

یه لحظه وایسا

درست همونظور که مامان گفت شد

شاید تا وقتی که من...پسری نداشته باشم این رنج تمام نمیشه

این...به خاطر کنتا و تو...و این بچه...هر سه ـتاتونه

بله،بله...گرسنه ای نه؟

خوابش برده؟ داره میخوابه -

منظورت چیه؟

من مکملا رو نمیخورم

ساتو...تو میخوای این خانواده رو نابود کنی؟

من وظیفه دارم،از خانواده میاما محافظت کنم

هر عروسی که با این خانواده ازدواج کنه،وظیفه داره یه پسر به دنیا بیاره

اگه واسه اینکار آماده نیستی...برو بیرون

به خاطر بچه بعدی؟..به خاطر پسر داشتن؟

من نمیتونم...واسه همچین دلیلی از بچه ای...که الان وجود داره غافل بشم

نمیتونی به روش خودت...داشته باشیش

بابا...چرا تو همیشه ی خدا درست حسابی به حرفام گوش نمیدی؟

فرار نکن چی گفتی؟ -

چه پسر باشه چه دختر...از تحمیل کردن ارزش های قدیمی خودت به ما دست بردار

به نظرای ما هم گوش بده لازم نکرده -

کنتا حالت خوبه؟ خوبم،خوبم -

مطمئنی حالت خوبه؟ خوبم -

خب هیچ برآمدگی ای نیست کاملا خوبم -

خداروشکــــر

چی شده؟هووم؟ میخوام...شکلات بخورم -

ساتو-سان هوم؟ -

چرا امتحانی در اون ظرف ترشی آلو رو باز نمیکنی؟

ها؟...این؟ آره -

شوخی میکنی...قایم کرده بودی؟ اوهوم -

...دوست دارم

این شکلاتا رو پس منظورت این بود -

آاااه روحمو جَلا داد

بیا...آاااا

اووم کنتا هوم؟ -

بیا سه تاییمون،خیلی جاها بریم،یه عالمه غذاهای خوشمزه بخوریم

و یه عالمه...خاطرات عالی بسازیم اوهوم -

خوب خوابیدی؟

اوه صبح بخیر،زود بیدار شدی

بابا ست

کنتا؟

ببخشید...شما؟

بابا امروز لوس و بی مزه شده

کنتا؟

تو کی هستی؟

از دست دادن حافظه؟

این ممکنه...عوارض ناشی از سقوط شِش ماه پیشش باشه

ضربه مجددی که به سرش خورده...ممکنه باعث شده بخشی از حافظه ـش رو از دست بده

هیچی از من و بچه...یادش نمیاد؟

ولی حافظه ـش برمیگرده نه؟

در حال حاضر نمیتونیم با اطمینان بگیم که موقتیه یا دائمی

...چطور ممکنه

آریسا ازدواج کردی؟

واقعا هیچ کدوم از اتفاقایی که از بعد دانشگاه افتاده رو یادت نمیاد؟ اوهوم...واقعا نمیدونم داره چه اتفاقی می افته -

دایسوکه طلاق گرفت و از خونه رفت

دایـ...دایسوکه ازدواج کرده بود؟ آره -

جدی میگی؟

ولی اونی-چان...ساتو-سان رو یادت میاد مگه نه؟ چی؟ -

نه اصلا خدایی؟ -

ولی ساتو-سانه ها؟ -

بچه رو چی؟

واقعا بچه ی منه؟

شوخیت گرفته

واقعا یادت نمیاد؟ آریسا -

ولی خانواده رو یادت میاد نه؟

خانواده؟ همین خانواده -

آره...یادم میاد

ساتو

کنتا فعلا توی ساختمون اصلی خونه زندگی میکنه

چی؟

در حال حاضر،تو کاملا یه فرد غریبه ای براش

برگشتنش به اون یکی ساختمون خونه فقط بیشتر باعث گیج شدنش میشه

ما خواسمون به کنتا هست

این...واسش بهتره

من توی...خونه جداگونه زندگی میکردم؟

ولی...اونجا جایی نیست که وارث زندگی میکنه؟

کنتا...تو توی مسیر جانشینی من بودی

پس داداش چی؟

من و تو...در حال مبارزه سر وراثت بودیم داداش...چه اتفاقی واست افتاده؟ -

چیزی نیست که نگرانش باشی

در واقع من...بیشتر نگران تو ـم

حالت خوبه؟ ها؟آه آره -

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left