نخستین 110 خط.
نتیجه هرچی میشد، ما دوتا باهم خوب میبودیم
...ببین
بعد از اینکه تکالیفم تموم شد میرم به خانوم آکانه ابراز علاقه کنم
پس منم همینطور
دوتامون همین کارو میکنیم مگه نه؟
همزمان
میترسی؟
...خب، اوه
آره
واقعا خیلی میترسم
نمیخوام جوابشو بشنوم
میدونم نتیجه بدی درپیش داره
...یه جورایی
یعنی فقط من اینطوری ام؟
هیچی ولش کن
چی؟
تا بم نگی که من نمیدونم
...خدارو چه دیدی شاید دیدی که
...که ما عواطف یکسانی داریم
...یه جورایی
...نمیدونم از کی شروع شد، اما
...دیگه نمیتونم
...تو رو به چشم
...یه جایگزین ببینم
...من حتی
...دیگه بهش به چشم جایگزین داداش بزرگه نگاه نمیکنم
...گرچه این تنها چیزیه که میخوام بگم
...نمیدونم
نمیدونم چرا...نمیتونم اینا رو بگم
خب، ما فقط باید بشینیم و ببینیم که چی در انتظار جفتمونه
من تصمیممو گرفتم
درست میگی
ممنون که منتظر موندی
نیازی نبود که برای گذروندن این دوره تابستونی به شهر جفتیتون بیای
اونجا راحت نیستی؟
از اونجا که میخوام ببینمت خیلیم راحتم
...یه طورایی
...بازم دوباره خیلی خوشگل شدی
خوش اومدید
چی براتون بیارم؟
خب من قهوه میخوام
الان میاد
هی، چه خبر از اونی که دوستش داشتی؟
فکر کنم خوب پیش نمیره نه؟
...اگه اینطوریه
...من به اندازه کافی خوب نیستم؟
...راستش
...یه دختره
پس، خودت بگیر داستانو
نمیتونم باهات باشم، آتسویا
...سانایی، تو
چون دختره دوستش داری؟
چون جفتتون دخترید خوب پیش نمیره؟
ما تا اینجاش اومدیم، اما واقعا خیلی واسمون زمان برد
...اما
...موضوع فقط زمان بود
نمیتونیم زمان رو به عقب برگردونیم
من خوبم
...حتی اگه این احساسات پیچیده باشه
...حتی اگه بی ملاحظگی داشت
با تمام عشقم بوده
...من دیگه
فرار نمیکنم
آسمون صافه
وقت ابراز علاقه کردنه
خب پس، شروع میشه
اوکی، وقتتون تمومه
بعد از اینکه همه تکالیفمو انجام دادم، میرم به خانوم آکانه ابراز علاقه کنم
پس، منم همینطور
چطور بود؟
معمولی بود واسم
فکر کنم خوب دادم مسائل رو خوب حل کرد
تو واقعا میتونی بدون نیاز به خوندن خوب امتحان بدی
درسته
چطور بود؟
یکم خوب دادم فکر کنم
سانائی، بیا دیگه گشنمه منو ببر جایی غذا بخوریم
خب، من گشنه نیستم، بای
مضطربی؟
یکم
خب، من میرم و ابراز علاقه میکنم
این یه دل شکستن نیست
اما خب، هرچی میخواد باشه
گرچه تو این مورد تنها بشیم، ولی هردومون هوای همدیگه رو داریم
درست میگی
نمیتونم صاف
...تو چشای موگی نگاه کنم
موندم چرا
پس، بیا ساعت 8 بازم همو اینجا ببینیم
از این وضع خوشم نمیاد
حس میکنم صورتم خیلی داغه
چی شده؟
فکر کردی میخواستم ببوسمت؟
نخیرم
...موگی
بس میکنم
این دفعه رو بیخیال میشم
پس، بعدا میبینمت
عجیبه که قلبم به خاطر موگی به تپش افتاده
...اما
بدم نمیاد
...من
...احتمالا باید رو به جلو حرکت کنم؟
خوش اومدید! لطفا هرجا که دوست دارید بشینید
ببخشید که ازتون خواستم بیرون بیاید
عیبی نداره اگه
به خاطر یکی از دانش آموزای بانمکم باشه
مهم تر از همه چونکه تو برای من خاص هستی
...قبلا هم متوجه ش شده بودما
اما تو واقعا انگشتای خوشگلی داری
No comments yet. Be the first to leave one.