نخستین 200 خط.
.بابا، باید حرف بزنیم - درباره زنبورها؟ -
زنبور؟ ما قراره
دو هفته دیگه به مناسبت .خونه جدید مهمونی بگیریم
دوست ها و همسایه ها ...میان
...گفت گفت زنبور؟
مارشال مرتب تا دیروقت ،سرکار بوده
واسه همین کل مهمونی .رو خودم هماهنگ کردم
،همه چیز آماده و مرتبه ،غذا، شراب
حتی یک پنیر گودای .کمیاب از تو اینترنت پیدا کردم
...برگردیم سر زنبورها
خلاصه اینکه : این مهمونی ،خیلی واسه من مهمه
--تنها چیزی که به فکرم میرسه ،--اینو در نهایت محبت میگم
.تو خرابش می کنی
لیلی، قول میدم .مهمونیت رو خراب نکنم
خوش اخلاق و .خوش مشرب میشم
یک برت رینولدز .کارگردان آمریکایی) همیشگی)
اصلا نمی خواد .نگران باشی
!درباره زنبورها بگو
،خب، حالا که پرسیدی
.یک کاری راه انداختم
تولید عسل صنعتی .تمام ارگانیک
.درسته .من کارآفرینم
.اوه ...خب این مهمونی
.لیلی صبر کن ...اگه ناراحت نمیشی
فقط یک چیز .دیگه مونده بپرسم
دقیقا کجا داری این کار رو انجام میدی؟
.طبقه پایین .تقریبا 10 هزار تا زنبور تو انباریه
== sync, corrected by elderman ==
چرا اصلا همچین چیزی ...میگی؟ احمقانه ترین
!خونه جدید مبارک
.سلام بچه ها
رابین کل روز سعی
کرد کوگل درست کردن .یاد بگیره
نتونست. این رو .گرفتیم Zabar از
میشه تو فر گرمش کنیم؟
زودتر از گرم کردن .تو یخچال فریزر
یک کم مشروب .خوردم
.بده من .اینو بگیر
بچه ها، یک روزی شما .یک مهمونی برگزار می کنید
و می بینید که همش نگرانید
.یک چیزی به مشکل بخوره
.نگران نباشید
،چیزی که باید نگرانش باشید اینه که .همه چیز به مشکل بخوره
و ترس واقعی از اینه که .چقدر سریع این اتفاق می افته
مثلا تو مهمونی خونه ،جدید مارشال و لیلی
.تو 5 دقیقه این اتفاق افتاد
تو اون 5 دقیقه خیلی .اتفاقات رخ داد
می دونید چیه؟ هر اتاق رو .جدا تعریف می کنم
.از پذیرایی شروع می کنیم
وای نه، این .اصلا خوب نیست
چی؟ - هیچی. پس فکر -
می کنی داره خوب پیش میره؟
شوخیت گرفته؟
دست تنها مهمونی برتر .سال رو برگزار کردی
.بس کن .از دوتا دستم استفاده کردم
خب، چه کمکی بکنم من؟
عزیزم امشب بعد خدا می دونه .چند وقت سر کار نیستی
فقط همینجوری مشروب بخور .و استراحت کن
.آقای کوتز
خوب نیست یک شب تعطیل داریم؟
.خوبه .ولی امشب اون شب نیست
چهل و پنج دقیقه دیگه .برمی گردیم اداره
ولی قربان، مهمونی .گرم خونه جدیدمونه
می دونی، کره زمین هم
.مهمونی "گرم" داره
ولی مهمونی اون با ریزش انسان ها کف اقیانوس طغیان کرده ای
که از وسط دستگاه گوارش .سفره ماهی می گذره، تموم میشه
.راستی چه خونه زیبایی
آقای کوتز، می دونم ،شما گیاهخوارید
واسه همین رولت برنج بدون .گوشت براتون گذاشتم اونجا
!آخ جووون
باید برگردی سر کار؟
مارشال، تو سرت شلوغه ...به اندازه
به اندازه چی سرت شلوغه؟
خواهشا درباره .زنبورها حرف نزن
می خواستم بگم .نیکلاس کیج
.تو همه فیلم ها هست
.یک موزیک بگذاریم
.پنیر گودا رو میارم
چند تا بطری ...شراب باز می کنیم
که از انباری .باید بیاریم
باشه، لباس زنبورداریم .رو میارم
باید به خاطر زنبورها .خوشحال باشید
موش ها رو از .پا در میارن
اینجا موش داره؟
با این همه زنبوری
.که هست، نه نداریم
.خواهش می کنم
،تد، پنیر گودا داره میاد .سرحال باش
تو گیاهخواری؟
چی؟
!اووو هووو
!آشپزخانه
باورم نمیشه می خواد مجبورمون .کنه بریم سر کار امشب
آیا... تو... گیاهخواری؟
.نه
.آهان وقتی داشتی اون رولت های
برنج رو از حلقومت "می دادی پایین، علامت "گیاهی
رو کنار ظرف غذا مشاهده نکردی؟
.فکر کنم سوءتفاهم شده
می تونستی هرچیزی .روی اون میز بود رو بخوری
!هر چیزی
مینی پیتزا، انجیر ،لای گوشت خوک
.رولت گوشت
حتی حرف گودای .وارداتی هم بود
ولی نه، نه. تو باید همون یک چیزی که مناسب فردی
،با برنامه غذاییه منه .می خوردی
ببین من رولت .برنج ها رو نخوردم
!دروغگو
نفست بوی هویج رنده .شده و دروغ میده
باشه، باشه. اصلا من رولت .برنج های قشنگت رو خوردم
...اووه
می خوای چیکار کنی، هیپی ؟
.همه چیز مرتبه
،مرد جوان
داری پیشنهاد دعوا با مشت میدی؟
با مچ دستمون؟
و پا، من .لگد می زنم
خب، مثل اینکه من خوردن گوشت
سفید رو باز .شروع کردم
مثل یک خرس مرداب .تیکه پاره ات می کنم
باید بهت هشدار ،بدم که
.قبلا دعوا کردم
،من هم همینطور .یک جورایی
!وای خدایا
.سلام آقای کوتز
دیدید حموس (نوعی اسنک) و سبزیجات داریم؟
حموس و سبزیجات؟
.اونجاست
من نمی گذارم اون یارو .بزنه تو سرم
بود که Sun Tzu فکر کنم ".گفت : "هرگز کم نیار
".هرگز تسلیم نشو"
.خفه شو تد .باشه
.لیلی، به خاطر خدا .تو حامله ای
.به خاطر خدا تد .لیلی حامله است
.ای واای
.ببخشید
الان چنین چیزی .رو نمی خوام تد
.نباید این کارو بکنم
.نباید این کارو بکنم - چی؟ -
.خیلی فکر بدیه !خیلی فکر بدیه
چی رو میگی؟ - .فقط باید برم، باید برم -
خب، به من بگو .چی شده
.من عاشق کیرمم رابین
.بارنی، قول دادی
!عاششقشم
اگه می تونستم .بوسش می کردم
اگه بگم سعی نکردم .دروغ گفتم
من با این بحث .معذب میشم
بی خیال رابین، درباره .کیر من داریم حرف می زنیم
.تو دیدیش. دختر جیگریه - دختر؟ -
همه می دونند هر .کیری دختره رابین
مثل... گوسفند و .هیولای دریاچه
.گوداااا
.خیلی زیبا
.اوه، گودا
.من برمی گردم
.اکثر جاهام حداقل
.نخور اون رو - چی؟ -
.وای! خراب شد
.خراب نشده .قانون 10 ثانیه
...هشت، نه، ده .حالا خراب شد
.کل مهمونی خراب شده
یک انباری پر از .زنبور دارم
تد هم داشت با آقای .کوتز دعواش می شد
لیلی، نگاه کن .اینجا رو
به همه داره .خوش می گذره
.مهمونی خوبیه
آره، شاید فاجعه .نباشه کلا
این دیگه چی بود؟
خب، این از .قسمت پذیرایی
الان میریم سراغ .اتاق غذاخوری
وای نه، این .اصلا خوب نیست
باورم نمیشه .اینا گیاهی اند
بیست تا .ازشون خوردم
باید اسم این .آشپزه رو بپرسم
هفته دیگه جشن .تکلیف بچه گربه مه
بالاخره یک گربه .بالغ میشه
...تو دیوونه
.گربه هایی
گربه ها تو ابراز احساسات .خیلی واقعی و راستگو اند
،از طلاقم به بعد
یکی پس از دیگری .دروغگو دیدم
واسه همین خیلی خوبه آدم با شخص بی کلک و راستگویی مثل تو آشنا میشه،
.Gary Powers مامور ویژه
...گوش کن
.فکر کنم به تفاهم برسیم ،یک چیزی اینجا هست
...یک چیز بزرگ
که به نظر .طبیعی میاد
...شاید
.بتونیم بریم خونه تو
من نمی تونم باعث تاخیر تو در تخریب .اون سیارک های صغار بشم
باید اون سیارک ها .رو تخریب کنم
فکر کنم همین الان .باید سکس کنیم
دو دقیقه دیگه بیا اتاق .مهمان طبقه بالا
دنبال رولت های برنج .گیاهی می گردم
.شرمنده، آخریشه
.دو دقیقه
چجوری تموم شدند؟ .مهمونی همین الان شروع شد
.همینو بگو
No comments yet. Be the first to leave one.