نخستین 200 خط.
چی؟ رئیس کوان دیدی ؟
وقتی حرف از بدشانسی باشه
صاف میاد میخوره تو سر من
ای بابا من بهت چی گفم
گفتم ازش دوری کنی
چرا دنبالت دوید؟
...با کاری که کرده
باید سرشو مینداخت پایین میرفت دنبال کارش
فکر کرده قسم نامه اش دست منه
قسم نامه؟
تو گفتی خوردیش که ، پس نابود شده
خیلی وقت پیش از بین بردمش
اما اون خبر نداره
خیلی عصبانیم
حس میکنم دارم روی لبه تیغ راه میرم
...اگه رئیس کوون بفهمه
که جما دختر مین هه کیونگه چی؟
از کجا میخواد بفهمه؟
همه جا به اسم دختر تو ثبت شده
محاله بفهمه مگه یکی بهش بگه
واقعا؟
الو؟
چی شد؟
چرا اینقدر بی مسئولیتی؟
متاسفم
یه کار فوری پیش اومد
صدای زن میاد ..کیه؟
بس کن دیگه
هی کحا؟
کی بود؟
داشتم میگفتم... متاسفم
...من
الو؟
الو؟
جما
کجا رفتی؟
خیلی وقته ساعت ناهار تموم شده
جما بیا حرف بزنیم
...آزمایش دی ان ای - میدونم -
پسر کی سوکه
کی سوک رو دیدم
همینطور اون زن یون چو هم
و مادربزرگ
مادر بزرگ؟
چی گفت؟
عجبا
گفت میخواد اون زنه کلاهبردار برگرده؟
درک میکنم
چی رو درک میکنی؟
یعنی میگی بخاطر بچه بدون هیچ عشقی برگردن به هم؟
دقیقا این همون کاریه که نسل مادر بزرگ میکنه
ببینم هیونگ چی گفت؟
من که نمی فهمم
هیونگ و یون چو بلافاصله بعد ازعروسی درگیر شدن
و تو اتاقهای جدا می خوابیدن
اما چطوری بچه دار شده؟
سلام دیوید خودمم
میتونم یه لحظه ببینمت؟
سلام هیون سوک
خوشحالم دوباره می بینمت - منم همینطور -
بشین
میتونم به کره ای حرف بزنم؟
میخوام ازت یه چیزی بپرسم؟
اون آزمایش دی ان ایی که ازت خواسته بودم
فکر کنم یه اشتباهی شده
میشه دوباره انجامش بدی؟
...خب راستش
چیه؟
دیوید راستش بهم بگو
این یه موضوع مهم در مورد خانوادمه
اوکی نمیخوای بگی پس؟
تو دادگاه می بینمت
صبر کن. صبر کن
...راستش
...در حقیقت
مین هی کیونگ مدیرعامل لورا از من خواست این کارو انجام بدم
گفت کاری کنم نتیجه آزمایش مچ باشه
منم طمع کردم و نتونستم رد کنم
الان تجارت من کلی مشکلات داره
اما هی که گذشت
وجدانم عذابم میداد
این نتیجه آزمایش واقعیه
لعنتی
چی گفتی؟
جما گفت که حاضر به عقب نشینی نیست؟
دختره عوضی
کی سوک اینبار یه آدم سریش پیدا کرده
فکر کردم تو این دام میفته ولی نشد
من دیگه نیستم
چیزی رو ک هقول داده بودی بده بیاد
مگه چیکار کردی؟
یه شروع درست و حسابی نداشتی
اونوقت تقاضای پول میکنی؟
اینجوری نباش
میدونی که من کوتاه نمیام
گمشو
من راحت پیدات کردم
پس یعنی بدون دردسرم از دستت خلاص میشم
می فهمی چی میگم؟
میخواستم بیام دیدنت و راستش بهت بگم
متاسفم
لطفاً منو ببخش رفیق
یون چو؟
حرکت به پایین
اینجا چه میکنی؟
اومدی کی رو ببینی؟
این طرز رفتار با زن برادر سابقت نیست
نمیخوای بگی... من همین الانشم همه چی رو میدونم
میدونم اینجا برا دیدن کی اومدی
و کارت در چه زمینه ای بوده همه رو میدونم
پس درست برام بگو
بیا بیرون
خانم مدیر
شنیدم شما این عوضی رو کشیدی اینجا
شنیدم شما مجبورش به این نقش کردی
چی شد؟
گفتی یه حرفه ای هستی اونوقت فقط همینو بلد بودی؟
پاشو برو نمی خوام ریختت ببینم
کجا راه افتادی ، شام باش
من باید حقیقتو بشنوم
این اتفاقات برا چی افتاده؟
چرا میخواستی به دروغ بگه اون بچه برادرمه؟
چرا حتی تو آزمایش دی ان ای دست بردی؟
از من چرا می پرسی
از این خانمه بپرس
بشین اول
واقعا که لعنتی
آروم باش گفتم
بشین
...مشخص نیست
تمام اینها بخاطر کیه؟
...نمی دونی
اگه برادرت با جما ازدواج کنه چی میشه؟
تمام ثروت خانم چوی به ارث میبره
...اون بزرگترین عروسش میشه
و هر کاری که بخواد براش میکنه
متوجه شدم برادرت براش کارای مالی میکنه
...اونم یواشکی تمام
ثروت خانم چوی رو میخواد
اون همچین زنی نیست
آقای یون
احمقی؟
یا ساده لوحی؟
...من میخوام ثروت خانم چوی
به تو و هه بین برسه
خانم مین
نمیدونی چرا تو رو آوردم تو شرکت؟
میخوام تجارتو یاد بگیری
و ثروت من و خانم چوی
از اینجا یه شرکت بزرگ تو کره بسازه
اینجوری به برادرت نبار
من همچین چیزی نمیخوام
با اجازه
متاسفم
...من
اشتباه کردم
نمی دونستم همه چی اینجوری از کنترل خارج میشه
...اگه خانوم چوی بفهمه
.متاسفم مدیر یون
لطفاً به بانو چوی چیزی نگو لطفا؟
حالش زیادم خوب نیست
میدونی که نباید استرس بگیره
خواهش میکنم
...نذار کسی جز ما دوتا
در موردش بفهمه
خواهش میکنم
چی شده؟
چیزی نیست
...بین تو و مدیر یون
اتفاق بدی افتاده؟
قیافه اش که ناراحت بود
البته که نه
در مورد عروسی و اینور و اونور حرف میزدیم
یه ذره بیشتر هواشو داشته باش
هر از گاهی ببرش بیرون یه غذا بخورین با هم
قراره مثلا دامادمون بشه
این هفته باید یه قرار شام بذاریم
...چی ...چقدر
باید بهش بگم؟
...هیچ کس نباید بفهمه
جز ما دوتا
کجا رفته بودی؟
سعی کردم بهت زنگ بزنم ولی جواب ندادی
یه کارایی داشتم که باید بهش رسیدگی میکردم
اوهوم
...هیونگ در باره یون چو
اسمشو جلوم نیار
اون پسرته
من ازش مراقب میکنم
...اما مهم نیست کی چی میگه
من با جما ازدواج میکنم
حتی اگه مادر بزرگ مخالف باشه؟
من نظرش عوض میکنم
هیونگ اون آزمایش دی ان ای الکی بوده
اون بچه پسرت نیست
چی؟
بیا
(یون کی سئوک و یون یی جه از نظر بیولوژیکی پدر و پسر نیستند)
این جواب آزمایش واقعیه
چطوری ممکنه؟
No comments yet. Be the first to leave one.