Titanic

Titanic

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Titanic 1953
ناشر Ario1987
کاری مشترک از احمد پیله ور و امید بیوکان

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2013-02-16
تعداد دانلود: 38
مخصوص ناشنوایان: Yes

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

"سفر دريايي مبارک"

آقا و خانم جان جان جيکوب اَستر،اتاق A-56

اونقدرها هم تجملاتي نيست.فقط گل استکاني هستن- يه نگاه بنداز-

"از جنگل هاي قلعه ويندور" !بلايمي

. کَره ديونشر براي آقاي بنجامين گوگونايم بزارش تو جعبه يخ

"سفر دريايي خوش بگذره ،آقاي گوگونايم."

"سفر دريايي خوش بگذزه" !تو يه حالتي هستن که شهوتشون گل کرده

"کاپيتان اي جاي اسميت." !اينو برسون به بريج،و بپر بهش

".آقا و خانم تروس"

،با اين همه کارگر که گرفتيم دوهزار ودويست نفر توي کشتي هستيم

.هواي توي بندر غليظه ولي وقتي حرکت کنيد خوب ميشه

از چربُرگ به نيويورک

با يه مسير دايره اي بزرگ- بله.يه مسير به سمت جنوب-

.شروع خوبيه،کاپيتان چايي خيلي خوبيه

،درباره وقت حرکتتون .ميدونيم که با احتياط عمل ميکنيد

.گرچه،شرکت از ثبت کردن کارکرد موتور بدش نمياد

.اونا موتورهاي خوبي هستن،قربان دستورالعمل ديگه اي نسيت؟

باوجود کشتي مثل اين،حرف ديگه اي .واسه گفتن نميمونه،جزاينکه موفق باشيد

و اميدوار بودم بتونم باهاتون بيام- .شايد دفعه بعد،قربان

.بله.ولي اين يه سفر دريايي مقدماتي نيست

.براي شماست،قربان- .حدس ميزنم زنم واسم يه پيرهن اضافه فرستاده-

،از طرف هنري اوانز" "بنبکيولا،هِبِرديز

.کاپتان هنري اِونز فکر کردم مُرده

اين بر فراز دکل اصلي کشتي اُلد استار ماداگاسکار برافراشته شد،نزديک به چهل سال پيش

.به عنوان يه کارآموز بهشون ملحق شده بودم اون يه کشتي دريايي خيلي خوب بود

بايد به احتزاز درش بياريم،قربان؟

.واسه اين روزا همچين مناسب نيست .ولي ببريدش بالا

.آقاي سندرسون

.خوب بهش نگاه کنيد

.قايق داره از چربرگ بيرون مياد،قربان

.آقاي سندرسون با قايق به طرف ساحل ميره پله راه رو خروجي رو بهش نشون ميدي؟

.خب،ناخدا همه اين کشي باشه واسه شما- .خدانگهدار،قربان-

سکان رو داشته باش!همين مسير رو برو

!جوليا.جوليا

.سندي.فکر کردم توي بيارتز بودي- ،جولياي قشنگ من،بيارتز واسه گوشاي تو-

.يه کلمه کثيف بنظر مياد- اينبار چقدر باختي؟

.خب،اينا لباساي قرضي هستن شوهرت کجاست؟

اون نيومد- خوبه.ميتونيم يه ذره بدگويي کنيم-

متاسفم آخه بچه هام رو با خودم آوردم

.فکر کردم يه خونه تو دوويول گرفتي

.نظرم عوض شد !اَنت! نورمن

سندي!کول پلريسر دي وس ويور ايسي

"منظورش "سلامِ- نورمن-

.عصر بخير،آقا من بايد برم سمت راست کشتي

تا آنتن هوايي مرکوني رو ببينم

.همينجا بمون .سعي ميکنم يه صندلي گير بيارم

اوه،جان،من اولين زن دنيا نيستم .که ميخواد بچه داشته باشه

تا اونجايي که من نگرانم مطمئنا اينجوري هستي

،منو ببخشيد،آقاي آستر،اما اگر دنبال صندلي ميگرديد شايد بتونيد از چمدون من واسه اين کار استفاده کنيد

.ممنونم- .آقاي آستر،اسم من ارل مي کر هستش-

بله،ممنونم- .دنبال پيشخدمت وايدنر ميگردم-

.پيشخدمت خانم وايدنر آيا پيشخدمت خانم وايدنر اين اطرافه؟

وايدنرز؟ فکر کنم اونجا ديدمشون

.دنبال پيشخدمت وايدنر ميگردم .دنبال پيشخدمت وايدنر ميگردم

.پيشخدمت وايدنر .دنبال پيشخدمت وايدنر ميگردم

،خب،بهم نگاه نکن!من خيلي پيشخدمت داشتم بعضي پيشخدمتا که مراقب پيشخدمتا بودن

نميتونم بگم که من فلاي بيچاره رو سرزنش ميکنم

طوري قيافه نگرفتم که نياز به پشتوانه داشته باشه

من مدالم رو نشون ميدم و از درخشش اون عده اي از مردم نابينا ميشن

،اسم من مُد يانگه و مونتانا راهنماي منه

دريا زده شدي؟اون يه نوع درمانه؟

نه،اين باعث درمان هيچي نميشه

!نه دويدن،نه فشار دادن

.مرسي بلندش ميکنم

!بيلط هاي مهمون خونه آماده هستن !مسافرها،توجه کنيد

صحبت به زبان اسپانيايي

صحبت به زبان اسپانيايي

صحبت به زبان اسپانيايي

صحبت به زبان اسپانيايي

.من ريچارد وارد استرچز هستم .ميخوام يه سفر دريايي انجام بدم

.با تيتانيک؟متاسفم،قربان تا ماه مارچ همه بليط هاي اين کشتي درجه يک فروخته شدن

تبريک ميگم .گرچه،من بايد تو اون کشتي باشم

دوست دارم بهتون کمک کنم،قربان،ولي متاسفم

صحبت به زبان اسپانيايي

صحبت به زبان اسپانيايي

ببخشيد،شما اسپانيايي هستيد؟

ما اهل باسک هستيم- از سرزمين شراب-

.ما ميريم کاليفورنيا، احتمالا اُرگن .انگورها رسيدن،ميشه به شراب خوب درست کرد

اونجا زمين داريد؟- .يه تيکه زمين کوچيک ميخريم-

خب،نياز به همچين زمين کوچيکي نيست ،حالا،اون بليط رو بده به من

و اينم پول کافي واسه خريد زمين پنج برابر بزرگتر اون زمين

خانم،جاي بحث کردن نداره

.اون ميتونه سوار کشتيِ بعدي بشه و ظرف يه هفته يا بيشتر بهتون ملحق بشه .يه کشتي بخوبي همين کشتي

خيلي خب،ميتونم يه نفر ديگه رو پيدا کنم

حالا،فقط واسا فکر کن،چند سال طول ميکشه تا صد اِيکر زمين بخري؟

حالا،يه مشورت خانوادگي انجام بده و زنت رو متقاعد کن

...ممنونم،آقاي

اوزکودام- لطف بزرگي در حقم انجام داديد-

قايق پهلو گرفته براي سوار شدن آماده بشيد

جلوي بالابر اصلي باشيد

بذار خوب انجامش بديم رفقا ليوانش رو پر کنيد،زنده باد رفيق

و مينوشيم به سلامتيه گروه باشکوهمون،زنده باد رفيق

،زنده باد،زنده باد،زنده باد عشق من ،زنده باد،زنده باد،زنده باد عشق من

زنده باد عشق من،زنده باد عشق من زنده باد رفيق

هي! اون کلاه پوستينيه رو نگاه

اون مال منه. تو اون پشتيه رو بگير- دعوا نکنيد. يه چرخ بزنيد از اينا زياد هست-

.يالا

من خدمه اختصاصي شما هستم،خانم فقط جف راجرز صدام کنيد.کيفتون رو حمل کنم؟

فکر کنم بچه دبستاني هستي؟

.يالا،بزن حمله کنيم

نوشيدني و... براي اولين پاس نگهباني .عجله کن،دَن

صادقانه، و عادلانه يالا،يالا،يالا

خيلي خب،بفرماييد،انتخاب کنيد

.خودتون رو خسته نکنين.لايتالار خوش شانسه- .همون قصه قديمي-

،آقاي مرداک،آقاي وايلد،دن بطري هاتون رو برداريد.اين مهمان نوازيِ منِ

باعث افتخاره

.همه مسافرهاي داخل کشتي ايستگاه ها واسه حرکت کردن و ترک بندر آماده هستن

خيلي خوبه،تامسون- کنار رفتي،پيرمرد-

،و يادت باشه،اولين پاس نگهباني اولين مرد با خانم ها

!همه ديگاي بخار رو روشن کنيد يه سفر داريم،رفقا.کمرت رو خم کن

تمام نيرو رو آروم بده به سمت جلو- تمام نيرو آروم به سمت جلو،قربان-

همون مسيري که داره ميره- همون مسيري که داره ميره،سکان دار-

همون مسيري که داره ميره،قربان

با تمام توان به سمت جلو- با تمام توان به سمت جلو،قربان-

تمام سرعت رو به جلو از پل،قربان- خيلي خب،ادامه بده-

!همينطور ادامه بديد

ايستگاه ها رو تمام کنيد.عقب و جلوي کشتي رو ايمن کنيد- ايستگاه ها رو تمام کنيد.عقب و جلوي کشتي رو ايمن کنيد-

خيلي خب،آقاي لايتالار

ممکنه تو دريا هدايتش کني- اطاعت ميشه قربان-

.هي،نميتوني بياي اينجا اين فقط واسه مسافرهاي درجه يکه . - واقعا؟

.تمام سعيم رو ميکنم رفتارم کاملا شايسته باشه

،اوه،قربان.آقاي استوريجز.منو يادتون نمياد ولي من توي کوين الکسندريا بودم

،البته.اسم شما "اِما" ست دخترتون توي پيليموس با يه دندون پزشک ازدواج کرده بود

شماره اتاق خانم استوريجز چنده؟- درست همينجاست. A-52/54 اتاق-

ولي الان رفتن بالا واسه شام،قربان- !ريچارد-

.جان.مادلين،طاووس قشنگ من- .اين يه سوپرايزه-

.بله،همينطور.دوست دارم يه لباس ازت قرض بگيرم و از تيغ صورت تراشت هم استفاده کنم

.تمام لباساي جارختيم رو پوشيدم و با عجله اونجا رو ترک کردم

.خودت،هرچي که نياز داري بردار- اوه، يه چيز ديگه-

،اگر اتفاقي جوليا رو ديدين ترجيح ميدم بهش نگين من داخل کشتيم

دوست دارم خودم بهش بگم

جان پابلو اوزکدوم" ؟

من گفتم،"ميخواي اون چکار کنه؟... "بال و پر بزنه؟

.مامان،تو بايد اعتراض کني .وقعاً ميز بديه

اينجا کسي نيست که ما بشناسيمش

شجاع باش،آنِت .اين تراژدي گاهي وقتا تو زندگي اتفاق ميفته

سرپيشخدمت،ميز خانم استوريجز کجاست؟

!مامان.نگاه کن

.خب،خب .اين کشتي پر از آدماي خوبه

سلام،آقاي استوريجز- !ريچارد-

.پامري،1892

.خانم استارس،مراقب اين روباه پير باشيد .اون نقشه کشيده

پدر !چطور سوار کشتي شدي؟- .نورمن-

.از درعقبي.خواشحالم که ميبينمت،پسر

.سلام،سندي- خب...حداقل ميتونم بازي بريج رو ببينم-

.خانم وايدنر.جرج

.آنِت- .پدر-

،جوليا.کاملا باشکوه به نظر ميرسي و اين يه سرگرمي عاليه

.فردا يه ميز بهتري رو ميگيرم- .پدر،خيلي خوشحال که اينجايي-

اميدوارم نقشتون رو بهم نزده باشم،جوليا .ولي نورمن و من ميتونيم با هم روي يه تخت بخوابيم

.اگه بتوني شر خودتو کم کني فوقالعادست

خانواده من خوشحال ميشن- اگه يه جشن بگيريم بهتر ميشه-

ميتونم يه پيام واسه پدربزرگ بفرستم؟ .اون بالا يه مرکز تلگراف بيسيم هست

ايده خوبيه.بدو برو

الان هيچي،ممنونم .ما تو بار ساندويچ ميخوريم

اِنِت،ميخوام اگر ميشه يه لباس گرم واسه مادرت بياري

البته،فرشته من

.يه چيز جالب راجع به تو،پدر. من ميدونم قبلا هرگز بدون گل روي جيب نديده بودمت

قهوت رو تمام کن،جوليا

ميتونيم وقتي دارم بهت ميگم که راجع به عملکردت چه فکري ميکنم روي عرشه کشتي راه بريم

،عجله ندارم که قهوه خودم رو تمام کنم .و همچين هم به نظرت علاقه اي ندارم

اگه به خونه زنگ نزده بودم،همينجوري ول ميکردي ميرفتي؟

خب توضيح بده چرا بچه هاي منو دزديدي؟

.ندزديدمشون.نجاتشون دادم از چي؟-

از تو- .اون مهمون من بود

داستان بهم پيوستگي اين خانواده اينطوريه که عمداً يه حقه پياده کردي تا از من دورشون کني

.همينطوره.و اونا هرگز برنميگردن

اونا ديگه نميخوان بچه هاي هتل خواب و بي ريشه باشن

مگه هتل چه اشکالي داره؟- ...اوه،ريچارد،من-

.ريچارد،سعي کن به اين معقولانه نگاه کني .ما آمريکايي هستيم.ما به آمريکا تعلق داريم

و هنوز بعد از اين همه سال چهار نعل همه جاي اروپا ميريم .واسه پيدا کردن جاهاي مناسب

...زمستون توي خيابون موريتز،دوويل توي فصل،تابستون توي

فايدش چيه؟ روزاي تقويم احمقانه و مثل هم،سال به سال ميگذرن

.به اِنِت نگاه کن- .نگاهش ميکنم،با غرور زياد-

اون سرگرمه،اون ممتازه،زيبايي داره و خوش استايله

اون يه گستاخ خدنمايه فسقليه

خب تو انتخاب شدي تا کمرش رو بکشي توي افتخارات مکنيک،ميشيگان

هر شهري توي هر استاني روي به چشم تو خنده دار بنظر ميرسه

ولي اون جايي هستش که دخترم ميره اونجا

توي يه خونه بزرگ،زشت،دلپذير با بوي عطر ياس دوروبرش

.اوه،نگران نباش.اون بي عرضه بار نمياد .اونجا پسراي خوبي رو ميبينه

ايده بهتر از اينکه ببندمش به تير يه فروشنده توي ذهنم واسش دارم

ميدونم تو ذهنت چي ميگذره

.يه ازدواج بين المللي خيلي باشکوه ميبينم،ولي هرگز خوشبخت نميشه

،نميخوام خيلي مشتاق بنظر برسم ولي،آه،ميتونيم...؟

.امشب نه،سندي،ممنونم يکم ديگه قهوه،جوليا؟

فکر ميکني اِنِت واسه اينکه اونو کشوندي به بيابون ازت قدرداني ميکنه؟

،و همينطور براي نورمن :فقط اينو ميتونم بهت بگم

هيچ کالسکه اي هر روز صبح ساعت 9 منتظرش نخواهد بود

از الان ديگه،بايد تا مدرسه راه بره

.هوم.من بايد اينو پيشبيني ميکردم

بيست سال پيش،من يه اشتباه کردم که فکر ميکردم ميتونم يه دختر متمدن باشم

که کلاهش رو بيرون از يه ازکار افتاده خريده،ليست گوزن

اشتباه ميکردم.و فکر نميکردم که سهم خودم رو از پشيموني خواهم داشت

يه چيزي،ريچارد .تو...تو هميشه صادق هستي

اين کارو انجام ميدي؟ پدر کجاست؟

ولش کن.وقت خوابه .بيا.روز طولاني بود

من يه تلگراف بيسيم فرستادم،قربان

خوبه

...خب

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left